تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2705

معماری و نجوم

 معماری و نجوم

شاید بتوان اظهار داشت که یکی از مهم ترین پدیده هائی که توجه انسان های نخستین را در زمینه شناخت جهان به خود جلب کرد، نظم مربوط به گردش زمین، ماه و چگونگی طلوع و غروب خورشید و حرکت ستارگان بود. توالی شب و روز و پیدایش فصل های مختلف و تجدید حیات گیاهان پس از فصل زمستان و فرارسیدن سال نو از روشن ترین و در ضمن یکی از مهم ترین پدیدە های طبیعی بود که کمابیش همهٔ انسان ها و جوامع باستان آن را به طور دقیق مورد ملاحظه و توجه قرار می داندن و به سبب آن که اطلاعات و دانش آنان از کهکشان و ستارگان اندک بود، بسیاری از رویدادها، پدیده ها و حوادث را به آنها نسبت می دادند.

آنان به ضرورت وجود خورشید برای ادامه حیات و زندگی نه تنها انسان ها، بلکه گیاهان و جانوران نیز پی برده بودند، به همین علت در بسیاری از فرهنگ های باستان به ویژه در جامعه هائی که اقتصاد آنها به کشاورزی متکی بود، مورد توجه و تقدیس قرار داشت و غالباً در این جامعه ها، خورشید را به عنوان یک ایزد مورد ستایش قرار می ٔاند. ایزد خورشید در مصر باستان، هند باستان، ایران، بین النهرین و حتی در ادیان آمریکای وسطی و میانه مانند مایا در بسیاری از هنرها و از جمله در معماری بازتاب یافته بود و در سرزمین های مزبور معابد، بناها و عرصه های گوناگونی برای تقدیس و بزرگداشت آن اختصاص می دادند.

یکی از کارکردهای مهم این گونه فضاها غالباً کارکرد نجومی آنها بود، زیرا رویدادهای نجومی و کیهانی برای بسیاری از مردم دوران باستان جنبه ای آئینی، مقدس و حیاتی داشت و غالباً به کمک آنها به تعیین نسبتاً دقیق زمان گردش سال می پرداختند و زمان های گوناگون از جمله زمان اعتدال بهاری و اعتدال پائیزی و هم چنین زمان انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی را نسبتاً دقیق محاسبه می کردند و برای این منظور غالباً فضا یا ساختمان های مورد نظر را به گونه ای می ساختند که از امتداد، نقطه یا زاویه ای معین بتوانند خورشید را در روزهای مورد نظر رصد و مشاهده کنند. چگونگی طراحی و ساخت معابد، بناهای نجومی و آئینی و نحوهٔ استفاده از آنها برای تعیین زمان های مورد نظر مانند زمان اعتدال های بهاری و پائیزی و مانند آن در سرزمین های گوناگون متفاوت بوده است.

چنان که براساس بررسی های بعضی از پژوهشگران حداقل برخی از اهرام و مقابر آئینی مصر براساس امتداد زاویه تابش خورشید در اوقات معینی از سال طراحی و ساخته شده اند. نقش خورشید در بسیاری از نگاره های آئینی مصری به شکلی قابل توجه و برای ستایش آن سرودهای متعددی وجود دارد.یکی از نکات بسیار مهم که سبب می شد که کمابیش در بسیاری از سرزمین های باستان به رصد خورشید و سایر ستارگان افزون بر جنبه های گاه شماری آنها اهمیت داده شود، این بود که گام می کردند که ستارگان نقش بسیار تعیین کننده ای در همه ابعاد زندگی انسان ها دارند و به همین دلیل بود که در بسیاری ادیان باستان، نجوم جایگاه مهمی داشت و منجمان در کنار کاهنان از مقام شامخی برخوردار بودند و هم چنین غالباً حاکمان و پادشاه قدیم در مورد زمان انجام بعضی از اقدام ها با منجمان مشورت می کردند.

اعتقاد به اوقات و ایام سعد و نحس بین عموم مردم نیز وجود داشت و برای انجام برخی از کارها به این نکته توجه داشتند. پس از خورشید، ماه بسیار اهمیت داشت، زیرا به کمک آن سال را به دوازده بخش تقسیم می کردند. چون می دیدند که تقریباً پس از آن که دوازده مرتبه ماه طلوع و سپس غروب کند، یک دوره یا یک سال خورشیدی سپری می شود و دوباره سالی نو همراه با تجدید حیات گیاهان و غلبه گرما بر سرما فرا می رسد. در بیشتر زبان های باستانی دوره زمانی معادل یک دوازدهم سال را با واژه ای که معادل مفهوم یا عین کلمه مخصوص نامیدن کره ماه بود، نامیدند.

با وجود آن که یک گردش کامل حدود ۲۹ روز طول می کشد اما در محاسبات گاه شماری در گذشته برای ساده کردن اندازه گیری های زمان، در مواردی از دوره ۲۸ روزه که نصف ۱۴ روز و یک چهارم آن یک هفته را شکل می داد نیز استفاده می کردند. براساس چندنگاره که در مصر به دست آمده، از این تقسیم بندی ۱۴ روزه برای نشان دادن حرکت ماه نیز استفاده می شده است. در ایران نیز، ماه شب چهارده مشهور است. ماه نیز نقش بسیار مهمی در نمادپردازی های هنری و از جمله معماری داشته است، البته غالباً اهمیت آن پس از خورشید مطرح بوده، مگر در برخی سرزمینها که ماه برای مردم آنها اهمیتی در خور توجه می یافت، چنان که در عربستان که در گذشته اقتصادشان به تجارت متکی بود و کاروان ها به سبب شدت گرما و تابش خورشید به ویژه در فصل تابستان ترجیح می دادند که شب ها حرکت و سفر نمایند و در نتیجه برای شناسائی مسیر خود و نیز برای گاه شماری از ماه و چگونگی حرکت آن بیشتر استفاده می کردند و به همین دلیل است که تقویم عربستان براساس ماه یا قمر تنظیم شده و سال ها و ماه های آن نسبت به سال خورشیدی در حال گردش می باشد.

به هر ترتیب تقسیم سال به دوازده ماه در بیسشتر فرهنگ ها و گاه شماری های کهن دیده می شود و عدد ۱۲ و مشتقات آن مانند ۶، ۲۴، ۶۰ و مانند آن برای تنظیم زمان از حرکت ماه گرفته شده و هنوز در نظام عددی گاه شماری امروز کمابیش وجود دارد. لازم است اشاره شود که توجه انسان های دوران باستان به آسمان تنها به خورشید و ماه خلاصه نمی شد، بلکه ستارگان دیگری نیز مورد توجه قرار داشتند و هم چنین برخی از رویدادهای کیهانی مورد عنایت قرار می گرفت. برای نمونه می توان به واقعه ای کیهانی اشاره کرد که براساس آن هر ۳۳ سال یک بار به سبب توده ای از یک کهکشان از فاصله نزدیکی از کره زمین و هجوم شمار زیادی شهاب سنگ به سوی جو کره زمین، مدت کوتاهی زمین شهاب باران می شود که حداقل یک شب در طی این مدت با چشم غیرمسلح نیز می توان شمار زیادی شهاب ها را تشخیص داد.

این پدیده هم اکنون نیز ادامه دارد. این نکته در گذشته سبب شده بود که گمان کنند در عدد ۳۳ رمز و تقدس وجود دارد که هر ۳۳ سال یک بار این واقعه تکرار می شود و به همین علت در فرهنگ ایران باستان برای عدد ۳۳ تقدس قائل بودند و از آن عدد برای بعضی از مناسبت ها و استعارهها و موارد استفاده می کردند و در متون زرتشتی و ساسانی بارها از آن استفاده شده است. از آن جمله می توان به شعری که در هنگام سوزاندن اسفند، هنوز برخی از افراد می خوانند، اشاره کرد که در طی آن چنین گفته می شود؛ اسفند و اسفنددونه، اسفند سی و سه دونه.

می توان حدس زد که شمار دهانه های پل سی و سه پل در اصفهان که با همین نام مشهور شده، تحت تأثیر همین اندیشه کهن و باستانی قرار داشته است، زیرا عدد سی و سه به عنوان یک عدد مقدس و خاص در برخی از هنرها و آثار هنری دوران اسلامی نیز بازتاب یافته است. خورشید و ماه تنها در نمادپردازی های هنری بازتاب نیافته بودند، بلکه در بعضی از جهان بینی های باستان نیز نقش داشتند. برای نمونه می توان به برخی از اندیشه های مهرپرستی که براساس بعضی از اسناد پیشینه آن به بیش از ظهور زرتشت و آئین وی می رسد، اشاره کرد. مهرپرستان معتقد بودند که مهر ایزد، پرتو خورشید، از مادر خویش، آناهیتا، به سبب اراده و فرمان پروردگار به دنیا آمد. به این ترتیب که در هنگامی که آناهیتا در دریاچه ای شنا می کرد، به اراده پروردگار باردار شد و پس از مدتی مهر از او به دنیا آمد. براساس بعضی از نگاره ها و اسناد، مهر یا ایزد پرتو خورشید به صورت یک مرد جوان و آناهیتا به صورت یک بانو متجلی می شده است.

برپایه گونه ای نمادپردازی که پیشینه آن در برخی از فرهنگ های دوران باستان مشاهده می شود، مهر، نماد جنس مذکر و آناهیتا نماد جنس مؤنث بود که خورشید و شیر و آتش را به مهر؛ گاو و آب را به آناهیتا نسبت می دادند. اهمیت خورشید و ماه در این آئین چنان بود که نیایش ها و آداب خاصی برای هر یک از این دو داشتند. برخی از پژوهشگران ابزار کرده اند که روز تعطیل مسیحیان یعنی یکشنبه و دوشنبه، که به زبان انگلیسی Sunday و Monday یعنی روز خورشید و ماه است، احتمالاً تحت تأثیر آئین مهرپرستی بوده است.

براساس پژوهش های آقای رضا مرادی غیاث آبادی بسیاری از چهارطاقی ها و برخی از دیگر بناهائی که ایشان آنها را مورد بررسی قرار داده اند، مانند بنای معروف به دهانه غلامان در نزدیکی زابل و بنای مشهور به کعبه زرتش در نقش رستم کارکرد نجومی داشته اند و ایشان با بررسی های میدانی که انجام داده اند، چگونگی رصد خورشید را در هر کدام از این بناها نشان داده اند. من در کتاب تخت جمشید که توسط دفتر پژوهش های فرهنگی و در مجموعه از ایران چه می دانم؟ چاپ سوم آن در سال ۱۳۸۳ منتشر شد، به نقش آئینی تخت جمشید اشاره کرده ام.

تخت جمشید که نام آن در دوره هخامنشیان، پارسه بود، یک دژ حکومتی ـ سکونتی بود که برای برگزاری مراسم آئینی نوروز که اهمیت بسیار زیادی داشت نیز طراحی و ساخته شده بود. مهم ترین ساختمان این مجموعه که از آن برای مراسم آئینی ـ تشریفاتی نوروز استفاده می شد، کاخ آپاداناست که طرح آن جنبه نمادین دارد و آن را می توان مهم ترین طرح در فرهنگ معماری ایران دانست که بیشتر طرح های چهارتائی ایرانی براساس ساختار آن طراحی و ساخته می شده اند. در این بنا از بعضی مهم ترین اعداد مقدس در فرهنگ ایرانی مانند ۳، ۴، ۶، ۱۲، ۷۲ استفاده شده است. مجموع تعداد ستون های آن ۷۲ عدد است.

عدد ۷۲ عددی بسیار مقدس در ایران و بین النهرین بوده است. در سرستون های آن از شکل نمادین جانوری استفاده شده و مهم ترین جبههٔ آن برای برگزاری مراسم نوروز، جبههٔ شرقی آن بود که در هنگام فرا رسیدن نوروز، نور خورشید از پشت کوه رحمت ـ که برخی محققان اظهار کرده اند که احتمالاً نام آن در دوران باستان کوه مهر بوده و محوطه ای مقدس به شمار می آمده است ـ به آن جبهه می تابیده است. مهم ترین نقش های حجاری شده که چگونگی برگزاری مراسم نوروز را نشان می دهد، در این جبهه قرار داشته است. نقش های مربوط به گروه ها و اقوام هدیه آورنده در این جبهه است. هم چنین نقش مربوط به جلوس داریوش و استقرار خشایارشا در پشت سر او و ارائه گزارش مراسم آئینی توسط وزیر تشریفات در وسط این پلکان بوده که براساس نظر برخی از پژوهشگران هنگامی که خشایارشا به قدرت رسید، دستور داد آن را در عمارت خزانه قرار دهند.

در جلوی این کاخ میدان گاهی بود که مراسم این گروه ها و نیز خواص در آن برگزار می شد. البته کاخ صدستون بعدها در زمان خشایارشا ساخته شد و فضای این میدان را بسیار محدود و کوچک کرد. برای سان سپاه و نیز احتمالاً برای بازدید گروه های عظیم مردم یا قشرهای گوناگون از ایوان و جبهه غربی کاخ آپادانا و فضای باز واقع در پائین آن که در زیر صفه قرار داشت استفاده می کردند. در چند جای تخت جمشید نقش شیری وجود دارد که در حال غلبه بر یک گاه است.شیر نماد تابستان و گاو نماد زمستان بود و غلبه شیر بر گاو حاکی از فرا رسیدن نوروز بود که سرما و زمستان پایان می یافت.

چنان که اشاره شد نقش های فراوانی با مفاهیم نجومی در معابد، مقابر و اهرام مصر وجود دارد و براساس بررسی بعضی از پژوهشگران جهت برخی از معابد در راستای امتدادهای نجومی طراحی و ساخته شده است و نمونه هائی از آنها در کتاب ستاره شناسی تمدن های کهن اثر ای.سی.کراپ ترجمه یاسمین نیک سرشت آورده شده است. برای نمونه می توان به معبد آمون رع در کارناک که نزدیک شهر باستانی لوکسرو است، اشاره کرد. بر پایه های بررسی های لاکیر، این معبد در امتداد نور غروب خورشید در انقلاب تابستانی طراحی شده و ورودی آن به سمت شمال غربی است و خط دیدی به در ازای 608/4 متر این امکان را پدید می آورد که از این معبد به عنوان رصدخانه نیز استفاده کنند و طول دقیق سال خورشیدی و روز دقیق انقلاب زمستانی را تعیین کنند.

تمدن مایا یکی از تمدن های باستانی است که پیشینه شکل گیری آن به حدود ۱۵۰۰ ق.م. می رسد و تا حدود ۱۵۲۱ میلادی که اسپانیائی ها سرزمین آنها را مورد هجوم قراردادند، از فرهنگ و تمدنی عالی برخوردار بودند. تمدن آنان بسیار ساده و در مواردی ابتدائی بود، چنان که اظهار کرده اند که آنان با وجود آن که معابد، کاخ ها و اهرام فراوان و متعددی را که بعضی از آنها بسیار عظیم است، ساخته اند اما از چرخ و ارابه و حیوانات بارکش چندان استفاده نمی کردند و بیشتر ابزارهایشان سنگی بود، اما در زمینه ریاضیات و نجوم بسیار پیشرفته بودند و مدتی پیش از آن که اروپائی ها عدد صفر را از هندی ها یاد بگیرند، آن را به دست آورده و به کار می بردند. محاسبات نجومی را نیز نسبت به امکانات آن دوران بسیار خوب انجام می دادند. آنان می دانستند که بین یک سال ۳۶۵ روزه با گردش خورشید در یک سال، مقدار اندکی تفاوت پدید می آید و برای تصحیح آن، اندازه سال خورشیدی را معادل 365/2420 روز محاسبه می کردند. این محاسبه تنها به اندازه 0/0002 از محاسبه امروز کمتر بود، چون طول واقعی سال خورشیدی365/2422 روز است.

توجه بسیار زیاد آنان به نجوم و اعتقاد به تعیین سرنوشتشان توسط ستارگان و اهمیت دانستن اوقات و ایام سال سبب شد که بسیاری از معابد و هم چنین بسیاری از کاخ ها و ساختمان های عمومی که آنها کارکردهای آئینی هم داشتند، برای محاسبه زمان و گاه شماری مورد استفاده قرار می گرفتند. مهم ترین معابد آنان به شکل هرم مطبق ساخته می شدند. این نوع از معابد در اثر تحول تدریجی و گام به گام مقبره هائی بود که نخست به صورت یک خانه ساده واقع بر روی یک سفه بود.سکوی این نوع از بناها را در آغاز کمی بزرگ تر از سکوی خانه های عادی می ساختند و سپس به تدریج سکوهای بیشتری ساختند تا برپایه اندیشه ای که در دنیای کهن داشتند و در برخی از دیگر فرهنگ های باستان نیز مشابه آن دیده می شود، فضائی مرتفع مانند یک کوه برای نزدیکی بیشتر به آسمان پدید آید.

ارتفاع بعضی از معابد هرمی شکل مایاها به حدود ۴۵ متر می رسد. در بالای بسیاری از هرم ها یک مقبره وجود داشت. روش معمول آنان برای توسعه یک بنا به ویژه یک معبد چنین بود که پس از تخریب بخش هائی از آن، بنای بعدی را بر روی آن احداث می کردند و به این ترتیب گاه یک هرم مطبق در چند مرحله حاصل می شد و در این صورت در مواردی مشاهده شده که محل مقبره اصلی در درون و پائین هرم باقی مانده و تنها یک راه دسترسی به آن تعبیه می کردند. در بسیاری از موارد شمار طبقات یک هرم و نیز شمار پله های هرم به اندازه اعداد نمادین و مقدس آنان یا اعداد نجومی و مربوط به گاه شماری آنان بود. 

برای نمونه می توان به معبد کاستیلو در شهر چیچن ایتسا اشاره کرد که هرم آن نقشه ای به شکل مربع دارد و چهار پلکان در چهار طرف آن ساخته شده که هر کدام از آنها ۹۱ پله دارد که در مجموع شمار پله ها معادل ۳۶۴ عدد می شود که با سطح نهائی هرم به ۳۶۵ عدد می رسد که با تعداد روزهای سال برابر است. این معبد ۹ طبقه دارد، زیرا عدد ۹ در فرهنگ مایا مقدس بود. از این معبد برای رصد بعضی از ستارگان و کرات استفاده می شد. هم چنین در اوآشاکتون که در مرکز امپراتوری کهن مایا قرار داشت، معابدی وجود داشته است که آثاری از آنها باقی مانده است.

یکی از معابد قدیمی آن جا هرمی با پلان مربع و چهار پلکان در چهار سمت آن است که در روی هرم نیز آثاری از جای چهار ستون وجود دارد که حاکی از وجود فضائی ستون دار و سرپوشیده در روی آن می توانستند با توجه به موقعیت سه معبد دیگری که در فاصله ای از آن قرار دارد، زمان طلوع خورشید را در اوقاتی مشخص از سال نظارت و کنترل کنند و به این ترتیب تقویت خود را کنترل و در صورت لازم اصلاح کنند. در چند شهر باستانی مایا معبادی به نام معبد خورشید یا معبد ماه وجود داشت، مانند معبد خورشید در پالنکه که تنها یک سمت آن دارای پلکان وجود بود.

حسین سلطان زاده

عضو مرتبط : حسین سلطان زاده  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید