تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2167

ملاحظاتِ فرهنگیِ نفوذپذیریِ کالبدی

Kalbodi

[...] ساده‌ترین درک از معنای واژه نفوذپذیری، گذار کالبدی و فیزیکی افراد بین درون و بیرون است که به واسطه جسم آن‌ها و عمل حرکت صورت می‌گیرد. نفوذپذیری کالبدی، چه ابعادی دارد و به لحاظ فرهنگی چگونه تعبیر می‌شود؟ یادداشت حاضر به این موضوع خواهدپرداخت.پیش از وارد شدن به هر بحث دیگری، به‌جاست پرسیده شود که مرز بین درون و بیرون به لحاظ کالبدی، کجاست؟ این خود، موضوعی فرهنگی است که افراد تا کدام نقطه از فضا را جزء درون طبقه‌بندی کرده و با آن مطابق با قواعد درونی رفتار می‌کنند؟ و بیرون، از کجا شروع به تولد می‌کند و چرا؟ این موضوع خصوصا در مورد فضاهایی که ورود چندمرحله‌ای را ایجاب می‌کنند قابل طرح است. به عنوان مثال، ورود به فضاهای خانگی آپارتمانی، عموما گذر از فضای عمومی شهر به فضای عمومی مجتمع و درنهایت، از آن‌جا به فضای خصوصی را پیش‌رو قرار می‌دهد. حال، مرز بین درون/ بیرون کجاست؟ آیا دیوارهای ساختمان را می‌بایست ملاک قرار داد که موانعی فیزیکی برای کالبدها ایجاد می‌کنند؟ یا محدوده‌ای که در سند مالکیت به عنوان فضای در اختیار هر مالک، مشخص شده است؟ شاید هم باید به سراغ شاخص‌های دیگری رفت. این اطلاع‌رسان می‌گوید: «ورودی خانه به نظرم در آپارتمان، از پشت در حیاط محسوب نمی‌شود و پشت در اطاق است چون آن فاصله را نمی‌توانی راحت و با لباس خانگی‌ات طی کنی.» همین او، میزان دستکاری، نشانه‌گذاری و یا به عبارت بهتر، «شخصی‌سازی فضا» را شاخصی برای تعیین این مرز مطرح کرده و آن‌را زاییده احساس تعلق می‌‌داند و می‌گوید: «دیوار کنار در ورودی ساختمان ما هم، به نوعی است که من احساس تعلق به آن نمی‌کنم، انگار بخشی از فضای گذری راهرو است. برای همین نمی‌توانم تابلو یا چیزی روی آن نصب کنم که مربوط به خودم باشد.»

برخی فضاهای خانگی، چند راه مختلف را برای جابه‌جایی افراد بین درون/ بیرون توصیه می‌کنند. چه کسانی از کدام راه‌ها استفاده می‌کنند و چرا؟ این، دومین پرسشی است که در مورد مسئله مذکور، حیطه معماری را به حیطه فرهنگ ارتباط می‌دهد. این اطلاع‌رسان جوان در این خصوص می‌گوید: « برای ورود به خانه، من همیشه از در پارکینگ وارد می‌شوم که انباری‌ها هم آن‌جا هستند و فاضلاب و لوله‌ها و تاسیسات. مدتی است از داخل پارکینگ، آسانسور هست که مستقیما دم در اطاقمان نگه می‌دارد. جای قشنگی نیست ولی چون ورودی خانه‌مان روی شیب است و پیاده رفتنش کمی نفس می‌برد وارد شدن از در پارکینگ را ترجیح می‌دهم چون لازم نیست سربالایی را پیاده طی کنم، یک در را کمتر باز می‌کنم و چند دقیقه هم زودتر می‌رسم.» اطلاع‌رسان مسن دیگری اما می‌گوید که به دلیل ترسش از آسانسور تنها زمانی این مسیر را انتخاب می‌کند که شخص دیگری را همراه خودش داشته باشد. یک اطلاع‌رسان جوان و ورزشکار هم تجربه بالا رفتن از چند پله را برای رسیدن به فضای خانگی می‌پسندد؛ احتمالا به آن دلیل که پله، دعوتی است به هیجان و شیطنت روزهای کودکی. موضوعی که رد آن‌را در اندیشه‌های گاستون باشلار نیز می‌توان گرفت، زمانی که از تجربه عمودی خانه صحبت می‌کند و حس جابه‌جایی از زیرزمین تا اطاق زیرشیروانی را با رویکردی پدیدارشناسانه مورد بررسی قرار می‌دهد. (در هفته‌های آینده، کتاب «بوطیقای فضا»ی او معرفی خواهد شد.)

برخورداری خانه از نفوذپذیری کالبدی مناسب، با کیفیت آن و رضایت از زندگی در ارتباطی تنگاتنگ قرار دارد و این، سومین مسیری است که می‌تواند موضوع نفوذپذیری کالبدی را به وادی فرهنگ هدایت کند. حال، منظور از نفوذپذیری کالبدی مناسب چیست؟ بررسی کیفیِ فضاهای خانگیِ شش خانواده از یک گروه خویشاوندی که توسط نگارنده صورت گرفته، حاوی موارد زیر است:

ملزومات ورود سواره

گشودگی در برابر وسایل نقلیه، یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین این موارد است که امروزه توانسته خود را به شاخصی اقتصادی نیز برای سنجش مطلوبیت فضای خانگی تبدیل کند. داشتن یا نداشتن پارکینگ و همین‌طور تعداد و موقعیت پارکینگ‌ها در بسیاری از شهرها و مناطق، با قیمت خانه در ارتباط قرار می‌گیرند. به عنوان مثال، این اطلاع‌رسان در ذکر معایب خانه‌اش می‌گوید: «دوست دارم خانه طوری باشد که با ماشین بتوانی وارد حیاط شوی ولی این‌جا این امکان را ندارد و حتی موتور سیکلتم به سختی داخل حیاط جا می‌شود و اگر با سر وارد شوم باید با ته خارجش کنم. جایی برای دور زدن نیست.» و یا این یکی در محاسن خانه‌اش باز به این مورد اشاره می‌کند: «با ماشین تا داخل حیاط می‌توانیم بیاییم و وسایل را داخل پیاده کنیم و این خیلی خوب است. فقط پل دم در ورودی باید کمی عریض شود که ماشین راحت‌تر داخل شود وگرنه مشکل دیگری ندارد و راحت است.» تجربه یکی دیگر از اطلاع‌رسانان گویای آنست که حتی درک افراد از ابعاد خانه، با ابعاد وسیله نقلیه‌شان عمیقا در ارتباط است. او توضیح می‌دهد: «ابعاد ماشین، خیلی در احساس آدم نسبت به ورودی مهم است. درِ حیاط ما را طوری ساخته‌اند که ماشینِ از یک حدی بلندتر امکان ورود به آن را ندارد. البته ما با پراید برای ورود و خروج مشکلی نداریم ولی مثلا در خانه پدریم در ما طوری بود که با ماشین آهو راحت نمی‌شد داخلش شوی. آن موقع پدرم مبلغ قابل توجهی برای هیدرولیک کردن فرمان ماشین داد و آرزو داشت در را بزرگ کند که آن زمان میسر نشد. بعدها که پدرم در را بزرگ کرد دیگر آهو را نداشتیم ولی این احساس کوچک بودن در، از همان زمان برایش مانده بود.» این موضوع بدون‌شک، در ارتباط بین معماری با شهرسازی قابل طرح است و بحث را به موضوعاتی چون عرض معابر، اختلاف سطح درون و بیرون، اتصالات آن‌ها به هم و... می‌کشاند.

ملزومات حمل بار

افراد برای زندگی در فضای خانگی، نیازمند در اختیار داشتن ابزارها و وسایلی در مجاورتشان و به صورتی روزمره هستند، اتفاقی که با وقوع انقلاب صنعتی، اشیاء بیشتری را روانه خانه‌ها کرده است. این مسئله، در کنار بلندمرتبه‌سازی، نفوذپذیری کالبدی وسایل را به موضوعی مهم در ارتباط با فضاهای خانگی تبدیل کرده است. ذکر دو نمونه از تجربیات اطلاع‌رسانان پژوهش حاضر در این خصوص مناسب به نظر می‌رسد:

تجربه یکی از ساکنان خانه‌های شخصی نسبتا قدیمی: «ورودی خانه ما راحت نیست. راهرویمان عرضش کم است و دو نفر نمی‌توانند با هم وارد شوند. در هم اندازه‌اش مناسب نیست. گاهی یک وسیله که برای خانه می‌خریم راحت داخل نمی‌شود و گاهی حتی مجبور می‌شویم از خرید وسیله‌ای که دوست داریم به خاطر همین مسئله خودداری کنیم، مثلا در خرید یخچال فریزر.» و دیگری، شخصی که ساکن یکی از برج‌های بزرگ پایتخت است: «خانه ما از نظر داخل و خارج کردن ابزار و وسایل دردسر دارد، خصوصا که آسانسوری برای حمل بار نداریم و اندازه آسانسورهای موجودمان هم کوچک است یا باید کارگر بگیریم (و به ازاء هر طبقه، 5-4 هزار تومان پول بدهیم) و یا نُه طبقه، وسیله را روی دست ببریم. این اواخر، صندلی کامپیوترم را مجبور شدم طبقه‌طبقه خودم به داخل بیاورم.»

مشابه این موضوع را یکی دیگر از ساکنان همین فضا در مورد حمل زباله به صورت دستی یا با آسانسور طرح کرده که مطلوبیت مجتمع‌های مسکونی را کاهش می‌دهد.

ضرورت حفظ حریم

نفوذپذیری کالبدی به فضای خانه، با نفوذپذیری بصری در ارتباطی مستقیم قرار می‌گیرد، موضوعی که در یادداشت جداگانه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. این موضوع خصوصا در مورد زنان صادق است. به عنوان مثال می‌توان به این اطلاع‌رسان اشاره کرد: «ورودی به این شکل را دوست ندارم چون وقتی در کوچه باز شود و مثلا 5 نفر با هم بخواهند وارد خانه شوند، تا اولی وارد اطاق شود و آخری، در کوچه را ببندد از داخل کوچه تا ته فضای اطاق در معرض دید غریبه‌هاست. دوست داشتم حریمی راهرو مانند وجود داشت و به هنگام ورود، حریم داخل خانه را از بیرون حفظ می‌کرد. الان این حریم‌ها به هم متصلند که خوب نیست.» استفاده از پرده در مقابل در ورودی، تدبیری است که در یکی از خانه‌ها برای رفع این مشکل اندیشیده شده است. ناگفته نماند که این حریم، علاوه بر حس بینایی، با حس شنوایی نیز در ارتباط است. به عنوان مثال، یکی از اطلاع‌رسانان، در این خصوص می‌گوید: «از نظر ورودیِ داخلیِ آپارتمان ما فقط 2 واحد در هر طبقه هستیم که خیلی خوب است چون این‌جا طبقاتی را داریم که تا 5 واحد در کنار هم هستند و خیلی آمد و شد و سروصدا و کثیفی دارد.»

لحاظ کردن تعاملات مرزی

همواره برخی تعاملات انسانی در فضاهای مرزی انجام شده و از این‌رو توجه به طراحی درست آن‌ها ضروری است. در مورد فضاهای خانگی، ارتباط با همسایه‌ها یا کسانی که برای گرفتن اطلاعات مراجعه می‌کنند (ماموران برق، آمارگیران و...) از جمله موارد مربوط به این محدوده است. یکی از اطلاع‌رسانان در این‌باره می‌گوید: «درِ دستشویی ما کنار درِ ورودی است و اگر کسی دم در، در حال صحبت با همسایه‌ها باشد شخصی که داخل دستشویی است نمی‌تواند از آن خارج شود. در فرهنگ ما یکسری اتفاقات به صورت معمول، دم‌دری است ولی ورودی ما امکان ایجاد این نوع از روابط را نمی‌دهد چون به محض توقف جلوی در، مسیر راهرو را سد می‌کنی. انگار این‌جا همیشه همه منتظرند ببینند کی کسی در راهرو نیست که درشان را باز کنند و از خانه خارج شوند چون به محض باز شدن در، داخل خانه معلوم است.»

مخدوش نکردن مرز پاکی/ناپاکی

«هر نوع نظمی، چه ذهنی و چه در جهان برون، در طول فرآیند قدرتمند خویش ذرات و پدیده‌های ناپاک را از خود طرد می‌کند. این عمل در دو مرحله انجام می‌گیرد: در مرحله نخست، ناپاکی به مثابه پدیده‌ای  برون از مکان و خطری برای نظم موجود درک می‌شود و بنابراین، ناشایستگی آن روشن و ضرورت دفع آن مشخص می‌شود.» (داگلاس، به نقل از فکوهی، 1381: 264) پاکی و ناپاکی از دیگر موضوعاتی است که به واسطه فرهنگی مشخص می‌شود و در انسان‌شناسی، اهمیت بسیاری دارد. خانه به عنوان فضای درونی، قلمرو پاکی است و می‌بایست از فضای بیرون (که حتی وقتی کثیف نیست به اندازه درون، پاک تلقی نمی‌شود) به واسطه مرزهایی مشخص، متمایز گردد. بی‌توجهی به این مرزها به منزله ورود آلودگی به فضای داخلی بوده و مطلوب تلقی نمی‌شود. یکی از اطلاع‌رسانان درخصوص این موضوع می‌گوید: « یکی از مهم‌ترین مشکلات من اینست که مجبوریم با کفش وارد خانه شویم و بعضی‌ها هم با همان کفش وارد می‌شوند و در بخش‌های دیگر خانه راه می‌روند. خصوصا کمی غریبه‌ترها که برای رسمی بودن، با کفش وارد می‌شوند.  من از این قضیه دل خوشی ندارم. ورودی باید کمی از فضای داخلی فاصله داشته باشد که کثیفی‌ها وارد خانه نشود. مثل قدیم که راهروی باریکی بود که در آن کفش‌ها را می‌کندی. من با کفش وارد شدن را دوست ندارم. خودم هم تا وقتی مطمئن نشوم جایی باید با کفش وارد شوم یا نه، با کفش وارد نمی‌شوم. ما اروپایی نیستیم. فرش کف خانه‌هایمان است و روی آن می‌خوابیم، غذا می‌خوریم و حتی نان پهن می‌کنیم که خشک شود. این‌جا به خاطر فرش، کف خانه را نمی‌شود مرتب ضدعفونی کرد. شستنش هم جدای از سخت بودنش، مقدور نیست.»

نیازهای زیبایی‌شناسانه

آخرین موردی که در این‌جا می‌بایست به آن پرداخت مواردی زیبایی‌شناسانه است که برخی افراد به عنوان ضرورت‌های جابه‌جایی پیاده بین درون و برون عنوان می‌کنند. به عنوان مثال، این اطلاع‌رسان می‌گوید: « از محیط بیرون خانه‌مان خوشم نمی‌آید چون هم کنارش یک زمین خالی است و هم خانه روبه‌رویی‌مان نیمه‌ساز رها شده و میله‌های آهن هوا شده را آدم مجبور است ببیند. اگر این‌جا را زودتر بسازند فکر کنم بهتر شود.» و یا یکی دیگر: « ترجیحم آن بود که جلوی در خانه یک حیاط مانند باشد و فضایی طبیعی داشته باشد.»

از آن‌چه گفته شد چنین برمی‌آید که نفوذپذیری کالبدی به معنای رفت‌وآمد پیاده و سواره انسان بین درون و بیرون و همچنین جابه‌جایی چیزهایی است که امتداد حضور و وجود او هستند؛ موضوعی که خود تلاقی‌های بسیاری با بحث فرهنگ ساکنان دارد.

 

منابع:

  • فکوهی، ناصر، 1381، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نی.
  • باشلار، گاستن، 1391، بوطیقای فضا، مریم کمالی و محمد شیربچه، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.
  • غزنویان، زهرا، 139، انسان شناسی فضای خانگی شهری؛ از مطلوبیت تا واقعیت، پایان نامه کارشناسی ارشد، استاد راهنما: ناصر فکوهی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.

زهرا غزنوی
به نقل از سایت انسان شناسی و فرهنگ



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید