تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1759

نظام معماری

پیشگفتار

معماری هنر است و اگر ریتم و نظم و موضوع آن در نظر گرفته نشود فقط چند ساختمان بی مفهوم بدون هویت همانند موسیقی بدون نت و نا هماهنگ خواهد بودكه دیگر موسیقی نیست بلكه چند صدای ناهنجار است كه برای شنوده قابل درك نمیباشد..

گفتار

تعریف اولیه نظامات معماری از خرد به كلان بطور اختصار ذكر میشود :
  • بخش1 -نظام معماری دریك بنا
  • بخش 2-نظام معماری در یك گذر
  • بخش 3-نظام معماری در شهر

بخش1 -نظام معماری در یك بنا

همانگونه كه ازموضوع مشخص است د راین مورد معمار با توجه به تجربه وهنر خود نسبت به طراحی یك مجموعه تجاری - مسكونی و... اقدام میكند كه دراین طراحی باید دو مولفه را رعایت نماید :

الف : خواسته های كارفرما : برخی اوقات كارفرمایان برای هدف اقتصادی خود جنبه هنری كار زیر سئوال میبرند زیرا اكثرا" كارفرمایان د ر اندیشه در آمد بیشتر و انجام خلاف در حین كارمیباشند .

ب : ضوابط طراحی و اجرایی تعیین شده توسط شهرداری و مقامات مربوطه: طراحی هر مجتمعی ( مسكونی و اداری و تجاری و.. ) در هرشهر و یا وادی با توجه به ظوابط از قیبل تراكم - تعداد طبقات وسطح اشغال و پیشآمدگی میباشد ك برخی اوقات با توجه به ظوابط داخلی و كمسیون ماده 5 تغیرات كلی درظ ابط ساخت ایجادمیشود و در مورد نوع معماری هیچگونه ظابطه ای وجود ندارد .

بخش 2- نظام معماری در یك گذر

معمار قبل از طراحی باید از نظر فرم و منظر اطراف نظری كارشناسی نماید و سپس نسبت به طراحی مجتمع اقدام كند . اگر در این مورد مطالعه و دقت كافی انجام ندهد تجانس طرح جدید با معماری اطراف همخوانی نداشته و موجب پدید آمدن یك منظر نامعقول میگردد . هرچند ممكن است كه ساختمانهای اطراف هریك برای خود شاخص باشند ولیكن عدم تجانس و ناهمگونی معماری باعث غریبه شده و آشفته شدن منظر می گردد .

بخش 3-نظام معماری شهری

كلیه شهرداریهای كشور دارای طرح جامع و اكثر دهات دارای طرح هادی میباشند و حهت ساخت وساز دارای ضوابط طراحی و اجرایی ساختمانی هستند كه این ضوابط كه در شهر های كوچك همراه با سلیقه های محلی و در شهرهای بزرگ همراه با در آمد بیشتر اقتصادی به معماران دیكته می شود .

ضوابطی كه فقط دارای چهارچوب اولیه ساخت وساز می باشد بدون توجه به ساختار معماری شهری و یا منطقه ای و از نفس عمل یعنی معماری و یا منظر شهری و حفظ این گنجینه با ارزش خبری نیست . دیگر شهری همچون ابیانه را با ظابطه خاص خود نمی بینیم و شهری را با معماری شاخص خود نمیشناسیم در هرگوشه ای ازشهر معماری به سبك خاص باجرا در آمده است .

در كلیه شهر ها فقط ضابطه های ساخت وساز در جند بخش بصورت بسیار كلی ارائه شده است .در شهر اندیشه فاز سوم محدویت ارتفاع و پوشش و نوع سقف است در صورتیكه در دیگر فاز ها ی این شهر سقف های شیب دار تعریف نشده است بعبارت دیگر در یك محدوده چند كیلومتری دو معماری به معماران دیكته میشود در دیگر در شهری همچون رشت ( شهر باران ) خانه هابا سقف شیب دار ساخته نمیشود و اگر ساخته شود بسیار اندك است راستی چرا این چنین شده است .

نكات برجسته و مشكلات جهت طراحی پروژه ها بشرح زیر است:
  1. نامشخص بودن تراز های كف و سقف ها و پیش آمدگی ها و عقب نشینی ها در گذر ها .
  2. نامشخص بودن هویت معماری در منطقه و یا راسته و یا شهر .
  3. عدم مسئولیت پذیری صادر كننده مجوز ها از نظر رعایت ضوابط اجرایی معماری و عملیات ساختمانی.
  4. فروش تراكم مازاد به بعضی از قطعات كه موجب برهم ریختگی منظر شهری و نامتجانس شدن آن میشود .
  5. نا مشخص بودن معماری و مصالح مصرفی در نقشه های ارائه شده و الزام به اجرای آن .

نتیجه كلام

با توجه به موارد فوق كه بصورت بسیار فشرده ذكر گردید باید نكته ای بدان اضافه نمودو آن اینكه ساختمانهای احداثی سرمایه های ملی بوده و اگر به آن توجه ننماییم ضمن اتلاف سرمایه های ملی از هنر معماری خود فاصله گرفته و ملغمه ای از مجتمع ساختمانهای نا متجانس و نا همگون بوجود خواهد شد .

سری سازی مجتمع ها بدون مطالعه معماریو معماری شهری ممكن است بی خانمانها را خانه دار كند ولیكن فرهنگ وهنر معماری یك شهرك و یا یك شهر را از بین می برد یا بعبارت دیگر سرمایه های ملی و نیروی كار به هدر میرود .

امروزه برای زیستگاه شهروندان ارزش بسیار قائلند و این ارزش در قالب رفاه و آسایش سكونتی و شهری بدست می اید .زمانیكه ما برای محل زندگی خود ارزش قایل نیستیم جه باید كرد . برای بیماری خود به پزشك مراجعه و كلیه دستورات آو را تمام و كمال اجرا می كنیم و حتی در صورت نیاز قطعه ای از بدن خود را به دور میریزم ولیكن برای جایگاه سكونتی و شهری خود از هر مسیر كه لازم بدانیم حركت میكنیم و حاضریم هنر و آسایش را با پول معاوضه نماییم و یك شهر و یا منطقه را به تمسخر واداریم .

اگر صنعت گردشگری در دنیا به عنوان یك پتانسیل در آمد زا معرفی شده به دلیل شناساندن فرهنگ وهنر معماری گذشتگان بوده است .زمانی كه از هنر معماری پرسپولیس ( پارسه - تخت جمشید ) سخن به میان می اید برای ما ایرانیان جای بسیار مباهات است این بناها باقی مانده از زمانهای دور می باشد .زمان ما به چند سال و یا چند قرن به زمان دور تبدیل می شود در آن زمان است كه بازده ما مشخص می شود و با این ناهنجاری در معماری كنونی حاصلی جز تلی از سیمان و بتون و آجر از خود برای آیندگان باقی نخواهد ماند .

بیایید با همت بلند و استفاده از علوم جدید و ارتباطات و پرورش نیروی خلاق در رفع این بی سامانی برآییم.
بیایید در این آشفته بازار یك بازوی توانا از صاحب نظران معماری متعهد به هنر خود تشكیل داده و با كمك شهرداریها و وزارت راه و شهر سازی از این سرمایه ها پاسداری نماییم . نباید از شهرداریها توقع بیش از این داشت بلكه بنظر میرسد همچون نظام پزشكی باید ریشه دار شد و بصورت یك نهاد ملی با حمایت بخش دولتی از هنر معماری پاسداری نموده و بااین عمل ضمن حفظ و حراست از سرمایه های ملی اثر و شاهكارهای قابل قبول و حتی جاودانه عرضه نماییم . قانون شهر سازی و معماری الگو خواهد بود و بر ما معماران است كه دست هم داده و این وظیفه را به حد كمال انجام دهیم . انشاء اله

بیژن علی آبادی - 19 تیر 1391

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید