تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2256

مهرگان و باغ ایرانی

نزدیک شدن به ابتدای مهر و ثبت جهانی باغ ایرانی بهانه ای است نیکو درباب بررسی ارتباط این دو مقوله با یکدیگر. از کم سوادی نگارنده سطور است یانه، به هر حال باید اذعان کنم که تا به حال به نشانه یا نوشته ای موثق بر نخورده ام که دال بر این ارتباط باشد. اما احساسی شهودی به من می گوید که چنین ارتباطی ناگزیر است و در این مقاله هم سعی می کنم تنها فتح بابی در این زمینه کرده باشم.

از سوی دیگر در نطقی که به مناسبت ثبت جهانی باغ ایرانی در موزه هنری امام علی ایراد کردم به این نکته اشاره ای داشتم که باغ ایرانی و تفکرات پگانی - اسطوره ای لزوماً ارتباطی عمیق و تعیین کننده دارند که تا حال در این زمینه هم تحقیقی ندیده و نخوانده ام.

قبل از این که سخن را در ارتباط باغ ایرانی و مهرگان بسط دهم لاجرم باید اشاراتی گذرا در مورد چیستی مهرگان بدهم. از سوی دیگر با این که می دانیم مهرگان جشن و آئینی است که در تاریخ بعد از اسلام هم به حیات خود ادامه داده و در تصوف اسلامی و مسیحی هم رخنه لطیفی کرده است اما برای شناخت دقیق تر آن باید تا جای ممکن به عقب برگشت. شواهد و قراین متعدد به ما ثابت می کند که مهرگان از قرن ها قبل از هخامنشیان برگزار می شده ولی دقیق ترین توضیحات را درباره مهرگان از منابع کلاسیک و سنگ نبشته های دوران هخامنشی در دست داریم. البته شواهد برگزاری مهرگان در دوره های اشکانیان و ساسانیان هم موجود است اما در این مقاله با توجه به محدودیت هایی خاص، صرفا به دوران هخامنشی می پردازیم، با این تاکید که تعریف هر دو مقولۀ پردیس و مهرگان در این دوران تاریخی شکل مستحکم و شناخته شدۀ خود را می یابد.

مهرگان جشن ستایش مهر، ایزد یاستانی آریایی هاست. گان به معنای جشن است و اصطلاح "جشن مهرگان" غلط است.(هاشم رضی. نویسنده دانشنامه ایران باستان و کتاب دو جلدی آئین مهر) جالب است که این جشن چنان بزرگ و باشکوه برگزار می شده که در زبان عربی هم داخل شده.(هنوز هم عرب ها به فستیوال مهرجان می گویند) مهر در زبان های باستانی میترا و میثره هم خوانده می شده و خدایگان ستایش دوستی و محبت و بالندگی روشنایی و حتی نور است. به همین دلیل هم در زیان پارسی محبت و دوستی "مهر" خوانده می شود. این خدا به روایتی بعد از فراگیر شدن باور های زرتشتی و تعیین جایگاهی ویژه برای اهورامزدا به قالب یکی از الاهگان و به تعبیری فرشتگان همراه و همسوی اهورامزدا در می آید و در کتیبه های هخامنشی از زمان خشیارشا به بعد، به نام او نیز - بعد از اهورامزدا و آناهیتا - سوگند یاد می شود.

مهرگان ابعاد مختلفی دارد. طبیعی، مذهبی، اساطیری، نجومی و ... اما با قاطعیت باید گفت که همه این ابعاد با یک درهم تنیدگی زیبا به هم مربوطند. در گاهشماری ایران باستان سال به دو پاره - فصل تقسیم می شده: تابستان و زمستان. این دو پاره غیر هم اندازه هستند پاره کوچک تر یعنی زمستان حدوداَ صد و پنجاه روز ( معادل 5 ماه تقریباَ) و پاره بزرگ تر دویست و پانزده روز (معادل 7 ماه تقریبی) بوده است. در آغاز هر پارۀ سال که حدوداَ در زمان اعتدال فصلی اتفاق می افتد جشن های مفصلی برگزار می شده. نوروز آغاز سال سیاسی و مهرگان آغاز سال کشاورزی. برابری روز و شب در این زمان ها به خدایانی که صاحب این ایامند نسبت داده می شود و مظهری از صفات ایشان دانسته می شود. بنابراین مهر و داد و برابری و داوری از صفات دینی- اسطوره ای میترا شمرده می شود. جالب این که نشان زمستان(مهر) اسب - در بعضی تعابیر گاو - و نشان تابستان شیر (اسد) می باشد. و همین مسئله نقش برجسته های شیر و اسب شاخدار یا گاو در تخت جمشید ( که محل برگزاری نوروز یعنی غلبه اسد بر میترا است ) را توجیه می کند.تعبیر شیر و خورشید را هم برخی نمادی کهن از دوران هخامنشایان می دانند که اشاره به ملک اهورایی - میترایی پارس دارد.(دکتر کاوه فرخ . مقاله بررسی نشان شیر و خورشید)

در تاریخ ایران ( حتی تاریخ اساطیر) مهرگان روز غلبه خیر بر شر است. پیروزی فریدون بر ضحاک و پیروزی داریوش بزرگ بر گئومات غاصب نمونه هایی از وجه اسطوره ای این روز است. در آئین مهر پرستی یا میترائیسم هم می گویند که این روز، روز پیدایش خورشید است.

در ایران باستان آئین هایی در مهرگان انجام می شده که شواهد تاریخی آن فراوان است. کتسیاس، پزشک اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، نقل کرده است که در این جشن ایرانیان با پوشیدن ردای ارغوانی رنگ و همراه با دسته‌های نوازندگان و خنیاگران به رقص‌های دسته‌جمعی و پایکوبی و نوشیدن می‌پرداخته‌اند به یکدیگر نبشته های شاد باش (کارت تبریک) اهدا می کردند از همه جا باید بوی خوش به مشام می رسید. مراسم گل آذین، میوه آذین و گیاه آذین برگزار می گردید. خوردنی ها و نوشیدنی های رایج در مهرگان هم عبارت بودند از نانی مخصوص ( هفت دانه)، هوم ، شیراسب و گاو، شکر و گلاب. رقص و عود نیز برقرار بوده که به نظر بیژن برهمندی شکلی اولیه از سماع صوفیانه می باشد.

این توصیفات خیلی راحت می تواند این نتیجه را به ذهن متبادر سازد که محل برگزاری چنین جشن هایی باغ های ایران یا همان پردیس های هخامنشی است. هر چند که ما با استناد به برخی مکاتیب تاریخ کلاسیک به این مسئله خواهیم پرداخت اما قبل از آن اشاره ای به ارتباط مهر و باغ ضروری است.

این اشاره را با یک سوال آغاز می کنم. آیا می توان ریشه های فکری- عرفانی ساخت باغ ایرانی را به اندیشۀ مهر باور نسبت داد؟ به نظرنگارنده می رسد که چنین استنباطی پذیرفتنی است. هر چند سعی در ارائه شواهدی هم در این باب خواهم کرد اما مطمئناَ این شواهد بسنده نیستند و بر خلاف اصول، به شهود هم تکیه می کنم. به نظر می رسد هم از لحاظ فصلی و هم از لحاظ اساطیری ارتباط ستایش مهر با کشاورزی غیر قابل انکار است. ما در اوستا می خوانیمَ:مهر (میترا) کسی است که "به دلخواه عنایت می کند، به دلخواه روستاها را رونق می بخشد، به کشاورز آزار نمی رساند، به آب ها برکت می دهد، به ندا ها پاسخ می دهد، گیاهان را می رویاند، سبب رشد و نمو می گردد.(اوستا - یشت 10 - "میترای چمن زارهای وسیع)

توضیحاتی هم که در بالا در رابطه با هویت میترا ذکر شد هم همگی این اصل را تائید و تاکید می کند که مهر محافظ طبیعت است و مهرگان جشن بزرگداشت آن. در ستایش مهر در اوستا مطلب فروان است و اغلب آن ها اشاراتی قاطع و مستقیم به ارتباط میترا و "طبیعت- باغ" دارند. فی المثل بخشی از گفتگوی بیژن فرهمندی با رادیو فرانسه را بخوانیم:" مهر یشت در متن اصلی به نظم سروده شده و از کهن‌ترین شعرهای بدست آمده ایرانی دانسته می‌شود. این یشت دلکش، سرشار از نیروی شاعرانه و سرچشمه سرودهای ایرانی در وصف دو ویژگی ارزشمند و اصیل ایرانیان یعنی راستی و پهلوانی دانسته می‌شود: «می‌ستاییم مهرِ دارنده دشت‌های پهناور را؛ او که آگاه به گفتار راستین است، آن انجمن‌آرایی، که دارای هزار گوش است، آن خوش‌اندامی ،که دارای هزار چشم است، آن بلندبالای برومندی که در فرازنای آسمان ایستاده و نگاهبانی نیرومند و بخواب نرونده است…» (اوستای کهن، صص ۳۵ تا ۵۶)

در ادبیات بعد از اسلام هم مهر بعنوان آئینی آسمانی و پرستش آن بعنوان "کیش مهر" ستوده شده است. فردوسی، حکیم توس در وصف مهرگان می گوید:

به روز خجسته سرِ مهر ماه
به سر بر نهاد آن کـیانی کلاه

زمانه بی اندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس ره بخردی

دل از داوری‌ها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند

نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام

میِ روشن و چهره ی شاه نو
جهان نو ز داد از سرِ ماه نو

بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند

پرستیدن مهرگان دین اوست
تن‌آسانی و خوردن آیین اوست

اگر یادگارست ازو ماه و مهر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر

اما مهم ترین مدرک تاریخی کلاسیک از رابطه میترا و طبیعت را گزنفون به دست ما می دهد. جایی که کورش صغیر در باغ - پردیس خود میزبان لوساندر است و در برابر اعجاب مهمانش از زیبایی باغ، میترا را یادمی کند و به نام او قسم می خورد که شاهزاده ایران بدست خود در این باغ به سرسبزکردن عالم مشغول است. امثال این مسئله را در "حکایات گوناگون" نوشته الیانوس (کتاب 1 بند 33 ) و "اردشیر" نوشته پلوتارک (کتاب 4 بند 5 ) نیز می بینیم. استرابون هم در آثار خود به جشن های میثریکه (مهریگه) اشاره می کند و از مراسم قربانی کردن اسب (نشانه مهر) برای سرسبزی یاد می نماید.

در باب برگزاری جشن های مهر در باغ ایرانی در دوران هخامنشی نظرات متفاوتی ذکر شده است. برخی اعتقاد بر این دارند که پردیس های پارسی صرفاَ به شکار اختصاص داشته است. اما منابع کلاسیک به طرز انکار ناپذیری اثبات می کنند که نقش پردیس در حیات سیاسی، فرهنگی هخامنشیان بسیار متنوع بوده. ما می دانیم که تخت جمشید یا پارسه محل برگزاری جشن هایی - از همه مهم تر نوروز - بوده است. این را هم می دانیم که در کنار جشن هایی که شاه بزرگ ( شهریار ) برگزار می کرده در هر اقلیم پادشاهی تابعه هخامنشی، خشثرپاون ها ( شهربان ها) که جایگاه پادشاهی داشته اند نیز مراسم خود را انجام می دادند. الیانوس معتقد است که پردیس های محلی، جایگاهی برای آرامش، شکار ، تفریح و برگزاری جشن ها بوده. چنانچه در پردیس مقدس پاسارگاد برای شاه بزرگ چنین فضایی ایجاد می شده.

پردیس ها مشخصاً نمایانگر وجه مهمی از ایدئولوژی سلطنتی در دوران هخامنشیان بوده است و از آنجا که اساساً پردیس جزوی از مفهوم سلطنت محسوب می شده طبیعی است که مراسم سلطنتی نیز در پردیس اجرا شود. چندین سند بابلی به تاریخ سلطنت کمبوجیه نشان می دهد که تمام کاخ های سلطنتی و خشثرپاون نشین ها ( به زبان یونانی ساتراپ نشین ها ) دارای چنین باغ هایی بوده ( برای همین مدعا رک استر وولکات در باب اول بند 5 : پردیس ها جزئی از فضای کاخ های هخامنشی به شمار می آمدند) باید انتظار داشت که گان هایی چون شهریورگان و مهر گان بر اساس اهمییتشان در باغ های سلطنتی برگزار شوند. کتسیاس نیز در "پرسیکا" می گوید:"جشنی که به افتخار میترا برپا می شد به تقلید از جشن بابلی ای که به افتخار یمش "Iamas" برپا می شده، تاسیس شده است. می دانیم که جشن های بابلی ها همه گاه در معابد یا زیگورات ها یا بیشه زار مقدس نزدیک بابل برگزار می شده. پردیس واجد خصوصیات هر سه می باشد.

مهم ترین دلیل بر ارتباط باغ ایرانی و مهرگان را باید در پردیس پاسارگاد - اولین باغ ایرانی - جستجو کنیم. بعد از درگذشت کورش بزرگ و استقرار جسم پاکش در مقبرۀ استثنایی او، به تدریج همان طور که خود کورش ، به حق، به اسطوره ها پیوست در نزد مردم و هخامنشیان مدفن او و پردیس پاسارگاد تقدسی روزافزون یافت. در حدی که بعد از مرگ هر شاه بزرگ، مدفنش هر جا که بود، تاجگزاری شاه جدید طی مراسمی زیبا و خاص در پردیس مقدس پاسارگاد انجام می شد. جالب این که این مراسم در پس دویست سال بعد از مرگ کورش همواره معطوف به کورش و زندگانی او بوده است. از قبیل بر دوش انداختن ردای کورش، نوشیدن گلاب و قسم خوردن به اهورامزدا و بدست گرفتن کمان کورش و حلقه مقدس یا فرّه ایزدی ( بسیاری معتقدند که این حلقه یعنی همانی که در تصویر اهورامزدا می بینیم که دایره ای بالدار و مردی در داخل آن است، همان میترا است). پیر بریان یکی از بزرگ ترین محققان معاصر درباره تاریخ هخامنشیان می گوید:" مراسم بزرگداشت مهردر کنار مقبره کورش در پردیس پاسارگاد با رقص و نیایش همراه بوده.(پیر بریان - امپراتوری هخامنشی - جلد اول ص 144 )

نمی توان تصور کرد که جشنی بیمقدار را بتوان در پردیس مقدس پاسارگاد برگزار نمود و بالعکس تصور این که جشنی با اهمیت و تقدس مهر را در مکانی معمولی می شود بجا آورد نیز بی مورد است. قطعا مراسم بزرگداشت مهر و جشن باشکوه مهر در جایگاهی رفیع و ممتازی به نام باغ ایرانی برگزار می شده.

در چنیـــن روزی همی‌كردند بس داد و دهش.
زانكــه روز شكــر نعمت بود جشن مهـرگان،

میوه‌هــــای گونــه‌گون و غله‌هــای بی‌قیـاس،
كــــرد ارزانی چو یـــــزدان از برای بندگـــان.

بعد خــــرمن‌كــــوبی و انبار كــــردن غلـه‌هــا،
بعــــد میوه‌چـــینی و توزیــــع بین دیگــــران

هر‌كسی‌چون بهره‌ور گردیده‌بود از كشت‌و‌كار
بود چـــون دل‌ها زنعمت‌های یزدان شادمـان

آن زمان در هر كـــــران گــردهمایی داشتنــد
از برای شكــــر نعـــــمت اكـــــثر ایرانیــــان

دست‌قــــدرت هم درین روز خجــسته بر نهاد
تاج شـــاهی بـر سر شـــه اردشیر بابــكان

شد فریدون در چنین‌روزی بـه‌شاهی منتخب
بار دیگر سلطنــــت آمد به دست راستــــان

دست ضحــــاك ستمگـر از ستم كوتـاه شــد
رســــم آزادی و مهــــر و داد آمد در میــــان

كاخ بیداد ستمگـــــر گشت ویران آن زمــــان
با چنــــان همبستگــی زیر درفــــش كاویان

هست شایان نام آن را جشن پیــروزی نهیـم
زاكـــه در این روز كاوه چیره شد بر دشمنان

تا كه آید مهــــــرگان در روز مهر و مـــاه مهــر
باد از مهــــر وطن آكـــنده ما را قلب و جــان
منبع t-z-a.org

شهریار سیروس - مهر 1390

موضوعات مرتبط : باغ ایرانی   مهرگان    
عضو مرتبط : شهریار سیروس  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید