تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1471

نانو تكنو

با پوزش‌خواهی از این كه پس از حدود سه ماه، سه روز پیش یادآور سفر به همدان برای سخنرانی در دانشكده‌ی معماری بوده‌ام ...، امید بر آن دارم كه همكاران و عزیزان بتوانند، با قرائت گزارش كوتاهی كه به چند نكته‌ی اصلی می‌پردازد، اینجانب را عفو كنند.

كتاب نانوتكنولوژی را می‌توان به عنوان یكی از بهترین مجموعه‌هایی دانست كه،‌ از دیدگاهی ویژه به معماری می‌نگرند و مجموعه‌ای كامل و به هنگام شده را در این باب عرضه‌ی محفل معماران می‌كنند. كتاب مورد نظر، به عنوان مجموعه‌ای از داده‌هایی به هنگام شده و به كمال رسیده، به صورتی مستقیم در زمینه‌های زیر اطلاع رسانی می‌كند:

اول ـ شاخص‌های علمی ـ فنی، همراه با پیشینه‌ی مستند، به طریق مطلوبی معرفی شده‌اند و مراجعه كننده‌ می‌تواند، برپایه‌ی اطمینانی كه از فراگیر بودن و متكی بر اسناد بودن و همچنین به هنگام بودن محتوای كتاب به دست می‌آورد، از اطلاعات نظم یافته‌ی كتاب بهره‌وری كند. قابل توجه است بنگریم كه خواننده‌ی كتاب می‌تواند، برحسب نكته‌ای كه پی‌گیری می‌كند، همزمان، بخش‌هایی متفاوت را، خواهی به سنجش و خواهی به نیاز، موضوع تفحص خود قرار دهد.

دوم ـ اتصال مجموعه مطالب كتاب به دو مقوله‌ی اصلی می‌تواند مورد عنایت ویژه قرار گیرد:
اول، این كه متن، خواننده را برمی‌انگیزاند كه آرام آرام به سوی معماری برود و به میزان نیاز و سلیقه‌ی خویش، از طریق پی‌گیری علاقه‌مندی‌های شخصی به معماری، به این گستره راه یابد.

بدیهی است كه اتكاء معماری بر یافته‌های نو، آفریننده‌ی شوق می‌شود و از خمودگی‌های جاری ـ كه معمولاً ناروا و متأخر هستند و به حساب سنت معماری و معماران گذارده می‌شوند ـ می‌كاهد.

در این باب نكته‌ی قابل عرض این است كه چگونه، فرآورده‌ای نو ـ كه هم به مقیاس متمایز از روزمرّگی‌ها است و هم دارای زمینه‌های علمی ـ اجرایی متمایزی است ـ می‌تواند در نظام آفرینش معماری (به ویژه برای معماران ایرانی)، به صورتی مستقیم به كار گرفته شود ـ .

تا آن‌جا كه معماران ایرانی امروزه می‌توانند از تركیب‌های شناخته شده و آزمایش شده‌ی فراورده‌ها در معماری‌هایی كه می‌آفرینند بهره‌وری كنند، كارشان محدود به نظر می‌رسد و به جای معینی نمی‌رسند كه در نهاد معماری نهفته است. معماری در بهترین یا جامع‌ترین تعریفی كه دارد، همزمان ـ و بی‌رجحان خاصی كه دور از منطق و سلیقه نباشد ـ به این مؤلفه‌ها یا شاخه‌های آمیختگی می‌پردازد: شكل ـ ساختار ـ كالبد ـ محیط ـ كاربری.

در این زمینه‌، باید عنایت داشته باشیم كه یافته‌های نانوتكنولوژی هنوز به جایی نرسیده‌اند كه پاسخ‌گوی نیازهای آدمی‌زاد معمار باشند.

و به جا است یادآوری شود كه، از جمله نكته‌های پرشمار و مهمی كه در كتاب آمده‌اند، یكی محدود بودن كاربرد نانو (به شكل‌ها و به تركیب‌ها و به ضخامت‌های متفاوت و معطوف به مورد) به سطوح برونی عناصر معمارانه (مانند دیوارها، سقف‌ها، پنجره‌ها و اندودهای گونه‌گون) است و دیگری مربوط به بس مخاطره‌آمیز بودن همین مواد،‌ آنگاه كه در پی تخریب بنا (و به ویژه به هنگام وقوع زمین لرزه و جست و جوی بازمانده و از این بیش وضعیت تنفسّی زیر آوار ماندگان ...) مطرح می‌شود.

به كوته سخن این‌كه،‌ وجه تعمیم دادن به كاربرد عناصر ساختمانی نوساز، نیاز به پژوهش‌ها و سنجش‌هایی دارد كه به محیط انسانی، به معنای سنتی آن، باز می‌گردند.

سوم ـ شاید بی‌جا نباشد عنوان بداریم كه گذار یافته‌ها و به ویژه دانش نانوتكنولوژی به دانش ساختمان، همان گذاری نیست كه نانوتكنولوژی (با همه‌ی فراورده‌های گونه‌گونی كه تاكنون به دست آورده است) به معماری دارد.

می‌توانیم فرض كنیم كه این دانش تازه و نوپا و پرتوان،‌ از طریق فنون ساختمان،‌ به دانش آفرینشی معماری می‌آید؛ كه در این صورت، سرفصل‌های پژوهشی نانودگرگون می‌شوند.

فراورده‌های نانوتكنولوژی، در این صورت دوم، در دو زمینه‌ی اصلی زیر موضوع پژوهش قرار خواهند گرفت: اول ـ روان شناسی و به ویژه روان شناسی فرم. و دوم ـ علم ساختمان (كه ما آن‌را از فنون ساختمان سازی متمایز می‌دانیم).

در مورد اول ـ پژوهش‌های موجود به عمق برده نشده‌اند و در مورد دوم، تنها در مواردی محدود، فراورده‌ها یا تركیب‌های مدرن ماده ـ شكل (و شكل مقید به اندازه‌های متعارف و بزرگ)، عجالتاً پاسخ‌گویِ مسایل معماری‌اند.

راه گشوده شده، به همان اندازه نوید بخش است كه نگران بر معنا و بر نقشی كه معماری بر روح آدمیانی دارد كه همه چیز را، به دلیل منطق كاربردی آن‌ها، پذیرا نمی‌شود.

منصور فلامكی

عضو مرتبط : محمد منصور فلامکی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید