تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1442

معماری و کیفیت زندگی

نسیم ایرانمنش(معمارو شهرساز)

داشتن سرپناه امري است كه هر موجود زنده به نحوي درگير تامين آن است و هركسي سعي مي كند كه چنين چيزي را آماده كند. خانه سازي برحسب سازندگان متفاوتش مي تواند كيفيت هاي گوناگوني داشته باشد . محققان تعاريف مختلفي از خانه سازي ارائه داده اند كه بعضي از آنها چنين هستند :

"خانه مكاني است كه ساكنان آن در آن راحت هستند و داخل خانه  يا مكاني كه خانواده در آن زندگي مي كنند بايد تنوع باشد كه خستگي در آن احساس نشود ." پيرنيا

"خانه پوششي است كه با بعضي از شرايط تطابق داشته باشد و ايجاد يك ارتباط خوب بين بيرون و فعاليت هاي انساني بنمايد . منظور از اين فعاليت ها راه رفتن ، خوابيدن ، دراز كشيدن ، ديدن و فكر كردن است . او چه بي حركت باشد يا در حال حركت نياز به فضاي مناسب دارد و ابعاد  اتاق ها بايد با حركت او داراي تناسب صحيح باشد."  لكوربوزيه

" خانه در ابتدا يك نهاد است نه يك ساختار ، و اين نهاد براي هدف بسيار پيچيده اي خلق شده است ، از آنجاييكه ساختمان يك فعاليت فرهنگي است ، شكل و ترتيب فضايي آن به شدت از عناصر فرهنگي كه  به آداب زيست تعلق دارد تاثير مي گيرد . حتي وقتي كه خانه يك سرپناه براي بشر اوليه بود ، وظيفه تنها معني عملكرد نبود بلكه مفهوم عملكرد در خانه يك محيط دلپذير براي زندگي به عنوان يك واحد اجتماعي بود. "راپاپورت

خانه سازی در هر فرآيندي هدف رو به ترقي داشتن و بدست آوردن بهترين توليد را دارد .

در اينجا به چند عامل  خانه مطلوب ميتوانيم اشاره نماييم :

  1. عوامل فرهنگي
  2. عوامل اقليمي
  3. عوامل رواني
  4. مقوله آسايش
  5. مقوله ايمني
  6. مقوله زيبايي شناسي
  7. انطباق با تكنولوژي مدرن

مسئوليت معمار جوابگويي به نيازهاي زيستي افراد است . حقيقتا يك معمار طراح فضاي مسكوني مردم است . اما آيا يك معمار بايد فضا را برحسب فلسفه شخصي خود از هنرو زيبايي شناسي بسازد ؟ در چه صورت اين هنر مطلوب خواهد بود و چطور استفاده كننده ها آن را قبول خواهند نمود؟

اين موضوع بسيار روشن است كه هنر معمار مي تواند كاملا مورد قبول باشد وقتي كه با سليقه و خواسته و درك استفاده كننده ها سازگاري داشته باشد . البته  درباره بقيه معماري ها  مانند مجموعه هاي فرهنگي و بناهاي يادمان اين موضوع حقيقت ندارد . اما تحميل سليقه شخصي در مجموعه هاي مسكوني اصلا پذيرفته نيست . معمار بايد به طور ماهرانه اي فضاي مورد نياز را به بهترين روش ايجاد نمايد و نبايد فضاي مطلوب خودش را به آنها تحميل كند .

بنابراين معمار بايد يك تركيب زيبا و ساده و مطلوب در طراحي ايجاد نمايد با احترام به فرهنگ و سليقه افراد - نه با استفاده از سبك هاي شخصي - و او بايد فضايي را خلق كند كه با محيط و منظر سازگار باشد كه با اقليم محلي تطابق داشته باشد . به اين روش او مي تواند زيبايي و مطلوبيت را در طراحي خانه افزايش دهد .

چيزي كه اكنون بديهي مي نمايد ، اين است كه در اكثر ساخت و سازهاي ايران مسئله كيفيت فضايي و ايجاد كيفيت بصري ، حكم نوعي پارامتر فراموش شده را دارد . ما ساختمان هايي زشت بدون هويت ، ناهنجار و حتي گاهي بد منظره مي سازيم ، و اين رامتوجه نيستيم و يا حتي قبول نداريم .

فقط با كمي آگاهي و دانش (نه صرف هزينه بيشتر) مي توان فضاها را به وضعي بهتر ساخت و به كيفيت بصري  مسكن سازي ارتقاء بيشتري داد.

شايد بهتر باشد كه درباره مواردي چون تقسيم فضايي داخل خانه ها براساس فرهنگ و آداب زيست استفاده كنندگان ، فضاهاي عمومي خانه ها از قبيل پلكان ها ، فضاهاي ورودي ، نورگيرها و تراس ها و حتي نورپردازي و رنگ آميزي بازنگري و بيشتر تعمق كنيم ، و قطعا در اين بررسي و كاوش به نتايج بسيار مفيدي خواهيم رسيد . بديهي است كه ايجاد فضايي مطلوب در فضاهاي زيستي تاثير بسيار مستقيم و مثبتي در جامعه نيز خواهد گذاشت .

موضوعات مرتبط : معماری و کیفیت زندگی    
عضو مرتبط : نسیم ایران منش  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید