تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2508

مقبره سازی متصوفه آذربایجان

مقابر برجی در شکل اولیه خود به صورت استوانه بلندی می باشد که بامی مخروطی شکل یا اصطلاحاً رُک آن را می پوشاند. این نوع بنا در سه سده بعد همزمان با حکومت سلجوقیان ، مبنای یکی از فرم های اصلی معماری در ایران و سپس در آسیای صغیر شد در این دوره ترحیح برج بر بنای چهارگوش به حدی قوت گرفت که در واقع همه انواع آن را می توان طی قرون پنج و شش هـ ق یافت. بخش عمده ای از این برج ها برای پادشاهان و حاکمان وقت و همچنین برای مقدسین ساخته می شد؛ مانند برج های آرامگاهی در مراغه آرامگاه پیر علمدار مورخ 417هـق، چهل دختران مورخ 446هـق، برج مهماندوست مورخ490هـق و برج طغرل 455هـق، در این دوران بر طبق روش اهل سنت، آرامگاه های ائمه اطهار (ع) بندرت در شمار برج­های مققبره ای جای می گیرد.

طی دوره ایلخانی به عنوان آخرین دوره رونق مقابر برجی شکل، بر ارتفاع این مقابر افزوده و برخی ویژگی های بومی و منطقه ای نیز در معماری و تزیین آنها لحاظ گردید. در این مقابر اجساد یا در زیر سنگ قبر منقش در مرکز اتاق و یا در دخمه های طاقدار موسوم به سرداب دفن می شدند. شالوده مقابر مورد بررسی در تحقیق پیش رو نیز همگی مربوط به دوره ایلخانی است که یکی از ادوار باشکوه مقبره سازی دوران اسلامی را تشکیل می دهد. از جمله شواهدی که نشان دهنده اهمیت ساخت مقابر طی دوره مزبور بوده کتاب «الاحیا والآثار» خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی از وزیران برجسته این دوره است که فصل بیست و یکم این کتاب حاوی اطلاعات مفیدی در مورد مسائل مربوط به ساخت این ابنیه است.

به لحاظ ویژگی های تزیینی مقابر برجی، در اوایل بیشتر منحصر به تزیینات آجرکاری در نمای خارجی بوده که درآن از تزیینات ساده هندسی استفاده شده بود. نمای داخلی این مقابر عموماً ساده و دارای پوشش گچی بوده است. طی دوره سلجوقی از نقش اندازی های تزیینی در بدنه های ساختمان ها استفاده و حاصل آن انواع بیشماری از تزیینات هندسی متنوع می باشد.

برج های خرقان و دماوند و مقابر مراغه از نمونه های قابل توجه این گونه تزیینات می باشد. طی دوره ایلخانی نیز خطوط کوفی بنایی با استفاده از کاشی های یکرنگ و آجرهای لعابدار، شکوه و زیبایی این مقابر را افزایش دادند.

 

مقابر متصوفه آذربایجان

مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی (735ه.ق):


مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی نیای بزرگ دودمان صفویان که امروزه به گنبدِ «الله الله» معروف است به تصریح «شیخ حسن ابدال زاهدی» در «سلسله النسب»، توسط جانشین و پسر شیخ یعنی «صدرالدین موسی» ساخته شد. اولئاریوس نیز ساخت مقبره شیخ را در سال 735 هـق به دستور شیخ صدرالدین موسی و توسط معماری از شهر مدینه با نقشه خود شیخ صدرالدین می داند.

مقبره سازی متصوفه آذربایجان

از آنجا که اغلب اولاد شیخ صفی دارای شوکت و اقتدار بودند، در تکمیل و تزئین مدفن وی کوشش کردند و بخصوص در ادوار شاه طهماسب و شاه عباس اول بناهای مهم دیگری به مقبره وی افزوده شد. کمپفر جهانگرد آلمانی که بین سال های 1096- 1105هـق از ایران دیدن کرده، بقعه شیخ صفی را به لحاظ جایگاه مذهبی در مرتبه سوم اهمیت پس از حرم مطهر رضوی و حرم حضرت معصومه (ع) معرفی می کند.

در رابطه با معماری مقبره شیخ، می توان گفت بنایی است برج مانند به ارتفاع 5/17 متر که از بیرون بصورت مدور با قطر تقریبی 6 متر و محیط 22 متر و از داخل بصورت هشت ضلعی طراحی شده و گنبدی پیازی شکل بر فراز آن قرار گرفته است.

با توجه به ارتفاع نسبتاً زیاد این مقبره که شکل برج را در نظر مجسم می سازد، به نظر می رسد معمار، مقبره را به گونه ای طراحی کرده که از اندام های دیگرِ بافتِ شهری نمایان تر باشد و این امر با فلسفه ی وجودی مقبره به عنوان یک بنای مذهبی مطابقت دارد. لازم به ذکر است که مقبره در اصل بنایی آزاد و مجزا بوده ولی در ادوار بعدی بوسیله یک طاقنمای عمیق از ضلع شمالی به تالار دارالحفاظ یا قندیلخانه بقعه ملحق گردیده است.


مهمترین تزیینات مقبره شیخ صفی را کتیبه هایی تشکیل می دهد که اغلب مشتمل بر متون قرآنی و حدیثی و اسماءالله است و با کاشی معرق یا خط بنایی بر قسمت های مختلف مقبره نقش بسته است. مهم ترین بخش این تزیینات خطوط کوفی بنایی بدنه خارجی مقبره است که با متن مقدس الله متبرک گشته و به خاطر تکرار زیاد این کلمه مبارک، گنبد مزار شیخ به نام «گنبد الله الله» شهرت یافته است. بی تردید این کتیبه یک نمونه بسیار عالی از فن تلفیق آجر و کاشی در اواخر قرن هشتم هـق است. در کتیبه مزبور کلمه سرالسر با آجرهای لعابدار فیروزه ای (احتمالاً قدیمی ترین نمونه های کاشی در بقعه) با مهارت و ظرافت خیلی زیادی به خط کوف بنایی و به صورت عمودی و افقی در بدنه آرامگاه تعبیه شده است. چنین شیوه کتیبه نویسی در بناهای مذهبی دوران ایلخانی از بارزترین و شناخته شده ترین سبک های تزیین ابنیه بوده است.

مقبره سازی متصوفه آذربایجان

در جداره بیرونی گنبد الله الله علاوه بر کتیبه بنایی مزبور، کتیبه دیگری بر فراز ساقه گنبد، زیر پاطاق گنبد،به شیوه دو خطیِ ثلث و کوفی با مفاد قرآنی نقش بسته است. کتیبه نواری مورد نظر به عرض 95 سانتی متر و با دو حاشیه معرق به عرض 30 سانتیمتر متشکل از طرح برگ نخل و غنچه های مسبک است که دور تا دور آرامگاه را در برمی گیرد. کتیبه فوقانی به خط کوفی طلایی و کتیبه تحتانی به خط ثلث سفید بر زمینه لاجوردی کار شده است. بر فراز کتیبه نواری مورد بحث و در زمینه آجری گنبد نیز طرح های هندسی تزیینی با طرح لوزی های بزرگ و کوچک با استفاده از کاشی فیروزه ای، یک در میان تعبیه شده است. لازم به یادآوری است در جایی که طاق گنبد شروع می شود یک نوار نازک تزیینی با طرح های ساده هندسی قرار دارد که چنین سبک تزیینی در مقبره بردع توربه سی که در ادامه به مشخصات آن خواهیم پرداخت نیز دیده می­شود.

کتیبه نواری دوخطی ثلث و کوفی مورد نظر با عبارت بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده و با آیات 18 و 19 سوره مبارکه آل عمران، آیه 65 سوره غافر و آیات 103و102 سوره مبارکه انعام ادامه می یابد. در قسمت بالای کتیبه ثلث فوق الذکر نیز کتیبه دیگری به خط کوفی از متن آیه 19 سوره شوری نگارش شده است.


از دیگر متون مقبره برجی شکل شیخ صفی کتیبه های قابِ سردرِ ضلعِ سمت قبله است. در این قسمت و اطراف آن کتیبه­هایی از جنس کاشی معرق وجود دارد که به خط ثلث و کوفی در میان اسلیمی های دوار نقش بسته است. در دورترین حاشیه ورودی سمت قبله و در دو طرف آن به طرز متقارن 6 لوح، هر سمت 3 لوح، و دو لوح دیگر در قسمت بالا تعبیه شده، که در هر یک از این الواح شش ضلعی که تلفیقی از آجر و کاشی معرق است، عبارات قرآنی و حدیثی به خط کوفی موشح درج شده است.

 مقبره سازی متصوفه آذربایجان   مقبره سازی متصوفه آذربایجان

 

احادیث مزبور دارای مضمون دعایی بوده و اشاره به فضیلت فقر بعنوان یکی از مهمترین مقامات عارفان و نیز فضیلت ذکر «لااله الا الله» بعنوان ذکرِ همگانی و افضلِ صوفیان و عرفای اسلامی دارد.

در داخل یکی دیگر از الواح شش ضلعی واقع در طرفینِ ضلعِ مقابل در قبله، حدیث دیگری از احادیث نبوی بدین مضمون: «قال علیه السلام افضل الذکر الحمد الله.» درج شده است. در اینجا نیز مجدداً به اهمیت ذکر و فضیلت شکر در قالب «الحمدالله» اشاره شده است که هر دو از مفاهیم پایه ای عرفان محسوب می شوند.

سطح داخلی این مقبره نیز با آیات فراوان و نقاشی روی پوشش چرمی و مقرنس کاری در سقف، تزیین یافته است. سطح درونی گنبد به رنگ سفید می باشد که در وسط آن طرح شمسه شانزده پره شرفه دار و هشت عدد ترنج و نیم ترنج نقاشی شده روی پارچه مشاهده می شود.

تزیینات مزبور به روش گچبری پَته که از روش های رایج تزیین گچبری در ادوار ایلخانی و صفوی محسوب می شده، انجام گرفته است. درون برج مقبره شیخ صفی الدین و روی قبر، یک صندوق منبت کاری گرانبها وجود دارد که ترصیعی زیبا از عاج دارد. در حاشیه بالای سطوح جانبی صندوق، در یک کتیبه مفصل از شیخ صفی نام برده شده است. گفته می شود این صندوق چوبی مزین به خانم، منبت و معرق کاری، هدیه همایون امپراتور مغولی هند به بقعه می باشد.

با توجه به مشخصات بنا بخصوص در زمینه تزیین به آسانی می توان دریافت که برخی از تزیینات در ادوار بعد از ساخت بنا صورت گرفته است. از جمله به اعتقاد فردریش زاره، تزیینات قاب پنجره های مقبره شیخ به شکل کاشیکاری معرق و کتیبه خطی گرداگرد آن چنان تطابقی با تزیینات دوره های بعدی دارند که باید بپذیریم متعلق به قرقن های نهم و دهم هتق هستند. لازم به ذکر است که در گنبد الله الله به جز شیخ، سه نفر دیگر نیز مدفون هستند: صدر الدین موسی فرزند وی و بانی بقعه، شیخ ابراهیم معروف به شیخ شاه فرزند خواجه علی و سلطان حیدر پدر شاه اسماعیل که در جنگ با شروانشاهان کشته شد.

مقبره شیخ حیدر(731ه.ق):

مقبره منسوب به سلطان حیدر یا شیخ حیدر(پدر شاه اسماعیل اول) که تحت شماره 184 به ثبت آثار باستانی ملی رسیده، بنایی است برج مانند در مرکز مشگین شهر کنونی که سابقاً محل قبرستان قدیمی شهر بوده است. با توجه به تخریب کتیبه موجود بر سر در ورودی مقبره هیچ سند و مدرکی دال بر تاریخ احداث آن در دست نبود ولی با توجه به بازخوانی کتیبه مزبور، ساخت آن را به سال 731هـق یعنی دوره حکومت ابو سعید بهادر خان آخرین حکمران سلسله مغول در ایران نسبت می­دهند.

به لحاظ مشخصات معماری و تزیینی، نمای خارجی بنا به شکل برج بلند استوانه ای با محیط قاعده 5/34 متر و به ارتفاع تقریبی 5/18 و قطر 5/10 متر است که در چهار سوی آن نمای درگاه مانندی با تزیینات کاشیکاری تعبیه شده است. خارج بنا استوانه ای ولی داخل آن، دوازده ضلعی منتظم با طول هر ضلع 2/2 متر است داخل مقبره از دو طبقه تحتانی و فوقانی تشکیل شده است و درب ورودی سردابه در شمال برج قرار دارد که به وسیله یک راه پله بلند و راه باریک به سردابه منتهی می شود. طاق این قسمت بر روی ستون آجری در وسط و دیوارهای جانبی قرار گرفته و مدفن شیخ حیدر در منتهی الیه سردابه واقع شده است. نمای این بنا با آجر نره و کاشی، گره سازی شده و خط بنایی زیبایی دارد. خط بنایی مزبور با کاشی های فیروزه ای رنگ متضمن آیات 29-279 سوره فتح و همچنین لفظ جلاله الله در اشکال مختلف است.

در ورودی و سه پنجره آن با مقرنس کاری گچی و کاشی تزئین شده است و قاب محرابی شکل بر همه جای بنا دیده می شود. لازم به ذکر است که تا قبل از قرائت متن کتیبه، مقبره مزبور را بقعه الله علی الله نیز می گفتند. با توجه به وفات شیخ حیدر در سال 893 هـق که طی جنگ با شروانشاهان در طبرسران در بند اتفاق افتاده و در همانجا نیز دفن شده، قاعدتاً این مقبره نمی تواند  برای او ساخته شده باشد و احتمالاً متعلق به یک صوفی ناشناس می باشد.

آرامگاه بردع توربه سی(722هـق):

بَردَع یا بَردَعه واقع در شمال رود ارس در ناحیه قراباغ، نام بخشی در جمهوری آذربایجان و در مرکز این جمهوری است. مرکز این بخش شهر بردع است که تختگاه کهن سرزمین اران بوده است. برخی منابع قدیمی نام برذعه را عربی شده برده دار فارسی دانسته اند و گفته اند برخی پادشاهان از فراسوی ارمنیه بردگان و اسیرانی را به این ناحیه می آوردند. بردع در دوره ساسانی و پس از آن در دوره اعراب شهری مستحکم در برابر حملات مهاجمین شمالی و غربی بوده است و در قرون سه و چهار هـق نیز یک شهر مهم محسوب می شده است. شهر مزبور پس از ورود مغولان در قرن 7 هـق و انتخاب مراغه به پایتختی، محل رفت و آمد آنها بوده است.

اما در رابطه با مشخصات و جزئیات معماری مقبره بردع پیش از هر چیز باید گفت به دلیل قرارگیری این مقبره در خاک جمهوری آذربایجان متاسفانه اطلاعات جامع و کاملی از آن در دست نیست اما می توان گفت از حیث ساختار فیزیکی و شیوه تزیین کتیبه نگاری شباهت زیادی با دو مقبره دیگر و بخصوص مقبره شیخ صفی دارد.

بنابر کتیبه واقع در بالای سردرجنوبی، این آرامگاه در سال 722 هـق توسط احمد بن ایوب بن حافظ نخجوانی ساخته شده است و احتمالاً به همین مناسبت در اصطلاح محلی، این بنا را به عنوان آرامگاه احمد زاچی بنا نیز می نامند احمد بن ایوب به عنوان معمار آرامگاه مومنه خاتون در نخجوان نیز شناخته شده است. لازم به ذکر است که آرامگاه مزبور متعلق به مومنه خاتون همسر مسلمان هلاکوخان بوده و ساخت آن توسط پسر وی احمد تکودار آغاز شده است.

مقبره برجی شکل بردع بصورت استوانه ای آجری با 14 متر ارتفاع است که بر روی پایه ای هشت ضلعی از چهار ردیف سنگ تراش ساخته شده است. گنبد درونی آن در ابتدا با تاج مخروطی مزین به کاشی پوشش داده شده بوده و سقف مخروطی فعلی در نیمه دوم قرن 20 میلادی به بنا افزوده شده است. فضای داخلی گنبد به شکل هشت ضلعی همراه با تزیینات مقرنس و نقوش هندسی و کتیبه های کاشی معرق است که از دو ورودی رو به شمال و جنوب می توان وارد آن شد.

به مانند مقابر شیخ صفی و شیخ حیدر، نمای خارجی این مقبره نیز با طرح کتیبه بنایی الله با آجر لعابدار فیروزه ای تزیین یافته است. تنها تفاوت کتیبه های فوق با مقبره شیخ صفی در میزان زاویه چرخش کتیبه های چهارتایی الله در کنار هم است؛ بدین معنا که در مقبره بردع بصورت مایل و در مقبره شیخ صفی بصورت قائم الزاویه اجرا شده است. این مقبره که تا حد زیادی آسیب دیده است در زیر سقف دارای مقرنس های گچی و در منتهی الیه قسمت فوقانی نمای بیرون در پایه گنبد دارای بلندی سرتاسری از کاشی کتیبه بوده که متاسفانه امروز قست های ناچیزی از آن بر جای مانده است.

آنچه احتمال ساخت این مقبره را برای یک فرد صوفی افزایش می دهد رواج و نفوذ فوق العاده مکتب صوفیانه شیخ زاهد گیلانی (متوفی700هـق) مراد شیخ صفی، مقارن ساخت بنا در این ناحیه است. بطوریکه شیخ زاهد در این نواحی از جمله در گُشتاسِفی (جنوب باکو) زاویه داشته و همچنین در شهر شِروان صاحب مدرسه، شبستان و اراضی زیاد بوده و نفوذش تا مدتها پس از مرگش بر دوام بوده است. برخی از منابع تعداد مریدان شیخ را در این نواحی تا صد هزار نفر نیز نوشته اند.

سبک معماری مقابر متصوفه آذربایجان


به لحاظ مشخصات کلی معماری، مقابر مزبور تحت تاثیر سبک معروف به آذری(دوره اول) قرار دارند که بر طبق نظر مرحوم پیرنیا از آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنت ها و روش هایی که از روزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود، پدید آمده است. اغلب ویژگی های سبک مزبور از جمله ظرافت عناصر ساختمانی، تاکید بر ارتفاع بیشتر بناها، وجود سرداب، استعمال آجر قرمز و سنگ تراشیده و بهره گیری بیشتر از هندسه در

مقبره سازی متصوفه آذربایجان   مقبره سازی متصوفه آذربایجان
طراحی معماری در این مقابر نمایان است. اما علاوه بر اشتراکات سبک معماری آذری، برخی خصوصیات ویژه نیز در آنها مشاهده می شود که ضرورت نامگذاری سبک جدیدی را مطرح می سازد.


همانطور که می دانیم معماری ایلخانی هم جنبه جهانی و مپراتوری و هم جنبه محلی داشته است. مشخصات معماری مقابر فوق را می توان از نمونه های بارز جنبه های محلی این معماری دانست که عرفان و تصوف اسلامی در تکوین و بالندگی آن نقش مهمی را ایفا کرده است.

مقبره سازی متصوفه آذربایجان

مقابر مزبور به لحاظ گونه شناسی معماری جزء دسته مقابر برجی شکل می باشند که به پیروی از رسم قدیم جدا و منفرد ساخته شده و از همه سمت نمایان هستند؛ هرچند در برخی موارد مانند مقبره شیخ صفی، بناهای دیگری را طی ادوار بعدی به بنای مقبره الحاق کرده اند. اما تفاوت آنها با سایر مقابر برجی شکل، نوع گنبدهای بکار رفته در آنهاست که بصورت پیازی شکل دو پوشه است که متاسفانه در دو مورد کاملاً از بین رفته و پوشش های دیگری جایگزین آنها شده است. این در حالیست که پوشش مرسوم برای مقابر برجی شکل با این ارتفاع معمولاً بصورت مخروطی یا رُک می باشد. در مقایسه با مقابر چهار ضلعی و شبستان های گنبد دار نیز این مقابر دارای ارتفاع خیلی بیشتری نسبت به ابعاد کلی بنا بوده و نیز گنبدهای آنها در ابعاد کوچک تر اجرا شده است.

از مهم ترین مشخصه های سبک معماری مقابر مزبور عبارت است از دو پیش طاق بصورت درهای ورودی و خروجی که پیش طاق های قرار گرفته در سمت قبله برجسته تر و دارای تزیینات مفصل تری مشتمل بر کتیبه ها و قاب های هندسی است. از موارد دیگر استفاده از پلان مدور به شکل مقابر برجی دوره های سلجوقی با همان ارتفاع اما با قطر کمتر می باشد که شباهت به مقابر قرون چهار و پنج هـق در منطقه طبرستان و دامغان پیدا می کند. به عبارت دیگر، سبک مقبره سازی مقابر متصوفه آذربایجان را می توان ترکیبی از ساختار آرامگاه های اوایل دوران سلجوقی همچون برج های لاجیم و رسکت در مازندران و مقابر چهل دختران و پیر علمدار دامغان بعلاوه ساختار آرامگاه های اواخر دوران سلجوقی در منطقه آذربایجان همچون سه گنبد ارومیه و گنبد مدور مراغه دانست که در این سبک ترکیبی ارتفاع بلند و نوع گنبد را با تفاوت های اندک از گروه اولی و پیش طاقهای بزرگ و برجسته را از گروه دوم اقتباس نموده است. البته همانطور که قبلاً نیز بیان شد ویژگی های تزیینی دوره ایلخانی و ویژگی های متاثر از عرفان و تصوف اسلامی بعلاوه ویژگی های معماری بومی منطقه نیز در تشکیل این سبک دخیل و موثر بوده اند.

بخصوص منطقه اردبیل و اطراف آن از قدیم الایام محل زندگی و سکونت عارفان و صوفیان برجسته ای بوده است. وجود محلات قدیمی همچون پیر زرگر، پیر عبدالملک، پیر شمس الدین، پیر مادر، پیر سحران و پیر ابوسعید در شهر اردبیل خود بهترین گواه این مدعاست. به نظر می رسد مقابر فوق، بقایای مقابر متعددی باشند که طی این دوره توسط پیروان و مریدان، برای پیران طریقت و مرشدان صوفیه ساخته شده است. البته عوامل متعددی چون جنگ ها و تخریب های متعدد و نیز عوامل جوی و اقلیمی منطقه و یا عوامل دیگری چون کم اهمیت تر بودن سایر مقابری از این دست، باعث برجای ماندن تنها سه مقبره شده باشد.

 

نتیجه

طی دوره ایلخانی در سرزمین آذربایجان و بطور خاص در منطقه اردبیل سبک ویژه و مستقلی از معماری تدفینی بصورت مقابر برجی شکل تکوین یافته است که علیرغم تشابهات ساختاری با مقابر همدوره منطقه و کل ایران، دارای برخی خصوصیات ویژه نیز می باشد. با توجه به ویژگی های طراحی پلان و تزیین چنین به نظر می رسد که سبک مزبور، تحت تاثیر کامل و مستقیم عرفان و تصوف اسلامی بخصوص طریقت صوفیانه شیخ زاهد گیلانی و شیخ صفی الدین اردبیلی در نیمه اول قرن هشتم هـق بوده است. با توجه به نزدیکی جغرافیایی بردع با شهر اردبیل و مشکین شهر احتمال تاثیر و تاثر معماری مقابر این مناطق از یکدیگر طی دوره ایلخانی کاملا منطقی به نظر می رسد. البته باید توجه داشت که ویژگی های معماری این ساختمان ها دلیل بارزی هستند بر ادامه سنت های پیشین، که علیرغم تاخت و تاز مغولان تا حد قابل ملاحظه ای پایدار مانده اند. از سوی دیگر برخی از این مقابر مانند مقبره شیخ صفی در دوران صفوی با تغییرات عمده ای بخصوص در زمینه تزیینات کاشیکاری و نقاشی مواجه شده اند که این امر اصالت بنای اولیه دوره ایلخانی را تا حدودی از بین برده و موجب ایجاد برخی تفاوت های جزئی ظاهری بین مقابر مزبور شده است. در جمع بندی مطالب می توان اینگونه پنداشت که معماران و تزیین کاران آذربایجان طی دوره زمانی مورد بحث، بر طبق سفارش حامیان مالی مقابر، برخی اصول عرفانی و صوفیانه را در ساخت و تزیین آن لحاظ کرده اند که منجر به پیدایش سبک نوینی از مقابر برجی شکل در منطقه شده است. این سبک نوین را می توان سبک فرعی دوره اول سبک آذری دانست که در مشخصات معماری ترکیب و تلفیقی از مقابر برجی شکل اوایل دوره سلجوقی در دامغان و مازندران و اواخر دوره مزبور در غرب آذربایجان بعلاوه مشخصات عمده معماری ایلخانی و معماری بومی و محلی است که تحت تاثیر عرفان و تصوف اسلامی هویت مستقل یافته است.

 

بررسی و نوشته: سید هاشم حسینی

نشریه هنرهای زیبا - شماره 43 - پاییز1389
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

استان مرتبط : آذربایجان غربی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید