Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2230

مستندسازي منظر باستاني تخت جمشيد

(مقالات گذشته  پاییز 1385)

عليرغم مطالعات گسترده‌اي که در مورد زمينه‌هاي مختلف هنر، معماري، باستانشناسي و تاريخ جمشيد انجام گرفته است. در مورد بستر طبيعي و منظر اين مجموعه با ارزش اطلاعات اندکي موجود است و از آن جمله وجود برج و باروري آن هنوز در پرده‌اي از ابهام است. هدف از اين مقاله ارائه مدل سه بعدي منظر تخت جمشيد در دوره هخامنشيان است. روش اصلي اين تحقيق، تفسير عکس‌هاي هوايي در مقياس‌هاي مختلف و پردازش  و تفسير د اده‌هاي ماهواره‌اي ETM , Tm است اين روش از شيوه هاي جديد تحليل بهينه‌هاي تاريخي است. با استفاده از تفاوت در بافت، اندازه، زمينه رنگي، شکل و الگوي پوشش گياهي و هم آيندي اين معيارها با بروز عوارض خطي ولکه اي در پيرامون تختگاه مکان و سيماي احتمالي بارو وبرج‌هاي ديده‌باني تخت جمشيد تعيين شده است. در ادامه با استفاده از مستندات تاريخي، منظر تخت جمشيد بازسازي شده است. دستاورد اين تحقيق علاوه بر کشف سيماي منظر باستاني تخت جمشيد در دوره تاريخي از تمدن هخامنشيان که مي‌تواند راهگشايي در کاوش‌هاي باستانشناسي و معماري اين مکان باارزش باشد، معرفي شيوه‌اي مستندسازي ويژگي‌هاي طبيعي و منظر ساير پهنه‌هاي تاريخي کشور است استفاده از اين روش نياز به حفاري‌هاي متعدد و در نتيجه تخريب‌هاي محيطي را به حداقل مي‌رساند.

امروزه مرمت و حفاظت جامع محيطي از مباحث جديد در حفاظت از پهنه‌هاي تاريخي است. در اين بحث جايگاه آثار و ابنيه تاريخي در سطح وسيع‌تري به نام جايگاه فرهنگي سنجيده شده و آثار خرابه‌هاي تاريخي به عنوان بخشي از اجزاي تشکيل دهنده اين جايگاه در بستر طبيعت پيرامونشان مورد توجه قرار مي گيرند. هر جزئي از آثار و ابنيه تاريخي به عنوان بخش کوچکي از قالب کلي منظر در نظر گرفته شده و در نتيجه مرمت آثار با توجه به محيط و عوامل طبيعي پيرامونشان انجام مي‌پذيرد. اراضي کشاورزي، ساختمان‌ها، مسيرهاي دسترسي، مناظر طبيعي پيراموني چون رودخانه‌ها، نهرهاي آبرساني و ساير عوامل طبيعي، و نيز عوامل مصنوع مانند برج و بارو و الگوي ساخت و ساز در شناسايي و شفاف‌سازي منظر باستاين و درنتيجه ارائه راهکارهاي مناسب جهت مرمت محيطي تأثير بسيار دارد.

بستر طبيعي مختلف ايران زمين يعني شکل طبيعي دره‌ها، کوه‌ها، جلگه‌ها و ساير نمودهاي طبيعي در نحوه شکل‌گيري ساختارهاي معماري کهن نظير کاخ‌ها، قلعه ها، پادگان‌ها نقش موثري داشته است. در اين ميان معماري تخت جمشيد نيز ترکيب خاصي از ويژگي‌ بستر طبيعي منطقه، منظر کوهستاني - دشتي پيرامون، را با هنر معماري باستان ايران به نمايش مي‌گذارد.

تخت جمشيد مکاني با ويژگي‌هاي خاص تاريخي - طبيعي و داراي جايگاه فرهنگي با ارزشي در ميراث جهاني است. اغاز ساخت مجموعه بناهاي تخت جمشيد به سال 518 پيش از ميلاد باز مي‌گردد. اين ساختمان‌ها شامل کاخ‌ها، خزانه پادشاهان، کارگاه‌هاي ساختماني و تالارهاي بار عام بوده است که در زمان هخامنشيان مرکز پادشاهي هخامنشيان را تشکيل مي‌داده است. در طول چند قرن حکومت هخامنشيان تخت جمشيد در نقش‌هاي مختلفي چون يک عبادتگاه ملي، جايگاه جشن‌هاي نوروزي، مرکز اسناد و گنجينه شاهي - خزانه پادشاهي، و کارگاه‌هاي هنرمندان و سنگ‌تراش، پارچه‌بافان، جامه‌دوزان، زرگران و مجسمه‌سازان ظاهر شده است. خرابه‌هاي بازمانده ازدوران طلايي تمدن ايران باستان در دامنه کوه مهر هنوز هم از شکوه و اقتدار ويژه‌اي برخوردا راست.

سياحان و محققان بسياري از اين جايگاه فرهنگي بازديد نموده و زمامداران وق متأثر از تمدن غرب، رواديد بازديد از اين منطقه را براي اتباع بيگانه صادر کرده و گاه خود و يا نمايندگان فرهنگي دولت براي بازديد و يا نصب سنگ نوشته‌هاي مربوط به خويش، به اين منطقه سفر مي‌کرده‌اند(استروناخ 1379، سعيدي، 1376) اما مطالعات باستانشناسي درمنطقه تخت جمشيد از قرن بيستم به شکل گسترده و منسجمي توسط گروهاي مختلف باستانشناسان به رياست محققاني چون اشميت، پوپ، کخ، هرستفلد و گيرشمن آغاز شد. اين مطالعات بيشتر در زمينه کشف آثار باستاني از زيرلايه‌هاي خاک، جابجايي وق رار دادن ستون‌ها و درگاه هاي شکسته و آسيب‌ديده در مکان حقيقي خويش و مرمت سردرها ستون‌ها، کتيبه‌ها، و نيز مقبره‌هاي موجود بر فراز کوه مهر بوده است. آخرين کاوش مهم باستانشناسي در اين منطقه توسط سامي منجر به تعيين دو حريم به نام‌هاي حريم حفاظتي داخلي و خارجي پارسه شد. حرايم تعيين شده، کاوش‌ها و گستره مطالعات باستان‌شناسان و برنامه‌ريزي حفاظتي از منطقه را تحت تأثير خود قرار داده و در بسياري موارد مانعي جهت انجام مطالعات و بررسي هاي دقيق‌تر به ويژه مطالعات محيطي منطقه بوده است.

اگرچه در بسياري از کتب باستانشناسي وجودبرج و بارو در پيرامون تختگاه حدس زده شده است ولي تاکنون هيچ يک از محققان نتوانسته‌اند محل دقيق برج و بارو را رديابي کنند. حتي برخي از محققان در وجود و يا عدم وجود برج وبارو نيز اختلاف نظر دارند. در مطالعات ماري کخ (1379) که برپايه اسناد و الواح گلي کشف شده از تختگاه صورت گرفته است تخت جمشيد به عنوان محل اسناد و مدارک مالي و حسابداري و خزانه مايملک با ارزش امپراطوري و محل بايگاني گزارشات مربوط به گستره امپراطوري ايران باستان به شمار مي‌رفته است. به زعم اين محقق از لحاظ ترايخي و فرهنگ حفاظتي مربوط به دوران باستان، طبيعي به نظر مي‌رسد که اين مکان مورد حفاظت و نگهدراي ويژه‌اي قرار گرفته و در پيرامون آن برج و بارويي ساخته شده باشد. وي ساخت برج و بارو پيرامون‌هاي شهرهاي مهم و مراکز سلطنتي با ارزش در دوران پادشاهي داريوش کبير را امري عادي شمرده و به تعميرات اساسي که روي برج و باروي شهر بابل و توسط اين پادشاه صورت گرفته است، اشاره مي‌کند. از سويي ديگر محققاني چون گدار معتقدند که تخت جمشيد فاقد برج و بارو بوده است.

هدف اصلي اين تحقيق مشخص نمودن وجود يا عدم وجود برج و بارو در اطراف تخت جمشيد است که خود داراي مقاصد دوگانه‌اي است. از طرفي در تعيين حريم درجه اول و حفاظت از آثار باستاني تختگاه و از طرف ديگر در مستندسازي منظر تخت جمشيد نقش عمده‌اي را ايفا مي‌نمايد.

منظر طبيعي تخت جمشيد

منظر تخت جمشيد ترکيبي از لايه‌هاي طبيعي و تاريخي را به نمايش مي‌گذارد. از يکسو شرايط خاص اقليمي و طبيعي منطقه و چيرگي تختگاه بردشت بزرگ فروردين و کوه‌هاي پيراموني که چون دژ مستحکمي دشت را دربرگرفته، و از ديگر سو قرارگيري در مسير جاده شاهي مهم‌ترين دلايل انتخاب اين منطقه به عنوان پايتخت هخامنشيان و انتقال مقر فرمانروايي ازپاسارگاد به آن بوده است. براساس اطلاعات موجود، شهر پارسه (سده ششم پيش از ميلاد) و شهر استخر (سده دوم پيش ا ز ميلاد) مهم‌ترين آثار به جا مانده از دوران باستان در جلگه فروردين مي باشند. عدم و جود کاوش‌هاي دقيق و کامل درمنطثقه بر اين ظن مي ‌افزايد که شايد در پهنه دشت فروردين محوطه‌هاي باستاني ديگري وجود داشته باشد که هنوز مورد شناسايي قرار نگرفته است.

از نظر طبيعي، شکل زمين در اين منطقه ترکيبي از کوه‌هاي بلند تا متوسط در جلگه است. جلگه دشت فروردين جايي که شهر باستاني و کهن پارسه در آن واقع است، از شرق با درياچه تاشک، از شمال با کوهستان‌هاي نسبتاً مرتفع، از جنوب با ارتفاعات زرقان و از سمت باختر با حسين کوه محصور گشته است اين کوهستان با بلنداي متوسط، ساختاري همانند از طبقات آهکي چين خورده و صخره ساز دارند که فرم ديوارهاي طبيعي را بخود گرفته اند و جود پرتگاه‌هاي بلند، ديوارهاي پرشيب، غارهاي بزرگ، اشکفت‌هاي عميق، طبقات کنگره‌اي و پله‌ساز و تختگاه‌هاي وسيع در ارتفاعات، منظر طبيعي منحصر به فردي ايجاد کرده است که آن را از ديگر سرزمين‌هاي خارج از حوزه زاگرس متفاوت مي‌سازد آب گوارا و مناسب، چراگاه‌هاي وسيع،‌جان پناه‌هاي طبيعي و ساير ويژگي‌هاي طبيعي شرايط مناسب را جهت دامداري و کشاورزي، نيز شرايط دفاعي لازم را جهت تمرکز حکومت و شکل‌گيري امپراطوري بزرگ هخامنشيان فراهم مي‌نموده است.

مطالعات انجام شده بر روي منطقه آن را جلگه‌اي کوهستاني با بسري از سازنده زمين شناسي نرم و قابل فرسايش، ليتولوژي شيل و مارن سازند گورپي با پوشش خاک حاصلخيز معرفي مي‌کند که داراي منابع آب سطحي وز يرزميني مناسب است سازند گروپي شامل لايه هايي از مارن و شيل‌هاي آهکي است که سن کرتاسه پسين دارند و به واسطه نرم بودن، تحت فرسايش قرار گرفته و توپوگرافي پست مي‌سازند اين جلگه به بارش‌هاي فصلي،‌آب رودخانه‌ها، چاه‌ها و قنات‌ها آبياري مي‌شود از ترکيب آب وخاک مناسب است که کشتزارهاي وسيع و چراگاه‌هاي فراوان براي استقرار کشاورزان، روستاييان و عشاير ايجاد شده است. 

روش مطالعه و بررسي

در اين تحقيق با بهره‌گيري از داده‌هاي نوين که شامل داده هاي دورسنجي و عکسبرداري دقيق است سعي شده تا اطلاعات جديدي ارائه شود و براساس آن امکان بررسي و همايندهاي ساختاري آن دوران فراهم گردد. استفاده از دورسنجي راديومتري و طيفي در مطالعات باستانشناسي دانشي جديد و داراي کاربردهاي فراوان مي باشد از داده‌هاي دورسنجي و تفسير تصاوير هوايي و ماهواره‌اي مي‌توان به عنوان ابزار مناسبي براي تشخيص ساختارهاي طبيعي و مصنوعي و عوارض روي زمين استفاده کرد. با استفاده از اين تکنيک در بررسي دقيق مکان هاي تاريخي/ طبيعي مي‌توان به چشم‌انداز نويني که منطبق بر شناخت دقيق‌تر و کامل‌تر ازمحوطه‌هاي تاريخي است دست يافت.

Takhte -jamshid -1

روش‌هاي ژئوفيزيکي دقيق نظير تشخيص تغييرات ميدان مغناطيسي، تخلخل، رطوبت، و چگالي نيز مي‌توانند اطلاعات دقيقي از ابعاد و شکل و ارتفاع ديواره‌،برج‌ها، دروازههاي ورودي و همچنين کاربري‌هاي زمين پيرامون پهنه‌ هاي تاريخي ارائه دهند اما به دليل پرهزينه بودن آنها و نياز به صرف زمان طولاني در اين تحقيق از داده‌هاي ماهواره‌اي استفاده شده است.

تفاوت در بافت خاک، نشانه بازتاب متغير بخشي از حرارت است از اين پديده مي‌توان خاک‌هاي سست و واريزه‌اي در مزارع قديمي يا خرابه‌‌هاي مدفون را شناسايي کرد. در غالب موارد تشخيص ساختمان مدفون از زمين بکر و پوشش گياهي را مي‌‌توان به سهولت با عکسبرداري‌هاي مادون قرمز و تصاوير منعکس کننده انجام داد. سنجنده‌هاي چندطيفي (نور مرئي و مادون قرمز) مي‌توانند کاوش‌هاي قديمي پر شده از رسوبات را به واسطه بالاتر بردن مقدار رطوبت در آنها و گرماي متفاوت از خاک‌هاي مجاور تفکيک نمايند. زمين‌هاي واقع روي خرابه هاي مدفون با مواد مخلوط مانند ساروج، رس، سنگ آهک، اجر، خشت و گل در مقابل امواج الکترو مغناطيس داراي صفات متفاوت در بازتاب، پراکنش و جذب مي باشد. بدين ترتيب شدت‌هاي مختلف در سنجنده  ماهواره ثبت مي‌نمايند. ديوارهاي پنهان، سنگ‌هاي فشرده و ساروج نمي توانند مقدار زيادي اب را در خود ذخيره کنند و بدين روي خاک به سهولت خشک مي‌گردد. مواد اين ديوارها مي‌توانند رخنموده و پراکنده شوند و ذرات پراکنده‌تر باعث بازتاب شديدتري در مقابل نور مرئي و منجر به روشن تر بودن اين مواد نسبت به خاک‌هاي مجاور در تصاوير ماهواره‌اي و عکس‌هاي هوايي مي‌شود.

منراحل اصلي اين روش شامل پردازش داد‌ها، تعيين واحدهاي طيفي يا بافتي و سپس مشخص ساختن ويژگي‌هاي منظر است به طور اجمال، پردازش داده‌ها شامل تصحيح راديومتري، حذف بي هنجاري، تصحيح هندسي، دادن مختصات جغرافيايي، کاليبراسيون داده‌ها و تهيه تصاوير موضوعي است. در تصاوير رنگي از ترکيب باندهاي RGB (قرمز - سبز -‌ابي) براي طيف‌هاي مختلف نسبت‌ها،‌و مولفه اصلي استفاده مي‌شود. فيلتراسيون هاي متفاوت از جمله گام‌هاي مؤثر در آشکارسازي جزئيات است مناظر طبيعي از ترکيب بافت شکل، توناليته، همايندي، وابستگي، الگو و سايه شکل گرفته و برحسب دانش مفسر و قياس با دانسته ها تعبير و تفسير مي‌شوند. تشخيص مناظر و عوارض بر پايه تشابه و ايجاد تباين انجام مي‌گيرد. جزئي‌ترين واحد در داده‌ ها و تصاوير ماهواره‌اي پيکسل است که با ابعاد معين ودرجه روشني در مقياس خاکستري تعريف مي‌شود.

توناليته بوجود‌آمده ناشي از تغييرات درجه روشني در پردازش و تعيين واحدهاي طيفي و يا بافتي مي باشد. اين توناليته به واسطه بازتاب الکترومغناطيسي طبيعت در طيف‌هاي متفاوت به و جود مي‌آيد و مشخص کننده عناصر مختلف منظر نظير جنس زمين، عوارض سطحي، پوشش گياهي و تغييرات ايجاد شده انسان‌ساز از قبيل جاده‌ها و ساختمان مي باشد. بي‌هنجاري‌هاي رنگي يا زمينه‌هاي روشن معلول بالاشدگي، آب محتوايي و تغيير کاني شناسي در آوارهاي بجاي مانده از برج و باروهاي مخروبه است. اين  اختلافات منجر به بروز بافت ها و الگوهاي خطي و لکه‌اي در تصوير پردازش شده مي‌باشد. اين لکه‌ها مي‌‌توانند منعکس کننده بقاياي برج‌هاي ديده باني در طول بارو باشند.

در اين تحقيق براي اثبات و جود ساختاري خاص (ديواره) در پيرامون تختگاه، پردازش داده‌هاي ماهواره‌اي و تصاوير هوايي انجام شده است. علاوه بردورسنجي و پردازش داده‌هاي افزاري GIS تهيه شد. اين لايه‌ها شامل لايه‌هاي مربوط به اطلاعات بستر طبيعي منطقه شامل زمين‌شناسي، خاکشناسي، گياه‌شناسي، هيدرولوژي و هيدروژئولوژي، تکتونيک، اقليم شناسي بودند که با انطباق با اطلاعات باستانشناسي و تاريخي منطقه، امکان ايجاد لايه‌‌هاي جديدتري را فراهم کردند. لايه‌‌هاي اخير اسناد کامل‌تري را فراهم ساخت که منجر به شفاف‌سازي منظر باستاني منطقه در دوران تمدن‌ هخامنشيان شد.

در بخش مطالعات محيطي براي تعيين موقعيت‌هاي دقيق مکاني عوارض طبيعي و مصنوع از دستگاه GPS‌استفاده شده است. همچنين برداشت ميداني از منطقه جهت تکميل اطلاعات موجود در زمينه‌هاي زمين شناسي، خاک‌شناسي، گياه‌شناسي، هيدرولوژي و هيدروژئولوژي انجام گرفته است.

يافته‌هاي تحقيق

الف-وجود برج و بارو در پيرامون تخت جمشيد و مشخصات آن

اگرچه وجود برج و بارو در پيرامون تخت جمشيد تاکنون مورد ترديد بوده، اما يافته‌هاي اين پژوهش ويژگي‌هايي به شرح زير در دشت فروردين و در پيرامون و امتداد تختگاه تخت جمشيد را نشان مي‌دهد که تاييدي بر وجود برج و بارويي مشخص است: 

1-بي هنجاري هاي نوري - بافتي خطي با لکه‌هاي سفيد ناشي از وجود عناصر بيگانه (سنگ، ساروج، رس، آجر، خشت، و رطوبت متفاوت) که مي‌تواند منعکس کننده وجود ترکيب و بافتي خاص نسبت به محيط پيراموني باشد.

2-وجود لکه هاي سخت مجزا از يکديگر که آرايه آنها نسبت به کشتزارها، نشانه حضور مواد سنگي بيگانه، پوشش گياهي مختلف، مقدار رطوبت کمتر و گرماي بيشتر است.

3-وجود اختلاف جزئي در بلندي اين بي‌هنجاري‌هاي نسبت به زمين‌هاي مجاور، نشانه انباشت آوار سازه‌هاي کهن است.

4-در تصاوير موضوعي ساخته شده براي تختگاه  و نواحي مجاور آن، بقايايي از عوارض بي‌هنجار ديده مي شود که به بقاياي ديوار و برج هاي ديده باني پيشين در اطراف آن اشاره دارد. بقاياي اين عارضه خطي شامل تخته سنگ‌ها، قلوه سنگ‌ها، ساروج و مواد رسي داراي تضاد بازتابش در طيف‌هاي الکترومغناطيس نسبت به بستر سنگي پيراموني است و به همين دليل در تصاوير ماهواره‌اي به خوبي مشاهده است براي رديابي اين ديوار از بازتاب طيفي در عکس‌‌هاي هوايي نيز استفاده شده است. شکل کلي اين عارضه مربعي است و اطراف تختگاه رادربرمي گيرد.

کاوش‌هاي پيشين در دامنه کوه مهر درکناره شمالي تختگاه بخش کوچکي از عوارضي را نشان مي‌دهد که مي‌تواند مربوط به بقاياي برج وبارو باشد که فرسايش ناشي از آب هاي سطحي و هوازدگي آن را تخريب نموده است. تصاوير پردازش شده، همچنين نشان دهنده و جود تخته سنگ‌ها و قطعات سنگي همراه با مواد رسي و بيگانه انباشته‌شده‌اي است که بخشي از اين مواد ومصالح به دليل ساخت ساز و کشاورزي‌هاي دوره‌هاي مختلف جابجا شده ولي هنوز بقايايي از چنين مصالحي که داراي رطوبت بيشتر و گرماي متفاوت از خاک‌هاي مجاور است و از لحاظ قدمت، جنس، ترکيب مواو نحوه عمل‌آوري در تعارض با مصالح و مواد بعد از دوران باستان هستند، در محل مشاهده مي شود. اين تخته سنگ‌ها و بقاياي مصالح ساختماني مي تواند نشانه وجود برج و باروي باستاني در منطقه باشد.

متأسفانه کاوش‌هاي نامنظم باستانشناسان در دهه هفتاد قرن بيستم ميلادي منجر به از بين رفتن بخش‌هاي مهمي از اين ذخاير شده است. احداث جايگاه به مناسبت جشن‌ هاي 2500 ساله و استقرار چادرهاي سلطنتي در سال 1978 که با تسطيح و جابجا کردن مواد همراه بوده بخش هاي مهمي از بقاياي مصالح ساختماني دوران باستان نظير سنگ و ساروج و خشت‌هاي رسي را از بين برده و در حقيقت بخش مهمي از تاريخ دوران باستان از صفحه روزگار پاک نموده است.

با پردازش و تفسير تصاوير ماهواره‌اي و عکس هاي هوايي بافت ها و عوارض خاصي با آرايه خطي و نظام دار يافت شده که شامل 34 لکه دايره‌اي در اندازه‌هاي مختلف مي باشند که 17 مورد از اين لکه‌‌هاي دايره‌‌اي در پهنه دشت هستند. تجمع حجم زيادي از انباشت آوار سازه‌هاي کهن و شکل دايره‌اي آنها نسبت به عارضه‌هاي خطي که اين فرم‌هاي دايره‌اي را به هم متصل نموده اند، شباهت ساختاري بسيار به برج‌هاي مدور با ابعاد وا ندازه هاي گوناگون دارد به نظر مي‌رسد دروازه‌هاي ورودي با ابعاد مختلف در ميان برج‌ها ساخته شده باشند. شايد دليل تنوع در  ابعاددروازه‌ها را بتوان در تخصيص يافتن آنها به طبقات مختلف اجتماعي برشمرد. برحسب اينکه ورودي مربوط به خاندان سلطنتي، کاروان‌ها و ميهمان‌هاي جشن هاي نوروزي و ديگر مراسم باستاني بوده يا کارگران و کارمنداني که بر روي تختگاه و کارگاه‌هاي آن خدمت مي‌کرده‌اند و يا مردم عادي، ابعاد آن تغيير مي‌کرده است.

 Takhte -jamshid -2

Takhte -jamshid -2-1 

ب-سيماي منظر باستاني تخت جمشيد

منظر کنوني تخت جمشيد ساختار پيچيده‌اي از خرابه‌هاي باستاني و طبيعت خاص پيرامونش است ردپاي تغيير و تحولات از زمان احداث سکو تا اتمام بناهاي موجود بر روي تختگاه قابل رديابي است. اين تغييرات در چهار مرحله از امپراطوري چهارصدساله هخامنشيان روي داده و طبيعت پيرامون آن را تحت تأثير قرار داده است. اين چهار مرحله شامل آغاز تشکيل هسته دوم حکومتي در دشت فرودين توسط داريوش اول(486-522 پيش از ميلاد)، دوران حکومت خشايار شاه و تغييرات بنيادي مربوط به آن دوره در تخت جمشيد و پارسه، و تغييرات تدريجي بوجود‌آمده در دوران پادشاهان بعدي (330-465 پيش از ميلاد) و سرانجام در مرحله آخر افول قدرت هخامنشيان متأخر و حمله اسکندر مقدوني در سال 330 پيش ا زميلاد مي‌باشد.

از مجموعه مطالعات محيطي و تاريخي مي‌توان چنين نتيجه گرفت که پيش از‌آغاز شکل‌گيري تخت جمشيد در زمان داريوش اول، نشانه‌هاي بارز تمدن در گوشه و کنار دشت حاصلخيز فروردين وجود داشته است عوامل گوناگون از جمله شرايط مناسب زيست محيطي، خاک حاصلخيز، وجود رودخانه‌‌هاي کر و پلوار در مرزهاي غربي وشمالي آن، جنبه تقدس کوه مهر بهعنوان مرکز اجراي مراسم آئيني قراني کردن، و وجود شهر استخر در سرحدات شمال شرقي دشت، مردمان بسياري را درآبادي‌هاي پراکنده اين منطقه جمع آورده و امروزه مکانيابي اين آبادي‌ها جز با مطالعات مختلف و بهره‌گيري از علوم نوين و سيستم‌هاي جديد، پردازش تصاوير ماهواره‌اي با وضوح تصويري بالاتر و کاوش‌هاي منسجم براساس اطلاعات ماهواره‌اي پردازش شده امکان‌پذير نمي‌باشد.

مطالعات محيطي منطقه تخت جمشيد و بررسي سير تحولات آن به ويژه از دو هزار سال گذشته تاکنون تغييرات قابل توجهي را از نظر شرايط اقليمي، زمين‌شناختي، جنس خاک، لرزه خيزي و به ويژه هيدروژئولوژي و هيدرولوژي نشان نمي‌دهد به نظر مي‌رسد بيشتر تحولات محيطي از لحاظ تغييرات در تراکم و نوع پوشش گياهي منطقه باشد تا شکل زمين و ساختار هيدرولوژيک آن، آنچه بديهي به نظر مي‌رسد وجود انواع گونه‌هاي گياهي درختي و درختچه‌اي بومي زاگرس مرکزي به شکل جنگل‌هاي بومي پراکنده در منطقه مي‌باشد.

اگرچه سيماي محيط مصنوع در تغيير است، بررسي‌هاي اين تحقيق تغييرات خاص محيط طبيعي را از لحاظ ويژگي هاي توپوگرافي، اقليم، نوع وتيپ پوشش گياهي، هيدرولوژي و هيدروژئولوژي از زمان تشکيل مجموعه تختگاه در دوران داريوش اول تا اوج شکوفايي تمدن هخامنشيان در اين منطقه نشان نمي‌دهد. با اين حال مي‌توان با حذف تدريجي گونه‌هاي بومي گياهي، کاهش تراکم جنگل‌‌هاي درختان و درختچه‌هاي بومي منطقه زاگرس نظير بلوط، بنه، کيکم، سدر به ويژه در دامنه کوره‌هاي پيرامون دشت و کاهش تنوع و تراکم گياهان خودروي حاشيه رودخانه‌هاي پلوار و کر و نيز تبديل تدريجي جنگل‌هاي طبيعي موجود در دشت به کشتزارها و يا باغ‌ها و شکارگاه‌هاي سلطنتي اشاره کرد توسعه تختگاه و شهر پارسه، تخصيص اراضي بيشتر به کشاورزي روند تدريجي و کند در تغييرات سيماي محيطي منطقه را نشان مي‌دهد. اين تغييرات در طول زمان اگرچه تأثير خويش را بر منظر نهاده‌اند اما در شکل کلي آن تغيير و تحول عمده‌اي به وجود نياورده‌اند.

يافته‌هاي اين تحقيق براساس مستندات تهيه شده از لايه هاي اطلاعاتي محيطي و با توجه به مستندات تاريخي و باستانشناسي موجود، ويژگي‌هاي ساختاري منظر طبيعي تاريخي جمشيد را در دو مرحله يکي در دوران متقدم و ديگري در اوج شکوفايي تمدن هخامنشيان به صورت زير تشريح مي‌نمايد.

1-دوران متقدم (پادشاهي داريوش کبير 486-522 پيش از ميلاد)

-منظر عمومي دشت

منظر دشت يکپارچه و منظم از قطعات بهم فشرده زمين‌هاي کشاورزي و جوي هاي آب از ميان قطعات، پيرامون آبادي‌هاي پراکنده، تشکيل شده است افق گسترده ديد در منتهي اليه دشت، از شرق به کوه مهر و از شمال به کوه‌هاي نقش رستم و سه گنبدان محدود مي‌شده است.

منظر آبادي هاي پراکنده در سرتاسر دشت ترکيبي ساده و نامنظم از خانه‌هاي خشتي ساده در ميان قطعات کشتزارها را به نمايش مي‌گذارده است

منظر تختگاه

در بخش جنوبي کوه مهر بافت متراکم‌تري نسبت به ساير بخش‌ها و جود دارد اين موضوع با يافته‌هاي کخ درباره مجموعه فشرده خانه هاي کوچک خشتي در کنار خانه‌هاي مجلل با تزئينات سنگي و حياط مرکزي نيز تطابق دارد.

منظر عمومي کوه، يکپارچه، با شکاف‌ها، صخره‌ها و قطعه سنگ‌هاي رويهم نشسته بوده‌ است.

پوشش درختان بومي جنگلي و شريان‌ها و آبشارهاي متعدد، خط سبز پوسته‌اي را تشکيل مي‌داده است.

احداث ورودي مجموعه در بخش جنوبي، عامل ارتباط دهنده دشت و تختگاه بوده است و علاوه بر آن ارتباط مردم ساکن در آبادي‌هاي پرجمعيت بخش جنوبي را با پادشاه برقرار مي‌کرده است ارتباطي ساده از منظر برون به درون

ساخت و سازهاي تختگاه به کاخ آپادانا و پلکان شرقي محدود مي‌شده است. فضاي خالي وسيع روي تختگاه امکان تجمع افراد بيشماري را براي اجراي مراسم مذهبي و جشن‌‌هاي نوروزي فراهم مي‌ساخته است. کاخ آپادانا با ستون هاي بلند و پيکره ها و نگاره‌هاي تزئيني، احجام تراشيده شده سرستون‌ها و ايوان‌ها، پلکان مجلل و باشکوه شرقي با نگاره‌هاي نمادين و تزئينات برجسته و ممتاز نمادي از قدرت فرمانروايي شاه است که در مقابل تقدس و استواري کوه خودنمايي مي‌کند. فضاي وسيع مقابل ايوان شرقي بر ابهت اين ايوان مي‌افزوده و منظري درونگرا در فضاي تختگاه ايجاد مي‌کرده است.

منظر برج و باروي تخت جمشيد

اينکه آيا برج و باروي پارسه در اين دوران ساخته شده و يا مقدمات ساخت و ساز آن آماده شده است نياز به مطالعات بيشتر و کامل‌تري با بهره‌گيري از روش‌هاي تکميلي ديگري مانند داده‌‌هاي اطلاعاتي و با وضوح تصوير بالاتر دارد در اين راستا با استفاده از فناوري جديد و سيستم‌هاي نوين فني که براي اسکن لايه‌هاي مختلف زمين با وضوح تصوير بيشتر به کار مي‌روند، مي‌توان اطلاعات دقيق‌تري از قدمت برج و بارو ارائه داد به همين دليل مدل سه بعدي منظر دشت فروردين در اين دوران را مي‌توان با احتمال وجود برج و بارو در پيرامون تختگاه در نظر گرفت ويژگي‌هاي منظر اين دوران د رتصوير شماره 3 (الف -ج) ترسيم شده است. Takhte -jamshid -3a
Takhte -jamshid -3b
Takhte -jamshid -3c

2-دوران متأخر (اوج تمدن هخامنشيان، 330 486 پيش از ميلاد)

منظر عمومي دشت


براساس مدارک موجود، يافته‌هاي اين تحقيق، در اين دوره تاريخي که در تصوير شماره 4 بازسازي شده است. 

شهر پارسه از توسعه آبادي‌هاي پراکنده جنوب تختگاه با طراحي از پيش تعيين شده اي شامل خيابان‌کشي‌ها و تقسيمات محله‌اي شکل گرفته و بنابراين از وسعت زيادي برخوردار بوده است. جهت‌گيري ساختمان‌ها و جهت‌گسترش آنها با آثار روي تختگاه يکي بوده است.

  • کوچه ها با زاويه 90 درجه نستب به ديگر به شبکه پيوسته گذرها و خيابان‌ها متصل بوده است و به همان طريق زواياي ساختمان‌ها و نيز همگي بسيار دقيق گونيا شده‌اند. زمين‌هاي مورد نياز براي هر ساختمان و تقسيمات دروني آنها بنا بر اصل نيازهاي هر بخش تعيين مي‌شده است و در نتيجه در درون هر مربع و يا مستطيل در يک مجموعه، واحدها در يکديگر ادغام مي شدند.
  • با توجه به تقسيمات خيابان‌ها و محورها در امتداد مسيرهاي آب در نظرگيري علاقه ايرانيان باستان به فضاهاي سبز و گشوده احتمالاً درختان متنوعي در امتداد محورهاي خطي خيابان‌ها کاشته مي‌شده است. در الواح گلي به خيابان‌هاي سنگفرش شده در حاشيه آبراهه‌ها اشاره شده است.
  • احداث خيابان‌هاي اين شهر و تقسيم‌بندي محلات آن منطبق با مسير جراينات آب و کانال‌هايي که از فراز کوه مهر به سمت دشت جريان يافته اند، اتفاق افتاده و خيابان‌هاي اصلي به صورت شريان‌هايي د رميان محلات تازه شکل گرفته به خيابان‌هاي کوچک‌تر تقسيم مي‌شده است.
  • زمينه براي توسعه ساخت و ساز کاخ باغ‌هاي سلطنتي، خانه‌هايي با تزئينات سنگي نظير کاخ‌‌هاي احداث شده روي مجموعه در بخش غربي (رو به سمت شمال مجموعه) افزايش يافته است آثار بقاياي اين خانه‌هاي مجلل در بخش جنوبي تختگاه برجاي مانده است.
  • با توسعه شهر پارسه به سمت شمال و غرب، بخشي از زمين‌هاي کشاورزي، نزديک به تختگاه به حاشيه دشت رانده شده‌اند. توسعه آبادي‌هاي موجود در دشت نيز افق گسترده را شکسته و سطح وسيع و يکپارچه زمين هاي کشاورزي در دشت در بسياري از بخش ها، با منظره آبادي‌ها و خانه‌ها بسته شده است.
  • در پيرامون محلات شهري زمين‌هاي کشاورزي، باغ‌ها و شکارگاه‌ها تا حاشيه رودخانه کر امتداد داشته‌اند.

منظر تختگاه

در بخش جنوبي تختگاه با احداث کاخ‌هاي جديدي که متعلق به شاه، ملکه و حرمسرا بوده است و همچنين توسعه خزانه و مسيرهاي ارتباطي بين فضاهاي جديد، اين محوطه بيشتر به مجموعه کاخ‌هاي مسکوني سلطنتي تبديل شده است. Takhte -jamshid -4a

  • در بخش شمالي تختگاه با احداث کاخ صد ستون، دروازه ملل، تالار شورا، دروازه نيمه تمام، خيابان سپاه، مجموعه‌اي نظامي، سياسي و اداري به وجود آمده است اين تغيير هويت، منظره عمومي تختگاه را متحول ساخته و مجموعه منقدس دوران داريوش را به مقر سلطنتي و مجموعه مسکوني شاه و دربار تبديل کرده است اين تحولات منظر سکو را به دو بخش شمالي و جنوبي با ويژگي برونگرايي و درونگرايي در کنار يکديگر تقسيم نموده است.
  • لزوم محرميت بخش جنوبي و مسکوني تختگاه (حرمسرا و خزانه) سبب انتقال ورودي به بخش غربي آن شده است رديابي مسير برج و بارو و وجود يکي از دروازه‌هاي اصلي آن در امتداد ورودي غربي (دروازه ملل) تأييد مي‌نمايد. مسير بين ورودي غربي و اين دروازه ارتباط مستقيمي بين منظر بخش شمالي تختگاه و دشت فروردين برقرار مي نموده است. ايجاد پلکان‌هاي دوطرفه که در بخشي به همديگر نزديک شده و سپس از هم دور شده و باز هم به هم رسيده‌اند نقطه عطفي در منظر ورودي ايجاد کرده است.
  • با احداث کاخ‌هاي جديد در فضاهاي وسيع روي تختگاه بر تراکم احجام پرافزوده گشته و منظر ساده روي تختگاه از يکنواختي و سادگي خارج شده و به اجزاي متعددي خرد شده است کثرت اين اجزاي ريز و درشت در کنار هم بافت متراکم و ريزي را روي سکوي تخت جمشيد به وجود آورده است.

منظر برج باروي تخت جمشيد

برج باروي پيرامون تختگاه قطعا د راين دوران وجودداشته و از بخش سلطنتي محافظت مي نموده است ويژگي‌هاي منظر پيرامون تختگاه در اين دوران را مي‌توان به شرح زير برشمرد:

Takhte -jamshid -4b &c
Takhte -jamshid -4d

  • تختگاه و کاخ‌ها  روي ان با ستون هاي مرتفع منظر يکپارچه، با ابهت و منسجمي را در دامنه کوه و در ترکيب با بافت تخته سنگ‌ها بوجود آورده و در هماهنگي با منظر کوه مهر از ارتفاع و شکوه خاصي برخوردار بوده است.
  • برج و باروي پيرامون تختگاه بخش سلطنتي، کارگاه‌ها و اماکن اداري و نظامي و ساير قسمت‌هاي حکومتي را از محلات مختلف شهري جدا مي‌ساخته است.
  • اصلي ترين معبر ورودي در امتداد دروازه ملل و ورودي غربي برج وبارو بوده است.
  • احتمالاً معابر فعري و دروازه‌هاي ديگري نيز در طول برج و بارو وجودداشته است.
  • محلات شهري از مرز خارجي برج و بارو به سمت دشت و به ويژه در جهت شمال و به طرف شهر استخر توسعه يافته‌اند.

شناخت منظر طبيعي پهنه‌هاي تاريخي از اصول اوليه هرگونه مرمت و حفاظت محيطي است که در دهه‌هاي اخير موضوع تحقيق و بررسي علمي محققان و متخصصان مرمت محيطي بودها ست.

عدم توجه به محيط ومنظر پيراموني آثار تاريخي کشورمان نياز مستندسازي منظر پهنه‌هاي باارزش را ضروري مي‌نمايد. اين مهم مي‌بايد براساس مجموعه اطلاعات مربوط به بستر طبيعي در ترکيب با لايه‌هاي اطلاعاتي باستانشناسي، معماري و تاريخي منطقه انجام گيرد. تحليل اطلاعات محيطي با استفاده از تفسير داده‌هاي ماهواره‌اي TM‌ و ETM+ و عکس‌‌هاي هوايي از شيوه‌هاي جديد تحليل پهنه‌هاي تاريخي و گامي مؤثر د رجهت تعيين ويژگي‌هاي بستر محيطي و منظر اثار تاريخي مي‌باشد.

در اين تحقيق با استفاده ا زروش فوق بستر طبيعي / تاريخي تخت جمشيد مورد ماطلعه قرار گرفت و مکان برج و باروي تختگاه با استفاده از تفسير اطلاعات ماهواره‌اي تعيين شد. استفاده از اين روش و يافته هاي اين تحقيق، از ميزان کاوش‌هاي باستانشناسي که عمدتا منجر به تغييرات در شکل زمين، سامانه‌هاي آبي و تغييرات در پوشش گياهي به دليل حفاري‌هاي متعدد است مي‌کاهد و مي‌تواند به عنوان ابزاري جهت کنترل هر گونه مداخله در حريم تختگاه قرار گيرد. از جمله تأمل و تفکر در احداث تسهيلات گردشگري است و از آن جمله احداث جاده عريض و محوطه باز شرقي - غربي موجود است که براساس يافته‌هاي اين تحقيق در مورد مکان برج و بارو در وضعيت فعلي در داخل حريم برج و بارو قرار گرفته و نياز به جابجايي دارد. تعيين ابعاد و اندازه‌هاي دقيق برج و بارو نياز به داشتن داده‌هاي اطلاعاتي با قدرت تفکيک مکاني بالاتر و قدرت تفکيک طيفي زياد دارد که جهت مطالعات آتي پيشنهاد مي‌گردد. دستاورد ديگر اين تحقيق ترسيم منظر باستاني تخت جمشيد در بستر طبيعي در دو دوره هخامنشي است. مطالعات نشان مي‌دهد که بستر فرهنگي تخت جمشيد در عهد باستان بهترين همگوني و سازش را با ارزش هاي طبيعي مکان داشته است. اگرچه پويايي منظر و تغييرات شگرف انجام شده در منظر کنوني دشت فروردين امکان مرمت منظر باستاني را فراهم نمي‌آورد اما شناخت اين منظر و برقراري ارتباط و هماهنگي بين منظر باستاني و منظر کنوني مي‌تواند از تخريب‌هاي بيشتر محيطي بکاهد.

  

بررسی و نوشته: دکتر بهناز امین زاده و مهندس فیروزه آقا ابراهیمی سامانی

نشریه هنرهای زیبا - شماره 27- پاییز 1385

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : منظر تاریخی    
استان مرتبط : فارس  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید