تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2144

میراث مشترک

میراث های تمدن ایرانی ، در سرزمین های دیگر و تاثیری که این تمدن پربار و کهن ، بر فرهنگ ملل دیگر بر جای گذاشته ، طرح یک مجموعه مستند تحقیقاتی تلویزیونی را پی ریزی می کند .
بطور کلی ، تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی بر سرزمین های دیگر از نظر اقلیمی و جغرافیایی به دو گروه عمده قابل بررسی و تقسیم است :

  1. گروه شرقی ، که نواحی آسیای میانه (سرزمین های جنوب روسیه ، کناره شرقی دریای خزر ) افغانستان ، پاکستان ، هندوستان ، نپال ، کشمیر و چین را در بر می گیرد و نفوذ آن تا به نقاط دوری چون ژاپن و اندونزی نیز می رسد .
    از این گروه ، بخش عمده و مهمی از آثار به جا مانده در منطقه آسیای میانه یا ورارود (ماوراءالنهر ) یا خراسان بزرگ قرار دارد .
  2. گروه غربی ، که تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی را بر نواحی جنوب روسیه (کناه غربی دریای خزر ) ، ترکیه ، عراق ، (بین النهرین یا میان رودان ) ، مصر ، کشورهای شمال آفریقا ، نظیر تونس و مراکش و کشورهای اروپایی نظیر اسپانیا ، ایتالیا ، یونان و اتریش مشخص می سازد .

این نفوذ فرهنگی ، در قالب آثاری چون دست ساخته ها ، نقاشی ها ، خطاطی ها ، گچبری ها ، کاشیکاری ها ، معماری بناهای گوناگون ، دین و مذهب ، آداب و مراسم ، سنت ها ، زبان و ادبیات ، آیین ها و دیگر وجوه اجتماعی ، طی روزگاری دراز و طولانی بر فرهنگ و هنر و تمدن این نواحی تاثیر گذاشته است .

نکته مهم آنکه ، این تاثیرگذاری ، از سوی فرهنگ ایرانی ، تاثیری صرفا یکطرفه نبوده و در مواردی تمدن و فرهنگ پاره ای از این سرزمین ها ، بر هنر و فرهنگ ایرانی ، تاثیری متقابل نیز داشته است .

بطور کلی آثار و بناهای گوناگونی که تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی از دوره های مختلف تاریخی ، در سرزمین های دیگر شکل گرفته و یا بصورت دست ساخته های گوناگون به آن نواحی انتقال یافته ، در یک طبقه بندی عمومی به سه شاخه عمده تقسیم می شود :

  1. آثار ایرانی ، در موزه های خارج .
  2. اثار و بناهایی که معماری تمام یا قسمت هایی از آنها ، تحت تاثیر معماری ایرانی شکل گرفته .
  3. تاثیر و نفوذ عوامل گوناگون فرهنگ ایرانی ، نظیر زبان و ادبیات ، دین و مذهب ، آداب و مراسم ، پوشاک ، دست بافته ها و غیره بر زندگی عمومی و اجتماعی این سرزمین ها .

این نفوذ فرهنگی ، از منظر تاریخی ، به دو دوره مشخص قبل و بعد از اسلام قابل تقسیم است و عمده ترین آثار به جای مانده در سرزمین های دیگر را آثار دوران اسلامی ایران و فرهنگ پدید آمده از آن به خصوص در فاصله قرون چهارم تا دهم هجری قمری تشکیل می دهد که نمونه های به جا مانده از نفیس ترین و زیبا ترین آثار هنری اند .

برای بررسی و تحقیق این نفوذ گستره فرهنگی و شناخت و آگاهی هر چه بیشتر از آن ، توجه به معماری دوره های مختلف تاریخی و مکاتب و سبک ها و شیوه های پدید آمده از آن ، به ویژه توجه به معماری جهان اسلام ، لازم و ضروری است .

بر اساس تقیسم بندی استاد محمد کریم پیرنیا معماری جهان اسلام ، با توجه به وسعت و تنوع و گوناگونی سرزمین هایش ، به چهار مکتب عمده و مهم قابل بررسی و تقسیم است :

  1. مکتب اسلامی ایران : شامل معماری کشورهای ایران ، عراق ، شرق ترکیه ، جمهوری های مسلمان نشین روسیه شوروی سابق ، افغانستان ، پاکستان ، هندوستان تا اندونزی .
  2. مکتب اسلامی شام : شامل معماری کشورهای سوریه ، لبنان ، اردن ، قسمتی از مرکز و غرب ترکیه و تا منطقه حجاز که با معماری مصری در هم می آمیزد .
  3. مکتب اسلامی مصر : شامل معماری کشورهای مصر و سودان ... تا حجاز و یمن . این مکتب در طرح ها با معماری ایرانی تفاوت اساسی دارد .
  4. مکتب اسلامی مغرب : شامل معماری کشورهای مراکش ، تونس ، الجزایر ، لیبی ، جنوب اروپا و اسپانیا (شعبه ای از این مکتب ، آندلس اسپانیاست ).

برای ساخت مجموعه مستندی که بتواند تاثیر و نفوذ فرهنگی ایران زمین را بر نواحی و سرزمین های دیگر بررسی و عرضه نماید و همچنین به جهت وسعت و پراکندگی آن که سه قاره آسیا ، اروپا و آفریقا را در بر می گیرد ، تقسیم کار به دو بخش مقدماتی زیر الزامی است :

  1. تعیین حدود ، نواحی و مناطق جغرافیای فرهنگی کشورهایی که در این محدوده قرار دارند .
  2. بررسی آثار و مدارک و اسناد فرهنگی هر کشور .

به عنوان مثال ، آثار فرهنگی ایران ، در بخش مسلمان نشین روسیه شوروی سابق ، به دلیل گستردگی این سرزمین به دو ناحیه شرقی و غربی کناره دریای خزر تقسیم می شود و گروه سازنده مجموعه برای سرعت بخشیدن به کار ، لازم است ضمن سفر به هر یک از نواحی و انجام پژوهش و تحقیق و بازبینی محل ، همزمان به فیلمبرداری از آثار و بناهای مورد نظر نیز بپردازد .

نمونه هایی که در زیر می آید ، بخشی از نفوذ وسیع و تاثیر گسترده فرهنگ و تمدن ایرانی را در روسیه شوروی سابق و عمدتا در دو ناحیه اران (آذربایجان شوروی ) و ورارود (ماوراءالنهر ) یا خراسان بزرگ نمایان می سازد .

1 - ناحیه آران (آذربایجان شوروی ) ، کناره غربی دریای خزر .
آثار قبل از اسلام : پایه ستون های هخامنشی در ساری تپه نزدیک باکو - پایه ستون های اشکانی قبله و مجسمه سنگی اشکانی که هر دو اثر در قلعه شروانشاهان باکو نگهداری می شود .

آثار دوران اسلامی : مناره مسجد محمد باکو (معروف به سنیق قلعه ) ، آرامگاه یوسف بن قصیر در نخجوان ، آرامگاه مومنه خاتون ، قلعه معروف شروانشاهان باکو و قزلقلعه باکو (برج سنگی ) که این بنا نشانه شهر باکو است . و همچنین آثار و بناهایی که در ارمنستان ، گرجستان ، داغستان دربند ، قراباغ ، تفلیس و چندین نقطه دیگر بر جای مانده است .

نکته مهم و قابل ذکر ، وجود آثار تاریخی و هنری ایران در موزه های روسیه شوروی سابق است که عمده ترین آنها در چندین موزه مهم ، نظیر آرمیتاژ لنینگراد ، موزه هنر ملل شرق مسکو ، موزه تاریخ با کو و موزه تاریخ تاشکند نگهداری می شوند .

2 - سرزمینهای آسیای میانه شوروی (ترکمنستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ) در کناره شرقی دریای خزر . دراین ناحیه ، عمده آثار فرهنگی ایران در منطقه ورارود (ماوراءالنهر) یا خراسان بزرگ قرار دارد و شهرهای مهمی چون سمرقند ، بخارا ، مرو ، ترمذ ، خیوه ، خوارزم ، نسا (عشق آباد) و چندین نقطه مهم دیگر را در بر می گیرد .
برای مثال مروری بر بناهای تاریخی دو شهر سمرقند و بخارا که بخش عمده ای از آثار آن در فاصله قرون چهارم تا دهم هجری ، زیر نفوذ فرهنگ و تمدن ایرانی شکل گرفته ، به خوبی نشان می دهد چگونه مرزهای وسیع سیاسی و فرهنگی ایران ، در روزگاران گذشته ، امکان جا به جایی و انتقال هنرمندان ، صنعت گران متفکران و اندیشمندان ایرانی را از مراکزی چون اصفهان و شیراز و تبریز تا به دورترین نقاط فراهم می نموده و حاصل تفکر و اندیشه و ذوق و تلاش آنان را در این نواحی منتشر می ساخته است .

آثار و بناهایی که تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی ، در دو شهر سمرقند و بخارا شکل گرفته اند عبارتند از :
الف : سمرقند : آثار ساسانی شهر قدیمی پنج کنت و تپه افراسیاب (شهر کهنه سمرقند ) ، گور امیر تیمور ، مسجد و دروازه امیر ، مدارس میدان ریگستان : (مدرسه الغ بیک ، مدرسه شیردار ، مدرسه طلاکاری ) ، رصد خانه الغ بیک ، مسجد و مناره بی بی خانم ، مقابر شاه زند ، مقبره خواجه عبدی درون ، مقبره شادی ملک آقا ، مسجد حضرت حضرا و چندین بنای دیگر .

توضیح اینکه اکثر بناهای سمرقند ، در قرون هشتم و نهم و دهم هجری شکل گرفته اند .
بر کاشیکاری پیشانی بنای گور امر تیمور در سمرقند ، جمله ((عمل محمد بن محمد البنا اصفهانی 773 . ه )) به چشم می خورد و نکته مهم اینکه اهالی سمرقند با لهجه تاجیکی نزدیک به فارسی صحبت می کنند .

ب . بخارا : قلعه اشکانی و رخشا ، رباط ملک ، بنای ارگ ، مسجد مرگ ، مناره کلان ، آرامگاه امیر اسماعیل سامانی ، مزار چشم ایوب ، مسجد نمازگاه ، مسجد و مناره قلیان ، آرامگاه سیف الدین ، آرامگاه بویان قلی خان ، مسجد میری عرب ، مدرسه کوکلداش ، گنبدهای بازار ، بنای لب حوض ، مدرسه عبدالعزیز خان ، مسجد بالا حوض ، چهارمنار ، و بناهای بسیار دیگر .

نمونه های دیگری از این نفوذ عمیق و گسترده فرهنگی در سرزمین های دیگر به قرار زیر است :
افغانستان : مسجد جامع هرات ، مصلی هرات ، محراب تیموری مسجد غلوار هرات ، مسجد گوهرشاد هرات ، منارجام در کنار هریرود ، دروازه مسجد قلعه بست ، مرقد امام یحیی بن ذیل (جوزجان)، مدرسه مادرشاه (بادغیس) ، بقعه مزارشریف ، آرامگاه میرویس و خواجه ابونصر پارسی در بلخ .

پاکستان : مقبره رکن عالم در مولتان پنجاب (نظیر بنای گنبد سلطانیه ) ، مسجد پادشاهی لاهور ، مسجد جامع تحته (تهاتا) ، مسجد دابگران تنه (لاهور)، منارجنبان چنیوت .

هندوستان: بنای تاج محل (اکبرآباد ) آگرا ، خرابه های تاکسیلا ، مسجد جامع فتح پورسیکری ، ستون های آسوکا ورهانا ، مجسمه شیری ماراتورا ، معبد ستون دار (ویهارا ) در بمبئی ، مقبر مایوریان دپانتا و غارتاتواگومفا در پایین گوه خانه گیری (تحت تاثیر معماری هخامنشی ) ، مسجد قوت الاسلام دهلی ، منار قطب دهلی ، مسجد اهمر آثار پانتی پترا ، مسجد سلطانی (شاهی مسجد ) و عالی قاپو (بلند دروازه ) درآگرا ، منارجنبان احمد آباد .

ترکیه : مدارس و مساجد و محراب کاشیکاری تربت سبز (بروس) ، مزار مولانا جلال الدین محمد مولوی (قونیه ) ، چلینی کوشک استانبول .

عراق : طاق کسری نزدیک بغداد ، معماری مساجد و حرم های مطهر در کربلا و نجف و سامره ، بنای پایکولی (از دوره ساسانی )

و همچنین نمونه های دیگری را در سرزمین ها و نواحی مختلف دیگر می توان مثال آورد که از آن جمله اند :
مقایسه گنبد سلطانیه با گنبد سامانتاماریا دلفیوره (ایتالیا) ، مقایسه طرح مسجد کبود تبریز با بناهای چلینی کوشک استانبول و کلیسای سن پترو (واتیکان ) ، مقایسه بنای مدرسه چهارباغ اصفهان با کلیسای سن پترو(واتیکان ) ، مقایسه بنای مدرسه چهارباغ اصفهان با کلیسای کارل وین اتریش و یا تاثیر نمای مساجد دوران صفویه بر خانه دکتر ساخرال در اتریش ، تاثیر معماری ایرانی بر معماری مساجد تونس نظیر بنای مسجد جامع شهر سوسه و مسجد قیروان ، تاثیر معماری ایرانی بر معماری بناها و کاخ ها و باغ ها و مساجد اسپانیا و ... احداث آبراهه سوئز در مصر به روزگار هخامنشیان .

در خاتمه سخن به این نکته باید اشاره کرد که (( داستان افتخارات علمی و ادبی و فرهنگی و هنری ایران به یک واحد جغرافیایی محدود و محصور نمانده و به اقلیم های مختلف پراکنده گشته است . بخشی از این فرهنگ ، پیشانی الوند و دماوند را مزین ساخته ، پاره ای از آن به شکل سرودی دلنواز از لب سواحل جیحون و نیل شنیده می شود و قسمتی دیگر مایه آبروی دره های سند و گنگ و رود موسی در جنوب هند گردیده است . میراث فرهنگی این سرزمین در تمام آفاق چون ماه و خورشید می درخشد و مورد علاقه و ستایش همگان واقع شده است . ))

از این روست که ابن بطوطه ، سعدی را در چین مورد تکریم می بیند و حافظ طرف توجه اهالی سمرقند و کشمیر قرار می گیرد. چنان که خود گفته است :

به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

مجله : معماری و فرهنگ

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید