تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1060

موزه ها و ایجاد خاطره

موزه ها نهادها علمی و آموزشی هستند که بعنوان گنجینه های فرهنگی یک ملت قلمداد شده و دستاوردهای آنها را در دسترس عموم قرار می دهند. از آنجا که سابقه ایجاد موزه ها به قرن هجدهم و پس از تاسیس رشته باستان شناسی در رم می رسد مواجهه با واژه موزه برای همگان معادل خاطره است چرا که هدف از تاسیس اولین موزه ها نیز گردآوری اشیا و نگهداری آثاری از گذشته بود که ارزششان به قیمت هویت و خاطره جمعی بود.

در تعاریفی که ایکوم ( کمیسیون بین المللی موزه ها) وابسته به یونسکو از موزه ارائه می دهد موزه را " یک موسسه/ نهاد دائمی غیرانتفاعی در خدمت و در جهت توسعه جامعه" می داند که به گردآوری و پژوهش اشیا می پردازد و نتایج پژوهش هایش را که گواه عینی از پیشینه مردم و محیط زندگی شان است را برای مطالعه آگاهی و لذت مردم عرضه می کند.

انجمن علمی موزه های انگلستان نیز تعریفی مشابه را ارائه کرده بود اما آنچه در دهه های اخیر در رابطه با موزه مطرح شده است ماهیتی فراتر از گنجینه آثار گذشتگان دارد و کارکردی فراتر از آن برای موزه ها متصور شده اند و به همین دلیل موضوعات موزه ها و تاسیس آنها رو به گسترش است چرا که هدفی بس فراتر از حفظ و ارائه آثار بر آنها مترتب است. امروزه موزه ها بعنوان نهادهایی علمی- آموزشی مطرح هستند که خاطره سازند تا تداعی کننده خاطره و از نظر کارکردی می توانند با مراکز آموزش عالی برابری کنند. پس امروزه موزه ها مکانهایی هستند که دستاوردهای بشری را در حوزه های مختلف علمی- فناوری، طبیعی- محیطی و تاریخی- هنری را در محیطی غیر رسمی به مخاطبان ارائه می کنند.

پس به نظر می رسد که تعاریف ایکوم از موزه ها امروز تنها در مورد بخشی از موزه ها صدق می کند و امروز نیازمند بازتعریف این واژه در دائره المعارفها هستیم.

موزه های جدید خاطره سازی را با ایجاد چالش های ذهنی برای تربیت مخاطبینی با مهارت های ذهنی و عملی و خلاق فراهم می کنند و با توجه به اینکه کشورهای مختلف سعی زیادی برای افزایش توانایی های علمی کاربردی مردم و شهروندان خود دارند لذا ساخت موزه هایی به صورت نمایشگاههایی که در واقع مراکز علمی تجربی نمایشی هستند بعنوان یک راهکار اصلی انتخاب شده است.

در حال حاضر و با توجه به تغییرات ایجاد شده در زمینه کارکرد موزه ها می توان آنها را از صرف نظر از ماهیت موضوعی و نحوه اداره آنها به موزه های عمومی و موزه های علمی دسته بندی کرد. موزه های عمومی بیش از موزه های غلمی به هدف تجلی و بازنمایی خاطرات گذشتگان و نشان دادن هویت جمعی و تاریخی ساخته شوند که در ایران موزه ایران باستان و کاخ موزه های سعد آباد و نیاوران از آن جمله اند اما آنچه در رابطه با این موزه ها در ایران دیده می شود عدم پویایی فضایی- کارکردی آنهاست. این نوع موزه ها غالبا مانند صندوقچه خانه پدربزرگها می مانند که تنها نقش حفاظت کننده دارند. اجزا آنها همچنان ثابت بوده و تجربه آنها برای بازدیدکننده ها تنها برای یکبار کافیست چرا که چنانچه مخاطبی پس از سالها دوباره به آن موزه مراجعه کند همه چیز ثابت و تکراری است و این نکته منفی در ارائه خدمات غالب موزه های ایران است. آنچه متوجه معماران و مدیران و برنامه ریزان موزه هاست برنامه ریزی و طراحی فضاهایی است که کارکرد آموزشی آنها را بهبود بخشند تا نه فقط تداعی کننده خاطرات باشند بلکه مخاطب را در هر بازدید مجدد با تجربه ای متفاوت روبرو کرده تا خاطره ای متفاوت در ذهنش نقش ببندد و نکته ای جدید بیاموزد لذا طراحی و خلق گالری هایی پویا که در بازه های زمانی متفاوت کارکردهای متفاوت و متنوعی ارائه نمایند بسیار حائز اهمیت است.

متاسفانه در ایران حتی موزه هایی که در راستای اهداف علمی و ارتقا دانش عمومی و سطح علمی شهروندان ساخته شده اند نیز ماهیت پویای کارکردی ندارند موزه سکه، موزه زمین شناسی، موزه پزشکی و موزه های جنگ در ایران در مقایسه با نمونه های اروپایی بیسار ضعیف عمل کردند و تنها محل نگهداری یک سری اشیا و ابزارهای مرتبط با کارکرد موزه هستند.

نکته مهمتری که در رابطه با موزه ها مطرح است مخاطبان موزه است در نمونه های موفق دیگر کشورها کودکان جزو مخاطبان ثابت هر موزه ای قلمداد می شوند و از آنجا که دولت ها و بانیان و برنامه ریزان ساخت موزه ها ارتقا سطح علمی شهروندان و زمینه سازی برای افزایش مهارت ها و دانش عمومی مردم را یکی از وظایف خود می دانند لذا آموزش کودکان در موزه ها یکی از پارامترهای مورد توجه در طراحی و برنامه ریزی فضاهای موزه قلمداد می شود تا کودکان ضمن بازی و بازخوردهایی که از اجزا گالری های طراحی شده دریافت می کنند نکاتی بیاموزند. در نمونه های موفقی که در دیگر کشورها وجود دارد موزه ها یکی از فضاهای جذاب و دوست داشتنی برای کودکان محسوب می شود چرا که با فضاهای متنوعی روبرو می شوند که برای آنها چالش برانگیز بوده و با بازی و بازخوردهای محیطی نکات علمی را که در تئوری در مدارس می آموزند را لمس می کنند. ضمن اینکه در این موزه ها با توجه به طراحی برخی از بخشها و گالری ها و مشارکت جمعی مخاطبان برای تجربه فضاهای موزه روابط اجتماعی نیز شکل می گیرد و ارتقا می یابد.

موزه های علم و نمایشگاههای علوم نقش بیشتری در آشنایی مردم در رده های سنی مختلف با مفاهیم و کاربردهای علمی دارند اما در سایر موزه ها نیز کارکرد آموزشی مرتبط با موضوع موزه فراهم می شود تا شرایط لازم برای کسب تجربه های زنده و عملی در زمینه مورد نظر مهیا شود. در مجموعه هایی که نمایش داده می شود خاطره سازی برای مخاطبان با ارائه اطلاعاتی که با بازخورد با مخاطب تکمیل می شود و مخاطب را در تجربه و دریافت اطلاعات شراکت می دهد بسیار مهم بوده و رسالت موزه ها تلقی می شود.

 دکتر مهناز محمودی

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید