تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1800

معمار و معماری

فرد معمار عموما در چارچوب فعالیت شغلی و اجتماعی اکثرا با عنوان برآوردن نیاز ها واحتیاجات انسانها و اجتماع از طریق ساخت و ساز و ایجاد فضا های لازم و یا تکمیل بنا های موجود و ترکیب آنها تعریف میشود.

نقش معمار در ابعاد گسترده علمی و فنی، در رابطه آن با جامعه و شرایط موجود اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی اجتماع شکل میگیرد که تحقق بخشیدن به خواسته های کارفرما نیز یکی از ابعاد آن میباشد. در وهله اول ترسیمی از هنر معماری، خلاقیت، سازندگی و توانمندی فردی است که در مقایسه با دیگر هنر ها بسیار متبلور تر و متمرکزتر در چار چوب قوائد و مقررات اجتماعی، آداب و رسوم، فرهنگ اجتماعی واقتصادی، و در نها یت آمال وخواسته های شخصی در ارتباط با مسئولیت اخلاقی مجسم.می نماید.

حاصل عملکرد یک معمار با بهره گیری از هنر و مهارت های علمی و فنی و ترکیب آن با عناصر زیبائی شناسی و وحدت این عوامل و عناصر در طراحی ، نظیر معیار و توازن در ترسیم فرم، ایجاد هدفمندانه فضا همچنین نفوذ رنگ و نور، انتخاب مصالح، ریتم ولزوم تعامل با محیط زیست، معماری نامیده میشود. در حالی که مصالح و فرم قادرند اثر هنری خلق کنند، معماری میتواند نمادی برای هویت باشد.

نفوذ معمار و معماری برسلامتی و امنیت انفرادی کاربران و عموما سلامتی روح و روان (شرایط لازم برای وجود نور طبیعی در فضا های داخلی) همچنین بر روی باور و واکنش انسانها چه انفرادی و شخصی و چه عمومی در فضا های مختلف ایجاد شده (که خود عامل بوجود آمدن ارتباطات اجتماعی نیز میشود)،. ضمن اینکه نفوذ فرهنگی و مفهوم سمبل ها بوسیله فرم طراحی شده، مصالح بکارگرفته شده، سبک، و دیگر امکانات که ترسیم فکر و بیان در تجسم است که درعرصه مسئولیت اجتماعی قابل تعریف میباشد.

عملکرد یک معمار میتواند بعنوان عامل شناسائی و تشخیص(سمبل) ماهیت عمومی مورد استفاده قرار گیرد و یا اینکه برای تثبیت قدرت و سلطه بر خطه و قلمرو و یا تلاش برای به دست آوردن آن اعمال شود، ضمن اینکه هدف تنها بنای ایجاد شده و کاربری وعملکرد آن نیست بلکه شامل سمبل و نشانه های ارتباطی آن نیز میشود.

برنامه ریزی طرح های شهری و ساخت بنا ها، مستلزم پیگیری و رعایت توازن اجتماعی درراستای شرایط زیست محیطی است که درعرصه خلاقیت و زیبا شناسی نظم وفرم می یابد و در کنار فلسفه و اخلاق معماری ترسیمی از نقش معماران و مسئولیت اجتماعی آنان نیز می باشد.

نظم وآرایش، محتوا و مفهومی را که در هنر معماری نهفته پوشش میدهد، در حالیکه تشکیلات و ساختار هدفمندی را هدایت میکند. از آنجائی که هر بنا وساختمانی حاوی و مجسم کننده معنی و مفهومی است که معرف جریان زندگی اجتماعی بوده و حتی در رابطه نوع کاربری در پیکر و سیمای یک بنا قابل پیگیری است، این خود ترسیمی از تفکر فلسفی است که از فلسفه معماری نام برده میشود، ضمن اینکه معماری و تئوری معماری توسط فلسفه زمان خود شکل گرفته و شناسائی میشود.

تدابیری با نام "رویکرد(سیاست) سبک زندگی"و بدین معنا که معماری و طراحی برای پیش برد هدف های اقتصای مورد استفاده قرارگیرد خود زمینه ساز پیامد "فرق بین اقشار جامعه" را به همراه داشته و درنهایت موجب نوعی همگونی فضا های شهری می شود که تامین خواسته های گروه ویژه ای از اجتماع بوده و برای جلوگیری از عدم اطمینان در مقابل دیگر اقشار اجتماع اعمال میشود.

این تدابیر عامل بوجود آمدن اجتماعاتی که نه باهمدیگر بلکه به موازات یکدیگر که بخشی از اعضای آن با اعمال تحمیل به دیگران و رویاروئی سعی در خودنمائی و تحقق خواسته هایشان(مصادره حقوق اجتماعی دیگر اقشار) مینما یند و فضا های شهری شکل گرفته از طراحی و معماری ماهیت خود را نه تنها بعنوان هویت عمومی اکثر لایه های اجتماعی، بلکه جذابیت و توان تلفیق جامعه شهری را نیز از دست میدهند

با توجه ب ه مفهوم معماری برای جامعه در عصر حاضر، نهاد "معماری اجتماعی" پذیرفته و دورنمای آن همراه با پاسخ به سوالات و چالش های موجود در اجتماع از طریق فرم های( ضمنی) کلاسیک "معماری اجتماعی"معرفی میشوند، باید این امکان لازم را در فضای اجتماعی-تخصصی و رسانه ای بوجود آورد تا بتوان حاصل عملکرد معمار و یا معماران قبل از تحقق بخشیدن پروژه به نقد وبرسی گذاشته و بتوان از این طریق فضائی برای تعامل میان جامعه، کاربران ،مسئولین شهری و معماران خالق طرح ایجاد نمود، ضمن اینکه نقد، هم اندیشی و گفتمان های معماری نباید در حد بی تفاوتی وبدون اثر کفایت کند و نباید اجازه داد که " معماری اجتماعی" بعنوان حاشیه نشین این متن باور شود.

شهرها مجموعه ای از مرزهای ترسیم و شکل گرفته میباشند، مرزهائی که باید همیشه و برای همه قابل روئیت و شناسائی باشند تا شهروندان از طریق باور و مراعات، به آن شکل و روح دهند (نفوذ معمار در جا معه)، مرز هائی که در نهاد خود پیغامی در حد "باید وشاید و منطقه ممنوعه" برای اقشار مختلف اجتماع به همراه (نهفته) دارند:اجتناب انسانهای سالمند از پله های با شیب تند ؛ پرهیز عبور کودکان از خیابانهای پر رفت و آمد؛ دوری مردم فقیر از مغازه های دارای محافظ شخصی در پاساژ های شیک و گران داخل شهرها؛ دوری مردم غنی و متمول از نواحی حاشیه نشین ها؛ پرهیز از توقف در پارکینگهای مخصوص معلولین و استفاده آقایان از توقفگاه مختص خانم ها وحتی دوری کردن غریبه ها از نقات ملاقات محلی ها

تکلیف و مسئولیت معمار در نهایت محدود به این نمی شود که برای هدایت احتیاجات، توازن و تعادل اجتماع ، ایجاد پناهی به سمت داخل و محیط بازی بطرف خارج اکتفا کند، بلکه با اعتقاد بدین اصل که هر چیزی که جدا و مجزا کند قادر به اتصال و ارتباط نیز میباشد و بالعکس. این مرز هارا نمی توان بدون توجه به اثرات کیفی آنها بر انسانها و در اجتماع، فقط تحت عنوان مرزهای باز و یا بسته تقسیم بندی کرد چون از این طریق در نهایت موقعیت زودگذر و موقت مرزها ترسیم میشوند. تمایز مرزها بیشتر در معیار شفافیت و نفوذ پذیری هر کدام از آنهاست که در ماهیت مرزها برای همیشه تثبیت نشده اند بلکه میتواند خیلی متفاوت مورد توجه، قبول و باورانسان ها قرار گیرند،.برای سالمندان و کودکان، فقیر و غنی، زنان و مردان، که خود در گذر شهری میتواند مرزهای کاملا متفاوتی را برجسته و متمایز سازد

معمار آشکار کننده تفاوت های اجتماعی (اقشار مختلف جامعه)، خلاق معیارهائی که توانمندی جامعه را متبلور و هویدا میسازد و موجب آن میشود تا برق تمول و سایه فقر و بیچارگی به یک اندازه جلب توجه نماید. معماری اصطلاحا نمودار توسعه اجتماعی میباشد و بنا های ایجاد شده تجسمی از اقتصاد و فرهنگ اجتماعی است که نماینده ویژه جامعه خود نیز میباشد و به همان اندازه که نماد پول، قدرت، توانمندی و سلطه است، قادر به اشاره، گوشزد و نمایان کردن قطب مقابل یعنی فقر، ناتوانی و رکود فرهنگی-اجتماعی نیز می باشد. همچنین نشانگر نفوذ جو فکری، فلسفه اجتماعی و ایدئولوژی حاکم بر جامعه، در توسعه شهری میباشد. معماری برای تامین احتیاجات عمومی اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اداری، سیاسی و حمل و نقل مطابق با معیار و شریط خاص زمان خود نظیر تجربه و توانمندی علمی و فناوری در ساختن بنا ها و ایجاد شهر ها (فرهنگ و آثار معماری دوران حاکمیت های مختلف در تاریخ معماری) می باشد

عملکردی که با سنجش، تعمق، علم آشنائی با معماری گذشته و قراردادن انسان بعنوان محور معیار طراحی، همچنین احترام شایسته به محیط زیست باشد، استثناء بوده و نادرمیباشد. ضمن اینکه نقش معماران و مسئولیت اجتماعی آنان در کنار فلسفه و اخلاق معماری، مستلزم پیگیری و رعایت توازن اجتماعی از دیدگاه فرهنگی و اقتصادی است، که در چارچوب شرایط زیست محیطی و در عرصه خلاقیت و زیبا شناسی با دقت و ظرافت شکل گرفته، تعریف می شود.

محمد با قر ارمغان



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید