تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2794

معماری در فرآیند جهانی شدن

از آن جا که معماری مدرن مرزهای جغرافیایی و تاریخ مندی را از شمول آرمان های خود نفی کرده بود، می توان گفت که از منظر نهضت معماری مدرن ،تاریخ و جغرافیا به مثابه شروط اصلی فرهنگ انسانی نسبت به نوآوری فن آورانه و بیان گرایی تجسمی ، تاثیر بسزایی در تکوین معماری ندارند. انتزاع و مجرد سازی معماری مدرن در نقطه مقابل فرهنگ دیرین معماری که منبعث از تکوین تاریخی عناصر آن در بستر جغرافیایی خاصی است، قرار دارد. هم چنین می توان گفت که انتزاع گرایی معماری مدرن، نفی زبان معماری است، زبانی که طی تاریخ ، همپای سایر جوانب تمدن انسانی تکوین یافته و نهضت معاری مدرن با رویگردانی از آن، گویی واژگان زبان معماری را تا حد عناصر پایه تجسمی تقلیل داده است. (حبیب،حسینی- 1389).

در این میان تمیز دو واژه "مدرنیته" و "مدرنیزاسیون" از یکدیگر می تواند در شناخت مباحث جهانی شدن تاثیر بسزایی داشته باشد. به طور کلی "مدرنیته" را می توان تلاش برای محوریت بخشیدن به انسان و به خصوص عقل انسانی در همه بیان داشته:" (Zygmunt Bauman) شئونات، از مذهب و طبیعت گرفته تا امور اقتصادی و علمی دانست. زیگمون بامن مدرنیته را در بهترین وجه می توان عصری توصیف کرد که ، ویژگی شاخص آن تحولات دائمی است- لیکن عصری آگاه از این ویژگی شاخص خود؛ عصری که اشکال حقوقی خود ، آفرینش های مادی و معنوی خود ، دانش و اعتقادات خود را به مثابه جریاناتی سیال،گذرا، متغیر، غیر ثابت و غیر منطقی تلقی می کند، جریاناتی که صرفا باید تا "اطلاعیه بعدی" به آنها باور داشت و عمل کرد ، و جریاناتی که در نهایت ارزش و اعتبار خود را از دست داده و جای خود را به جریاناتی جدید و بهتر می سپارند." به عبارت دیگر ، مدرنیته عصر یا دوره ای است که نسبت به تاریخ مندی خود اشراف و آگاهی دارد. (بامن، 1379 و بانی مسعود، 1386)

"مدرنیزاسیون" واژه ای است که اغلب برای بازگشت به مراحل توسعه اجتماعی ، که بر پایه صنعتی سازی استوارند، به کار گرفته می شود. نوسازی یا مدرنیزاسیون ، طیف گسترده ای از تحولات اجتماعی- اقتصادی است ، که به واسطه آن ،اکتشاف ها و نوآوری های تکنولوژی ، پیشرفت های صنعتی و شهرسازی ، شکل گیری دولت های ملی و جنبش های سیاسی انبوه، ایجاد می شود و همه آن ها به وسیله گسترش بازار سرمایه داری جهانی پیش می روند. واژه مدرنیزاسیون ،از قرن 18 میلادی برای توصیف بناهای نوساز ، به کار گرفته شد و به طور خلاصه می توان گفت که ، مدرنیزاسیون، به دگرگونی ها، رشدها و پیشرفت هایی که در جوامع مدرن، در نتیجه انقلاب صنعتی و ماشینی شدن زندگی به دست آمده است، اشاره دارد. (قره باغی، 1380 و بانی مسعود ، 1386).

"جهانی شدن" به مفهوم جدید، محصول ظهور صنعت ارتباطات جهانی و منعکس کننده ارتباطات هم زمان جهانی است. جهانی شدن در وهله اول ، عام گرایی فرهنگی گسترده ای را بر اساس ارزش های مدرن در سطح جهان به وجود می آورد. این فرآیند با در هم شکستن مرزهای مبوط به زمان و مکان ،انسان ها را در اقصی نقاط دنیا به یکدیگر متصل و مرتبط کرده هویت های درون مرزی را با گذشت زمان دچار فرسایش و اختلال می نماید. پیش از ظهور و فراگیر شدن جهانی شدن ، جوامع گوناگون دارای انسجام و یکپارچگی بودند ، اما پدیده جهانی شدن با شکستن مرزهای ساختگی و تسخیر جهان موجب ادغام نظام های معنایی ، حذف بخش هایی از این نظام ها و در انتها اضافه شدن معناهایی که محصول مدرنیته و جهانی شدن هستند شد و این نظام های معنایی و هویت بخش را به سمت یکسان سازی با نمونه های مشابه در گوشه و کنار جهان هدایت کرده ، موجب گسترش ارزش های عام و جهان شمول بر اساس فرهنگ جهانی مدرنیته گردید. (حبیب،حسینی- 1389)

حال مسئله ای که مورد توجه بسیاری از نظریه پردازان حوزه های مختلف قرار گرفته است این است که آیا "جهانی شدن" را بایستی به عنوان ماحصل "مدرنیته" مورد توجه قرار داد یا آن را نتیجه و دستاوردی از "مدرنیزاسیون" قلمداد نمود؟ با توجه به توضیحاتی که در قسمت قبل در مورد مدرنیته بیان گردید ، مدرنیته عصری است که به تاریخ مندی خود اشراف دارد حال آنکه مدرنیزاسیون بیشتر با توجه به دستاوردهای تکنولوژیک و صنعتی سازی شناخته می شود ؛ همین مسئله برخی از نظریه پردازان در مباحث جهانی شدن را بر این تفکر وا می دارد که جهانی شدن شاید بیشتر تحت تاثیر یک مدرنیزاسیون بدون تفکر حقیقی مدرنیته باشد که در آن از جدیدترین و پیشرفته ترین دستاوردهای تکنولوژیک روز استفاده می شود و با توجه به نقش روزافزون فن آوری رایانه و رسانه ها ، سرعت و شتاب بیشتری نیز پیدا می کند.

رسانه ها در دنیای امروز با اتصال هر نقطه از جهان به نقطه ای دیگر در کوتاهترین زمان ممکن، عامل عمده شکل دهی تجربه در مقیاس جهانی گردیده اند. جهان امروز ، عرصه حضور قدرتمند رسانه ها بوده و زندگی اجتماعی انسان معاصر در جریان پیچیده ای از ارتباطات جهانی قرار گرفته که دیگر نمی توان آن را به صورت خطی و یکسویه بررسی نمود. فرهنگ ها و تمدن ها در جریان این ارتباطات پیچیده دگرگونی های زیادی را متحمل شده و بعدی جهانی یافته اند. به این ترتیب جهانی شدن را می توان گستره ای دانست که با شیوه های نوین ارتباط و حضور رسانه ها در حکم واسطه های ارتباطی، مفاهیم زمان و مکان را به گونه ای تغییر داده که دسترسی به اطلاعات از هر نقطه از جهان در کوتاهترین زمان امکان پذیر گردیده است. این امر زمانی مثبت و سازنده است که افراد این اطلاعات را به درستی دریافت کرده، در وجود خود درونی ساخته و بتوانند در چرخه ارتباطی نقش فرستنده را نیز برای دیگران داشته باشند و در غیر این صورت تاثیرپذیری انفعالی و تقلیدی از دیگر فرهنگ ها صورت خواهد گرفت. (علی محمدی، 1385 و حبیب،حسینی- 1389)

در نظر گرفتن مطلب فوق توجه به بحث "هویت و رشد بحران هویت " را ایجاد می نماید که در ادامه به آن پرداخته میشود.

جهانی شدن و هویت سازی سنتی- با نگرش به حوزه معماری و طراحی شهری :

فرآیند جهانی شدن، دگرگون کردن شرایط و چهارچوب سنتی هویت سازی را در جهان کنونی دشوار می نماید؛ هویت ها جملگی ساختگی می شوند و هرچند طبیعی به نظر می رسند، ولی در واقع طبیعی و ذاتی نیستند. اگر هویت ها ساخته می شوند باید منابع و مصالحی برای ساختن آن ها وجود داشته باشند ؛ به بیان دیگر هر جامعه باید منابع هویت بخش و معناآفرین را در اختیار اعضای خود قرار دهد تا آنها بتوانند به صورت هویت یافته ، زندگی خود را معنادار کنند.

بیشتر صاحبنظران بر سر شناسایی منابع هویت اختلاف نظر دارند و پدیده های گوناگون را جزء منابع و مصالح هویت به شمار می آورند. اولویت بندی و اهمیت منابع هم از دیگر موضوعات اختلاف برانگیز در میان آنهاست. به اختصار می توان چنین بیان کرد که برخی از منابع و ابزارهای اصلی هویت عبارتند از: 1 - مکان و فضا، 2 - زمان، 3 - فرهنگ.

فرآیند جهانی شدن هم چنین ساختارهای اجتماعی قدرتمندی پدید می آورد که همه هویت های فردی و جمعی را نادیده می گیرد یا دست کم دگرگون می کند. به بیان دیگر این فرآیند ، نظام های کارکردی را در زندگی اجتماعی مسلط می سازد که (این نظام ها) ابزاری بوده و تعلق گروهی یا شانی در آنها چندان محلی از اعراب ندارد. از این دیدگاه با فراگیرتر و پرشتاب تر شدن فرآیند جهانی شدن، دنیایی از شبکه ها و سازمان های استراتژیک شکل می گیرد که عمدتا با الگوی انتظارات عقلانی، مانند غرایز ، قدرت طلبی و محاسبات خودخواهانه اداره می شوند و نیازی به هویت ندارند. (بهزادفر ، 1386 و گل محمدی، 1381 )

با توجه به توضیح فوق می توان دریافت که از مهم ترین تبعات جهانی شدن ، بحران هویت می باشد. هرجا که فرد نتواند خود را به هویتی خاص منسوب کند، احساس کمبود یا فقدان می کند و خود را بی هویت می خواند و نهایتا دشوارتر می تواند میان ذهنیت خود و عینیت های اطراف انطباق ایجاد نماید.در برخورد با این بحران ، دو موضع امکان پذیر است: 1 - آن را حل ناشدنی انگاشت و در برابر آن عقب نشینی نمود؛ 2 - آن را حل شدنی انگاشت و در جهت رفع آن اقدام نمود. با پذیرش موضع دوم جستجو برای یافتن شرایط هویت مندی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. (بهزادفر، 1386 و قاسمی ، 1380)

از جمله راهکارهایی که برای جلوگیری از بحران هویت فوق در حوزه معماری و طراحی شهری پیشنهاد می شود، افزایش دلبستگی شهروندان به شهر و آگاهی عمومی آنان از محیط شهری از طریق ساماندهی محیط کالبدی می باشد. ساماندهی استخوانبندی شهر فرصتی پدید می آورد که تمام عملکردهای شهری و انواع ارتباطات انسانی در یک شبکه در هم تنیده شده و نزدیک به هم قرار گیرند. به طور خلاصه می توان گفت که ضرورت طرح موضوع ساماندهی استخوانبندی اصلی شهر هم برای احیای بافت قدیم به ویژه استخوانبندی قدیم شهری کارایی داشته و هم جهت رفع نابسامانی های بافت های شهری معاصر مناسب است علاوه بر آن که می تواند هدایتگر رشد آینده شهر نیز باشد. (بهزادفر ، 1386 و حمیدی و صبری، 1376)

جهانی شدن و تحلیل مفهوم شهر جهانی و جهان شهرها:

جهانی شدن به عنوان تحول فن آورانه منجر به فراگیر شدن "صنعت هم زمان ارتباطات" در همه عرصه های روزمره زندگی و نیز ابعاد حرفه ای ،شغلی، و تغییر در ساختار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شده است.این تحول منشا بازتعریف مفهوم شهر ، به خصوص "شهرهای بزرگ" شده و با اعمال مفهوم "جهانی شدن" در این بازتعریف از آن به "شهر جهانی (Global City) تعبیر می شود. (عاملی، 1388 )

شهر جهانی ، شهری است که از قدرت نفوذ جهانی برخوردار است و کانون تمدنی یک کشور و هم چنین از کانون های "تمدنی" جهان محسوب می شود. شهرهای جهانی ،تمدن ساز و الگوی ملی و جهانی هستند و قدرت نفوذ ارزشی و فراگیری دارند. با وجود آنکه تجدد و روندهای منتهی به تجددسازی،تلاشی برای استاندارد کردن جنبه های متفاوت زندگی و کمرنگ کردن عناصر بومی معماری و شهرسازی بوده است، بسیاری از متفکرین شهرشناسی (لوزانو، 1990 ) ،اساسا شهر را همسان با تمدن می انگارند. به عبارت دیگر ، شهرها ماهیت یکسان ندارند. شهرها متناسب با شرایط اقلیمی، تاریخی، ارزشی و ظرفیت های بومی فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی ساخته شده اند و منعکس کننده تمدن های متفاوت هستند.

از این رو ، برخی اندیشمندان بر این باور هستند که اندیشه هایی که تلاش می کنند الگوی واحد و یکسانی برای شهرهای جهانی ارائه دهند در اشتباه هستند. وجود یک جماعت شهری( که آنها را از جماعت های خارج از آن شهر متمایز می کند) جزء ذاتی و هویتی شهر محسوب می شود. گویش های کلامی، آداب و رسوم و ویژگی های فرهنگی و ساختار فیزیکی شهر بر
این معنا تاکید می کنند. (عاملی، 1388 و لوزانو، 1990 )

در سال 1915 مطرح شد. به نظر وی شهر (Patrick Geddes) اصطلاح شهر جهانی نخستین بار توسط پاتریک گدس جهانی ، شهری است که در آن تجارت جهانی شکل می گیرد؛ به عبارت دیگر وی کانون اصلی شهر جهانی را تجارت فعال جهانی می خواند. البته باید توجه داشت که در شهرهای جهانی یک نوع احساس جهان شهری حاکم است، حسی که "شهر را برای جهان" و "جهان را برای شهر" تعریف می کند. (عاملی، 1388)

باید توجه داشت که می توان میان جهان شهر () و شهرجهانی () تفاوت قائل شد. اولین اصطلاح ، شهرهایی با بزرگی مقیاس هستند اما، با جریان شبکه شهری جهانی، انسانها، کالاها، ایده ها، اعمال و اجراها کمتر در ارتباط هستند. دومین اصطلاح بیان کننده نوعی از شهرها هستند که مرکز شبکه شهری جهانی هستند. سئوال مطرح این است که چه زمانی یک جهان شهر تبدیل به یک شهر جهانی می شود؟ شهر جهانی با مقیاس های جدیدی از شهر به بازتعریف جهان شهر می پردازد.شهر جهانی در درجه اول، شهری است که از ارتباطات جهانی شبکه ای برخوردار است و در درجه بعد با توجه به حضور نهادها و سازمان های بین المللی و ارتباطات مجازی از ظرفیت جهانی بیشتری برخوردار شده است . جهان شهرها ، صرفا شهرهای بزرگی هستند که به دلیل بزرگی آنها ، جهان شهر لقب گرفته اند ولی شهرهای جهانی به دلیل ارتباطات جهانی و مرجعیت جهانی ، لقب جهانی یافته اند.

رویکرد جهانی به شهر موجب شده است مکان های شهری و مراکز وابسته به آنها ،ساکنین و نیروهای کار مستقر در آنها در جریان جهانی شدن روندهای شهری،توسعه یافتگی و پیامدهای جهانی شدن بوده و تلاش می نمایند خود را به متغیرهای جهانی بودن شهر نزدیک کنند. (عاملی، 1388)

جهانی شدن و نابرابری درون عرصه شهرهای جهانی:

شهر، هم منعکسکننده روابط اجتماعی اساسی و هم تولیدکننده مجدد آن محسوب میشود. رقابت بر سر منابع و قطبی کردن ثروت معمولا نابرابریها و تبعیضات بین مردم مختلف و مکانهای مختلف را ایجاد میکند. این نابرابری و تفاوت در میزان درآمد، توزیع درآمد، کیفیت مسکن، میزان آموزش و تحصیلات، میزان مصرف، روابط تولیدی، قومیت، ترکیب خانوار و تفاوت در میزان ثروت، مهمترین معیارهای شناخت دوگانگی شهرهاست.

در مناطق کلانشهری در حال رشد، تأثیرات رشد اقتصادی و تمرکزهای جمعیتی فشارهای زیادی بر تمامی جنبه های زندگی شهری وارد کرده است. تباهی محیطزیست، ازدحام ترافیکی، کمبود مسکن و رشد زاغهها، در رأس تهدیدهای توسعه پایدار برای شهرها هستند. پروژههای عظیمی که برای "جهانیسازی"اعمال شدهاند منجر به اسکان مجدد اجباری صدهاهزار ساکن شهری (و مؤسسات تجاری) در مکانهای غیر از اجتماعات اصلیشان در شهرها شده و همین طور ساکنان حومههای شهری را از روستاها و زمینهای کشاورزیشان دور کرده است.(سایت اینترنتی www.hamshahri.net)

با مطرح شدن مبحث فوق می توان چنین بیان نمود که یکی از مهم ترین چالش هاو سئوالات پیش روی جهانی شدن که مورد توجه بسیاری از صاحبنظران علوم مختلف از جمله علوم اجتماعی قرار گرفته این است که آیا حقیقتا ،جهانی شدن در حوزه های شهری، به افزایش عدالت اجتماعی و رشد برابری می انجامد و یا منجر به رشد نابرابری روزافزون می گردد؟ توجه به این مطلب ، صاحبنظران را به تفکر وا می دارد که چگونه می توان به عدالت حقیقی در عرصه شهرهای جهانی دست یافت؟ در خاتمه می توان چنین بیان نمود که فرآیند جهانی شدن در حوزه معماری، نظیر بسیاری از حوزه های دیگر، با بحث ها و چالش های متنوعی مواجه می باشد که از جمله این موارد می توان به مباحث بحران هویت ، نابرابری و عدالت اجتماعی در حوزه شهر اشاره نمود. با توجه به متنوع بودن دیدگاه های صاحبنظران و تئوریسین ها در زمینه فوق می توان گفت که اعلام نظر مطلق و قطعی در این زمینه امکان پذیر نبوده و لذا در نوشتار فوق تلاش گردیده که به معرفی و شناخت این مبحث از دیدگاههایی متفاوت پرداخته شود تا از این طریق بتوان به شناخت بهتر نقاط مثبت و منفی این مبحث نائل گردید.

  • حبیب، فرح؛ حسینی،اکرم،تحلیلی از معماری معاصر ایران، در رویارویی با پدیده جهانی شدن، 1389 ،نشریه هویت شهر، شماره 6
  • بانی مسعود، امیر،پست مدرنیته و معماری(بررسی جریانهای فکری و معماری معاصر غرب 2000
  • بامن، ز، مدرنیته ، ترجمه حسینعلی نوذری در "مدرنیته و مدرنیسم"، 1379 ، تهران، نقش جهان.
  • قره باقی، ع.ا، تبارشناسی پست مدرنیسم، 1380 ، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی.
  • علی محمدی،پریسا، رساله دکتری تاثیر تجربه با واسط جهانی در جهت گیری دانشجویان معماری معاصر ایران (بررسی موردی در
  • 74 )،استاد راهنما: غلامرضا اسلامی،استاد مشاور: غلامحسین - دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، در دهه 84
  • معماریان، 1385 ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.
  • بهزادفر، مصطفی، هویت شهر(نگاهی به هویت شهر تهران) ، 1386 ، تهران، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، موسسه نشر شهر.
  • گل محمدی، احمد، جهانی شدن فرهنگ هویت، 1381 ، تهران، نشر نی.
  • قاسمی، مروارید، هویت بخشی به بافت های مسکونی، 1380 ، فصلنامه مدیریت شهری، سال دوم، شماره 8
  • 1376 ، تهران، سازمان مشاور فنی و مهندسی شهر تهران. ، - حمیدی، ملیحه و دیگران، استخوانبندی شهر تهران، جلد 1 و 2
  • عاملی، سعید رضا، شهر جهانی تهران، 1388 ، تهران، نشر آوای قلم.
  • Lozano, E.E., Community Design and the Culture of Cities, 1990, Cambridge , Cambridge University Press.
  • WWW.hamshahri.net/news.142923.aspx - یادداشتی با عتوان "جهانی شدن، عدالت اجتماعی و شهر" برگرفته از سایت

هاشم هاشم نژاد - ، دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی ، دانشگاه علم و صنعت ایران

مجموعه مقالات مرتبط : جهانی شدن    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید