تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1804

معمار و مسئولیت های اجتماعی - علیرضا نیلی

آنچه آدمی را متمایز از سایر جانداران نموده ، راه های نوین ارتباط با یکدیگر است. اگر زبان را مهمترین عامل ارتباط بدانیم ، تصویر و شکل را می توان زبان دوم انسان جهت تبادل اطلاعات و ایجاد ارتباط بین انسانها و نیز بین انسان و محیط پیرامون دانست.

تصور انسان از مأمن و جدا شدن از طبیعت گاهاً خشن، منجر به فضایی با صورت و شکل مشخص گردید که هرچند ابتدایی و نااستوار ولی با ساده ترین ایده ها، زینت می یافت و دلپذیر می شد. آنچه امروزه هنوز برجامانده، نوع ابزار و سنگ و خاک بکار رفته در این فضاهای مخروبه نیست، بلکه روح انسانی است که با ساده ترین اقتباس ها از طبیعت و جانداران، سعی در ایجاد ارتباط و رساندن پیام خود داشته است.

در روند تاریخی هنر، چه چیزهایی با اذن حاکمان و بی اذن آنان، هنوز پیام هنرمندانه خود را حفظ کرده اند؟ آیا تصور اثری تأثیرگذار اعم از اینکه نقاشی باشد یا موسیقی، مجسمه باشد یا معماری بدون این که خالق آن بخشی از وجود خود را در آن با عشق بودیعه گذارده ممکن است؟ آیا تراوش اندیشه و عشق نیست که ماده را ، رنگ را ، سیم و چوب را ، خاک و سنگ را جان می بخشد؟ هر ماده ای که در اختیار است (تیشه) می شود در دست (فرهاد) و بیستون می شود آئینه تمام شیرین ها.

باید انتخاب کرد:
      معمار بودن و یا پیشه وربودن

معماری صرفاً عمل ساختمان سازی نیست، فعالیتی خلاقانه است که در آن استفاده توأمان فن و هنر، منجر به خلق فضاهایی می گردد که نشان از آگاهی طراح آن از انسان و کرامت او، تاریخ و فرهنگ و احترام به محیط پیرامون دارد.

به قول بزرگان، هر ساختمانی را نمی توان حاصل معماری نامید. هر بذری که به خاک افتد تبدیل به گیاه و میوه نمی شود. معماری نیز در دورانهای گوناگون چنین بوده، مانند سایر پیشه ها، معماران بی هویت و پیرو، بیشترین خوراک تاریخ این حرفه را ساخته اند.

معماری اندیشه است ولی اندیشه ای که باید (به دل) افتد. ولی بسیار کسان باید تا یک اندیشه، عینیت پیدا کند، معماری یک خلق گروهی است که در روند شکل گیری خود از هم اندیشی ها ، فربه تر می گردد. گرچه کثرت (تن) دارد ولی همواره به (وحدت) می اندیشد سی مرغ ، "سیمرغ" می شوند و هندسه را آینه می-سازند. آینه نهایت کار است بی زنگار، اما معمار آینه معماری را از شیشه ساخته و شیشه را از سنگ که زلال گشته با آتش دل سوخته که از (آن) خود هیچ، در هیچ معماری فاخر و ارزشمندی بجای نمی نهد و امروزه آثار اندیشه های او را بنام حاکم و پادشاه وقت می شناسیم .

برای معمار امروزی، افتخار به معماری گذشتگان، برای شناخت فرهنگ و تاریخ ضروری است. ولی بسنده-کردن به این افتخارات، شأن معمار امروزی را بهمراه ندارد. همانگونه که نقد گذشته و تأسی تام و تمام به فرهنگ های بیگانه، راه گشای معضلات کنونی ساخت و ساز نیست.

امروز نیز آنچه معمار هنرمند و خلاق را علی رغم تمامی مشکلات موجود، متمایز از متخصصین کاسبکار می-کند، نگاه مسئولانه و دلسوزانه به جایگاه و مقام این هنر در جهت دهی به تکامل انسانی کسانی است که یا در این فضا خواهند زیست و یا هر روزه شاهد عنصری کالبدی و زیبا و با پیام رسا در محله و شهر خود خواهند بود.

تهیه و تنظیم : علیرضا نیلی

مجموعه مقالات مرتبط : معمار و مسوولیت اجتماعی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید