تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :961

من و معماری!

سال 1385 که من وارد معماری شدم،جامعه معماری ایران در شوک از دست دادن سید هادی میرمیران بود.هنوز ساختار نشریات پژوهشی ما بدرستی شکل نگرفته بود.هنوز معماری مثل امروز اینهمه ثروتمند و پر طرفدار نشده بود.آن روزها معمار شدن یعنی زحمت در آتلیه.اعتراف می کنم که اگر آن همه شبها که بیدار ماندم و نقشه کشیدم و راپید زدم و با تیغ اشکالات را اصلاح کردم،زمانیکه پشت کنکور بودم بیدار مانده بودم و درس خوانده بودم دانشگاه بهتری قبول می شدم! این را گفتم تا بدانید معماری چقدر رشته پر زحمتی بود!

من درتهران بزرگ شدم. در قزوین درس معماری خواندم.در اردستان اصفهان آنرا تکمیل کردم.در تمام آن سالها دیدن بناهای تاریخی و عکس گرفتن و چرخ زدن و تفکر و تامل در مورد نحوه روش فکر معمار و دریافت حکمت طراحی آنان جزو وظایف ما بود.تمام عکس های دوران دانشجویی من با دوستانم در سفرها و اردوها و بازدیدها خلاصه شده است.ایران و ایرانی مهم بود.مردم مهم بودند.آن زمان که من معماری خوندم اینترنت و وای- فای نبود.تحقیق میدانی بود! این را گفتم تا بدانید آموزش معماری درونی بود.اما بیرون آتلیه شکل می گرفت.

قانون است دیگر.حتی با اینکه گاهی می شود با پول خریدش! این روزها بیشتر از آنکه قلم بدستم باشد اسلحه بدست می گیرم.با اینحال فرم و ساختار آن برایم جالب است.ساختمان های دانشگاه افسری برایم جالب هستند.روش فکر آنان نیز همینطور.روزی که وارد آنجا شدم تنها یک نفر میخواستند با دست خط خوش تا پرونده ها را کاردکس نویسی کند.حالا مسئول مستقیم من می گوید:"هرچی معمار می آید بفرستید پیش ما!" هنوز تحقیق علمی خاصی نخوانده ام اما ظاهرا معماران توانایی هایی بیش از طراحی و اجرای ساختمان دارند.چه در آموزش اینان است نمی دانیم، اما میدانیم معماران مسئله ها را خوب حل می کنند.آنان فرمول نمی دانند ، اما راه حل ها را پیدا می کنند! این را گفتم تا بدانید معماری و معماران باید منعطف باشند.

معماری شغل نیست،تعهد است.
معماری شغل نیست،نوعی روش زندگی و نگاه به دنیاست.
معماری شغل نیست،بلکه یک ماموریت است.

علیرضا عظیمی

 

 

مجموعه مقالات مرتبط : من و معماری    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید