تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :809

مونیکا رینگر، گزارشی از هاروارد- دارالفنون و امیرکبیر

سنگ بنای برنامه اصلاح آموزشی امیرکبیر تاسیس دارالفنون بود. این مدرسه به قصد آماده سازی کادرهای حکومتی تحصیلکرده و لایق اجرای اصلاحات اداری و مواجهه با چالش های دیپلماتیک جدیدی که بر اثر افزایش تماس با اروپا بروز می کرد، تاسیس شد. تصمیم امیرکبیر به تاسیس این مدرسه هم از نیازهای آموزشی داخلی ناشی می شد، و هم از برداشت او از مزایای حاصل از نفرستادن دانشجویان به خارج. امیرکبیر بر این باور بود که سیاستی که عباس میرزا و محمدشاه با استخدام مشاوران نظامی خارجی و اعزام گروه های برگزیده دانشجویی به خارج دنبال می کردند برای تربیت تعداد زیادی دانشجو، که برای انجام اقدامات اصلاحی اساسی مورد نیاز بود، ناکافی است. از آن گذشته، او ترجیح می داد که به مشاوران خارجی اعزامی به ایران متکی نباشد.

او حساب می کرد که تعداد بیش تری دانشجو را ، با هزینه ای کم تر از اعزام دانشجویان دیگری به اروپا، می توان در یک مؤسسه ایرانی آموزش داد. در ضمن نگرانی تاثیر خطرناک سیاسی و شاید فرهنگی ای بود که تحصیل در اروپا بر دانشجویان اعزامی به خارج داشت. به نوشته کنت دو گوبینو، امیرکبیر « به اروپاییان نظر مساعدی نداشت و مایل بود آن ها را دور نگه دارد، و از سوی دیگر می خواست از آن ها دانش نظامی و برخی مهارت های صنعتی را کسب کند». جکوب پولاک، مدرس پزشکی در دارالفنون، می نویسد که امیر کبیر « با وجود تجربیات تلخ و نفرت بسیار آشکارش از هرگونه نفوذ خارجی، متقاعد شد که بدون آوردن معلمان اروپایی نمی توان به هدف دست یافت.»

امیرکبیر، در نامه ای به ناصرالدین شاه ، اهمیت تاسیس یک مؤسسه آموزشی به سبک اروپایی را در ایران شرح می دهد و می نویسد: « در امر مدرسه دقت زیاد لازم است. آدم خیلی معقول متشخص می خواهد که سررشته از هر چیز فرنگی و ایرانی داشته باشد» . روزنامه وقایع اتفاقیه تاسیس دارالفنون را ترویج « آگاهی و تربیت و خیر و منفعت خلق» توصیف می کند.

تنگنای امیرکبیر مبنی بر این که چگونه یک مؤسسه آموزشی به سبک غربی تاسیس کند و در عین حال نفوذ دیپلماتیک بیگانگان را به حداقل برساند، با تصمیم او به استخدام معلمان اتریشی برای کار در دارالفنون تا حدی برطرف شد. معلمان اتریشی به دو دلیل انتخاب شدند. نخست، اتریش در آن زمان به لحاظ سیاسی در ایران دستی نداشت. بدین ترتیب امیرکبیر پیچیدگی های دیپلماتیک بالقوه ای را که از انتخاب مربیان فرانسوی، روسی یا بریتانیایی می توانست ناشی شود با موفقیت به حداقل رساند. دوم، اتریش به خاطر دستاوردهای علمی و نظامی اش بلند آوازه بود .

مذاکرات در اتریش جریان یافت که در آن ژان داود از طرف امیر کبیر، یک عضو وزارت خارجه و یک مترجم رسمی حضور داشتند. در ابتداشش معلم برای پیاده نظام، توپخانه، هندسه، معدن شناسی، پزشکی و سواره نظام درخواست شد. اما پیش از پایان مذاکرات، امیرکبیر درخواست یک معلم داروسازی، و دو نفر برای کار در یک معدن را بر آن افزود. دو تن از معلمان استخدام شده ایتالیایی بودند. دولت اتریش می خواست از حضور دیپلماتیک در ایران، که ممکن بود مناسباتش را با روسیه و بریتانیای کبیر به خطر اندازد، اجتناب کند.

Darolfonoon -va -Amirkabir -2

از این رو، به این معلمان اطلاع داده شد که قول و قرار آن ها با دولت ایران غیررسمی تلقی خواهد شد. تردید دولت اتریش از این که این معلمان یک هیئت دیپلماتیک تلقی شوند یادآور ترس مشابه دولت فرانسه در ارتباط با گروه اعزامی افسران نظامی بود که در دوران سلطنت محمدشاه« به طور غیر رسمی» استخدام شدند.

امیرکبیر موضع خود را در رابطه با درگیر شدن در امور سیاسی برای معلمان اتریشی روشن ساخت. در قراردادی که در 10اوت 1851(19مرداد 1230 ش) بین معلمان و دولت ایران به امضا رسید، معلمان پذیرفتند که در کار دولت مداخله نکنند. ماده سه قرارداد تصریح می کرد که اگر معلمی شکایتی داشت، « راست به راست و بدون واسطه دیگر به امنای دولت علیه ایران عرض» نماید. به عبارت دیگر، نمایندگی های دیپلماتیک اروپایی در تهران را در کار خود دخالت ندهد. پولاک در خاطراتش می نویسد که به این معلمان گفته شده بود که فعالیت خود را به امر تدریس محدود کنند و از دخالت در امور سیاسی بپرهیزند. او می نویسد: « قصد [امیرکبیر] این بود که معلمان ... از امور سیاسی کشور برکنار باشند به طوری که تمام هم خود را صرف وظیفه آموزشی خود نمایندو به جای دیگر توجه نداشته باشند.»

قرارداد امضا شده بین معلمان اتریشی و دولت ایران یک دوره استخدامی پنج ساله را در ایران پیش بینی می کرد. افزون بر نخستین گروه معلمان اروپایی، امیرکبیر مترجمانی را از میان اروپاییان برای زندگی در ایران، و نیز از میان ایرانیانی که به خارج سفر یا در خارج تحصیل کرده بودند، استخدام کرد. سه تن از پنج دانشجوی اعزامی از سوی محمدشاه برای تحصیل در خارج به عنوان مترجم و دستیار به استخدام دارالفنون درآمدند.

محلی که برای دارالفنون انتخاب شد محوطه ای در ارگ سلطنتی بود که سابقا برای مشق نظامی مورد استفاده قرار می گرفت. ساختمان دارالفنون را میرزا رضا مهندس ، عضو گروه دانشجویی اعزامی به انگلستان در سال 1815(1194 ش) به سبک کالج نظامی سلطنتی بریتانیا در وولویچ، طراحی کرد.

یک آگهی از سوی وزیر امور خارجه [میرزا محمدعلی خان، که به ریاست مدرسه برگزیده شد - م] در روزنامه وقایع اتفاقیه درج شد که دارالفنون سی شاگرد برای ثبت نام می پذیرد. آگهی چنین بود: دوستان مشفقا مهربانا، برحسب حکم اعلیحضرت قدرقدرت شهریاری روح العالمین فداه مقرر است که سی نفر مابین چهارده و شانزده سال، از اولاد خوانین و اعیان و اشراف در دارالفنون دارالخلافه مشغول تحصیل علوم غربیه از بابت حکمت و هندسه و معدن شناسی و آداب جنگ و غیره باشند. البته آن دوست مهربان به همه مردم اخبار و ترغیب و تحریض نموده؛ هرکس را که میل داشته باشد نزد اینجانب بیاورد که به اتفاق خود به حضور اقدس همایون برده، در شغل مزبور و تحصیل علوم برقرار نماید. حررفی 24شهر محرم الحرام سنه 1268.

این آگهی بر این دلالت دارد که دارالفنون برای تربیت کادرهای برگزیده اجرایی و نظامی برای خدمت دولتی درنظر گرفته شده بود. شاگردان از میان گروه های اجتماعی سرآمد برگزیده می شدند.

برخلاف انتظار، تقاضا برای پذیرش آن قدر زیاد بود که به جای سی دانشجوی پیش بینی شده ، دانشجو برای سال اول پذیرفته شدند.

امیر کبیر حتی پیش از گشایش دارالفنون از کار برکنار شد. او در تلاش هایشان برای سامان بخشی و متمرکز سازی حکومت، طبعا در تضاد با قدرت های رسمی و نظام موجود امتیازات و اختیارات قرار گرفت. مخالفان او شامل صاحب منصبان دولتی، درباریان، رؤسای ایالتی، و ملکه مادر می شدند.

متولیان دین نیز از تلاش های امیرکبیر برای محدود ساختن نفوذ آن ها در امور سیاسی ناخشنود بودند.

تنها چند روز پیش از گشایش دارالفنون در سال 1851(1230ش) ، ناصرالدین شاه تسلیم مخالفان امیرکبیر به رهبری ملکه مادر شد و با برکناری او از سمت صدراعظمی موافقت کرد. به دنبال عزل امیرکبیر از صدرات و در پی آن قتل او، دارالفنون حامی اصلی خود را از دست داد.

معلمان اتریشی و ایتالیایی دو روز بعد از عزل امیرکبیر از صدرات از راه رسیدند . با وجود آن که تمرین های نظامی هشت ماه جلوتر آغاز شده بود؛ افتتاح رسمی دارالفنون در 29 دسامبر 1851(8دی 1230ش) بود. مراسم را وزیر امور خارجه سازمان داده بود و ناصرالدین شاه و تعدادی از بزرگان و درباریان در آن حضور داشتند.

برنامه آموزشی

 رشته های تحصیلی در دارالفنون بازتاب تخصص های نخستین گروه معلمان اتریشی و ایتالیایی بود و عمدتا خصلت نظامی داشت. دانش آموزان در یکی از هفت رشته زیر تخصص پیدا می کردند: پیاده نظام(30نفر)، توپخانه (26نفر)، سواره نظام(5نفر)، هندسه(12نفر)، معدن شناسی(5نفر)، پزشکی و جراحی( 20نفر)، و فیزیک و داروسازی(7نفر). از تعداد کل دانش آموزان، 58درصد در علوم نظامی، 5درصد در معدن شناسی، 18درصد در ریاضیات و فیزیک، و 19درصد در پزشکی تخصص پیدا کردند. دانش آموزان، علاوه بر رشته های تخصصیشان، در کلاس هایی در سایر زمینه های مناسب، نظیر تاریخ و جغرافی، نیز شرکت می کردند. زبان های فارسی و عربی نیز آموزش داده می شد.

همه دانش آموزان تحصیلات خود را یک سطح آموزشی آغاز کردند. پولاک می نویسد که در کل، دانش آموزان می توانستند فارسی را بخوانند و بنویسند و کمی هم ادبیات فارسی می دانستند. دانش آموزان پیشرفت که می کردند، سرانجام بر اساس پیشرفتشان و چگونگی انجام امتحاناتشان به سه گروه تقسیم می شدند. دانش آموزان پیشرفته غالبا در آموزش دانش آموزان ابتدایی تر کمک می کردند. امتحانات سالی سه بار انجام می شد و به دانش آموزان ممتاز جوایزی اهدا می گردید.

  

روزنامه اطلاعات- شماره 25867- اردیبهشت 1393

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید