تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1863

خصوصیات نظم دهنده سکونت

با پیشرفت روز افزون تکنیک سرمایه داری ، همبستگی های اقتصادی نیز روز به روز پیچیده تر شده و هرچه بیشتر مردم در شهرها متمرکز شوند ( اگرچه کوچک ترین آشنایی هم با هم نداشته باشند ) به هم بستگی بیشتری پیدا می کنند و نتیجتا ایجاب می کند که رفتا ر هر کس با قواعد و نظمی صحیح باشد . تعلیم و تربیت ارزش بیشتری پیدا کرده و مسئولیت اجتماعی پر اهمیت تر می شود . روحیه تک روی سرمایه داری وحدت منافع قدیمی را محکوم می کند و باز هم بیشتر باعث توسعه ی سرمایه داری می گردد ، در حالی که بستگی شدیدی که در اثر همین پیشرفت سرمایه داری ما بین مردم ایجاد شده احتیاج به وحدت منافع را بیشتر آشکار می سازد .

هم زیستی مردم شهرهای صنعتی مسایل تازه یی مربوط به تشکیلات شهری را به وجود می آورد و دیگر وسایل موجود در شهرهای قدیمی کفاف احتیاجات جدید را نمی دهد و لازم می شود که تسهیلاتی متناسب با وضعیت جدید به وجود آید . مسئله مسکن بیش از پیش اهمیت پیدا می کند و دیگر شهرهای بزرگ نمی تواند مراکز دهقانی در نظر گرفته شوند .

پایه و اساس شهرهای امروز بر روی خصوصیات اجتماعی و فرهنگ صنعتی صدر انقلاب صنعتی برقرار شده است ، بطوری که بیشتر دارای همان سیستماسیون های فرهنگ گذشته هستند که تماما از یک نوع تقسیم بندی فعالیت های اجتماعی تبعیت می کرده ، در صورتی که خصوصیات و مشخصات در طرز تفکرو نحوه کار بشر امروزی با گذشته کاملا متفاوت می باشد .

توضیح اینکه : شهرهای بزرگ اوایل دوره صنعتی بخاطر توجه شدید به یک اصل صنعتی - اقتصادی ، بیشتر به شکل شعاعی و رادیال خود را مشخص کردند . در این نوع شهرها به گفته لوکوربوزیه : هر بیست و چهار ساعت به چهار زمان مشخص تقسیم شده است بدین ترتیب که :
یک قسمت از آن در محل زندگی می گذرد (از محل کار به منزل و غیره ) ، مقداری از وقت که مدت متغیر دارد در محل هایی که به وقت آزاد و تفریح اختصاص داده شده است می گذرد ( مثل سالن های اجتماع ، باشگاه ها ، سینماها ، کافه ها و قدم زدن در پارک ها و یا بازدید از موزه ا و کتابخانه ها و مدارس و غیره ... ) قسمت چهارم که از همه مهمتر و طولانی تر است در محل کار می گذرد . ولی علیرغم تمام فعالیت ها و قوانینی که از مدت ها قبل شروع شده است این اجتماع عظیم در محل کار خود از وسایل و تسهیلات لازم مورد احتیاج برخوردار نیستند و قوانین فوق هم نتوانسته است از تعلیم و تربیتی که بدون آن این وسایل کاملا بی فایده است استفاده مایند .

برای این دسته از مردم در واقع روز به دو مرحله تقسیم می شود ، یکی زندگی در کارخانه هایی که بخاطر ابعاد کوچک آن ، موقعیت و تشکیلات آن ، یک زندگی طبیعی و شادی را برای خانواده به وجود نمی آورد . دوم زمانی که اختصاص داده شده به رفت و آمد با اتوبوس و تراموا یا زمانی که معمولا باید خیابان های بزرگی را در سرما و گرما پیاده بپیمایند .

این اشخاص ساعت کارشان را در محلی می گذرانند که در آن یک نوع سردی و برودت خاص حکم فرماست و معمولا محیط پر از سر و صدا ، زشت و ناهنجار است . دیورها کثیف و خاکستری ، پنجره ها با شیشه های شکسته یا کثیف و مناظر غم انگیزی که به طرف افق های بسته و ا منظره درهم و برهم شهری یا به طرف دهکده های مملو از قراضه های کارخانه و آسمان سیاه از دود نگاه می کند محیط کارشان را تشکیل می دهد و شب خانه یک عده مردم خسته را که زندگی روزشان مسلما عاری از هر گونه هماهنگی لازم بوده است در بر می گیرد .

در هر حال سعی نشده به آنها یک زندگی در قالبی که بتوانند در آن یک فرد از جامعه بشریت باشند با هماهنگی به پیشرفت خود ادامه دهند .

مفهوم یک فرد امروزی با گذشته متفاوت است . امروز اگر که از فرد صحبت می شود مقصود فرد انتگره می باشد و اگر از شهر صحبت می شد یعنی ایجاد فضایی برای به مرحله عمل رسانیدن تمام فعالیت های بشری ، مقصود مجموعه ای است که ارگانیزه و متشکل که خود را در ترکیب و کمپوزیسیونی از ناحیه بندی هایی به اسم zoning خلاصه نمی کند . در شهرهای متشکل و انتگره هر فرد یک قسمتی از این مجموعه را در جایی که زندگی می کند به وجود خواهد آورد و بنابراین پراکندگی decentralization و تمرکز comcentration به وجود نخواهد آمد .

مساله مسکن و ایده هایی از قبیل پدیده فامیل تغییر خواهد کرد . شهر روی زمین گسترش نخواهد یافت و به صورت سه بعدی three-dimentional خود را در فضا ظاهر می سازد ، مقداری استخوان بندی های سر به فلک کشیده و سطوحی که بشر روی آنها خانه های متحرک و انعطاف پذیری را برای خود می سازد و این جاست که مفهوم معماری ارگانیک و نفوذو تداخل شهر در طبیعت (ایده رایت ) پشت سر گذاشته می شود .

همان طور که در شهرهای قرون وسطایی مساله انتگراسیون به چشم می خورد و فعالیت های مختلف در این دوره خیلی بیشتر از دوره های رنسانس و دگرگونی صنعتی ارگانیزه بوده و در ایران هم می توان شهرهای قدیمی و بازار آن را مثال زد . همان طور که فعالیت بازار در اجتماع نفوذ پیدا می کند و استخوان بندی اجتماعی - اتصادی و سیاسی مجموعه متشکلی را به وجود می آورد این نفوذ در زمینه معماری - شهرسازی هم کاملا مشهود و قابل لمس است . بازار مانند سون فقراتی تمام مجموعه های مسکونی ، اداری و سایر فعالیتهای اجتماعی را در بر می گیرد . هدایت کنند ه تمام فعالیت های اجتماعی _ اقتصادی و معماری - شهرسازی بوده و محور مجهز شهری به شمار می رود . همان طور که امروز به اسم هایی از قبیل :
Spina d orale : asse attrezato a carattere direzonale:aiterie di eccomonico-scciale delle diretrici d espamtion.
و غیره شناخته شده است و برای امروز مساله ای است کاملا درخور مطالعه و تحقیق .

به طور کلی مساله ای که امروزه مورد توجه جامعه شناسان و شهرسازان قرار گرفته است همان مسئله دور افتادگی مردم از طبیعت و در عین حال از یکدیگر alicnated می باشد .(آنچه که در نتیجه ناحیه بندی ها در فعالیت های مختلف بشر در یک اجتماع و شهر و به طور کلی در اثر پیشرفت تکنیک و تشدید مصرف در برابر تولید و تغییر میزان تولید و در نتیجه وسیع شدن شهرها و غیره ایجاد شده است .

مسائل دو گانه (تولید و مصرف ) ارزش های اصلی زندگی اجتماعی را با ایجاد مدل های تازه اجتماعی را با ایجاد مدل های تازه اجتماعی - فرهنگی تغییر پذیر ساخته و در مورد خانه های مسکونی متاسفانه آسایش و رفاه حقیقی و آنچه که واقعا برای زندگی لازم است جای خود را به پدیده هایی مانند پرستیژ اجتماعی داده است که نتیجه اش به وجود آمدن ریزه کاریهای لوکس و پر خرج در خارج و داخل بنا می باشد .

با کنار گذاشتن و نادیده گرفتن احتیاجاتی که با برداشت غلط از اهمیت بیش از اندازه به مساله مصرف به وجود آمده است می توان با موفقیت به حا مساله مسکن پرداخت . بدین ترتیب که با به وجود آوردن بافتهای متشکل که ایجاد استقلال فردی را در سطح زندگی اجتماعی افراد امکان پذیر می سازد زمینه ای خواهد شد برای تبدیل واقعی همین زندگی انفرادی به یک زندگی جمعی .

این مطلب با در نظر گرفتن لزوم ایجاد یک استخوان بندی آزاد قابل اجراست زیرا که روش های اجرا را در یک محیط مسکونی محدود ، محدود تر نمی سازد .

مسکن گزیدن در ارتباط با سایر فعالیت های بشری فعالیتی است که مرتبا در حال تحول است . آزادی استخوان بندی شهری ، می تواند معماری انعطاف پذیری را د خود به وجود آورد که در مقیاس یک شبکه ناحیه ای اجرا گردد و تشکیلات ادامه دار از یک مسکن کامل و متشکل که در آن تمام خواص محلی و سرزمینی در نظر گرفته شده باشد ایجاد نماید .

با مطالعه تاریخ معماری و شهرسازی قرون اخیر به این نتیجه رسیده اند که در اجتماع امروز وضع ظاهر مسکن ها مشخص وضع اجتماعی افرادی است که در آن زندگی می کنند و معمولا دارای مشخصات اجتماعی - اقتصادی مشابهی هستند . در این صورت خانه به جای اینکه حق طبیعی افراد باشد به صورت یک خدمت اجتماعی در می آید بدو ن اینکه از لحاظ ظاهر مشخصات لازم را دارا باشد . درست مسیری را که شرکتهای خصوصی یا دولتی ممالک غربی پیموده اند . برای مثال خانه های عمومی و ساختمان هایی که با کمک هزینه دولت ساخته می شود را در نظر می گیریم که در آنها اختلاف بسیار شدیدی با مساکن طبقه مرفه به چشم می خورد .

بدین ترتیب لازم می شود که راه حل هایی از مدل های مسکن انعطاف پذیر در سطح شهرسازی ، معماری با وسایل عمومی دینامیک که از لحاظ کیفی و کمی دارای نیرویی دینامیک باشند پیشنهاد گردد.
علت ایجاد مسکن بشری است که در آن زندگی می کند و به همین دلیل باید به اثر آن در زندگی واقف بوده و به طریقی مطالعه شود که جوابگوی احتیاجات واقعی و زندگی اجتماعی همراه با در نظر گرفتن خصوصی افراد باشد . عملکردهایی که بخاطر گسترش و توسعه روابط اجتماعی در سطح زندگی مسکونی و بخاطر ایجاد استخوان بندی ها و تیپولوژی جدید محدود ساختن آنها غیر ممکن به نظر می آید عواملی هستند که مستقیما به سیستم تعلیم و تربیت ، وقت آزاد و خدمت مربوط می شوند تقبل دادن کمی و کیفی هر کدام از عوامل فوق در سطح خانواده موجب گسترش و توسعه به طرف یک استخوان بندی بر پایه و اساس اجتماعی گسترده خواهد گردید ، مشروط به اینکه استخوان بندی های مورد استفاده دارای کیفیت شهری باشند . تحقیق و کاوش درباره شناسایی یا آگاهی کلی در سطح ناحیه ای نمی تواند ملاک خوبی در سطح دید و افکار بشر دنیای امروز باشد به خصوص وقتی که این ناحیه ها بخواهند ارگانیزمی مغایر با زندگی شهری به وجود آورند .

بنابراین از تمام مسائل فوق و به خصوص پیشرفت روز افزون روابط اجتماعی ، فرهنگی و مساله مصرف ، ایجاد کار و هجوم مردم الزاما تجدید بنای اساسی سرزمینها را که بش از همه مستلزم انتقاد از وضع بدون تحرک و راکد شهرسازی موروثی است . شهری که با تحولات و فرهنگ جامعه کنونی به هیچ وجه متناسب نیست برای ما محرز و اجتناب ناپذیر می گردد.

شهرسازی ایده آلیستیک با تنظیم و به وجود آوردن یک مدل انتزاعی و تجدیدی از تشکیلات شهری ، که فقط برای یک تیپ یا طرز فکر و زندگی به خصوص مناسب است . به خاطر خصوصات بدون تحرک و انتزاعی و اختراعی اش مانع از هرنوع تحولات و تغییرات تازه در اجتماع می باشد و نمی تواند مسئله اجتماعی معاصر و هم زیستی ما بین کهنه و نو را تامین کند .

شهرسازی تیپ استدلالی rationalistic و حساب شده با تجزیه و تحلیل تحقیقات آماری و تفحصات درباره حقیقتی که هرگز صورت مسلم و حقیقی به خود نگرفته است قوانین و طرح های منجمدی را به وجود آورده و توسعه می دهد تا آنجا که امکان هر گونه انتقاد را درباره واقعیتی که به خاطر آن کار می کند را از بین می برد . مسائل زندگی مدرن و فعالیت ها و کارها ی متنوع بشر تا امروز به صورت قطعه قطعه و مجزا و خلاصه در چهارچوب محله و ناحیه ، ناحیه مسکونی ، ناحیه صنعتی ، ناحیه سبزه و غیره حل می شده است . این نوع راه حل ها باعث می شود که یک نوع جدایی و حد فاصل مابین شخصی که کار می کند ، مردی که تفریح می کند ، کسی که به معالجه خود می می پردازد و آنکه به تحصیل اشتغال دارد و دیگران به وجود می آیدو این خود موجب می شود که هیچ ارتباط مستقیم و هم بستگی ما بین فعالیت های مختلف مرم به وجود نیاید . چون هر لحظه از زندگی بشر به نوبه خود مورد مطالعه و دسته بندی قرار گرفته و به صورت مستل حل شده است بدون اینکه کوچکترین توجهی به ارتباط دادن و مجتمع کردن آن با سایر لحظات شده باشد .

بدین طریق ناحیه ای مسکونی به وجود می آید که در آن آپارتمان ها مورد مطالعه قرار می گیرند ناحیه های فرهنگی در آن مدرسه ها مطالعه می شوندو هم چنین بیمارستان ها ، تئاترها ، میدان های ورزشی ، مراکز تجاری ، اداری و غیره ... بناها منفرد و مستقل بوده و هر یک نماینده یک عملکرد به خصوص می باشند و موقعی که فعالیت مردم به جهات دیگری از زندگی معطوف می شود بیهوده و بی مصرف می مانند .

ترکیب و مورفولوژی شهرسازی ، معماری فعلی بر روی ناحیه بندی اجتماعی بنا می شود و نماینده یک استخوان بندی ناجور alienated برای اجتماع می باشد .

این انتقاد بر وضعیت شهرسازی ما را به سوی به فرمول درآوردن یک برنامه بر پایه تجربیات تازه دینامیک در شهرسازی هدایت می کند که به نوبه خود بر روی نمود ها و پدیده های زندگی بشر و هستی او قرار گرفته است . بدین ترتیب لزوم توجه به یک (طرح ریزی ) برای به وجود آوردن یک شهر کامل ، جامع ومتشکل integrate که برای هر نوع ارتباط بین فعالیت های مختلف بشری چه در زمان حال و چه در آینده آمادگی داشته باشد واضح و مسلم می شود .

وسیله برای چنین طرح ریزی و مداوم continuous عبارت است از تجزیه و تحلیل فعالیت های بشر (مسکن گزیدن ،کارکردن ،تعلیم و تربیت ، تفریح وغیره ) و کشف تازه آنها در هر لحظه از زندگی اجتماعی آن .
تا انجا که به اجتماع امروز مربوط می شود ، باید در آنها قدرت های اجتماعی متناوب را که امکان دارداجتماع را به سوی متشل شدن پیش براند پیدا کرد .

( با این اقدامات است که مدل های تازه جامعه شناسی به وجود خواهد آمد که به خصوص تشکیلات اجتماعی آن راه را برای ظهور یک معماری و شهرسازی جدید و مناسب با جامعه باز خواهد کرد .
پیشرفت تکنیک در تاریخ بشر در هر قدم با پیشرفت ها و توسعه های اقتصادی همراه بوده است . از تهیه ابزار و وسایل سنگی گرفته تا استفاده از انرژی اتمی و در زمان ما بیش از هر وقت دیگر توسعه های اقتصادی و پیشرفت های تکنیکی به یکدیگر ارتباط و بستگی پیدا کرده اند . پیشرفت های تکنیکی موجب ترقی وضع اقتصادی شده که آن نیز به نوبه خود باعث می شود هر روز به میزان تقاضا برای مصرف محصول جدید افزوده گردد.

امروزه پیشرفت در تکنیک چنان به سرعت انجام می شود که دیگر مانند گذشته برای اینکه از یک کشف علمی در عمل استفاده شود چندان وقتی لازم نیست .
اجتماع در جریان تحول بسیار سریعی قرار دارد و لازم است که وقت لازم برای پیش بینی و برنامه ریزی جهت تغییرات آینده در نظر گرفته شود . بایستی به ترقیات تکنولوژیک به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف نگاه کنیم نه اینکه خود را در مقابل یا در خدمت آن بگذاریم .

برای اینکه متوجه شویم انعکاس زمان حال در آینده چه خواهد بود ، کافی است که تعدادی از مهم ترین نکات و جهاتی را که این پیشرفت ها به سوی آن در حرکت اند در نظر بگیریم .

  1. استفاده از انواع جدید انرژی (مثلا انرژی هسته ای ) و استفاده از آنها در مقیاس های بسایر بزرگ تر از حال . در این صورت دیگر تصویری از بشری که از قدرت جسمانی اش استفاده می کند وجود ندارد .
  2. افزایش روز افزون مواد اولیه ساخته شده توسط صنعت (sitpeticmaterial ) از خواص این مواد است که مشخصات و خصوصیات آنها را می توان طبق دلخواه سفارش داد . (فلزات ، پلاستیک ، مواد شیمیایی و غیره )
  3. مضاعف شدن تشکیلات مختلف به خصوص سرویس های ارتباطی (حمل و نقل ، مخابرات ) در مقیاس وسیع چه از لحاظ نوع و چه از نظر تنوع و سرعت (وسایل زمینی ، هوایی ، دریایی ، اخبارسمعی وبصری ، تلویزیون و قمرهای مصنوعی )
  4. علمی شدن تشکیلات کار و در نتیجه بالا رفتن بازده صنعتی و بالا رفتن مقدار محصول به طور قابل ملاحظه ، قبل از استفاده از این اصول ، کار محدود به فعالیت های دستی و کارگاه های کوچک می بود ولی بعد به تدریج متوجه مساله اداره امور در تاسیسات صنعتی ، خدمات مختلف فنی و اجتماعی و در اصول تشکیلاتی گردیدند .
  5. به وجود آوردن تحقیقات علمی در فعالیت های خاص و روزمره ، قبلا کار دانشمند بطور انفرادی صورت می گرفت بدون اینکه تاثیر مستقیمی بر روی محصولات صنعتی داشته باشد . در حال حاضر متدهای تشکیلاتی حساب شده و مستدل برای کار در یک مقیاس بسیار وسیع به کار گرفته شده است .
  6. ماشینی شدن صنعت و دخالت انسان در پیشرفت محصول automation
  7. توسعه اتوماسیون در کارهای تشکیلاتی اداری توسط ماشینهای الکترونیک که نه تنها کار تولید را کنترل می کند بلکه کنترل مقدار محصول لازم و نحوه توزیع آنها را نیز در دست دارد . (برنامه ریزی )

از نقطه نظر نفوذی که پیشرفت های تکنیکی و توسعه وضع اقتصادی بر روی (کار متشکل ) organized work دارند می توان ارتباط و نسبتهای مختلفی را ما بین کار (به معنی کلمه ) و سایر عملگردها و فعالیت های بشری که سازمان و ساختمان آنها در تکامل و تحولات سریع زندگی بسیار موثرند تشخیص داد و بنابراین لازم می شود پیشنهاداتی در مورد مجتمع ساختن و به وجود آوردن ارتباط بیشتر مابین کار و سایر تشکیلات زندگانی انسان ارائه کرد از قبیل :

  1. ارتباط کار تشکیلاتی و منظم با سازمان های تعلیم و تربیت و فرهنگ اجتماعی ، استفاده از ماشین و اتوماسیون مانند computer باعث می شود که نسبت به طبقه مدیر و کارفرما به طبقه فعال رو به افزایش گذارد تا آنجا که این عده که دارای قدرت تصمیم بیشتری بر روی محیط خارج می باشند روز به روز گسترش یابند . برای مثال در ایتالیا در 1950 کمتر از 3% بودند ، در 1961 در حدود 4/3 % بودند در سال 1975 به بیش از 6/6% خواهند رسید . در حالی که در فرانسه این عده در حال حاضر به 10 % رسیده اند . در عوض تعداد درصد کسانی که دست و بدنی انجام می دهند در سال 1950 بیش از 50 % بودند در صورتی که در سال 1975 به 25% تقلیل خواهد یافت . در یک چنین وضعیتی تعلیم و تربیت instruction یکی از اصلی ترین وسیله برای رسیدن به یک طبقه بندی و تقسیم بندی صحیح از لحا ظ شغل و حرفه تخصصی می باشد . یا بهتر بگوییم (مجتمع ساختن کارو تحصیل ) integration between work and school وسیله لازم کنترل و پیشرفت در مورد تغییرات و تحولات طبقات مختلف حرفه تخصصی و شکل دادن و تکمیل طبقات اداره کننده می باشد .
  2. بستگی بین کار تشکیلاتی و سازمان های اداری ، استخوان بندی اجتماع صنعتی در حال توسعه ، هر روز بستگی ها و ارتباطات تشکیلاتی پیچیده تری را همراه با یک نظام صحیح اداری ایجاب می کند . در یک چنین سیستمی نفوذ قدرت مردم بر روی کار متشکل به تدریج ارتباط بیشتری می یابد و ارتباط دو جانبه ای را ایجاب می نماید .
  3. ارتباط بین کار تشکیلاتی و استخوان بندی اجتماعی ، افزایش گرفتاری ها و درگیر شدن در وابستگی های پی در پی در استخوان بندی سازمان پیچیده کار تشکیلاتی ، باعث نیرومند شدن بیشتر خانواده ها و در عین حال کم شدن ارتباط و بستگی ما بین افراد آن می شود . مشکلات به مجرد اینکه بچهها بزرگ شدند و خود وارد کار گشتند هسته مرکزی و اصلی خانواده را ترک می کنند . برای مثال خانواده های ساده و بسته در خود پدر سالار بستگی های پیچیده داخلی و ارتباطات ساده آن ها را مطالعه می کنیم .

    امروزه این تعامل به وجود آمده است که بستگی های اجتماعی در داخل اجتماع را جای نشین آن هسته ابتدایی و بسته در خانواده پدر سالاری بنماید . همبستگی های اجتماعی دوستی و غیره تمایل خانواده ها بیشتر به این است که با حفظ احساس اجتماعی شرکت در فعالیت های جمعی ، استقلال و وضع انفرادی خود را بیشتر حفظ کنند .

    بدین طریق است که (زندگی در جمع ) به وجود می آید . فعالیت ها و تظاهرات جمعی خود عناصری از متشکل شدن اجتماعی است ، که می شود گفت پدیده خانه های حداقل (تک فامیلی ) امروز را متعادل ساخته و جای نشین خانواده پدر سالاری گذشته می نماید .

    جنبه دیگری که در توسعه همبستگی بین کار متشکل با استخوان بندی اجتماعی را بیشتر مشخص می سازد ایجاد تخصص و کیفیت نیروی کار می باشد . 0تفرق decentralization صنعتی و پراکنده کردن واحدهای تولید و بالاخره ایجاد مرحله اتوماسیون ) ، که این مساله در حرکت های داخلی شهری و خانه به دوشی به چشم می خورد بدین معنا که خانواده ها و اجتماعات با پیوستگی به خاطر کاری که انجام می دهند مرتبا در حرکت هستند و به همین دلیل به یک انعطاف پذیری در استخوان بندی شهری احتیاج است تا این خانواده ها و اجتماعات از فعالیت های سایر قسمت های شهری و تکامل و پیشرفت آن مجزا نشوند .

  4. بستگی ما بین کار متشکل و نحوه استفاده از وقت آزاد با ماشینی شدن زندگی اجتماع وقت آزاد بیشتری پیدا می کند و برای پیوستگی بیشتر زمان های مختلف کار و تفریح و خواب خصوصیات واحتیاجات جدیدی به وجود می آید که نه فقط به وقت کمتری برای بورکراسی اداری احتیاج می باشد ، بلکه احتیاج به یک تشکیلات تازه و نحوه اداره جدیدتری پیدا می کند و امکان استفاده کامل از وسایل تکنیکی را به وجود می آورد و در عین حا ل تکلیف وقت آزاد مردم را نیز معلوم می کند . نظم کنونی کار در مورد برنامه یک روز و یا یک فصل بسیار بی معنی و بدون منطق است . سازمان داخلی شرکت ها یا موسسات ، زندگی اجتماعی ، خدمت اجتماعی و عرف و عادت مردم تمایل روز افزون نسبت به مدت کار روزانه ای کمتر و وقت آزاد و تعطیل بیشتر را موجب شده است وبالاخره الزاما باید به آنجا برسیم که وقت کار و زمان سایر فعالیت های زندگی بشر یک واحد متشکل و انتگره را به وجود می آورند .
  5. ارتباط بین کار منظم و سازمان داده شده و استخوان بندی سیاسی ( تمایل به سوی عقاید مستمر بر روی فعالیت های کارگری و در جهت خواسته مردم . )

جامعه ای که در حال تحول دائمیاست باید دارای هدف های معینی بوده و احتیاجات لازم تر را برآورده کند بدون اینکه احتیاجات عالی تر و غیر فوری را نیز از نظر به دور دارد .

فقط از طریق برنامه ریزی صحیح که با توسعه اقتصادی ، هم گام باشد و با به وجود آوردن کار سازمان داده شده و متشکل ، اجتماعی می تواند بر روی جهت و هدف معینی استوار شود که بدون اینکه در آن گسیختگی و عدم تعادل به وجود آید بهره بگیرد و به راهی که در آن قدم گذاشته است آگاه باشد .

در تنظیم و برنامه ریزی (تهیه محصول ) حکومت می تواند سهیم باشد ولی افق های سیاسی هرگز نباید طرح ها و راه و روش کار را بر طبق دید محدود خود مشخص و معین سازند .

این بستگی های ساده که درباره آنها سخن گفتیم قسمتی از تحولاتی هستند که خواهی نخواهی در جامعه ما به مرحله عمل در می آید ولی تنها راه عملی ساختن آنها با نتایج بهتر همان ایجاد هماهنگی مابین فعالیت های مختلف بشر و متشکل ساختن آنها می باشد .

در حال حاضر هنوز چنین قدم برداشته نشده است و بهعکس در بیشتر موارد دیده می شودکه حدفاصل بیشتری بین این عوامل به وجود آمده است .

کافی است که به موقعیت و نظم فضای شهرهای مدرن نگاه کنیم و ببینیم که کار سازمان داده شده آن فعالیتی است که بیش از همه از مسئله شهری به صورت قسمتها و محله های از هم گسیخته zoning رنج می برند . زیرا از این مرحله است که خود را جدا و منفصل از هر یک از فعالیتهای دیگر بشر می یابد .

دکتر سیروس باور

عضو مرتبط : سیروس باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید