تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2035

معماری و فضاهای شهری

شناخت معماری و فضاهای شهری مبحثی وسیع است که نیاز به نگارش مطالب بسیاردارد .

این مقاله به طورخلاصه این مطلب در سه بخش ویک نتیجه گیری مطالب ذکر میشود . که در بخش اول به مفاهیم معماری و بخش دوم فضاهای شهری و در بخش سوم ترکیب وعملکرد آن دو با یکدیگر  سخن گفته خواهد شد .

بخش اول  :  تعریف معماری

معماری دارای تعاریف بسیار بوده که  توسط اساتید بیان شده است ولیکن تعریفی بزعم نگارنده بیان می شود .

تعریف معماری :

معماری پدیده ای است فضائی که توسط معماران با درنظر گرفتن طول وعرض وارتفاع وحرکت وزندگی که دارای یک ایده ( کانسپت ) می باشد خلق و معمار موضوع را با ایده و نوآوری خود میافریند .
کلیه احجام دارای سه بعد هندسی هستند ولیکن هر حجمی معماری نیست و حجم جزیی از معماری است .
در حجم اگر فلسفه ای از زندگی مطرح شود دیگر آن حجم نیست ومیتوان آن را جزئی از معماری نامید  .
معماری از احجامی که دارای روحیه وکاربرد زندگی وحرکت داشته باشند تشکیل میشود .
هر حجمی که دارای فرم وایده  باشد نوعی معماری را تعریف می کند .
معماری دارای ریتم حرکت وسکون همچون موسیقی می باشد واضافه برآن معماری دارای ریتم زندگی است .
نکته قابل ذکر آنکه هرساختمان یا بنای احداثی که فاقد حرکت وریتم زندگی باشد معماری خاموش است .
معماری خاموش همچون آرامگاه ها هرچند دارای معماری بصری هستند ولیکن بزغم نگارنده در حیطه معماری زندهجایگاه چندانی ندارند .

نکته:

اگر ساختمانهای باارزش کهن مورد توجه هستند به دلیل آن که در آنها زمانی زندگی جاری بوده است .
درمعماری مخصوصا" معماری ارگانیک میتوان تلفیقی از طبیعت با طرح را دید ولمس کرد ودرسبکهای مختلف .
کلیه سبکهای معماری مبتنی برای رفاه وآسایش انسان با توجه به تاریخ وسنت وتکنولوژی و... مطرح شده اند . معماری دیگر هریک گویای تعاریف ومبانی ومفاهیم به خود هستند .

معماری ارگانیک - معماری مدرن و پست مدرن وسایر سبک ها معماری برگرفته از عقلانیت - تکنولوژی - دین پیرائی - علم مداری و روشنگری و خردگرایی میباشد که اجماع موارد فوق از قرن هفدهم وقرن هیجدهم به بعد با انقلاب صنعتی توانسته توسط معماران ( بزغم نگارنده خرد پیشه گان جامعه) پا به عرصه هنر گذاشته و معماری مدرن وسایر سبک ها را به جامعه عرضه نموده و باعث تحول در ساختار زندگی ومدنیت گردیده اند .
انقلاب صنعتی باعث دگرگونی در ساختار زندگی وکاری وانسانی بشریت گردیده و جامعه امروز دنباله روی آن انقلاب است .

بخش دوم : شهرسازی

شهرسازی از نظر کلی عبارت است از برنامه ریزی وطراحی کالبد یک منطقه و یا شهری که دارای شبکه بندی وکاربری های لازمه وتعریف شده باشد .

هر شهر یا شهرکی دارای جایگاه جغرافیائی مخصوص به خود است وبراساس آن برنامه ریزی و طرح کالبدی با توجه به تعریف و کاربری ها که براساس نیازها ( نیازهای اصلی در مولفه های تعریفی آن ناحیه ویا شهر ) برنامه های تدوینی طراحی میگردد .

زمانی که گفته می شود برنامه و مولفه اصلی در  شهر یک شهر زیارتی است اهداف اولیه فضاهای شهری وعملکرد حوزه ها و مناطق با یکدیگر و در نهایت با مرکزیت های مذهبی مورد بررسی قرار می گرددو در برنامه ریزی و طراحی سایر شهرها از جمله شهرهای دانشگاهی ویا صنعتی  این چنین  می باشد .

نکته :
هویت شهری در برنامه ریزی شهری در اولویت قرار دارد و آن هویت است که فضاها را معرفی می کند .
کلیه شهرها دارای شبکه بندی شهری و ساختمانها با کاربری های لازم هستند ولی برخی از شهرها فاقد هسته مرکزی شهر ( قلب شهر )  می باشد که در تعریف وشناخت کلی شهرسازی  آن شهرهارا شهر بلاتکلیف نامیده می شوند  ( بلاتکیف واژه ای است که نگارنده نامیده است ) .

فقط شبکه های شهری ملاک نیستند بلکه هدف برنامه ریزان شهری یعنی قطب و یا مرکز شهر مد نظر برنامه ریزان شهری است .
همانگونه که قلب انسان مرکزیت بدن را داراست پس باید شهردارای یک مرکزی منسجم و تعین شده باشد.

برنامه ریزان شهری برای هر شهر یا شهرکی ایده ( کانسپت ) و پارامترهای لازمه را در نظر می گیرند که یکی از موارد بسیار مهم آن ساختار جمعیت و وسعت و جمعیت فرستی  (مهاجرت ) و مهاجرپذیری است وشبکه بندی شهری - خیابان ها وگذرها تشکیل دهنده یک شهر یا شهرک نیستند بلکه باید زندگی در آن جریان داشته باشد .

 مثال : گورستان های عمومی همه دارای گذربندی وشبکه دسترسی داخلی هستند ولیکن حلقه ای درآن مفقوده است وآن زندگی است

شهرها نیاز به دانش به کارگیری و پیاده کردن  کاربری های مسکونی وتجاری و... در نهایت طبیعت دارند .
طبیعت جزیی از زندگی  انسان است و زندگی بدون طبیعت مفهومی ندارد . جنگل ها زمانی برای انسان زیباست  که درآن اثری از حیات دیده شود . شهرهای بدون فضاهای شهری انسانی وطبیعی جایگاه ندارد .

بخش سوم : معماری - فضای شهری

همانگونه که در بخش های اول ودوم بیان شد معماری و فضای شهری هر یک دارای تعریف به خود هستند وتلفیق این دو  کلمه باهم تشکیل معماری در فضای شهری را می دهد  .

همانگونه که اشاره شد معماری دارای سه بعدی هندسی و دارای حرکت و زندگی و ایده ( کانسپت ) است که حرکت و زندگی در داخل و خارج طرح معماری جریان دارد .

  برنامه ریزان فضاهای شهری نیازهای زندگی مجموعه شهری را با توجه مولفه ها وکاربری تعریف می کند و در برنامه ریزی می گنجانند و در نهایت اهداف نهائی تعیین می شود .

سئوال در فضاهای شهری چه دیده می شود وسیمای کلی آن چیست ؟
جواب -  پیوستگی و پایداری زندگی و استقرار بناها در محوطه های تعیین شده  به صورت پایدارمی باشد .

فضاهای شهری تشکیل شده از فضاهای اصلی وفضاهای فرعی است که فضاهای اصلی شهر به فضائی گفته می شود که کالبد اصلی شهر یا منطقه را تشکیل ودر برمیگیرد . شبکه بندی فضای شهری همانند کاربری ها  در فضای شهر برای خود نیاز به فضای اختصاصی در منطقه ویا مناطقی را طلب میکند بنابراین در یک محیط بسته همانند شهر یا شهرک یا منطقه طراحی و برنامه ریزی آن بر اساس تلفیق فضاها با توجه به نوع کاربری ها است .

فضاهای شهری مطلوب است که زندگی - کار - تجارت و ... سایر فضاهای شهر در آن جاری باشد . باید برای هر فضای شهر تعریف منطبق با کاربری ها طبیعت و آب وهوا و شرایط اقلیمی وشرایط زندگی وخط و آسمان تعیین نمود و با احداث یک یا چند مجموعه ساختمانی والا نمی تواند فضای مطلوب شهری ایجاد نماید .

زمانیکه اقلیم وتوپوگرافی زمین ( ساختار درونی وبیرونی و کد های ارتفاعی زمین ) مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد می توان برنامه ریزی شهری و اهداف آن را با توجه طبیعت و موفقیت و دسترسی ها برون شهری و درون شهری و اثرات آن را بر مناطق مجاور تعیین نمود که این اثرات موجب خواهد شد برنامه ریزی طراحی ومعماری بر پایه و اساسی باشد به عبارت دیگر می توان بیان نموده که طراحی فضای شهر ی وطراحی معماری دو مقوله که در وادی شهر مشترک وغیر قابل تفکیک می باشند .

اگرفقط به فضای شهری می اندیشیم به مسئله یک سویه به مسئله نگاه می کنم و فضای شهر بدون معماری بدون مفهوم است .

نتیجه گیری  :

نگینی زیباست که در دل انگشتری جای گیرد و زیبایی نگین به ارزش انگشتری بسیار خواهد افزود .

 این مثال برای وجود معماری همچون نگینی در انگشتری فضای شهری است . جایگاه نگینی که همان فضای شهر است که با برنامه ریزی متاثر از آخرین ره آوردهای علمی وتکتولوژی برنامه ریزی رامی توان در معماری سازگاروپایدار با محیط و با زندگانی را طراحی واجراء نمود بطوریکه معماری وفضای شهری مناسب زندگی را طراحی وپیاده نمود .

مدنیت شهری حاصل عملکرد شهروندان است و پیش نیاز مدنیت  شهری معماری توام با زندگی است . معماری که با محیط و فضا مخصوصا" فضای شهری آشناست .

اگر محیطی تابع فرم هندسی و یا غیر هندسی باشد وآن فرم تابع محیط وشناخت آن وشرایط زندگانی ساکنان در آن  خواهد بود و دارای جایگاه در معماری خواهد بود .

بکارگیری تکنولوژی و علم وفن آوریهای جدید درخلاقیتهای هنری مخصوصا" در هنر معماری بصورت چشم گیری افزایش پیدانموده است ومعماران وطراحان بااستفاده از تکنولوژی وفن آوری های جدید توانسته الهامات و ایده های خود را در فضای شهری مطلوبی پیاده کنند .

 فضای شهری مطلوب است که برای انسان ها وشهروندان ارزش قائل شده باشد و این جز با عجین شدن با معماری  امکان پذیراست .

مشخصات  نگارنده و آدرس :
بیژن علی آبادی - دانش آموخته مهندسی معماری از دانشکده معماری دانشگاه تهران  سال 1348  عضو انجمن مفاخر معماری ایران  دارنده مقالات بسیار در سایت انجمن مفاخر معماری ایران در زمینه های مختلف
- مدیرعامل مهندسین مشاور هنر معماری .
آدرس پستی : تهران - سیدخندان - خیابان دکتر شریعتی  - بین خیابان دکتر قندی و پل سید خندان  - کوچه بسطامی - پلاک 6 -  واحد 37   تلفن 89 الی88522788  و تلفکس  88522790

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید