تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1173

نفس در هوايی كه نيست ...

هر وقت از آثار باقیمانده تمدن بشری چند هزارساله در بیستون كرمانشاه دیدن می كنم، چند دقیقه ای در غار باستانی معروف آنجا به خلوت می نشینم، غاری كه در آن انسانهای اولیه محصول شكار خود را تقسیم و از دست جانوران وحشی محافظت می كردند. بارها در این بازدیدها دغدغه های انسان های ده هزار ساله گذشته را مرور كرده ام، دغدغه تأمین غذا و لباس، دغدغه هوای سرد زمستانی، دغدغه حمله جانوران وحشی و نگرانی دستبرد به ذخیره های غذایی توسط دیگران و ... نگرانی هایی كه برای بشر قرن بیست و یكم می باید مرتفع شده باشد. انسان بعد از گذراندن دوره های پارینه سنگی و كوچ نشینی و عصر فلزات،‌ نظام های كشاورزی و عصر صنعتی به امروز رسیده، انسانی كه در كلاس های درس اخلاق عیسی و موسی نشسته و از آكادمی استادان فلسفه رم و یونان و ایران و مصر بهره برده و لذت شهود را با عرفای شرق و غرب چشیده است. شاید آرامشی كه در زندگی برخی از جوامع اروپای شمالی به چشم می خورد محصول رشد طبیعی این انسان از غارهای اولیه تا خانه های هوشمند امروزی می باشد. با اینهمه نگرانی های دیرینه در جوامع كمتر پیشرفته در قالب های دیگر بچشم می خورد. مثلاً در همین كلان شهرهای خودمان هنوز نگرانی هوا، وجود دارد اما نه از نوع طبیعی دیروزی بلكه از مدل آلوده امروزی. مدلی هزینه ساز با خسارتی جبران ناپذیر. مرا در این مقال با نگرانی های دیگر كاری نیست، چرا كه همین هوا و آلودگی آن چنان طومار حیات ما را درهم پیچیده كه یك نفس تازه برایمان به آرزو تبدیل شده و معنای هر نفسی كه فرو می رود ممد حیات است و چون برمیاید مفرح ذات، برایمان بیگانه.

می گویند سالانه 5000 نفر از هموطنانمان بر اثر آلودگی هوا (بطور مستقیم) جان خود را از دست می دهند. اگر از 35000 نفر مرگ و میر ناشی از سرطان ها بگذریم سالانه بیش از 8 میلیارد دلار خسارت آلودگی هوا از جیب این ملت دود می شود. فقط در سطح تهران 2 هزار اتوبوس و 10 هزار تاكسی فرسوده وغیراستاندارد و 17 هزار صنعت آلوده كننده داریم. در سال گذشته فقط سه روز هوای پاك را تهرانی ها تنفس كرده اند. براستی گناه كودكانمان برای تبعید از هوای سالم چیست؟ چگونه شهرهایی مانند مكزیكوسیتی و نیویورك و لس آنجلس كه جمعیتی بمراتب بیشتر از تهران و سایر كلان شهرهای ما داشته اند،‌ این مشكل مرگ آفرین خود را حل كرده اند؟ آیا این گره نفسگیر پایان كار شهرهای ماست؟

نگاهی به تجربه دیگران نشان می دهد كه چگونه یك شهری 20 میلیونی آلوده در سال 1992 كه فقط 8 روز پاك در سال داشته در سال 2012 روزهای پاك خود را به 237 روز رسانده است. مسلماً برای این مشكل راهكارهایی وجود دارد كه اگر آنها را بخواهیم جمع بندی كنیم به دو راهكار كوتاه و بلند مدت خواهیم رسید.

الف) راهكارهای كوتاه مدت و سریع عبارتند:

  1. اعمال مقررات در زمینه كاهش استفاده از خودروهای شخصی
  2. گسترش سیستم نقلیه عمومی
  3. اصلاح كیفیت بنزین از طریق وارد كردن و یا ساخت آن مطابق آخرین استانداردهای جهانی
  4. اعمال قانون جهت به حداقل رساندن رفت و آمد موتورسیكلت ها در همه سطوح شهر

ب)‌راهكارهای دراز مدت برای حل این مشكل عبارتند از:

  1. آموزش و استفاده از نقش تعیین كننده رسانه ها مخصوصاً رسانه ملی
  2. طراحی و ساخت خودروهایی كه حداقل مصرف سوخت را داشته باشند
  3. حمایت و حفاظت از اصول شهرسازی و قوانین شهرنشینی منجمله مقررات ملی ساختمان
  4. حفاظت از منابع طبیعی، جنگل ها و درخت های موجود در داخل  و اطراف شهرهای بزرگ
  5. برنامه ریزی جهت استفاده از انرژی های پاك و تجدیدناپذیر و كاهش مصرف سوخت های فسیلی
  6. حفاظت مؤكد از منابع آب و سفره های زیرزمینی كشور جهت جلوگیری از بیابان زائی و ممانعت از ایجاد كانون ریزگردها

و بالاخره اگر به نگرانی های دیگری كه از نیاكان چندهزار ساله مان به میراث رسیده نپردازیم باید بگویم كه شاید تاوان قومی كه به آمایش سرزمین توجه نكردند و در تهرانی كه برای 5/3 - 4 میلیون نفر طراحی شده بیش از 11 میلیون نفر جای دادند این باشد كه هوا را جیره بندی كنند! برای هر كس 3 روز در سال !!

باقر میلانی - كارشناس اقتصادی انجمن مفاخر معماری ایران

موضوعات مرتبط : هوای پاک    
عضو مرتبط : باقر میلانی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید