تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2827

معماری مردمی

اگر موافق باشید درباره معماری برای مردم صحبت کنیم ، از این نظر معماری چیست ؟

نظرات مختلفی درباره اینکه معماری چیست از سوی صاحبنظران مطرح می شود . هنر تعریف معماری (هنر خلق فضا است ) و این معماران هستند که فضای کالبدی را خلق می کنند و این معنا با ساختمان سازی و سرهم کردن اجزا ساختمان خیلی فرق می کند .

این تعریف از معماری در واقع بیانگر یک نوع نماد روح انسانی است که به صورت کالبد ظهور می کند . بنابراین اگر هدف ساخت یک خانه یا یک بنای حکومتی یا به طور کلی خلق فضا باشد دو معمار برای طراحی و ساختن آن یک جور فکر نمی کنند بلکه هر کدام یک نوع تلقی و نگرش برای خلق این فضا دارد و این از جوهر وجود و گوهر آن هنرمن معمار نشات می گیرد . زیرا هنرمندان را در یک قالب نمی توان دید اگر بخواهیم این تعریف را کامل کنیم باید معماری را به صورت یک هنر ببینیم نه فن استفاده از ابارها فیزیکی .

معمولا معماری به سه رده طبقه بندی می شود ، معماری فاخر مانند کاخ ها و مساجد بزرگ (معماری عمومی )مانند ادارات ، دانشگاهها و مدارس ، معماری مردمی یا بومی شما این سیستم بندی را قبول می کنید ؟

باید در معنای فاخر تفکر بیشتری کنیم . فاخر به معنای آن چیزی است که انسان به آن فخر می کند . یعنی باعث افتخار انسان است .

فاخر ممکن است با مفهوم با شکوه مثلا وقتی به بافت شهر یزد نگاه می کنید و آن را در جهان مطرح می کنید و می گویید این بزرگ ترین شهر خشتی دنیاست و نظیر آن وجود ندارد به نوعی خود را به جامعه بشریت معرفی و به آن فخر می کنید . چون ممکن است این معماری در جوامع و تمدن های دیگر وجود نداشته باشد ولی اگر به معنای باشکوه و پر خرج و هزینه به موضوع نگاه کنیم تعریف شما درست است . اصولا مردم متوسط و پایین تر از آن به دلیل اقتصادی نمی توانند در بناهای فاخر زندگی کنند مگر آنکه آ« را تصاحب کرده باشند . چنانکه در طول تاریخ هم اتفاق افتاده و مردم از یک بنای فاخر استفده کرده و در آن زندگی کرده اند ولی چون فرهنگمان با آن بنا همگونی نداشته نتوانسته اند استفاده درستی از آن بنای فاخر کنند . واقعیت این است که ما در طول تاریخ باید به چیزی افتخار کنیم که برای (مردم ) بوده باشد .

شما وقتی از لوح حقوق بشر کوروش یاد می کنید می گویید کوروش کبیر ، حقوق بشر ، حقوق مردم ، آزادی ، با برابری و حقوق شهروندی را متناسب با زمان خودش در 2500 سال پیش عنوان کرده که این باعث افتخار ماست .

از سوی دیگر لوح هایی مثل آشور بانی پال هم وجود دارد که در آن نوشته شده ( من به عیلام حمله کردم . آنان مردمان صلح طلبی بودند و در آرامش زندگی می کردند . من به دلیل این که آنها در آرامش بودند به آنجا رفتم و چنان وحشتی ایجاد کردم تا نسل های بعد از اسم من بترسند اما امروز لوح آشور بانی پال را در سازمان ملل مطره نمی کنند زیرا نشانه خشونت و خونریزی است . بنابراین در طول تاریخ تمدن ما چیزی که باعث افتخار است هما ن بخش هایی از معماری و شهرسازی ماست که در خدمت مردم و باعث رفاه و آسودگی آنها بوده است .

تاریخ درباره معماری مردمی چه می گوید ؟ آیا آثار و اسنادی وجود دارد که بدانیم چه گونه ای از معماری در ایران وجود داشته است ؟

برای پاسخ به این سئوال شاید لازم باشد کمی در تفکر ایرانی مداقه کنیم . طبیعتا در دوران حکمرانی فرمانروایان مردم گرا آسایش و رفاه مردم در نظر گرفته می شده و طبیعتا شهرسازی که نمادی از این طرز تلقی است ، در آنجا خود را نشان می داده است اما متاسفانه هر چه اطلاعات در مورد معماری ایران داریم غربی ها استخراج کرده اند و به ما توضیح داده اند که شهرسازی و معماری ما به چه شکلی بوده است . ما از فلسفه بنیادی معماری و شهرسازی خودمان آگاهی نداریم و امیدوارم روزی برسد که به عرفان و فرهنگی که داریم دست پیدا کنیم . به هر حال در مورد معماری ایرانی می توانم بگویم که در بیشتر دوران های مدن ما یک نوع توجه به وحدت و یا معنویت دیده می شود چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام .

این وحدت و معنویت در معماری نمود پیدا کرده است ؟

بله نکته همین جاست معماری نماد فرهنگ است . اصولا هنرها نماد فرهنگ هستند شما وقتی به نقاشی های یک دوران نگاه می کنید و یا موسیقی های یک عصر را می شنوید متوجه جلوه های آن فرهنگ می شوید . در واقع فرهنگ به واسطه هنر خودش را بیان می کند . این بیان هم در پوشش و در آداب و رسوم وجود دارد . اگر به معماری یک دوره توجه کنید به بسیاری از فلسفه هایی که در آن حاکم بوده است ، دست می یابید .

با توجه به اینکه شما در حوزه انبوه سازی هم صاحب نظر هستید و یکی از راههای برطرف کردن نیاز مردم در رابطه با مسکن همین انبوه سازی است به نظر شما معماری مردمی در مورد انبوه سازی چه مولفه هایی می تواند داشته باشد ؟

به نظم وظیفه معمار در دوران معاصر قدری تغییر کرده است . به طور طبیعی حرفه معماری در جایی وجود دارد که سرمایه هم وجود داشته باشد و اصولا معماری یکی از هنرهایی است که تصمیم سازی درباره آن همواره در اختیار صاحبان ثروت بوده است .

بنابراین هر کجا حکمرانان می خواستند نمایشی از خودشان عرضه کنند کاخ های باشکوه می ساختند که بعضا مورد استفاده هم قرار می گرفت و صرفا یک نماد بوده است به عنوان مثال در ایران شخصیتی مثل بروجردی که در کاشان زندگی می کرده برای انتخاب دامادش شرط می گذارد که داماد او کسی خواهد بود که خانه ای بهتر از خانه من بسازد . یعنی این نشانه شخص را تا این اندازه مهم تلقی می کردند .

این شخص همان کسی است که خانه طباطبایی ها را ساخته است ؟

بله خانه طباطبایی ها . شاید دلیل این اهمیت و این ارزش گذاری این بوده است که باقی مصنوعات و دارایی ها از بین می رفته اند اما خانه ها باقی می مانده اند . ارزش لباس ها و مهمانی های فاخر به مرور زمان از بین می رود . ولی آنچه می توانست باقی بماند خانه و کاخ بوده است . به هر حال این باعث می شود که دوران امروز را به چند دلیل از دوره های قبل متفاوت ببینیم . جمعیت ما در این 30 سال دو برابر شده طبق قانون اساسی چیزی را به مردم پیش کش کردیم که در قانون اساسی دوره مشروطیت بود و آن حق داشتن سرپناه است . دولت ها را نیز موظف به تامین این حق کرده ایم . معمار امروز ما با معمار 30 سال پیش خیلی فرق می کند . معمار امروز مجبور است دانشی را فرا بگیرد که مطابق با مقتضیات و دانش روز باشد . امروزه دیگر نمی توان بنایی مانند خانه طباطبایی ها بسازیم که فضای زیاد و محیطی وسیع داشته باشد و

حرف پایانی ؟

وقتی وارد خانه طباطبایی ها می شوید دلتان باز می شود این به خاطر طرح هنرمندانه ای است که در آن بنا به کار رفته است . اما در اتاق های بسته و وچکی که ما امروز به دلیل جمعیت زیاد داریم ، این روح احساس نمی شود امروزه دیگر نمی توان به هر خانواده 300 یا 400 متر فضا اختصاص داد . در طول تاریخ همواره طبقه متوسط پایین و بالا وجود داشته است . نباید در برنامه ریزی هایمان فراموش کنیم . معماران باید معماری برای مردم را تعقیب کنند .

پیام ساختمان و تاسیسات - 1 اردیبهشت ماه 1390

عضو مرتبط : سید علیرضا قهاری  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید