Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :935

مهم روح فرهنگ است، نه تقلید از گذشته

مقالات گذشته

فرقی نمی کند که سکنی دادن افقی باشد یا عمودی- چیزی که مورد توجه است این است که  روحیه ی لس آنجلس را نمی توان در کنار مثلا کاشان پیاده کرد.

شهر، و چهره اش، خیلی زود تمامی مسایلی را که برای شهروندانش رخ داده است، نشان می دهد. چهره ی شهر، نمایشگر همه ی مسایل مختلفی ست که برای مردم در دوره های مختلف رخ داده است. یک اقتصاد خوب، فرهنگ غنی و بسیاری چیزهای دیگر نشانه هایش را در شهر می گذارد. همانطور که یک اقتصادرسا و شکوفان می تواند چهره ی شهر را دگرگون کند. مساله ی زیبایی و زشتی نیست، مساله ی دگرگونی است.

حتی رشد شعور اجتماعی در معماری شهر و بالطبع در سیمای شهر اثر می گذارد.

به چهره ی شهرهای قدیمی ایران نگاه کنیم: اصفهان، کاشان، شیراز و تمام نشانه های فرهنگ و تمدن زمان خود را در کوچه و بازارها می بینیم: خلق و خوی افراد را، سیستم معاشرت ها را ، اجتماعات و سایر مسایلی که بحث آن اینجا نیست.

مردم در گروه های مختلف، در ادوار مختلف به دور هم جمع می شدند و این باعث ایجاد فرم های فیزیکی است که وجود دارند و بقایشان را می شود در حال حاضر، همه جا دید. و همین فرم های فیزیکی نشانه هایی از روش و خلق و خوی گرد همایی های هر زمان است. مثل: چهار سوها، حیاط های مساجد و میادین مختلف، که نمونه هایی از نظام فکری، و روش زندگی آدمیان است.

این روش ها اما هیچگاه عوض نمی شوند. مردم همیشه در طلب ارتباط هستند و همیشه با هم ارتباط برقرار می کنند، پس برخوردها هم اکنون هم ایجاد می شوند و اجتماعات نیز. ولی روش فیزیکی آن و نحوه ی کاربرد مکان اجتماع عوض شده است. اگر در زمان های گذشته، در روزهای مشخصی زنان در یک حمام به دور هم جمع می شدند، باهم درد دل می کردند، اخبار کوی و برزن ها را مبادله می کردند، یا مردان در یک میدان یا قهوه خانه جمع می شدند و روز تعطیلی را می گذراندند، حالا محل آن چاتانوگاها و قهوه خانه های مدرنی ست که جوابگوی زمانه است. محیط فیزیکی زمان، جوابگوی اقتصاد زمان است و جوابگوی شعور نحوه ی کاربرد مکان. پس کلیه ی عناصر ذکر شده در بالا، نشان دهنده ی قدرت فکری یک جامعه هم هست.

اما نکات بالا،مساله یدیگری را هم روشن می کند. لزوما یک اقتصاد خوب باعث نمی شود که سیمای شهر زیبا شود، چراکه ممکن است این غنای اقتصادی به وضع اسفناکی بکار برده شود، یا به وضع مناسب و درستی.

به هر حال اقتصاد خوب اثرش در سیمای شهر نمایان می شود. اما وقتی از این اقتصاد درست استفاده نشود، این سیمای یک شهر است که تغییر می کند و گاهی زشت و نابهنجار می شود.

این نکته حالا روشن است که قدرت اقتصادی زمان، قدرتی ست که دگرگونی زایدالوصفی در سیماهای شهرها، بخصوص مراکز پرجمعیت بوجود آورده است.

Roohe -farhang -1

اگر می بینیم که از این عناصر تشکیل دهنده ی سیماهای شهری و ترکیب این عناصر ، روش قرار گرفتن اش، ارتباط آنها و از همه بالاتر، زیبایی آنها به وضع وحشتناک و بی مطالعه و برق آسا استفاده می شود، مساله یی است که بعداز گذشت سالهای سال درک می کنیم و تاسف اش را خواهیم خورد، که با اقتصادی شکوفان، چه اشتباهات بزرگی مرتکب شده ایم، همانطور که به گذشتگان خود رشک می بریم که حتی بدون چنین قدرت اقتصادی اشتباهی مرتکب نشدند. این تحسین ها و تمجیدها از گذشته بی شک زمانی جای خود را به ملامت گلایه خواهد داد.

مساله این نیست که به کجا می رویم، بلکه اینست که بی توجه و بی مطالعه، شکل جامعه را دگرگون می کنیم. صحبت از زیبایی نیست، صحبت از این نیست که جوابگویی زمانه را در سیمای شهر منعکس باید کرد، بحث روی از شکل انداختن و از بین بردن شکل زندگی مردم و جهت دادن به آنها و دخالت در آزادی افراد می کنیم و آنها را در قفسه های مکعبی یک شکل جا می دهیم و به آنها خانه می گوئیم. این سلب آزادی برای زندگی هرفرد چون کنشی است و هر کنشی، واکنشی در پی خواهد داشت بگذارید مثالی بزنیم:

اگر در جلوی چشمهای شخصی، به فاصله ی 10سانت یک میله ی آهنی به قطر 10 سانت نگاهداریم، بطوریکه او قادر نباشد میله ی آهنی را جابه جا کند، مجبور می شود میدان دید خود را با این میله تطابق و تطبیق دهد.

میله در مکان نامناسبی است و در شعاع عملکرد دید او و در فعالیت بصری اش خدشه وارد می آورد و این حتی در نسوج بدن او اثر می کند و تغییری را در فیزیک و فیزیولوژی چشم پدید می آورد . نمی شود گفت و منهم نمی گویم که مثلا عمر آدمی را کمتر می کند، چرا که همه ی ضایعات در حد کاسته شدن از عمر متوسط نیست، بلکه خلق و روحیات فرداست که دگرگون می شود و در مورد اصلی بحث ما، این دگرگونی تا آنجاست که دیگر آن شخص نیست که با آزادی بیشتری زندگی می کرد.

مثال دیگری بزنم. می دانیم که بعد از جنگ دوم، به گروهی از افراد مسن برخوردیم که تمام خانواده ی خود را از دست داده بودند و سنین اغلب آنها از 50سال تجاوز می کرد. در اروپا تصمیم گرفتند که همه ی این گروه ها را در جایی جمع کنند ، افرادی که همزبان هم و هم درد هستند و به این تشکیل یک اجتماع انجامید. شهرکی که عنوان«شهرک پیران» را بخود گرفت و کم کم گسترده شد و افزایش یافت و به یک تشکیلات بدل شد . بعد از سالها، وقتی مطالعه و بررسی روی این شهرک ها و افراد این شهرک ها آغاز شد، دریافتند که این مردم به هیچ عنوان نتوانسته اند خود را با محیط زندگی خود وفق دهند و محیط ناآشنا فشاری شدید بر روحیات و طرز فکر آنها وارد کرده است. آنها سالهای سال در محیط های آشنا زندگی کرده بودند و این ناگهانی تعویض، بدون کوشش یا حوصله برای وفق دادن با محیط جدید باعث بروز مشکلاتی شد. مثلا از طول عمر درصد بسیاری از آنان کاسته شد. و دلیلش روشن است، چون از فردی که در یکی از دهات یا شهرستانهای دور افتاده زندگی می کرده ، خواسته ایم یا مجبورش کردیم که در یک قالب فرمولی زندگی اش را ادامه دهد.

تمام عواملی که در شهرهای ما، بخصوص تهران، بوجود آمده و بیشک معماری و نارسایی های شهری مهمترین نقش ها را در آن دارند، عواقب ناگواری خواهد داشت. ما هر روز سعی می کنیم که با پیدا کردن راه حل های ساده و موقت مشکلات را رفع کنیم، ولی عاقبت کار را مطلقا درنظر نمی گیریم. شاید فشار ترافیک و مشکلات آن با سرعت بسیار افزایش یابند، آنگونه که ما می اندیشیم ، تنها با مشکل ترافیک بطور جدی رو در روئیم ، اما دیگر مسایل مختلف و دیررس تر را متوجه نمی شویم، همه ی مسایل و مشکلات زیربنایی که در آینده یی نزدیک گریبان جامعه را خواهد گرفت و مساله ی ترافیک در مقابلش ناچیز است. نباید وحشتی ایجادکرد، مقصود امراض مختلف نیست، بلکه دگرگونی های فکری، پیدایش روح تهاجم و بسیاری از واکنش های روحی سخت و نابهنجار در افراد جامعه است. باید قبول کنیم که روحیات افراد در هر جامعه یی،یک ظرفیت شخصی دارد و اگر ما ناآگاهانه این ظرفیت را پر کنیم، واکنش آنرا در جایی دیگر خواهیم دید.

 

بررسی و نوشته:عبدالحمید اشراق

مجله هویت فرهنگی و معماری شهری
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی مقالات گذشته



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید