تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :767

موزه ای به وسعت سرزمین

وقتی سنگ های قبرستان کهنه را می شکست که پی دیوار امامزاده را با آنها استوار کند ، متوجه کارش ، اول نشدم ، اوسا با کلاه شاپو و قیافه حق بجانب ، در مقابل سئوال من گفت : اینجا قبرستان امامزاده است و سنگ قبرها دیگر بدرد نمی خورد ، خیلی قدیمی اند و هر روز تعدادی یا زیر کامیون خرد می شوند یا دزدیده ! واسه همین بجای لاشه سنگ ، اونا رو تو پی می ریزم ، اصلا به شما چه !؟ مال این اطرافید؟

راست می گفت ، جدا شدم و به کار عکس گرفتن از بنای امامزاده هود ادامه دادم و بعد ، عکس از سنگ قبرها که تکه تکه بودند و اینطرف و آنطرف پراکنده ، تاریخ شان هزاره هجری قمری بود ، با نقوش و خطوط استثنایی!

مدرسه تعطیل شد و بچه ها از دبستان با سر و صدا بیرون زدند و از میان قبرستان کهنه به طرف جاده آمدند . قیافه و سر و وضع من برایشان جالب بود . چند نفرشان برای دیدن دوربین عکاسی ، دورم حلقه زدند . فکر کردم از فرصت استفاده کنم و لکچر بدهم ! بچه ها می دانید که آمریکا چند سال است که کشوری شده ؟ گفتند نه ! گفتم : دویست سال ، گفتم : می دانید این سنگ قبرها چند سالشان است ؟ گفتند نه !گفتم : چهارصد سال و به تاریخ روی سنگ قبرها اشاره کردم یعنی روستای شما دو برابر کشور آمریکا عمر دارد . گفتند : خوب ؟!

گفتم : فردا به آقای معلم بگویید ، سنگ فبرهای سالم جلوی مدرسه را به حیاط مدرسه ببرد و آنجا نگهدارد و به شما یاد بدهد که چهارصد سال پیش ، پدرانتان ساکنین این روستا بوده اند و این ها هم نشانه اش ! این را بگویید ، پیرمردی رهگذری که عکس می گرفت بما گفت.

 

علیرضا قهاری - آبان۹۰

موضوعات مرتبط : روز جهانی موزه    
عضو مرتبط : سید علیرضا قهاری  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید