تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1006

میراث مشترک ( سرزمین ایران )

پیش گفتار :

به منظور دستیابی به مفهوم کامل این ترکیب ( میراث مشترک ) ابتدا می بایست تعریف و معنا و مفهوم و حوزه آن را شناخت و سپس در مورد هریک از مفاهیم و یا حوزه ها سخن گفته شود .

در این مقاله سعی برآن است که به  مطلب میراث مشترک (  سرزمین ایران ) پرداخته شود  واگر مطالبی خارج از آن گفته می شود بمنظور توضیح مطلب است .
در صورت ناقص بودن مطالب آن را بدیده اغماض بنگرند.

گفتار: میراث از کدام منظر

در شروع گفتار باید منظر ودیدگاه در مورد میراث تعین شود وسپس در موردمیراث مشترک سخن گفته شود .
در ابتدا سخنی چند از دسته بندی میراث بیان میشود وسپس  نسبت به گروه و موضوع  پرداخته خواهد شد .

وراث

وراث جمع  ورثه تعریف گردیده و سهم الارث متلق به آنان است .  
میراث ازنظر کلی به پنج گروه تقسیم میگردد که شرح مختصر هرکدام به ترتیب بیان خواهد شد:

  1. میراث مادی
  2. میراث معنوی
  3. میراث ملی
  4. میراث جهانی
  5. میراث مشترک الهی

1-میراث مادی

 ارثیه یا میراٍث همیشه بین وراث مشترک است و طبق قانون وعرف اموال منقول وغیر منقول باقیمانده از متوفی  را ارث یا میراث و صاحبان آنرا طبق قانون وارثان میگویند .

 ارثیه منقول و غیر منقول  بین وراث طبق تعریف وقانون تقسیم میشود وهر فرد ارث بر به تعریف قانون وعرف سهم میبرد.

در بعضی موارد ارثیه ها بسیار نفیس و ارزشمند چه از نظر تاریخی و جه از نظر هنری مخصوصا" هنرمعماری ونقاشی و مجسمه سازی و ادبیات بوده است که  وارثان نسبت به نگهداری و حفظ و حراست از آنها کمال کوشش نموده اند.

در بند (3) مطالبی در این مورد توضیح داده میشود .

3- میراث ملی

برخی اوقات میراث طبق وصیت قسمت و یا کل ارثیه ( ملک و یا اشیاء منقول ) به دستگاهای و یا نهادهای دولتی واگذار  میشود در این موردکه میتوان به نهاد ویا سازمان میراث فرهنگی کشور وسازمان اوقاف وتولیت های امام زادگان و اماکن مقدسه ومساجد اشاره نمود واین گونه میراث را میراث ملی مینامند.

 بطور کلی اینگونه ارثیه ها را میتوان ارثیه ای پایدار نامید .

نکته ابهام  :

 بعضی از متولیان این ارثیه ها بارها از هزینه های نگهداری این گنجینه ها ( آثار باستانی و....)  گله داشته و گفته اند :    نگهداری آنها برای ما مقرون بصرفه نیست . ( نقل از روزنامه همشهری )

2-میراث معنوی

همانگونه از کلام مشخص است اینگونه ارثیه ها دارای عدم وجود بوده و معنوی هستند همانند هویت و اشعار و آهنگها و یادواره ها و امثالهم .

 در طول تاریخ بارها کشور ایران سرزمین من مورد تهاجم و چپاول قرارگرفت . ملیت و فرهنگ ملتها با کوچک شدن و یا بزرگ شدن کشورشان  تغیر نمیکند .

چندین بار  ایران  مورد تهاجم فرهنگی و قومی قرار گرفت همانند قوم مغول و اعراب و....

اسکندر به ایران حمله کرد  نتیجه چه بود در نهایت ویرانی بلادها و خانه ها ولیکن فرهنگ اصیل و میراث گذشتگان ایران در برهه ای از زمان در لایه ای پنهان شده و بعد از مدتی با یک دگردیسی ورشد وتکامل و متعالی تر ظاهر گشت .

 اعراب برایران تاختند و تاریخ ایران زمین را با ورود خود دارای تغیراتی اساسی نمودند ولیکن نتوانستند فرهنگ وزبان و تمدن ایران را از بین ببرند .

باید فرض ایرانی بودن را به حکم تبدیل کنیم و در هرکجا که هستیم باید بگوئیم ما ایرانی هستیم و وطن مان ایران است سرزمین مان ایران است وملیت خود را فراموش نکنیم .

 باید درعمل ثابت کنیم که هر یک از ایرانیان  میراث بانان این سرزمین هستند.

مهمترین میراث ما ایرانیان  سرزمین مان و فرهنگ مان و هویت ملی مان و ..... است  هرکجا که برویم میگوئیم ایرانی هستیم مادارای ملیت و فرهنگ ملی  ایرانی هستیم .   ایران سرزمین من و بطورکلی سرزمین هر ایرانی است .

4- میراث جهانی

 برخی اوقات میراث ملی با توجه به ارزش معنوی و بی بدیل بودن ودارا بودن فرهنگ وهنر تاریخ و تمدن جزو گروه میراث جهانی محسوب میشود که میتوان میدان نقش جهان اصفهان و مجموعه تخت جمشید و امثالهم را نامبرد..

سایر بناها واماکن و یا اثرهای هنری باارزش دیگر در کشور ایران متعلق به هویت و هنر و فرهنگ جهانی دارد .

هرگونه تغیرات احتمالی در اینگونه بنا و یادمانها با کسب مجوز از تولیت جهانی ( یونسکو ) و یا ارگان جهانی دیگر میباشد .

5- میراث مشترک الهی

خداوند برای بشر میراثی  مشترک گذاردهکه از آن بهره جوید که در ذیل چند مورد آن بعنوان نمونه ذکر میشود :

  1. تمدن و فرهنگ
  2. کره زمین
  3. آب
  4. شرائط جغرافیائی وهوا واقلیم
  5. دریاها ورودخانه ها و جشمه زارها
  6. کوه ها
  7. معادن و سیالات و..موارد دیگر         
  8. جنگل ها و دشت ها و کوه ها و..

انسانها وارثان داده های خداوندی میباشند و این ارثیه سال به سال ویا هرازگاهی به انسان دیگری منتقل می شود.
این ارثیه خدادادی هیچگاه تمام نمیشود .

انسان گوشه ای از خاک را چندصباحی  در تصرف دارد.و در زمان دیگر انسان دیگر از آن استفاده میکند .
انسانها درختان جنگل که میراث الهی است را قطع میکنند و چوب آن بهره میبرند  نمیدانند که این بهره برداری اگر با دانش انجام نشود موجب ازبین رفتن میراث دیگر میشود.
سئوال این است که چگونه میراث الهی که میراث مشترک برای بشریت است ازبین میرود ویا صدمه میبیند.
جواب این است که با قطع بی رویه و غیر اصولی موجب خشک شدن منطقه جنگلی و تبدیل شدن به کویر میگردد .

این فرایند اثر مستقیم بر آب وهوا منطقه به طور مستقیم خواهد داشت و موجب پدید آمدن آب وهوای خشک و .... خواهد شد که این میراث مشترک انسانی با دخالت و استفاده غلط موجب برهم زدن و ازبین رفتن سایر میراث های الهی خواهد شد . هوا میراث مشترک الهی به یشریت است که همگان از آن استفاده میکنند . اگر این میراث را پاس نداریم و آن را آلوده کنیم به خود زیان وارد نکرده ایم  بلکه به جهان و بشریت صدمه زده ایم .

 اگر لیوان ارثی نفیس بشکند فقط یک لیوان شکسته شده است در صورتیکه شکستن یک درخت و از بین بردن آن صدمات فراتر از صدمات شخصی وارد میکند .

 زمانیکه دوکشور همسایه میراث مشترک خود را مورد توجه قرارمیدهند نه بدلیل حفظ جند ابنیه و چشم انداز است بلکه زندگی و تمدن حاصل از زندگی میراث مشترک را در نظر میگیرند .

 برخی اوقات یکی از دو کشور در این میراث مشترک دخالت هائی انجام که اثر نامطلوب در کشور همسایه میگذارد . بعنوان مثال بعضی از رودخانه ها درچند کشور جریان دارد . این یک میراث الهی است . بعضی از کشور ها فراموش میکنند که این یک میراث الهی و از نظر استفاده متعلق به چند کشور ولیکن درنهایت متلق به کره خاکی است .

با بستن و جلوگیری جریان آب به کشور همسایه زیردست رودخانه تبدیل  به شوره زار و کویر میشود وبا توسعه این پدیده آب وهوا وسیکل سلامت منطقه دگرگون میشود و این دگر گونی موجب تغیرات آب و هوائی کره زمین میگردد.

 همگی باهم میراث بران الهی هستیم همه دارای میراث مشترک هستیم .

خلاصه کلام آنکه کلیه کشورها میراث بران الهی هستند و کشورها دارای میراث مشترک میباشند .

برخی اوقات نقاط و فصل مشترکها علاوه بر این موارد موارد ی دیگری که در قسمت های اول به آن اشاره شد و یا از قلم افتاده  می باشد .

 3- میراث مشترک

میراث مشترک  سرزمین ایران بزرگ با سایر کشورها

برخی اوقات میراث در چند محل و یا شهر ویا کشور پراکنده هستند که اگر دارای مالک حقیقی ویا حقوقی می باشند که به آن میراث مشترک با آن کشور نامیده می شود  .

 میراث مشترک بین کشورها برحسب تعریف در زمینه های تمدن و فرهنگ وهنر و مسائل مذهبی و.بوده واین میراث نشانگر پیوند دو کشور در طول تاریخ آن میباشد

 به منظور شناخت و بررسی میراث مشترک کشور ایران با سایر کشورها ابتدا نگاهی کلی به قدمت سرزمین کهن ایران  در طول تاریخ می نمائیم  .

سرزمین ایران در طول تاریخ حدود دو هزار و اندی ساله ( با اندکی کمتر یا بیشتر ) دارای محدوده  او وسعت های چندین برابر امروزی بوده است در برهه ای اززمان توسعه یافته و در زمان دیگر ازمحدوده اولیه کوچکتر شده است .

سرزمین ایران با محدوده خود (از دوران تشکیل) از اقوام و محدوده های جغرافیائی بسیار تشکیل شده است .

هر محدوه و با بلاد برای خود دارای فرهنگ و هنر وزندگی خاص خود بوده است .

 فرهنگ و هنر و ادیان و ... مکان نمی شناسد . درطول تاریخ فرهنگ و هنر و دانش وسایر علوم از بلادی به بلاد دیگر در حال تبادل بوده است .

عراق و شام و یا هند و افغانستان و تا قلب  اروپا.و برخی اوقات از آن محدوده ها نیز به تمدن و فرهنگ ایرانی اضافه شده ودر برههای از زمان از محدوده جغرافیائی کسرگردیده است وبا کسر شدن فرهنگ وهنر ومشترکات دیگر پابرجا مانده است  همانند کشور آذربیجان که با استانهای آذربایجان ایران دارای مشترکات معنوی و فرهنگ و هنر میباشند.

 در این زمان که ثبات جغرافیائی بر کشورمان حکمفرماست میتوانیم به مشرکات فرهنگی وهنری و..... با کشور هندوستان و اقفغانستان  و ترکیه وآذر بایجان و ترکمنستان وارمنستان و سایر کشورها نظری افکنده شود مشاهده میگردد که ما دارای میراث مشترک بسیار با کشور های یاد شده وسایر کشورها هستم که در مقالات بسیار از میراث مشترک با افغانستان و هند و سایر کشورها  سخن بسیار گفته شده ومیشود

 باید با کشورهای دارائی که دارای میراث مشترک مادی و یا معنوی هستیم تعامل داشته باشیم .

 در حفظ و نگهداری و پایداری میراث مشترک باید هردوکشور مشترکا" اهتمام نمایند.که در ایبن راستابین کشورهای همسایه  مقالات بسیار در این مورد منتشرشده  وکنفرانسها و سمینارهای بسیارانجام ویا در حال انجام است .

بر خی از ارثیه ها هرچند ارثیه مشترک بین دو کشور است ولیکن از نظر کلی دارای مالکیت جهانی است زیرا گویای تمدن و فرهنگ و هنر قسمتی از کره زمین بوده است .

نکته بسیار مهم :

 زمانی که از فرمان کورورش کبیر پادشاه ایران زمین در مورد حقوق بشر سخن میگویم این و فرمان برای ایران نیست بلکه میراث مشترک با بشریت است که منشور حقوق بشر ( کوروش  پادشاه ایران)  نامیده میشود  .

اشاره:

سیل و زلزله و جنگ های خواسته و نا خواسته ارمغانی جز خرابی وو یرانی به بشریت عرضه نمیکنند  ماهستیم که باید این میراث کهن را که درای محدوده بسیار وسیع جغرافیائی  است را پاسداری نمائیم .

  زمانیکه از میراث مشترک  سخن گفته میشود باید ادیان  الهی را مورد توجه قرارداد زیرا این میراث مشترک ایرانی و سایر کشورهاو میراثی بین المللی است .

 زمانیکه از تمدن سخن گفته میشود مطلبی انحصاری ومتعلق به یک ملت و قومی نیست بلکه متعلق به بشریت است .

وظیفه هر ایرانی است که نسبت به پاسداشت ارثیه وتمدن مملکت وارثیه مشترک کشور خود با سایر کشورها با تمام وجود اقدام نماید و این وظیفه را با فرزندان خود بیاموزد .

پایان سخن:

میراث ما سرزمین ما :

تمدن و فرهنگ و هنر ودین وسیاست و..... که با بعضی از کشورها دراین موارد دارای اشتراک هستیم میباشد پس باید در پایداری و حفاظت از این گنجینه ها که میراث از زمانهای بسیار دور است بکوشیم .

هرچه در این باب سخن گفته شود کم است و نیاز به زمان و فرصت دارد و صاحب نظران و محققان در این مورد مطالعات بسیار ارزنده انجام داده اند پس نباید سخن تکراری عرضه نمود کافی است که به مقاله های مربوط به همایش های میراث مشترک  ایران و هند و یا افغانستان وسایر همایش ها نظری افکنده شود و به میراث مشتر کشور عزیزمان ایران پی ببریم. 

این سخن را پایانی نیست بلکه اشاره ای به راه رفتگان با میراث شان که  تداوم راه آنان است میباشد .

 

بیژن علی آبادی

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید