تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1072

مفهوم شهر - قسمت اول

گفتگو با بهرام فریور صدری

حمیدرضا سپهری:جناب آقای مهندس صدری شما از کسانی هستید که از قدیم الایام در زمینه شهرسازی و طرح های هادی در وزارت کشور فعالیت داشته اید. مفهومی از شهر در ذهن حضرتعالی است، اما در این خصوص در ذهن هر بزرگواره ای فاصله ای بین آنچه که به آن می اندیشد با آنچه که عمل می کند وجود دارد. شما طرح هادی، طرح جامع و طرح تفصیلی ارائه کرده و می کنید، و همواره برای کم کردن این فاصله تلاش می کنید؛ یعنی آن محصولی که از شهر توسط شما و همکارانتان تولید می شود، میوه ذهنیت شماست. حال در مورد ساختاری که در ذهنیت شما وجود دارد ادامه بحث می دهیم.

بهرام صدری:سوال بسیار سختی است. با وجود ترس از وارد شدن به این بحث، لازم است که این کار انجام گیرد. به قول شادروان دکتر شیرازی یکی از اشکالات کار ما این است که وقتی می خواهیم چیزی را بنویسیم یا مطرح کنیم خیلی وسواس به خرج می دهیم که اشتباهی صورت نگیرد. در نتیجه چیزی تولید نمی کنیم و این خیلی بد است. بحث و سخن را باید مطرح کرد حتی اگر دارای اشکال و کم و کسری باشد. خود طرح مسئله خوب است. بنابراین سخنانی که می گوییم مدعی بر درست و کامل بودن آنها نیستیم. طرح کردن موضوع، خود باارزش است.

حمیدرضا سپهری:شاید شعرا وقتی شعر می گویند راحت ترین فکرها را داشته باشند. شعرگفتن سخت است ولی با استفاده از ترکیبات مختلف، لغات را کنارهم قرار داده تا به مراد ذهنی خود برسند. حرف ما شاید گونه ای شعر باشد چرا که دلواپس «تراکم» و «محدوده» اش نیستیم. این است که ذهن ما به لغت تبدیل شده و لغت را طرح می کند.

بهرام صدری:تراکم و محدوده ابزارهایی برای برخورد با شهر هستند و خود شهر نیستند؛ خود شهر داستان دیگری است؛ یعنی شهر خودش یک مفهوم و موجود زنده، در حال تحول، زندگی کردن، رشد کردن و بالندگی است. ما به عنوان جزئی از این شهر -یک شهروند که گوشه ای و سلولی از این شهر هستیم -با شهر روبرو می شویم و سعی می کنیم همراه با توسعه شهر به طرفی هدایتش کرده و یا به نحوی در آن دخالت کنیم. که این اقدامات را برنامه ریزی، طرح ریزی شهری، معماری و ... می نامیم. مهم نیست که این کار در چه مقیاسی انجام می گیرد. به هر حال نوعی دخالت یا خلق فضا است. ما از مقیاس خیلی خرد تا کلان، فضا را خلق، درآن حضور پیدا کرده و دخالت می کنیم. اینها ابزارهای دخالت ما هستند. ولی وقتی می خواهیم به مفهوم شهر بپردازیم، باید سعی کنیم اینها را از ذهن پاک کنیم. اینکه ما چگونه با شهر رفتار می کنیم یک حرف است و اینکه شهر چیست و ما کجای آن قرار داریم، داستان دیگری است.

حمیدرضا سپهری:آیا فکر نمی کنید چیزی که شما فرمودید یعنی آن موجود زنده ای که رشد می کند و رفت و آمد و فعالیت در آن هست و شهر چیز دیگری بوده که این تعاریف به آن اتلاق شده است؟!

بهرام صدری:خیر؛ اینها با هم یکی هستند. مثل این است که شما بگویید انسان، بدنی است که خون به آن تزریق کرده اند. خون جزئی از بدن انسان است و همراه با اعضا دیگر، آن را تشکیل می دهند. حتی ذهنش، شعر گفتنش، رفتار کردنش، نفس کشیدنش، حرکت کردنش، حضورش در جهان هستی و هرکاری که انجام می دهد بخشی از مفهومی به نام «انسان» است.

حمیدرضا سپهری:به این دلیل عرضم را خدمت شما مطرح کردم که می بینم شعرا هم در مورد شهر صحبت کرده اند اما با این شهری که الان در مورد آن صحبت می کنیم تفاوت دارد. مثلا در دیوان کبیر هست:

ای شادی آن شهری کش عشق بود سلطان هر کوی بود بزمی هر خانه بود سوری
می بینیم که عشق، سلطان آن شهر است
.

بهرام صدری:آن اوتوپیا است. شاعر شهری را تصویر می کند که در آن عشق سلطان است. او می خواهد ایده آلش را از شهر بگوید.

حمیدرضا سپهری:عرض بنده کوی و برزن و هر خانه است و یا هفت شهر عشق را که عطار در آن می گردد.

بهرام صدری: شهر مفهوم بسسیار پیچیده و گسترده تری دارد. همه این حرف ها در مورد آن مطرح است.

حمیدرضا سپهری:به همین دلیل گفتم که شاید مفهومی مجرد است که این کالبد اسمش را از آن به عاریت گرفته و اسم شهر را روی خود گذاشته است.

بهرام صدری: من سعی می کنم این مقوله ها را از هم جدا نکنم. کالبد، زندگی، روح، حرکت و همه مفاهیم را با هم ببینم. همان طور که مولانا مثال فیل را می زند و می گوید فیل موجودی کامل است. ولی ما هر کدام با گوشه ای از آن ارتباط برقرار می کنیم. یکی آن را ستون تصور می کند، دیگری بادبزن! که هیچ کدام حقسقت را بیان نمی کنند. در مورد شهر هم داستان از همین قرار است. من اعتقادم بر این است که شهر یک مفهوم زنده و پیچیده است. متحول، در حال تغییر و رشد و بالندگی و به سادگی قابل تعریف نیست. ولی می توانیم شروع به شناسایی و روشن ساختن وجوه مختلف آن کنیم. به عنوان مثال من از زاویه برنامه ریزی کالبدی به شهر نگاه می کنم و آنچه که برای من مشغله ذهنی است، فضا و خلق فضا است. البته شهر فقط فضا نیست ولی من بیشتر به مفاهیم فضایی آن می پردازم.

حمیدرضا سپهری:یعنی لایه فضا را بیشتر می بینید.

بهرام صدری:بله؛ در این زمینه می خواهم به نکته ای اشاره کنم که فضا را از مقیاس های بسیار خرد تا کلان می شود مورد بررسی قرار داد. مخصوصا وقتی که به دنبال نگاه ایرانی به فضا هستیم، این مسئله از اهمیت اساسی برخوردار است. همان گونه که کل کائنات و به اصطلاح جهان مادی -نه فقط جهان مادی که همه مفاهیم در جهان هستی -از قوانین ویژه ای تبعیت می کنند. شناخت این قوانین به ما کمک می کند که فضا را بهتر بشناسیم و به ویژه در مورد چگونگی خلق فضا در معماری و شهرسازی ایران نگاه ژرف تری به دست آوریم. مفهومی که در اینجا می خواهم به آن اشاره کنم، مفهوم رشد است. وقتی از مقیاس کلان به خرد یا برعکس حرکت می کنیم در این مسیر با آستانه هایی روبرو می شویم که خود، اجزایی از یک مفهوم بزرگ تر هستند. مثلا وقتی ریزترین ذره هایی را که برای ما شناخته شده اند مورد بررسی قرار می دهیم، می بینیم که از ترکیب آنها با یکدیگر مفهوم جدیدی مثلا پروتون یا اتم به وجود می اید و باز از ترکیب ویژه ای از آنها مفهوم جدید دیگری مثلا مولکول به وجود می آید و از ترکیب آنها با یکدیگر عنصر ... و به همین ترتیب تا آخر، کل جهان هستی شکل می گیرد. این جریان رشد مفاهیم، عیناً در معماری و شهرهای گذشته ما و در جریان خلق فضا از مقیاس خرد تا کلان دیده می شود. برای مثال وقتی کوچک ترین مقیاس طراحی فضا، مثلاً یک مقرنس با یک قوس ساده را مورد بررسی قرار می دهیم، می بینیم که این خرده فضاها با استفاده از یک ابزار اندازه گیری به نام پیمون ساخته می شوند. سپس خود این اجزا مانند یک پیمون با هم ترکیب شده و در آستانه ای یک مفهوم جدید مثلا یک گوشه سازی را تعریف می کنند. سپس چند قوس و چند گوشه سازی به صورتی خاص با هم ترکیب شده و یک مفهوم فضایی جدیدتری مانند هشتی، طنبی، ارسی و غیره را به وجود می آورند و بالاخره از ترکیب این خرده فضاهای جدید با هم، فضای بزرگ تری مثلا خانه، کاروانسرا، تیمچه و غیره ساخته می شود و به همین ترتیب این جریان رشد فضا ادامه پیدا می کند تا تمام فضاهای یک محله، مراکز محله، بازارچه ها، بازار و بالاخره تمامی شهر شکل می گیرد.

اصطلاحاً این جریان را رشد پیمون می نامیم و از این طریق می توانیم مفاهیم و روش های خلق فضا را در معماری و شهرسازی ایران شناسایی کنیم و البته همراه این مفاهیم قوانین دیگر حاکم بر خلق فضا، مانند محورهای پیونددهنده، فضاهای رابط و غیره را هم کشف خواهیم کرد.

نکته مهمی که در این جریان مشاهده می شود این است که حد مشخصی بین مفاهیمی به نام معماری، طراحی شهری و شهرسازی وجود ندارد. بلکه مقوله اصلی، چگونگی خلق فضا از مقیاس خرد تا کلان است.

حمیدرضا سپهری: در مورد روستاها نیز صادق است؟

بهرام صدری:بله؛ این مفاهیم در مورد همه آبادی ها صادق است. این نکته را هم فراموش نکنیم که در ایران و در نظام سنتی ما، مرز مشخصی بین شهر و روستا نمی شود تعیین کرد. به طور کلی مفهومی به نام آبادی مطرح بوده است که با الگوی سکنی گزینی در غرب تفاوت اساسی دارد.

در اروپا اصولاً فئولادیزم شکل دیگری داشته است. فئودال ها که اکثراً در مناطق کشاورزی و در قلاع خود زندگی می کردند با شهرنشینان اختلافات اساسی داشتند. مثلاً شهر ونیز برای خود حکومتی مستقل داشت. تجار و صنعتگرانی که در شهر ونیز بودند با دوک ها، کنت ها و فئودال هایی که در مناطق روستایی زندگی می کردند اصطحکاک و برخورد داشتند ولی در ایران چنین نبود. در ایران اقشار مختلف اعم از فئودال ها، تجار و صنعتگران، همه در کنار هم و در داخل آبادی ها زندگی میکردند، این آبادی ها گاهی بزرگ بودند که شهر نامیده می شدند و گاهی کوچک تر که به آنها دیه، قصبه، قریه و ... گفته میشد.

حمیدرضا سپهری:یعنی فقط اندازه بوده مطرح بود؟

بهرام صدری:بله: حتی بسیاری از حکما و دانشمندان ما در آبادی های کوچک با نام های مختلف قصبه، قریه و غیره میزیسته اند.

بدین ترتیب می بینیم که مفهوم شهر در ایران با شهر اروپایی یک تفاوت اساسی دارد که در آن کشاورزی، صنعت، علم، حکمت، تکتولوژی و غیره همراه با هم حضور دارد و در آبادی های کوچک تر نیز همین طور است.

حمیدرضا سپهری:یعنی می توانیم بگوییم مردم ساکن آبادی بودند و با اندازه، کاری نداشته باشیم؟

بهرام صدری: بله اندازه، مقوله دیگری است و البته در اینجا شهر هم مفهوم خاص خود را پیدا می کند.

حمیدرضا سپهری:بالاخره شهر را داریم یا نداریم؟

بهرام صدری:وقتی یک آبادی توسعه پیدا می کرد و تبدیل به یک مرکز قدرت می شد به صورت شهر در می آمد و حکومتی که می خواست کل منطقه را تحت سلطه دربیاورد در داخل یک آبادی بزرگ به نام شهر اسکان می یافت.

حمیدرضا سپهری:آبادی بزرگ اسمش شهر بود یا وقتی داخل آن آبادی حکومت مستقر می گردید؟ که همان عرض من میشود که دو قطعه را از یک جا گرو می گیرد.

بهرام صدری:حتی در آن موقع هم صرفاً به یک آبادی بزرگ شهر نمی گفتند. جایی را که امروزه ما به آن شهر می گوییم معنای دیگری دارد. باید به شکلی ذهن ها را اصلاح کنیم. چون ما بیشتر از نظر ویژگی های فضایی شهر را تحلیل می کنیم. این را هم باید اضافه کنیم که در گذشته شهر جایی بوده که از سه بخش اصلی تشکیل می شده است: کهن دژ (محل استقرار حاکم و اطرافیانش) شارستان (که بزرگان و وابستگان به حکومت یعنی طبقات بالای اجتماع زندگی می کردند) کهندژ و شارستان دارای حصار بودند و بیرون از حصار و اطراف شارستان یعنی پروست یا ربض نیز محل سکونت کشاورزان و سپاهیان بوده است ولی نه به صورت دائمی.

حمیدرضا سپهری:این مفهوم شهر می شد؟ یا مفهومی بوده که آن را گرفته و بر روی آن می گذاشتند؟

بهرام صدری:خیر؛ این نوع آبادی های بزرگ که قرار بود مرکز قدرت شوند یک چنین ترکیب و بافتی را نیاز داشتند. گاهی شهرهای جدیدی هم ساخته می شد که آنها را نیز با همین شکل می ساختند. مثلا بعد از اینکه اسکندر ایران را فتح کرد تعداد زیادی شهر جدید ساخته شد که همین ساختار -کهندژ و شارستان -در آنها رعایت شده است. در اینجا باید یادآور شویم که یکی از تخصص های ایرانی ها ساختن شهر بوده است. به هر حال مفاهیمی هست که می شود بر اساس آنها به شهر نگاه کرد و چگونگی اجزایی را که با هم ترکیب می شوند، اعم از فضا، زندگی، روح، حیات و مجموعه ای از این مفاهیم را مورد بررسی قرار داد.

حمیدرضا سپهری:صحبت این شد که حکومت ها وقتی در آبادی های بزرگ مستقر می شدند شهر را تشکیل می دادند؛ سپس ممکن بود که شهرهای جدیدی هم بسازند، مثلا اسکندر آمد و شهرهای جدیدی ساخت.

بهرام صدری:به هر حال به آبادی هایی که مقیاسی بزرگ تر و شاید پیچیده تر داشتند، شهر گفته می شد و خود به خود شهرها نقش هایی غیر از آبادی های دیگر هم پیدا کرده و وظایفی را به عهده می گرفتند که با دیگر آبادی ها تفاوت داشت. مثل حکومت، نقش نظامی -دفاعی برای حفاظت و نوعی از خدمات مورد نیاز منطقه. به هرحال امروزه این مفاهیم بسیار پیچیده تر شده است. چون بحث ها اکثراً جهانی شده و دیگر نمی شود گفت شهر ما با شهر اروپائی خیلی تفاوت دارد. اکثر آبادی های ما با اروپا شبیه شده است. گرچه هنوز هم می شود بین شهر ایرانی با شهر اروپایی تفاوت هایی قائل شد. ولی چون جستجوهای زیادی در این زمینه نکرده ایم، اعلام نظر قطعی امکان پذیر نیست.

 

 

تنظیم: الهام زواره ای، سیدبهزاد باقر منش
فصلنامه هفت شهر
-شماره
25 -زمستان 1387
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 مقالات مرتبط :

 

موضوعات مرتبط : هویت و مفهوم شهر    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید