تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2140

معماری و كیفیت زندگی

معماری از دو سو با زندگی پیوندی عمیق دارد: از یك طرف به عنوان بستر همه ی فعالیت های انسان به تعبیری ظرف زندگی است و از سوی دیگر به عنوان حوزه ای از دانش كه بین رشته ای و چه بسا ورا رشته ای است، رابطه ی چندسویه ای با ابعاد و اركان زندگی دارد. به عبارت دیگر در هر لحظه ی فیزیكی و متافیزیكی از زندگی، معماری خاستگاه شكل گیری مناسبات و تبلورهای آن ها در زندگی است.

در جایی كه معماری به عنوان پدیده ای عام تنها بستر كنش های انسانی است، كیفیت زندگی نسبتی مستقیم با كیفیت فضای حاصل از معماری دارد. مثال آشنای درونگرایی معماری گذشته ی ایران و تأثیر آن در شكل روابط انسانی و اجتماعی هم عصر آن، مصداق مناسبی در این مورد است. در این بخش حتا جزئیات معماری نیز در كیفیات جزئی زندگی تأثیرگذارند. آستانه در فضای ورودی اتاق ها، هندسه ی تقسیمات فضاها، فضاهای مفصل به ویژه مابین فضاهای شهری و فضاهای مسكونی نمونه هایی در این مورداند. ذكر دو نكته در این قسمت ضروری است، اول اینكه معماری با این ویژگی در سراسر جهان نقشی متعامل با كیفیت زندگی دارد و دوم آنكه رابطه ی معماری و كیفیت زندگی كاملاً دوسویه است. در بسیاری از دوره های تاریخی و یا در محدوده های جغرافیایی كه كنش های زندگی، ارزش های اجتماعی فراتری یافته اند، تأثیر آن به وضوح در معماری قابل مشاهده است. شاید به همین دلیل باشد كه تاریخ معماری با تاریخ تمدن بشر گره خورده است.

دانش معماری نیز در پایگان های كیفی زندگی، كاركردی ویژه دارد. پیوند این دانش با سایر دانش ها كه هر روزه همپوشانی و هم افزایی بیشتری نیز می یابد، ساختارهای درونی و عمیق زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد. در گذشته ی دور آمفی تئاتر یونانی از پیوند معماری و ادبیات سر بر می آورد، در گذشته ای نزدیك معماری در پیوند با علوم زیستی و محیطی، فضاهایی با كاركردی نمادین می ساخت و حال تركیبی از معماری، روان شناسی شناختی، علوم رایانه و ریاضیات نوین، فضاهایی پارامتریك را خلق میكند.

معماری در بستر زمان و مكان، كیفیات متنوع و متعددی را به زندگی داده و زندگی با كنش های بیرونی و درونی اش معماری را به سمت و سو هایی متفاوت هدایت كرده است. معماری همگون گذشته، جامعه ای همسان در سایه ای از عدالت ساخته و زندگی ناهمگون امروز، معماری را به وادی چندگونه گی كشانده است. رابطه ی میان معماری و زندگی، نسبتی میان- سوژه ای است، گاه معماری ابژه است و زندگی سوژه، و گاهی برعكس. درك این نسبت بینابینی اولین گام در تشخیص و تعریف رابطه ی میان معماری و كیفیت زندگی است.

حمید ناصرخاکی.......شهریور نود



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید