تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :9160

معماری دوره پهلوی(مقالات گذشته-1386)

دوران حکومت پهلوی اول از چندین نظر حائز اهمیت فراوان می باشد که چه از نظر کثرت و از نظر کیفیت،ما در این دوران بناهایی همچون موزه ایران باستان مدرسه انوشیروان دادگر،موزه ملی پست و... را داریم و رگه های از معماری مدرن و دوران هخامنشی و ساسانیان را می توان در شهرهای ایران دید.

تهران به عنوان پایتخت ایران پرجمعیت ترین شهر و به عنوان مرکز سیاسی،اداری،اجتماعی و ... بیش از سایر شهرها دستخوش تغییرات گشته که قابل بررسی می باشد.

علل این تغییرات چه میتواند باشد؟
دارای چه ویژگی ها و خصوصیاتی است و ارتباطاتش با تحولات اقتصادی،اجتماعی،کالبدی و عناصر معماری و شهرسازی به چه شکلی می باشد؟

معماری دوره پهلوی

در طول تاریخ معاصر از قاجار تا به امروز دوره پهلوی اول، یکی از مهمترین دوران تحولات و دگرگونی های تاریخ بوده است. این تغییرات و تحولات فاحش عوامل گوناگونی در جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هم داخلی و هم جهانی دارد و همیشه پایتخت بهترین و معمولا اولین مکان برای ظهور این تحولات می باشد.

در این مقاله سعی شده به تحول تهران دربازه زمانی 1320-1304 (دوره سلطنت رضاشاه پهلوی) در جنبه های مختلف شهری پرداخته شود.

تقبل وظیفه جدید در تهران

رضاخان برای انجام اقدامات خویش نیاز به افزایش قدرت چه از نظر تشکیلات و سازمان اداری و هم از نظر مالی داشت. این نیاز باعث رشد و تمرکز دستگاههای اداری نظامی شد که منجر به پیدایش یک دولت بوروکراتیک گردید که روز به روز به مدد درآمد نفت گسترده تر می گردید . به این ترتیب پس از انقراض سلسله قاجار،امور مملکتی در پایتخت متمرکز گردید و تعداد کارکنان دولتی در شهر به سرعت افزایش یافت و به این ترتیب شهر تهران علاوه بر دو وظیفه قبلی (سیاسی و تجاری) وظیفه جدید که وظیفه اداری بود را نیز تقبل نمود.

عملکردهای جدید شهری

تجددطلبی و نوگرایی، جمع شدن نخبگان اجتماعی، نیازهای زائیده شده از شرایط اجتماعی اقتصادی خواست هیات حاکمه برای خلق آرمانشهر خود که همانند پایتختهای کشورهای پیشرفته باشد ذهنیت تحول شهری را در تهران بوجود آورد و برای اینکه این تحول تکمیل شود می بایست عینیت،یا وجه مکمل ذهنیت نیز فراهم می آمد. ظهور فعالیتها و عملکردهای جدید شهری در تهران زمینه عینی کاربست مفاهیم مدرن را در تهران فراهم ساخت.

تحولات اقتصادی

تجددطلبی و نوگرایی، خودباختگی در برابر تغییرات جهان سرمایه داری و صنعتی کشورهایی مانند ایران باعث شیفتگی و الگوبرداری شکلی نه محتوایی از کشورهای پیشرفته،سرمایه دار و صنعتی شده است.

کشورهای جهان سوم فراموش کرده اند که کشورهای سرمایه داری قبل از این مراحل، مراحل پیش سرمایه داری را طی کرده اند و شرایط حاصل،حاصل تحولاتی خاص در کشورهای پیشرفته بود و آن تحولات در جامعه ما رخ نداده است.

در این زمان منطق سود و سرمایه، ایجاد بازار جهانی و از میان بردن بازارهای محلی و به یک کلام صدور کالا حکم می کند که دیگر کشورها خود را با منطق آن منطبق سازند.[1]

مرحله نخست صنعتی شدن ایران در این دوره آغاز شد و اقتصاد ما بدون آنکه گذار از اقتصاد کارگاهی به اقتصاد تولیدی را شناخته باشد و بدون اینکه به جامعه تولیدی تبدیل شود و بدون ایجاد را در خود جای می دهد.

در این دوره منابع درآمد دولت عبارت بود از: منابع قابل توجه درآمد نفت که مستقیما بوسیله دولت دریافت می شد، درآمد گمرکات، سایر مالیات ها غیر مستقیم و مالیات بر درآمد. انحصار درآمد نفت توسط دولت، دولت پهلوی را به نسبت دولت قاجار ثروتمند تر کرد.

از هم پاشیدگی جامعه تولیدی کشور، فاصله جامعه شهری از دو جامعه ایلی و روستایی درآمد دولت(مخصوصا درآمد نفتی)، ورود بیش از حد سرمایه و کالاهای خارجی عواملی هستند که دولت را تبدیل به یک دولت قدرتمند اقتصادی کرد. و دولت به پشتوانه درآمد نفتی به تضعیف سازمان تولید می پردازد. دولت قدرتمند اقتصادی رضاشاه نقش روزی بخش را ایفا می کند.

در این دوره ما شاهد اقتصادی دوگانه می باشیم آن بخش از اقتصاد که مربوط به صنعت نوپا(کارخانه کوچک ف صنعت نفت و سازمانهای پشتیبانی کننده آنهاست) در هماهنگی با بازار جهانی سرمایه شکل گرفته از اقتصاد صنعتی و مابقی شهر همچنان در چهارچوب قوانین ماقبل بازار به فعالیت خود ادامه می دهند.

در این دوره با افزایش دریافت مالیات ارضی از مالکین، هزینه نوسازی شهر و پایین نگه داشتن قیمت فرآورده های روستایی به عنوان سوبسید باری چند شهر محدود که در راس آن تهران قرار دارد به انجام هزینه ها به نفع نخبگان شهری انجامید.[2]

تغییرات جمعیتی

جمعیت تهران در سال 1301(ه.ش) حدود 210هزار نفر بود. در سرشماری سال 1311 این جمعیت به 300نفر و در سال 1318 به 540هزار نفر رسید.[3]

معماری دوره پهلوی

مهاجرت های درون شهری

با از بین رفتن نظام قبیله ای و کوتاه شدن دست طوائف در امر حکومت، اشراف و بزرگان مملکتی که سابقا بطور پراکنده در محلات شهر بودند و در کنار مردم عادی می زیستند به سوی مناطقی جدید هجوم آوردند.بدین ترتیب ما در مدت کوتاهی با یک مهاجرت درون شهری اقشار مرفه جامعه که عبارتند از صاحب منصبان،اداری،دولتی،امرای نظامی،اشراف و بازرگانان مواجه هستیم.

این مهاجرتها باعث بوجود آمدن:

  • مفهوم شمال و جنوب اجتماعی
  • متروکه شدن بعضی از بافتها بعلت جابه جایی افراد مرفه و یا رجال مملکتی و انتقال افراد فقیرتر به آنجا
  • تغییر کاربری این مکانها از مسکونی به تجاری مانند خیابان ناصرخسرو شمال پارک شهر.
  • باعث پراکنده شدن اهالی فقیر و مستضعف بافتهایی که افراد مرفه و صاحب منصب به آن.

می شود و حاشیه نشینی در اطراف شهرها و یا بافتهای فرسوده را بوجود می آورند.
با این مهاجرتها عملا محل کار و زندگی از یکدیگر جدا می شود.

تحولات کالبدی

تفکر نوگرایی و تجددطلبی زندگی نو و کالبد نو می خواهد و باید همگام با تحولات اجتماعی و امروزی شدن ظاهر مردم خیابانها و ساختمانها و کالبد شهر نیز نو شود تا این تفکر را تبلیغ نماید و آثار سنت و عقب ماندگی نمایان نشود.

همانطوری که قبلا اشاره شد در این دوره تهران علاوه بر وظیفه های قبلی،وظیفه اداری را نیز متقبل نمود. در ابتدا مراکز قدرتی مانند وزارتخانه ها و ادارات در محل سابق مرکز سیاست ارگ مستقر بودند.اما برای قرارگیری سایر مراکز حکومتی مکان بزرگتری،میدان مشق در شمال خیابان مریض خانه در نظر گرفته شد.

این مکان جهت استقرار اماکن دولتی در نظر گرفته شد. که به تدریج در قسمت جنوبی آن در کنار خیابان سپه،اداره پست(1311ش) در شرق میدان مشق کاخ شهربانی (1314ش)، در شمال وزارت جنگ و در کنارش هنرستان هنرستان دخترانه(1315) و در شمال غربی، کاخ وزارت امور خارجه (1318ش) و باشگاه افسران در جنوب غربی میدان مشق موزه ایران باستان(1311ش) و کتابخانه ملی و در شمال شرقی میدان در امتداد جبهه شمال کاخ شهربانی و عمارت ثبت و احوال بوجود آمدند.

تجمع این ادارات و نزدیکی این مجتمع به ارگ شاهی سابق و میدان اصلی شهر و نیز خیابان علاالدوله که خیابانی دیپلماتیک بود می توانست چهره ایران جدید، ایران رضاشاهی را در معرض دید عموم افراد داخل و خارج قرار دهد.

شهر تهران از سال 1308به دلیل افزایش جمعیت و تمرکز ادارات دولتی و ازدیاد وسائل نقلیه جدید احتیاج به توسعه پیدا کرد اولین قدم در راه توسعه شهر تعریض خیابانها همت گذاشت و قید داروالخلافه از روی تهران برداشته شد در نقشه ای که از طرف شهرداری آن روز تهیه شد یک کیلومتر به وسعت شهر افزوده شد تهران از شمال به خیابان شاهرضا و از جنوب به ایستگاه راه آهن و از غرب به محل کارخانه جدید برق و از غرب به باغ شاه محدود شد دورای آن جزو حومه شهر اعلام گردید. مساحت تهران در این زمان به حدود 25میلیون مترمربع رسید. تهران هنگام تعریض خیابانها خطوط تراوری اسبی را زیر خاک مدفون کرد. قیافه شهر تهران به تدریج دگرگون شد در سال 1310برای اولین بار میدان توپخانه و خیابان لاله زار آسفالت گردید این خیابان محل وقت اقشار جامعه با مظاهر غربی البته از نوع معرفی آن بود و ترغیب و تشویق مردم برای گردش در این خیابان کار مهمی بود.

در سال 1311 به بعد برج و باروی سابق شهر که به صورت هشت ضلعی بود خراب گردیدند و آن خیابان ها تازه احداث شد و چهار خیابان بزرگ جای خندقها قرار گرفتند در شمال خیابان شاهرضا در شرق خیابان شهناز در جنوب خیابان شوش،در مغرب خیابان سی متری این خود چهار ضلع از هشت ضلع است و چهار ضلع دیگر به صورتی بود که قبل از هر راس از ملتقای این چهار خیابان هرضلع آن در خیابان را به هم می پیوسته که مجموعا هشت ضلع خندق در درون این چهار خیابان قرار داشت و چهار ضلع بزرگتر متصل به آنها بوده است.

یکی دیگر از تغییرات که در شهر روی می داد احداث میادین متعدد بود. این میادین یا در داخل شهر بالا طبع عریض خیابانها و به بهانه تسهیل در امر رفت و آمد بوجود آمدند و یا به جای دروازه های سابق شهر احداث شدند در تقاطع خیابانها با خراب کردن مغازه ها و منازل،فضای بزرگ مدور که تا کنون در شهر میدان دایره ای شکل وجود نداشت به تقلید از اروپا احداث می گشت که به فردا خود وضعیت و موقعیت آن در محوطه میدان نیز تزئیناتی ایجاد می گردید و در اطرافش بناهایی عموما همگام با شکل و در آن احداث می گردید مانند میدان حسن آباد.

سال 1313 تهران به سرعت شروع به تجدید بنا کرد برق تهران که سرشب تا دو بعد از نیمه شب روشن بوده از هفتم آبانماه تا بامداد روشن ماند.

وسعت شهر تهران پیش از پرکردن خندق رو به فزونی گذاشته بود و به ویژه از سوی شمال و مغرب بیشتر توسعه می یافت چنانکه به سال 1308 شمسی بیش از 24کیلومتر یعنی 6برابر تهران در زمان فتحعلیشاه و 6کیلومتر مربع بزرگتر از زمان ناصرالدین شاه شد این وسعت تا سال 1312 و 1313 این رقم 11مرتبه از تهران زمان فتحعلیشاه و 5/2 مرتبه از تهران عهد ناصری بزرگتر است.


-برای نوسازی شهر احداث خیابان یکی از اقدامات اساسی بود و هرروز پرچمهای سرخ بر سر خانه ها نصب می شد و به دنبال آن ماموران شهرداری برای خراب کردن خانه ها سر می رسیدند.

معماری دوره پهلوی

عوامل موثر بر تحولات کالبدی

الف- اقدامات و الگوهای شهرسازی کشورهای پیشرفته

شاه در طول زندگی به جز ترکیه به هیچ کشور اروپایی سفرنکرده بود اما حضور افراد و بجز اطراف آن حضور نمایندگان و عاملین کشورهای صنعتی در سازمان اقتصادی ایران باعث تغییراتی در شهر ایران شد تا چهره ای نوبه آن دهد.

جریانهای فکری و عملکردهای شهرسازانه در این دوره در جهان به وقوع می پیوندند که عامل موثری در تغییرات شهری می باشند جریان بین المللی جنبش مدرن،یکی از موثرترین این عوامل می باشد بر الگوی شهر صنعتی تونی گارنیه دانشگاه تهران،بیمارستان،راه آهن... را در ورای بافت شهر مکان یابی می کند.

شهرسازی بارون هاسمن در پاریس که با نظریه پردازی نوگرایان 1920اروپا جنبه های بین المللی یافته بود باعث ایجاد خیابانهای عریض شده است و تصویب در قانون تعریض و توسعه معابرو خیابانها در سال 1312 را بدنبال داشته است.

معماری دوره پهلوی 

ب-قوانین و طرحهای شهرسازانه

یکی از عوامل دیگر که در تحولات کالبدی شهر تهران موثر بود تسهیلات قانونی می باشد در این دوره قانون بلدیه در 1309و قانون تعریض و توسعه معابر و خیابانها در سال 1312تدوین وتصویب شد.

طبق قانون بلدیه رئیس اداره بلدیه که از طرف وزارات داخله کشور معین می شد مسئول اجرای دستور اطلاحات بلدی از طرف دولت و انجمن های بلدیه تصویب شده بودند بود به عبارتی با تدوین این قانون رضاخان به اقدامات شهرسازی که انجام می شد(احداث معابر،ساختمانهای جدید...)جنبه قانونی دارد و محلی مناسب برای مداخلات سنگین در بافتهای کهن شهری را فراهم می آورد در سال 1311 هجری شمسی تخریب شد و جای آن خیابانهای عریض کمربندی احداث شد با تصویب قانون در تعریض و توسعه معابر و خیابانها در سال 1312ه.ش اقدامات هوسمان گونه دولت و عملیات تعریض و خیابانگی تشدید شد در سال 1316 طرح جدید تهران که تحت تاثیر جریان بین المللی (جنبش مدرن) الگوی شهر صنعتی تونی گارنیه را داریم. این طرح خود بخودی بوده است چرا که در هر جایی از جهان آن را به اجرا درآورد این طرح زندگی شهری موجود را نادیده گرفته است و در عین حال پیشنهاد دگرگونی آنرا از تغییر کالبدی شهر می دارد.

معماری دوره پهلوی

 

ج-معماران خارجی و معماران ایرانی تحصیل کرده در خارج از کشور

استادان هنر معماری ایران با عملکرد بسیاری از ساختمانهای جدید آشنا نبودند و شاید نمی توانستند به سرعت سنتهای دیرپا را به خدمت ایجاد شکلهای مناسب برای بیان وضعیت ملی گرایان و جدیدی که مورد نظرشاه بود درآورند برای نخستین بار از معماران بیگانه برای ساخت ادارات وزارتخانه ها مدارس و دانشگاهها،بانکها و موزه ها دعوت به عمل آمد. آنها اهل کشورهای مختلفی همچون آلمان، سوئیس، اسکاندیناوی، ایتالیا، امریکا، فرانسه و اتریش بودند که به صورت مستقل یا از طریق شرکتهای خاص و گاه کنسرسیومهای چندملیتی به کار مشغول می شدند برخی از خارجیان که برای ادامه کار معماری خود در ایران ماندند بیشتر در اکتشافات باستان شناسی درایران شرکت داشتند و به همین دلیل از سنن معماری ایران باخبر بودند کمی بعد نخستین معماران ایرانی تحصیل کرده در اروپا به معماران بیگانه ملحق شدند در بسیاری از پروژه های عظیم دولتی همکاری معماران ایرانی و خارجی را می بینیم از جمله معماران خارجی می توان نیکلای مارکوف،آندره گدارومعماران ایرانی گابریل گورکیان، وارتان آوانسیان و محسن فروغی را نام برد.

بازگشت اولینن گروه از دانشجویان اعزامی خارج از کشور برای آموختن فن مهندسی و معماری نو ریختن روغن بر آتش است ولی در پاره ای محدود از مواردو به علت تاثیر آنان از مفاهیم بومی می توانسته است به مرهمی بر زخم نیز تبدیل گردد. این گروه پایه گذار (آئین نامه پیش آمدگی در گذرها و...)میگردند که در سال 1318ه.ش از تصویب می گذرد.

عناصر معماری و شهرسازی

عناصر معماری و شهرسازی در طیف وسیعی در این دوره یا از بین رفت یا تغییر شکل پیدا کرد و یا به عنوان عنصری جدید وارد صحنه معماری و شهرسازی ایران گردید در اینجا این عناصر را که به هرحال در چهره و سیمای یک شهر پیوندی ارگانیک باهم دارند و چگونگی محویا شکل گیری آنها بررسی خواهد شد.

معماری دوره پهلوی

دروازه ها

دروازه های دوازده گانه دوره ناصری دور تا دور شهر تهران در دوره پهلوی اول تخریب گردید این تخریب را می توان از دیدگاه های زیر بیان نمود:

  1. دروازه ها به عنوان عملکردی از شهر سازی گذشته (دوره قاجارها محسوب می شوند که دیگر بر طبق الگوهای شهرسازی مدرن غربی که در دوره رضاشاه می بایست شکل بگیرد نبود. همچنین شهر تهران بنا به نیاز زمانه احتیاج به توسعه و گسترش شهری با توجه به فرآیند هایی چون اتومبیل، ارتباطات و ... این نظام شهری را به فراموشی سپرد و نیز از این جهت که دروازه ها دیگر عملکرد واقعی خود یعنی عملکرد ارتباطی،دفاعی، امنیتی، اقتصادی(مالیات و عوارض) و .... را از دست داده بودند.
  2. از ره آوردهای تغییر شکل ناگهانی در تاریخ یک کشور که به دنبال آن اثراتی اجتماعی،اقتصادی، دارد بروز یک سیستم جدید و نابودی آثار نظام قبلی است همانطور که قاجارها آثاری گرانقدر از دوران زندیه و صفویه را نابود کردند تخریب دروازه های شهر تهران نیز به عنوان اثری از رژیم فروریخته قبلی بهانه ای است که حاکمیت یک دوره جدید  را بیان نماید.
  3. عامل سوم را می توان به عنوان شاخص بودن دروازه ها در شباهت به آثار مذهبی دانست و موافق طبع ضدمذهبی در دوره پهلوی اول نمی باشد و تخریب می شود.

خیابان

هنگامی که در دوره پهلوی اول شکل جدید تهران به دوره حصار تخریب شد قدیم شروع به بزرگ شدن کرد و چندین مسیر مستقیم در مقاطع باهم مجهز شد.

بنابراین با ظهور شهرسازی نو در دوره پهلوی اول دگرگونی بنیادی در بافت شهر صورت گرفت و خیابان به عنوان یکی از مظاهر اصلی این تغییرات اثرات خود را به شکلهای زیر گذاشت:

  1. مستقیم شدن تعداد خیابانها و معلبر به لحاظ استفاده اتومبیل،جدائی مسیر سواره و پیاده در طول خیابان بروز یک نمای طراحی شده بنا یه استفاده و بر اساس میزان تردد توجه به نمای خارجی بناها که در حقیقت تاثیر متقابل خیابانها بر بناهای خیابان، پاره پاره کردن بافت محله ها.
  2. عملکرد بازار به خیابانها منتقل می شود و خیابان محل قرارگیری فعالیتهای تجاری و اداری می شود.

میدان

میدانها در شهرسازی و در دوره پهلوی اول از جمله فضاهای شهری و بودند که چه در شکل و چه در کارکرد خود تغییرات اساسی کردند.

معماری دوره پهلوی


ویژگی های میدان در عصر پهلوی:

  1. در این دوره میدانها به تبع ورود اتومبیل به درون شهر و مسلط شدن بر آن شکل دایره ای به خود می گیرند:
  2. عدم پیوستگی فضایی بین میدان و سایر المانهای بصری مانند واحدهای تجاری ومسجد یعنی هریک از عناصر بصورتی مجزا و غیر مرتبط با دیگری عمل می کند.
  3. تبدیل شدن میدان از فضای مکث به فضای حرکت.
  4. از میان رفتن عملکردهای گوناگون میدان مانند تفریح،ورزش،مراسم عزاداری و ... تک عملکردی شدن آنها،آن هم تنها جهت عبور اتومبیل.
  5. عدم ایجاد احساس محصور بودن در فضای میدان در این دوره به علت:
    الف-خیابانهای عریض عمود برهم که به میدان منتهی می شوند.
    ب- عدم وجود نماهای همگن در کلیه جوانب میدان.
  6. ایجاد میدان و خیابان کش ها قبل و بدون توجه به بافت موجود میدان را به عنصری بیگانه از بافت شهری تبدیل می کند.
  7. رعایت شدید و اصل تقارن در نماها و نه در فضایی که برگرفته از دوره رنسانس و باروک اروپایی باشد: میدان راه آهن
  8. به تبع جدایی میدان از بافت پیاده، سلسله مراتب فضایی که قبلا در این زمینه بارز بود از بین می رود.
  9. قرارگرفتن المانی در مرکز میدان مانند فواره یا مجسمه ونیز فضای سبز که از میادین اروپایی اخذ شده است صرفا جهت حرکت اتومبیل است که ایجاد می گردد.

ایجاد میدان و خیابان کشی قبل و بودن توجه به بافت موجود میدان به عنصری بیگانه با سایر عناصر شهری در عصر رضاخان تبدیل کرده است.

معماری دوره پهلوی  معماری دوره پهلوی

 

محله

در پایان دوره قاجار در آستانه جدید تعداد محلات تهران به 10محله رسید علاوه بر محله های بازار و عودلاجان،چاله میدان،سنگلج،دولت و ارگ محله های حسن آباد، قنات آباد، قاجاریه و شهرنو در داخل حصار و در جوار محله های قدیمی رشد یافتند.

در این دوره بافت شهر تقریبا در تمام سطح شهریکسان بود و تفاوت و اختلافی بین محلات دیده نمی شد در هر محله یکی از رجال مملکتی ساکن بود و سلسله مراتبی از پایین طبقات در آن وجود داشت و به این ترتیب در هر محله ای یکی از رجال ممکتی سکنی داشت خدمه و نزدیکانش در اطراف خانه او متمرکز بود محله اعیان نشین از فقرنشین از فقرنشین جدا نبود.

در دوره رضاشاه همگام با تمرکز اداری در تهران وظیفه اداری از وظایف مهم پایتخت می شود پس قشر جدیدی بنام کارمندان دولت در اجتماع بوجود می آیند که از امتیازات خاصی برخوردار بودند و از طرفی با بازرگانان و تجاری روبرو هستیم که به مردم از سرمایه گذاری خارجی روز به روز به در آمدشان افزوده می شود،همچنین اشراف و بزرگان قدیم مملکتی که سابقا بطور پراکنده در محلات شهر در کنار مردم می ایستند و تمایل و سکونت در مکان خوش آب و هوا و خلوت را داشتند و بدلیل زیاد شدن وسیله نقلیه سواره و همچنین خیابانهای دیگر نیازی به نزدیکی محلهای سکونت و کار نبود در نتیجه این افراد به سمت شمال شهر مهاجرت میکنند این مهاجرت و جابه جائی جمعیتی و فضایی محلات تهران را به محلات فرا دستان و فرودستان (شمال و جنوب) اجتماعی تبدیل کرد.

طرح های شهرسازانه این دوره (طرح توسعه و تعریض معابر و طرح سال 1316)تاثیرات به سزائی بر محله ها داشته است.

  1. شهردیگر کاملا به شبکه ای برای رفت و آمد تبدیل شده است و خیابانها در همه جای شهر وجود دارند آنها کالبد محله ها را در هم نبودند و در میان محلات قرار گرفته اند ما از این به بعد محله به معنی قبلی نداریم بلکه تعدادی بلوک مسکونی داریم. که در میان شبکه ای از خیابانها به صورت جزیره در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
  2. فضاهای قدیمی که در واقع رکن اصلی شهر سنتی هستند دیگر هویت خود را از دست دادند و هرج ومرج کامل در فضای کالبدی شهر حاکم شد .
  3. در گسترش تهران نیز محله های کامل و جامع وجود ندارند چراکه با پیدایش طبقه متوسط و تازه شهرنشینی با نظام محله های قدیم که در آن سلسله مراتب کامل طبقاتی زندگی می کرد مغایرت دارد.
  4. در این دوران با جابه جائی بخشهای مختلف شهر مواجه هستیم. بناهای دولتی در حاشیه خیابانهای حشمت الدوله و کاخ ایجاد می شود و بخشهای مسکونی جدید با خانه هایی که یا کاملا از نمونه سبک بین المللی پیروی می کردند ویا آنکه الگ.وی ساده شده و کوچکتری از خانه های قرن نوزدهم بودند بوجود آمدند. بدین ترتیب برای نخستین بار در تهران با پدیده انحطاط محله های قدیمی و شکوفائی محله های جدید روبرو شدیم.

بناهای مسکونی

در مقوله معماری مسکونی ایران در دوره پهلوی اول به خاطر وسعت و ابعاد مختلف سکونت در ایران و بعلاوه طبقات مختلف اجتماعی (نظیر شاهزادگان، صاحب منصبان،روشنفکران و تحصیلکردگان از خارج آمده، تجارد ثروتمندان، کارمندان شاغل ، طبقه عامی و پیشه وران)پراکندگی وسیعی را در نوع ساخت معمارانه می توان مشاهده کرد.

دگرگونیهای شاخص را به طور خلاصه می توان چنین تماشا کرد:

  • ورودیهای مشخص و بدون وجود سکوها در دو طرف ورودی
  • تغییر در تقسیم بندی دهانه
  • توجه شدید به بنای نبش تقاطعها
  • استفاده قوسها - نه برای کاربرد سازه ای بلکه غالبا برای تزئینات و ترکیب کلی بنا
  • افزایش طبقات
  • رویش پدیده ای بنام بالکن یا تراس
  • استفاده از آجر به جای کاشی
  • استفاده نیم بند و یا التقاطی از عناصر فرنگی
  • مجسمه هایی تزئینی و یا نقوش و عناصر معمایر قبل و بعد از اسلام
  • تنوع در پنجره ها و تعداد آنها،تزئینات و تقسیم بندی آنها

معماری دوره پهلوی

سبکهای معماری

  • نخست: سبک سنتی که از نیمه دوم سلطنت قاجاریه توسط گروه های میانه جامعه در ساخت خانه ها و سکونتگاه ها استفاده شده است.
  • دوم: سبک باستانی که اصطلاحا ملی نیز گفته شده است و توسط کار به دستان دولتی و شیوه معماری ایران قبل از اسلام او گاه ایران و اسلامی مقدم به کار گرفته که مهمترین بناهای این نوع شهربانی کل کشور، بانک ملی ایران و موزه ایران باستان است.
  • سوم:سبک کلاسیک اروپایی است که توسط شهرداری یا دولت در پاره ای میدانها از آن میان میدان حسن آباد باقی مانده است.
  • چهارم: سبک نوین اروپائی است که گاه صیغه آلمانی آن فزونی دارد و در پاره ای بناهای دولتی و فرنگی به کار رفته است که نمونه های بارز آن کاخ دادگستری، دانشگاه تهران، ژاندارمری کل کشور جز، اینهاست.

گسترش تهران در دوره پهلوی اول

گسترش شهر تهران در این دوران عموما به سمت شمال صورت پذیرفت توسعه تهران به سمت شمال از زمان ناصرالدین شاه و تشکیل محله دولت آغاز شده بود در دوره رضاشاه بعلت یک مهاجرت درون شهری افراد حرفه و صاحب منصبان به مناطق خوش آب و هوا شمال تهران وجود سفارتخانه خارجی در این قسمت، ایجاد نهادهای آموزشی و بهداشتی و فرهنگی خیابانهای جدید با فعالیتهای تجاری - خدماتی و فرهنگی جدید، کیفیت معماری و شهرسازی مطلوب در شمال شهر بیشتر توسعه را در شمال شهر داشتیم که زمینه ای برای توسعه در دوره های بعدی شد بیشترین گسترش بعد از شمال در اطراف دروازه شمیران بود صنایع جدید. بنگاههای حمل و نقل به شمال کشور قنواتی که منشاء در شمال شرق داشت و سکونت گروههای جدید اجتماعی باعث این گسترش شده است.

احداث کارخانه برق تهران در دوشان تپه و تجهیز فرودگاه دوشان تپه و تاسیس کارخانه شهباز و سایر مؤسسات مربوط به نیروی هوائی کشور در این منطقه باعث گسترش شهر به سمت شرق شد اما محدودیتهای اجتماعی مانند کیفیت بسیار پایین اقشار اجتماعی این منطقه  و محدودیتهایی که اراضی کشاورزی بوجود می آورد این گسترش را با کندی همراه کرد.

در دوره رضاشاه در غرب تهران نیز توسعه زیاد می داشتیم ناحیه غرب تهران در قسمت شمال باغشاه ادامه توسعه شمال تهران بود اما در جنوب با غشاه در غرب خیابان سی متری به نحو گسترده ای توسعه داشتیم.

گسترش جنوب غربی تهران در دروازه های قزوین،گمرک و در امتداد جاده های قزوین و رباط کرمیم بود.

وجود گودهای مربوط به کوره های آجرپزی،اراضی کشاورزی،دیواره های مخروبه حصار ناصری،گورستان قدیمی،کیفیت پایین اقتصادی اجتماعی محله های مسکونی در این ناحیه محدودیتهایی برای گسترش و اسکان در جنوب تهران را به وجود آورد به همین دلیل ما در این جهت گسترش کمی داریم.

-بیشترین گسترش در این دوره در جهت شمال بوده است . همانطوری که در نقشه مشاهده می شود مرکز جدید شهر به سمت شمال تغییر کرده است.

  1. در تحولات و تغییرات تهران رادراین دوره نباید مطلقا به پادشاهی رضاشاه نسبت دهیم بلکه باید یک جریانی بدانیم که منشاء جریانات داخلی در این دوره جریانات جهانی و اطرافیان نخبه رضاشاه و شخصیت ساخته شده رضاشاه دانست.
  2. تهران در این دوره تا حدامکان دچار تغییرات می شود تا بتواند همسان پایتخت کشورهای سرمایه داری شود با این طرز تفکر که تغییرات ظاهری تغییرات محتوی را نیز به همراه دارد در این دوره ذهنیت و عینیت شهر باهم هماهنگی ندارد و در مقابل هم هستند.
  3. شیفتگی دستگاه حاکم به تجدد،مدرنیزم و نو و تلاش برای هر آنچه که در ایجاد آرمان شهر خود مشابه پایتختهای کشورهای پیشرفته صنعتی باعث اقدامات و تحولات در جنبه های مختلف شده است.
  4. تحولات و دگرگونی های فضاهای شهر بوسیله دولت و با رای دولت انجام می شود نه بوسیله تحولات و دگرگونی های اجتماعی و محرکهای درونی جامعه.
  5. شهر دراین دوره همانند کارگاه ساختمانی می باشد طرح های به اصطلاح شهرسازانه در این دوره بدون توجه به بافت موجود به گسیختگی این شهر می انجامد که نتیجه آن قطعه قطعه شدن سازمان اجتماعی -فرهنگی نیز می شود .
  6. معماری شهر در این دوره تلاش دارد تا سیمای همگن از خیابان و پایین شهر به دست دهد هرچند این سیمای همگن غیربومی باشد.
  7. قبلا شهر تک مرکزی گذشته به مرکزیت بازار سازمان فضائی تغییر می کند و خیابانها که محل عملکردهای گوناگون است به عنوان مراکز شهری سازمان فضائی تهران را می سازد.
  8. تهران جدید تشخیص مکانی خود را (هرآنچه شهر خاص را در نقطه ای خاص از زمان و مکان از نمای شهرهای دیگر متمایز می سازد)در این دوره از دست می دهد.
  9. عصر پهلوی عصر بیگانگی شهر با شهروند و مفاهیم است.
  10. به طور کلی می توان شهر این دوره شهر تقلید می باشد.

معماری دوره پهلوی

پانوشت ها

  1. حبیبی، سیدمحسن،از شار تاشهر  ص 151
  2. ر.گ اقوامی قدم، عارف، شهر و شهرسازی مدرنیزم در ایران
  3. سعیدنیا،احمد،ساختارتهران در شهرهای ایران ص332

منابع و ماخذ:

  1. اعتصام،ایرج،بررسی تطبیقی معماری و شهرسازی معاصر ایران با اروپا- در مجموعه مقالات کنگر تاریخ معماری و شهرسازی ارگ بم جلد سوم،سازمان میراث فرهنگی،تهران1375
  2. اقوامی مقدم،عارف،شهر و شهرسازی و مدرنیسم در ایران- پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران 1377
  3. بنیادی، ناصر، توسلی، محمود،طراحی فضای شهری 1، مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، تهران1371.
  4. حبیبی، محسن،از شار تا شهر، انتشارات دانشگاه تهران، تهران 1375.
  5. حبیبی، محسن،تحول و گسترش تهران در زمان رضاشاه در تهران پایتخت دویست ساله، سازمان مشاور فنی و مهندسی شهرتهران و انجمن ایران شناسی فرانسه، تهران1375.
  6. حبیبی، محسن، دولت و توسعه تهران محله محیط شناسی، موسسه مطالعات محیط زیست دانشگاه تهران1369.
  7. ریگا، ژان پیر و دیگران، ایران در قرن بیستم، ترجمه عبدالرضا مهدوی، نشر البرز، تهران 1377.
  8. سعیدنیا، احمد،ساختار تهران در شهرهای ایران به کوشش محمد یوسف کیانی، جهاد دانشگاهی ، تهران1370.
  9. سعیدنیا،احمد، تهران در پایتختهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، جهاد دانشگاهی ، تهران1370.
  10. شهری، جعفری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، جلد اول، نشر رسا، تهران1369.
  11. طوسی اردکانی، علی، کنکاشی در بقایای معماری تهران در کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ارگ بم، جلد سوم، سازمان میراث فرهنگی،تهران،1375
  12. کریمیان،حسین،تهران در گذشته و حال، انتشارات دانشگاه ملی ایران، تهران،1355
  13. کاتوزیان،محمدعلی همایون،اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، ترجمه محمدرضا فعیلی،کامبیز عزیزی،انتشارات مرکز،تهران1372
  14. ازکیانی، مصطفی،روند شکل گیری معماری در دوره پهلوی اول در مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی بزرگ بم،جلد سوم،سازمان میراث فرهنگی ، تهران1375
  15. مشفق کاظمی، مرتضی، روزگارها و اندیشه ها،انتشارات ابن سینا، تهران1350
  16. مکی، حسین،تاریخ بیست ساله ایران(استمرار دیکتاتوری رضاشاه پهلوی) نشرناشر تهران1362
  17. همایون،ناصر تکمیل، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران از ویرانی دارالخلافه ناصری تا پایان دوره پهلوی،جلد سوم،دفتر پژوهشهای فرهنگی تهران،1376

بررسی و نوشته: دکتر رسول ربانی-مهندس نارسیس سهرابی
مجله هنرهای زیبا - شماره 31 - پاییز 1386
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید