تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2923

نقدی بر معماری وسایر هنر ها و جلسات هم اندیشی( اكادمی افلاطون )

خوشا بحال استادی كه شاگردش از او پیشی بگیرد (لئوناردو داوینچی )

پروردگار عالم والاترین هنرمند است هنرمندی كه دنیا و همه زیبائی ها را آفریده و هرچه هنر داریم از اوست .
هنرها شامل معماری - نقاشی - مجسمه سازی- موسیقی- تئاتر و شاعری ... بوده و این هنر ها بطورعرضی باهم درارتباط هستند زیرا منشا همه آنها زیبایی و الهام ازطبیعت و عرفان است.

زیبایی شكلی و روحی از خواص اصلی هنر ها می باشند . بعضی از هنر ها دارای ( زیبایی رفتاری ) و بعضی دارای (زیبایی رفتاری و بصری و حسی و شنوایی ) میباشند . مثلا" درمعماری نسبت بین طول وعرض و ارتفاع باعث زیبایی می¬شود و لیكن در موسیقی نسبت¬های صوتی منجر به زیبایی می¬شود. كه با این سنجش می¬توانیم بگوییم یکی از تفاوت¬های بین معماری و موسیقی در دریافت تناسب در اثر هنری است که در معماری توسط دیدن و در موسیقی به صورت شنیداری یافت می¬شود در تئاتر بصورت دیدن مقطعی و حسی و لیكن در معماری توسط دیدن پایدار و احساس زیبایی فضایی میباشد .

هنر ها تشابهاتی با یكدیگر دارندكه در دو هنر معماری و موسیقی مخصوصا"تشابه هایی وجود داشته كه قابل لمس است كه بشرح زیر است :

1- ایده یا concept :

خلق اثر که بر اساس سبک خواسته شده طراحی موسیقیایی و یا معماری می¬شوند.
هماهنگی: در معماری سازماندهی عناصر و ترکیب آنها در یک فضا و در موسیقی با استفاده ازساز ها به جود می¬آید.

2- تنوع و یکنواختی:

تکرار عناصر فضایی در معماری و کاربرد مکررآن ممکن است به ترکیبی یکنواخت و خسته¬کننده منجر شود.
از طرف دیگرتنوع¬طلبی افراطی و یا نوظهور در ایجاد حجم به منظور ایجاد جذابیت بیشتر در آثار باعث ایجاد نوعی آشفتگی دیداری و سردر گمی شده و در موسیقی این آشفتگی و هرج و مرج برخی اوقات باعث پیدایش افت كل متن میگردد .

3-ریتم:

در معماری ساده¬ترین نوع ریتم تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم ویا دورانی است و در موسیقی اصلیت بر وجود ریتم است و در تئاتر این خصیصه كمتر یافت میشود و یا اصلا" وجود ندارد .

4- سكون:

سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه¬ای کاربردی دارد. پاگرد پله¬ها، میادین و گره¬های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری - جلب توجه بیننده عامل مکث و سکون را می¬توان به خوبی پدید آورد. قرارگیری

(یک اثر هنری در راستای یک مسیر حرکتی)

تأثیرات سكون در معماری

: عوامل متعددی از جمله سكون درایجاد ایده¬ها و مفاهیم آثار معماری مؤثرند. در این رابطه استفاده در فضاهای خاص معماری بسیار مد نظر است در فضاهایی با عملکرد فرهنگی و هنری و توریستی و... كه به تلطیف فضا و روان کمک می¬کند و در هنر هائی همچون موسیقی و یا تئاتر سكون كمتر دیده شده و جایگاه كمتری دارد و این سكون در موسیقی برخی اوقات باعث تغییر ریتم و برخی دیگر باعث ادامه میباشد و در تئاترسكون نشانگر انتقال حركت ازدیگر بازیكن است و این مورد در مجسمه سازی به چشم نمی خورد زیرا این هنر كلا" ساكت است .

تاثیر سایر هنر ها ( موسیقی و نقاشی .... ) در معماری :

تأثیر موسیقی بر معماری با انگیزه کیفیت بخشیدن به فضا کاملاً واضح است (کاربرد در مراکز تفریحی- فرهنگی).
تأثیر معماری بر موسیقی را می¬توان به ساخت ملودی¬ها و آهنگ¬هایی درباره برخی آثار فرهنگی و تاریخی به عنوان یک اثر یادمانی خلاصه کرد برگزاری مراسم کنسرت در برخی مکان¬های تاریخی و فرهنگ¬دار خاص تأثیر خود را بر نحوه برگزاری می¬گذارد.

بزرگان گفته اند : معماری موسیقی منجمد است. معماری موسیقی خاموش است.
معماری ایجاد فضای مادی و معنوی می¬کند ولی موسیقی فقط ایجاد فضای معنوی می¬کند بعبارت دیگر موسیقی معماری زمان است و معماری موسیقی مکان. موسیقی را روح زمان و معماری را روح مکان نامیده¬اند.

هنر مجسمه سازی با معماری جنبه تكاملی دارد و در بناهای با ارزش موجود از زمانهای دور مخصوصا" بناهای موجود در یونان و ایتالیا را مورد توجه قرار دهیم مشاهده میشود كه مجسمه ها در آنها مكمل بناها میباشند .

معماری موسیقی جامد است همان موسیقی است که در عالم غیر مادی جریان دارد و معماری ایرانی مصداق بارز و عینی در جهان مادی دستگاه¬ها و نغمه¬های موسیقی ایرانی است .

اگر به فضاهای معماری ایرانی قدیم پا گذاشته شود حتماً به راز جاودانگی و سحرانگیزی این فضاها اقرار می-کنید. چگونه می¬توان میدان نقش جهان را دید و در آن زندگی کرد و روح آدمی در آن به پرواز درآید بی¬آنکه نغمه خوشی از عالم ملکوت را در گوش ما زمزمه کند. وقتی از سردر بازار قیصریه وارد میدان شویم اگر با موسیقی ایران آشنا باشیم احساس می¬کنیم که دستگاه شور را برای ما زمزمه می¬کند اول طاق ¬نماهای موزون را می¬بینیم که هم چون ریتم در موسیقی ایران به دنبال هم هستند و در چند پرده نزدیک به هم نواخته می¬ شوند پیش می¬رویم تا به عالی¬قاپو می¬رسیم که همان شهناز است بعد به زیرافکن و فرود و به مسجد شاه که همان گوشه اوج است میرسد و بعد مسجد شیخ¬لطف¬ا... که گوشه سلمک را تداعی می¬کند تا دوباره می¬رسد به سردر قیصریه.

موسیقی ایرانی را باید شنید همانگونه که معماری ایرانی را باید دید و به قضاوت نشست بی¬شک یکی از عمده دلایل سحرانگیزی فضای ایرانی همین پیوند با موسیقی است.

با توجه به موارد فوق میتوان به این نتجه رسید كه خلاقیت های هنری همگی دارای مولفه های خاص خود و یا مشترك با سایر هنر ها میباشند و لازم است خلاقیت های هنر مند ان در هر زمینه هنری شناسایی و پرورانده شود .
هنر ذاتی است و لیكن رسیدن به درجات عالیه هنری نیاز به پرورش و كوشش دارد .

روزها و یا سالیان دراز را باید جهت آموختن یكی از هنر ها كوشش نمود مجسمه ساز با یاد گیری قواعد لازمه میتواند نسبت به خلق اثری بدیع دست بزند . نقاش با توجه به تعلیمات گرفته شده و شناخت رنگها و خطوط و فضا ها اثر بدیعی بوجود می آورد موسیقیدان با شناخت نت ها و الهام از طبیعت نوای دل می نواز د ومعمار با الهام ازطبیعت و تفكر خود و شناخت از بنا ها و تاریخ هنر طرح خود را ارائه میدهد .

جلسات هم اندیشی یا آكادمی هنر (باغ افلاطون )

هنر مندان نیاز به آموزش و تفكر و پرور ش فكری و هنری خود داشته واین مهم با تعلیم و تعلم و گردهمائی های هنری قابل انجام میگرددكه عالی ترین این موارد گرد همایی و هم اندیشی است .
در جلسات هم اندیشی كه با حضوراساتیدو صاحب نظران و اندیشمندان و د انش پژوهان و دانشجویان تشكیل میشود این فرصت فراهم میگرددكه حاضران در جلسه بدون دغدغه و به دور از خرده گیری های لازمه و درجات علمی مطلب و دیدگاه خود را درآن باب بیان نمایند و توسط حاضران در جلسه مورد نقد و گفتگو قرار گیرد و همزمان ازنقد و بررسیهای انجامی بهره جویند .

مشاوره و تبادل اطلاعات فنی و علم و هنری از اصول اولیه و اركان جامعه مدنی است .
در جامعه مدنی هنرمندان با مطالعه وتحقیق و پژوهش و تبادل نظر میتوانند باعث شكوفایی پرورش قشر هنرمند و مخصوصا" هنرمندان جوان بگردند و بدین گونه است كه هنر ارتقاء پیدا میكند و جوانان جای استادان خود را پرخواهند كرد .بطور خلاصه میتوان گفت كه تشكیل جلسات هم اندیشی همانند باغ اكادمی افلاطون بوده و باعث نزدیكی هنر و هنر پژوهان و حاضران با یكدیگر میگردد .
جلسات هم اندیشی را آكادمی افلاطون بنامیم و آنرا پاس بداریم و حضور در آن را همچون گلستان غنیمت شماریم .

بیژن علی آبادی - آذر 1390

موضوعات مرتبط : هم اندیشی    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید