Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2142

نقش موزه ها در بیان روابط فرهنگی دوران اسلامی

(مقالات گذشته-زمستان 1378)

مدیر موزه دوران اسلامی- گنجینه ملی ایران


هدف موزه ها، ارتقای معرفت انسانی است و موزه بهترین وسیله ای است که به تحقق جنین هدفی، جامه عمل می پوشاند. معرفی مبتنی بر پژوهش و یا معرفی که بتواند به عبارتی به «شناخت گذشته انسان جهت ساختن آینده» معنا بخشد، از وظایف موزه هاست. این معرفی باید از جنبه ها و دیدگاه های مختلف صورت پذیرد. یکی از مهمترین جنبه های معرفی اشیای موزه ای - که تا کنون اهمیت کمتری به آن داده می شده است - بیان روابط فرهنگی جوامع مختلف است.

 Naghshe -moozeha -1

موزه دوران اسلامی، با توجه به اهمیت آثار این دوره از تاریخ ایران و اهمیت تاثیر فرهنگ های مختلف جهت شکل گیری فرهنگ و تمدن غنی ایران اسلامی، در نظر دارد، در نحوه معرفی اشیای موزه به این مهم بپردازد. در این مقاله -هر چند کوتاه- سعی بر این است تا اشیایی را که به نحوی گویای این ارتباطات و تاثیرات هستند و پژوهش هایی که تا کنون در این قلمرو صورت گرفته، معرفی نماید.

Naghshe -moozeha -2از مهمترین عواملی که همواره در طول تاریخ موجب شده تا بین ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی وهنری اقوام مختلف ارتباط بیشتری به وجود آورد، روابط تجاری و بازرگانی بوده است. بنابراین، در بیان روابط فرهنگی تا حد زیادی باید به روابط بازرگانی ملل توجه داشت.

ایران پس از پذیرش اسلام در طول قرن ها، توانسته است فرهنگی مبتنی بر جهان بینی غنی اسلامی و اعتقادات و سنن ایرانی و همچنین فرهنگ عرب و نیز مللی که به گونه ای ارتباطات سیاسی و بازرگانی با ایران داشتند، خلق نماید.

اسلام بدون شک ژرف ترین انقلاب اجتماعی بود که مایه دگرگونی در بسیاری از کشورها شد. زیربنای فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، همان دین اسلام است که تاثیر آن بیش از هر واقعه ای در هزاره های گذشته در ایران بوده است. مهمترن فرایندی که دین اسلام پس از وحدت و شیوه زندگی به ایرانیان داد، آشنایی ایرانیان با زبان غنی عربی بود و زبان فارسی پس از آن با واژه های عربی رونقی نو یافت و همچنین منظومه های عرفانی و حماسی ایران پس از اسلام با قواعد عروضی عرب، غنایی دیگر یافت و نیز خط عربی که در آغاز، همان خط کوفی بود، یعنی خطی که با آن قرآن کریم کتابت شد. این خط ابتدا به خط بحیری منسوب به حیره و پس از فتح کوفه منسوب به کوفه و به خط کوفی، مرسوم گردید.

پس از اسلام شهرهای ایران یکی پس از دیگری خط عربی را اقتباس کردند و پس از  مدتی، یعنی در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هـ ق. شیوه کتابت کوفی ایرانی را در مراکز نیشابور و اصفهان ابداع کردند.

علاوه بر زبان و خط عربی، ادبیات عرب نیز تاثیر بسزایی در فرهنگ ایرانی گذاشت. چنان که در امر کتیبه نویسی بر آثار مختلف -که از ویژگی های هنر اسلامی است- هنرمندان ایرانی علاوه بر آیات قرآن کریم، از مضامین ادبی و ضرب المثل های عربی، بسیار استفاده نمودند.

عامل مهم دیگری که در شکل گیری تمدن و علوم اسلامی کشورهای بسیاری، از جمله ایران نقشی اساسی ایفا نمود، تشکیل نهضت ترجمه در دارالحکمه بغداد بود، چرا که در زمان خلافت عباسیان توجه به علوم عقلی، منتج به ترجمه کتب بسیاری، تحت عنوان نهضت ترجمه گردید. بزرگترین حامی این نهضت، مأمون خلیفه عباسی بود و در پی آن کتاب های نویسندگان یونانی، مثل آثار جالینوس، ارسطو، اقلیدس و کتب هنری ترجمه شد.

علاوه بر این عوامل، از فرایندهای مهم اسلام یکپارچگی و وحدت فضاهای فرهنگی ایران غربی و شرقی بود -مقصود از شرق، باختر و خوارزم و سغد است، که البته این نواحی قبل از اسلام نیز ایرانی بودند، ولی در واقع نه ایران ساسانی و اسلام، مایه وحدتی بین شرق و غرب ایران شد. این امر شاید از زمان هخامنشیان به بعد سابقه نداشت- مهمترین مرکز فرهنگی شرق ایران، سغد بود. آیین های بودایی و مانوی در آن جا رواج داشت و مرو و هرات، همچون ناحیه مرزی ایران غربی و شرقی بودند و این دو شهر، فرهنگ و هنرشان بیشتر ساسانی بود. پس از اسلام این ارتباط فرهنگی بین شرق و غرب را، به خوبی در آثار هنری قرون اولیه اسلام و دوران سلجوقی می توان دید.

Naghshe -moozeha -3فرهنگ و هنر ایران اسلامی، تحت تاثیر این رابطه ها، در دوره حکومت های محلی طاهریان، سامانیان، غزنویان و بویژه آل بویه شکل گرفت و اوج آن در زمان سلجوقیان می توان دید. با اینکه حکومت های طاهریان، سامانیان، غزنویان و آل بویه را حکومت های ایرانی ضداسلام نامیده اند، ولی از نظر فرهنگی چنین نبوده است. چرا که در این زمان، فرهنگ و تمدن غنی ایران اسلامی با حمایت حکومت های فوق، چنان که آمد، شکل گرفت.

در زمان سلجوقیان قرن های 5 و 6 هـ ق. به دنبال وحدت و یکپارچگی سیاسی، آثار هنری بی نظیری در مراکز مختلف هنری ایران خلق شد. از مهمترین ره آوردهای این دوران، تشکیل مکتب هنری سلجوقی است که برخی آن را مکتب بغداد نیز می­نامند. این سبک در قلمرو نقاشی بیشتر ملهم از شیوه هنر بیزانس و هنر بودایی بوده، گرچه موضوع هایی که به تصویر کشیده می شد، اغلب داستان های ادبی و حماسی ایرانی بود. در این زمان، زبان فارسی گسترش یافت و در کل ادبیات فارسی، در کنار مکتب معنوی سلجوقی آثار بی نظیری شامل نقوشی تزیینی سفالینه های مینایی و زرین فام را خلق کرد.

 پس از حمله مغول و ویرانگری ناشی از آن در قرن هفتم هـ ق. هنر ایران، دچار رکود شد. ولی از زمان غازان خان نوزایی در هنر ایران پدیدار شد و دلیل آن آشنایی ایلخانان با فرهنگ و تمدن غنی ایران بود. دراین زمان ارتباط تجاری و فرهنگی بین ایران و چین بیش تر از پیش شد و زبان فارسی در چین رونق فراوان یافت. گرچه ارتباط ایران و چین به زمان های خیلی دورتر باز می گردد، این ارتباط در دوره اشکانیان گسترده تر شد و در دوره سلسله تانگ، هم زمان با اواخر ساسانی و اوایل اسلام ارتباط سیاسی و تجاری مهمی بین این مناطق وجود داشت و بندر سیراف نقشی اساسی در این امر داشت. پس از حمله مغول نیز این ارتباط به نحو چشمگیری ادامه یافت.

Naghshe -moozeha -4مهمترین تاثیر هنر چینی را در این دوران، در نقاشی (مینیاتور) می توان دید و تاثیر فراوانی این ارتباطات، بر روی پارچه بافی ایران نیز قابل بررسی است. از این زمان به بعد زربافی در ایران بسیار رایج شد. لازم به ذکر است که زربافی در ایران پیشینه ای کهن دارد ولی در این زمان از نظر کمیت و کیفیت پیشرفت قابل توجهی نمود و حتی طرازهایی که تا این زمان غالباً از پارچه ابریشم در مراکز ری، نیشابور، شوش و شوشتر تهیه می شد، از پارچه زری تهیه گردید. به طور کلی باید گفت به کارگیری الیاف فلز - طلا و نقره در بافت پارچه در این دوره بسیار رایج شد و دیگر آنکه به دلیل ورود پارچه های نقاشی شده چینی در ایران، این کالا طرفداران بسیاری پیدا کرد و از این زمان به بعد تهیه پارچه های نقاشی شده رونق یافت. در ادامه این حرکت است که در دوره صفویه شاهد اوج هنر قلمکارسازی هستیم.

Naghshe -moozeha -5علاوه براین، بعد از حمله مغول، به دلیل ویرانی مراکز هنر ایران بسیاری از هنرمندان فلزکار و شیشه گر به عراق و سوریه مهاجرت کردند و شهرهای موصل و حلب و دمشق مرکز تجمع هنرمندان شیشه گر و فلزکار شد. هنرمندان ایرانی با آشنایی با سبک های فلزکاری و شیشه گری این نواحی، آثار بی نظیر فلزی با روش مرصع کاری و شیشه گری بویژه در شیوه مینا کاری خلق نمودند.

از ویژگی های فرهنگ و هنر دوره صفوی، ارتباط ایران و چین و تاثیر فرهنگی قفقاز و ارتباط هنری و فرهنگی با هند است. تاثیر این روابط را در آثار مختلف این دوره می توان دید.

Naghshe -moozeha -6به دلیل ارتباط روزافزون ایران و چین، تعداد زیادی از کالاهای چین از جمله ظروف چینی آبی و سفید به ایران وارد شد. باید اشاره کرد که ماده آبی کبالت نیز به وسیله مسلمانان و ایرانیان و حتی برخی از شیوه های لعاب سازی توسط آنان در زمان سلسله های یوان و مینگ به چین رفته بود و چینی ها خود به این لعاب « آبی محمدی» می گفتند. از فرایندهای مهم ورود این نوع ظروف به ایران، ساخت سفالینه های سفید و آبی در مراکز هنری ایران مثل نیشابور و مشهد و کرمان و اصفهان بود. هر چند که از اوایل قرون اسلامی ساخت ظروف سفالی سفید و آبی در ایران رایج بود، ولی ساخت این نوع ظروف در دوره صفویه بخصوص از نظر موضوعات تزیینی ملهم از چین است و در این راستا هنرمند ایرانی گاه با تلفیق موضوعات تزیینی ایران و ساخت ظروف سفال سفید و آبی شاهکارهایی می آفریده است. و نقاشی های مینیاتور در این دوره با تشکیل کانون هنری اصفهان و ابداع شیوه اصفهان که رنگ و بوی ایرانی داشت، بیشتر به شیوه ایرانی نقاشی می شد تا چینی، علاوه بر این در دوره -تیموری و صفویه- در مراکز سفالگری بویژه در شمال ایران، نوعی سفال به نام «کوباچه» ساخته شد که دارای نقوشی تزیینی چند رنگه زیر لعاب شفاف است و موضوعات آن بیشتر انسان و پرنده و درخت و گیاه است. این نوع ظروف، در کوباچه، قصبه ای از نواحی داغستان قفقاز، ساخته می شد.

علاوه بر این، تاثیر هنر چینی را در دوره صفویه در بافت نوعی پارچه ابریشم زربفت می توان دید که بنا بر قول هنرمندان زری باف ایرانی به لُپه پاف معروف است و چنین روشی در زری بافی چین بسیار رایج بوده است.

ارتباط فرهنگی - هنری ایران با هند از زمان شاه طهماسب به دلیل آمدن همایون شاه بابر به ایران و بازگشت مجدد او به همراه چند تن از هنرمندان ایرانی به هند گسترش یافت. ابداع سبک نقاشی معروف به هند و مغول نتیجه این رفت و آمد بوده است و همچنین تاثیر زری بافی هند را در این زمان، در بافت پارچه های زربفت ایرانی، از نظر تکنیک و نقوش تزیینی، می­توان ملاحظه نمود. زری هایی که در بافت آنها تعداد پودهای گلابتون بیشتر از تعداد پودهای ابریشم است، در هند بسیار رواج داشت و در ایران نیز، در دوره صفوی در کارگاه های زری بافی اصفهان و یزد بافته شد. از اواخر دوره صفوی و دوره قاجار شاهد تاثیراتی از هنر نقاشی اروپایی در نقاشی ایران هستیم، مثل رعایت پرسپکتیو در نقاشی و یا نوعی پوشاک که گاه تحت تاثیر فرهنگ اروپایی است.

 

بررسی و نوشته: زهره روح فر

ویژه نامه موزه و توسعه -شماره 22- زمستان 1378
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید