تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1646

نقش آموزشی موزه ها در توسعه پایدار

موزه یکی از نهادهای مهم فرهنگی است که بعد از رنسانس در توسعه جوامع نقش مهمی را ایفا نموده است. اگر به تاریخ تحول موزه ها توجه نماییم، در خواهیم یافت که موزه ها در طول تاریخ سه نوع نقش مهم را ایفا نموده اند:

  1.  نقش تفریحی
  2.  نقش آموزشی
  3.  نقش علمی

در شرایط کنونی نقش تفریحی موزه ها به مرور به نقش آموزشی و علمی تبدیل می شود. در این میان نقش آموزشی موزه ها، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بعضی سعی می کنند برای موزه ها نقش صرفاً اقتصادی قایل شوند، در حالی که در طول تاریخ هرگز چنین نقشی به موزه ها داده نشده است و موزه ها همواره در طول تاریخ از آغاز شکل گیری با نقش آموزشی توأم بوده است.

Mooze -va -toseeye -payedar -1

تعریفی که «ایکوم» شورای بین المللی موزه ها در یازدهمین مجمع عمومی خود در ژوئن 1974 در کپنهاک ارائه نمود، هدف موزه را چنین بیان می نماید:

Mooze -va -toseeye -payedar -2موزه موسسه ای است دائمی و بدون هدف مادی که درهای آن به روی همگان گشوده است و در خدمت جامعه و پیشرفت آن فعالیت می کند. هدف موزه ها تحقیق در مورد شواهد برجای مانده انسان و محیط زیست او و گردآوری و حفظ و ایجاد ارتباط بین این آثار بویژه به نمایش گذاردن آنها به منظور بررسی و بهره وری معنوی است. در این تعریف نقش موزه کاملاً آموزشی و علمی در نظر گرفته شده و اگر چنانچه با دید آموزشی و علمی به موزه ها نگریسته شود، می تواند در توسعه جامعه نقش ارزنده ای ایفا نماید.

موزه به شکل امروزی خود در اواخر قرن سوم پیش از میلاد توسط بطلیموس در اسکندریه تاسیس شد. این موزه را شخصی به نام دمتریوس که از آنجا به اسکندریه تبعید شده بود، به دستور بطلیموس ایجاد نمود. او که از کوشش های ارسطو در گردآوردن و طبقه بندی کتاب ها و معلومات بشری و انواع حیوانات و گیاهان و انواع حکومت ها الهام گرفته بود، توصیه کرد تعدادی بنا تحت عنوان اتاق برای آموزش، حیاط، رواق، باغ، رصدخانه و کتابخانه بزرگی ساخته شد که چهار گروه محقق در آن زندگی می کردند: منجمان، نویسندگان، ریاضی دانان و پزشکان که وظیفه آنان تحقیق در علوم تجربی و جمع آوری اسناد علمی در رشته های مختلف بود.

در قرون وسطا به دلیل حاکمیت کلیسا و تفتیش عقاید، نقش آموزشی موزه ها تقریباً متوقف شد و آثار هنری معاصر با گذشتگان در گنجینه های کلیساها و صومعه ها جمع آوری و نگهداری می شدند. تنها توجه به زهد و تقوا و نیز رعایت شکوه و جلال مراسم مذهبی در این مجموعه ها مدنظر بوده است و در مواردی نیز این مجموعه ها جنبه تفریحی و تزیینی داشته است که به وسیله اسقف های اعظم و شاهزادگان در قصرهای خود جمع آوری و نگهداری می شده اند. نقش آموزشی موزه ها به دلیل رکود فعالیت نهادهای علمی و تحقیقاتی عملاً به بوته فراموشی سپرده شد که این امر موجب رکود هنر، صنعت، تکنولوژی، ادبیات و فلسفه در غرب گردید. در این مقطع عملاً جای خالی موزه ها در آموزش جامعه احساس می گردد. زیرا در هر جامعه ای که توجه به علم و دانش کم رنگ شود موزه ها هم به تبع آن عملکرد خود را از دست خواهند داد.

رنسانس و نقش آموزشی موزه ها

با آغاز رنسانس و شکوفایی علم و دانش در اروپا پس از قرن پانزدهم میلادی، موزه ها هم به موازات رشد و توسعه علوم مختلف فعالیت خود را آغاز کرده و در رشد و توسعه جوامع اروپایی نقش مهمی را ایفا نمودند. در عصر رنسانس که انسان به علم و دنیوی شدن آن توجه کرده بود، به موزه ها نیز توجه کرد، چون تنها محصول مادی علم که برای انسان محسوس است، موزه است.

Mooze -va -toseeye -payedar -3در آغاز رنسانس در اروپا، نهضت فلسفی - ادبی اومانیسم نیز در شهرهای اروپایی اوج گرفت و مردم آن سامان را مجذوب خود کرد. این نهضت با تکیه بر دستاوردهای ملموس انسان، اندیشه مردم را از دین به فلسفه و از آسمان به زمین و از ذهنیت به عینیت، از تئوری به عمل، از تعبد به تعقل و از توهم به تجربه معطوف ساختند و غنای فکری و هنری دنیای باستان را به نسلی حیرت زده باز نمودند. نسلی که از یکنواختی حاکمیت مذهبی کلیسا در طول ده قرن به ستوه آمده بود و به دنبال روزنه­ای بود که از چهارچوب قرون وسطا و حاکمیت آن رهایی یابد. مناسب ترین موضوع مطالعه که اومانیست ها به دنبال آن بودند، خود انسان با همه توانایی های درونی و زیبایی جسمانی و با همه خوشی ها و دردها حواس و عواطف و نیازهای دنیوی بود و به این نکات با همان دیدی پرداخته می شد که در ادبیات و هنر یونان و روم باستان تجلی کرده بود و مواد مطالعه و اسناد ملموس آنها تنها اشیای موزه ای می توانست باشد. آنها زبان لاتین را به عنوان وسیله بیان ادبیات عصر خود احیا کردند و در زمینه هنرهای معماری، مجسمه سازی، نقاشی و موسیقی، تحولات چشمگیری به عمل آمد و در زمینه تاریخ با موشکافی و مطالعه دقیق منابع، تنظیم مطالب به صورت مرتب و روشن، جان بخشیدن و جنبه انسانی دادن به گذشته از راه تلفیق زندگی نامه با تاریخ و ارتقای روایت های خود به سطح فلسفی از طریق روشن کردن علل با جریانات و معلول ها و نیز با مطالعه قوانین و درس های تاریخ به رواج وقایع نگاری های قرون وسطایی که مغشوش و غیر انتقادی بود، پایان دادند. علم باستان شناسی به صحنه آمد و در ایجاد پلی که میراث یونان و روم را به ذهن های نوین منتقل می کرد، نقش به سزایی ایفا نمود و کلکسیون های خصوصی با آثار کلاسیک، مجسمه ها، نسخه های خطی، گلدان ها، مسکوکات و جواهرات عهد باستان که در قرون وسطا به فراموشی سپرده شده بود، زنده شد.

جامعه ای که در تب و تاب استقلال فکری و علمی است، شیفته آثاری است که آنان را به طور محسوس و ملموس با جوامع درخشان گذشته مرتبط می سازد و مردم برای پر کردن خلاءهای هویت ملی خود، موزه ها و کلکسیون های خصوصی را تنها پناهگاه خویش احساس می کنند.

در قرن پانزدهم، جنبش اومانیستی موجب شد که شاهزادگان مناطق شمالی ایتالیا نسبت به ضرورت حفظ میراث گذشته توجهی خاص مبذول دارند. ضمناً این جنبش با تلطسف ذوق مردم و تعیین حد و مرز برای انتخاب آثار هنری باعث شد که در دوران حکومت سلسله های گُنِزاک، واسِت، اولین مراکز گردآوری اشیای عتیقه ایجاد شود و این کلکسیون ها موجب گردید که در هنرمندان عصر جدید تحول ایجاد شود و هنرمندان با الهام از هنرهای گذشته در سبک ها تحول ایجاد نمایند و هم زمان موزه اشیای عتیقه کاپیتول توسط پاپ سیکستوس چهارم در 1471 میلادی در شهر رم تاسیس شد. این موزه دیگر کلکسیونی شخصی نبود، بلکه مجموعه ای با ارزش از مجسمه های هنرمندان قدیمی بود که محل آموزش و الهام هنرمندان شد. در ادامه آن پاپ یولیوس دوم، آثار باستانی را در محوطه عمارت ساختمانی در واتیکان گردآورد. موزه انیس و موزه پیتی، در فلورانس استقرار یافتند و کلکسیون های پرشکوه شاهزادگان در اسکوریان ماورد و وین و ... شکل گرفتند و نقش آموزشی خود را در آگاهی جامعه آغاز کردند، همزمان با شکل گیری مدارس و دانشگاه ها، موزه ها نیز به موازات مراکز علمی که مکمل یکدیگر محسوب می شدند، شکل گرفتند و جامعه را به سوی یک انقلاب صنعتی هدایت نمودند.

در اواخر قرن هجدهم که موزه در مفهوم امروزی آن شکل گرفت. و پیشرفت علوم، گسترش دامنه کنجکاوی مردم، کشش به سوی یافته های باستان شناسی و پیدایش اولین جوامع دانشگاهی به این امر کمک کرد، موزه ها به عنوان یک آزمایشگاه و مرکزی که رابطه تنگاتنگی با مراکز دانشگاهی داشت، فعال شد.

هر پایگاه علمی در صدد ایجاد موزه و محلی برای نمایش آثار علمی بود، دانش اندوختگان رابطه شان را با موزه روز به روز افزایش داده و موزه داران نیز سعی می کردند، موزه ها را غنی تر کرده و نقش آموزشی آنها را تقویت نمایند. آثار مخترعین، صنعتگران، جهانگردان و کاوشگران علمی و هدایا به موزه ها راه می یافت و به تبع آن دانش آموختگان به همان اندازه که به کتابخانه نیاز داشتند، در موزه ها نیز فعال بودند. بازتاب های گوناگون این روحیه و طرز تفکر را در اروپای قرن هیجدهم یعنی قرن علم و صنعت و معرفت مشاهده می کنیم.

پارلمان انگلستان از سال 1753 تشکیلات اولیه بریتیش میوزیوم را برپا کرد. به فرمان پاپ بنوای چهاردهم در سال 1740 گالری تابلوهای نقاشی موزه کاپیتول استقرار یافت. در سال 1779 موزه کاسل در آلمان و در سال 1764 موزه ارمیتاژ در روسیه تأسیس گردید. در روم هنر معماری به منظور تأسیس ساختمان های جدید برای موزه ها متحول گردید و سبک های نو در معماری به وجود آمد که معروف ترین سبک آن نئوکلاسیسم بود که در این سبک سعی گردید هر کاری به شیوه یونان باستان انجام شود. بنابراین هنر معماری در خدمت موزه ها درآمد و نقش موزه ها در هنر معماری تجلی بیشتری یافت و در این رابطه سبک های جدید بوجود آمدند.

تحول در موزه ها با تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ارتباط مستقیم دارد و همین امر را می توان رمز پیشرفت سریع کشورهای صنعتی به شمار آورد.

علم باستان شناسی و آثار موزه ای که در اواخر قرن هیجدهم فعالیت های علمی خود را آغاز نمود، تاثیر زیادی در مکتب رمانتیسم و در روند تحولات هنری و ادبی و صنعتی در اروپا بوجود آورد. سبک هنری نئوکلاسیسم زاییده تفکر رمانتیک در اروپاست که این سبک شدیداً تحت تاثیر آثار موزه ای قرار گرفت.

نقش آموزشی موزه ها در این دوره حساس از این هم فراتر رفت. شیفتگی رمانتیک مابانه به آثار تاریخی و اشیای موزه ای، با کنجکاوی باستان شناسانه برای پی بردن به واقعیت ها و مدارک تاریخی در آمیخت و هنر نئوکلاسیسم را بوجود آورد. هنرمندان در رشته های مختلف هنری با الهام از آثار موزه ها آثاری را خلق کردند که نشان دهنده نقش آموزشی موزه هاست. برای نمونه مجسمه معروف «جرج واشنگتن» اثر هوریشیو گرنیو، پیکرتراش آمریکایی را می توان نام برد که مفاهیم خدای باستانی یونانیان یعنی زئوس را با انسان معاصر درمی آمیزد و به گونه ای که در ردای زئوس را به شیوه یونانیان برتن کرده و عصای زئوس را نیز به دست گرفته که بیانگر یک انسان قانونگزار و سمبل قدرت یک ملت است. در چنین هنگامه ای است که موزه ها نقش مهمی را در آموزش و حفظ هویت انسانی ایفا می نمایند. موزه ها برای حفظ میراث گذشته و نجات آنها وارد صحنه می شوند و به موازات رشد صنعت  تکنولوژی مواریث گذشته از قبیل صنایع دستی،هنرهای سنتی، صنایع قدیم را از تهدیدات مدرنیزم نجات می بخشند. موزه های صنایع دستی و هنرهای سنتی برای حفظ مواریث فرهنگی توسعه می یابند تا هویت ملی را در مقابل تهاجم مدرنیزم حفاظت نمایند. موزه های مردم شناسی این مسئولیت را بیش از همه موزه ها به عهده می گیرند.

در اواخر قرن نوزدهم، درصدد برآمدند تا از موزه ها برای آموزش و پرورش جوانان سود جویند. کشورهای آمریکا، انگلستان، سوئد و بلژیک در رأس این حرکت قرار گرفتند و حتی تسهیلاتی فراهم آوردند تا جوانان در سنین پایین از طریق بازدید موزه ها و ایجاد موزه در مدارس با آثار هنری آشنا شوند. کشور ایتالیا به موجب تصویب نامه سال 1923 تدریس تاریخ هنر را در مدارس اجباری اعلام کرد و به این ترتیب به پیشبرد اصولی که امروزه در کشور فرانسه در کتاب های راهنمای معلمان ابتدایی و متوسطه گنجانده شده است، کمک کرد. یکی از پیامدهای اجرای اصول مذکور این بود که با چاپ تصاویر آثار موجود در موزه ها، در تصاویر کتاب های درسی تجدیدنظر کلی به عمل آمد. همزمان با این امر به تدریج مفهوم دیگری از موزه تعمیم و گسترش یافت و آن استفاده از موزه به عنوان وسیله ای برای کمک به فرهنگ عمومی در کلیه سطوح اجتماعی است.

در قرن بیستم موزه ها رسالت مهم تری به عهده گرفتند و آن نقش تربیتی و آموزشی است که هدف اصلی موزه ها است. هر چند که در دوره های قبل نیز موزه ها نقش آموزشی خود را ایفا می نمودند ولی در این دوره بر نقش آموزشی موزه ها تاکید بیشتری شده است. در اعتقادها و برنامه های دائره المعارف و نیز در اساس مصوبات کنوانسیون ها، موضوع استفاده از موزه به عنوان مرکزی آموزشی مطرح و ثبت شده است.

تفاوتی که این تاکید با گذشته دارد، این است که در گذشته تنها از یک زاویه خاص، یعنی آموزش هنر و تاریخ هنر به موضوع توجه می شده است.

از دهه شصت به بعد، نقش آموزشی برای موزه ها تثبیت گردید و برای آمادگی بیشتر و تکمیل تحصیلات نظری متولیان تعلیم و تربیت تصمیم گرفتند تا در کنار آموزش و پرورش و دانشگاه ها، موزه ها را به گونه ای برنامه ریزی نمایند تا علوم مختلف را به ساده ترین شکل از طریق نمایش اشیا به صورت سه بعدی و از طریق ایجاد آزمایشگاه هایی بتوانند ساختمان اشیا و ترکیب پدیده ها را چه به صورت طبیعی و چه به صورت مصنوعی برای جوانان و نوجوانان تشریح نمایند.

 

بررسی و نوشته: یوسف منصورزاده

ویژه نامه موزه و توسعه -شماره 22- زمستان 1378
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید