تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1479

نقش شرقی باغ خیال

مقدمه

حرکت دستانی هنرمند، از طرح و رنگ و نخ تصویری خلق می کند. رویا به واقعیت می پیوندد و چهار فصل در کنار یکدیگر می نشینند و باور دیدگان ما یاری می کند نقش را تا باغ آفریده شود.

لبخند شادمانه گل ها به آسمان با رقص باشکوه شاخسار طولانی پیچ پیچ در هم تنیده شده و حرکت نرم و آرام رودی مصفا است که اگر گوش کنی. آوای دل انگیزش را همراه با طنین آواز پرندگان می شنوی و مست می شوی از این همه سرسبزی و زیبایی که زیر پایت زنده و شادمان حضور دارد و حضورش از اندیشه تو هستی می گیرد که باور می کنی بهار و بهشت خیالی را که با خود به خانه آورده ای.

زمانی که انسان از باغ فردوس به زمین خاکی رانده شد، همواره در تلاش برای یافتن بهشت گمشده اش بود و در دل طبیعت تمثیلی از آن جستجو می کرد. از آنجا که ارتباط نزدیک با طبیعت و عناصر آن در مقیاس وسیع در شهر، خصوصاً در مناطق کویری کمتر امکان پذیر است، غایت آرزوی معماران و هنرمندان در خلق آثار خود تصویر بخشی از طبیعت به عنوان نمادی از کل آن بوده تا بدین طریق انسان به یاری حواس پنجگانه و باور ذهنی خود اجزاء کوچک را تعمیم داده و فضای دلنشین آن را مجسم کند.

این هدف به شیوه ای تجسمی و مفهومی در خلق آثار هنری و خصوصاً در هنر شرق بیان شده است. طراحی معماری حیاط ها و فضاهای باز با به کارگیری آب و خاک و خورشید و نهایتاً گیاه، طبیعت در نقاشی، باغ در قالی و یا گل در گلدان، همگی استعاراتی هستند که به یاری تصور انسان منجر به تجسم باغ و بهشت موعود می گردند.

«در بافت و باور انسان از باغ به عنوان بهشت و اشاره متون مذهبی به آغاز خلقت آدم و حوا در باغ بهشت، قدیم ترین نشان اهمیت باغ در روند حیات انسان است» از زمانی که انسان به جهان خاکی فرستاده شده همیشه در تلاش بوده تا بهشت زمینی را که تجسمی از بهشت موعود است خلق کند از این رو تصور باغ در ذهن انسان همواره هستی-بخش بوده و به مثابه زنده کردن بخشی از زندگی است.

بشر امروز هنگامی که از شهر خاکستری عبوس خود دلگیر می شود، به طبیعت پناه می برد، فرقی نمی کند به کجا، به دیدن کویر خشک، جنگل سبز، افق دریا و یا عظمت کوهها می رود و با شنیدن صدای آب، عطر دل انگیز خاک، چشیدن شیرینی بهار، حس سردی صخره ها و یا احساس خوشایند لمس شن های سوزان، در خلوت و فارغ از قیود زندگی، روح غبار گرفته خود را جلایی تازه می بخشد.

انسان در رابطه خویش با طبیعت، مرز سیاسی را نمی شناسد، این جا حدود را مرزهای جغرافیایی و طبیعی تعیین می کنند و برای انسان ایرانی که بخش بزرگی از جغرافیای کشورش را کویر خشک و بی آب پوشانده، باغ که ترکیبی از احساس خوشایند آب و گیاه است اهمیتی صد چندان می یابد و رویای سرسبزی و آرامش آن، همواره او را از گرمای جهنمی به باغ بهشتی می خواند.

«در واحه، معاشقه با آب و گیاه است، تلاش برای وصال است، پناه بردن از گرمای جهنمی جبار به سایه طوبایی درخت است و دل سپردن به زمزمه مزامیری جویبار.»2 اما ایرانیان در آن زمان که در باغ حضور ندارند نقش تمثیلی آن را در فرش در درون خانه جلوه گر ساخته اند و نقش تمثیلی و انتزاعی درخت به صورت بته جقه بر پارچه و نقوش کاشی و غایت آن نقوش انتزاعی به شکل اسلیمی در همه فضاهای زندگی ایشان حضور یافته است.»3 آنها حس خنکی، طراوت و عطر درایت را به یکجا در حیاط های کوچک خانه های خود فراهم آورده اند، زیرا «اجرای طرح حیاط که زاینده نیروی مرکز گراست در فضای شهری عملی تر است و می تواند وسیله ساز تماسی اساسی با طبیعت باشد که لازمه زندگی ایرانی است.» «مکانی که درونش نفس حس می شود و طلب معنوی اش برآورده می شود.» و «تعبیه حوض سنتی در این فضای آرام، مرکزی را همچون جهت مثبت برای تخیل خلاقه فراهم می آورد.»4 و اینچنین بوده که انسان در ذهن خلاق با کمک نمادها و نشانه های موجود در محیط زندگی خود به خلق تصاویری از بهشت موعود می پردازد و زایش این تفکر به مدد خاطرات و با تکیه بر حواس پنجگانه او، مانند دیدن عرصه های مختلف باغ در نقش های تجریدی گیاهان که در نقش قالی ها، نقاشی ها یا کاشی کاری ها موجود بوده، همچنین با شنیدن صدای آب و حس خنکی دلپذیر نسیمی که از سوی حوض پر آب و فواره کوچکش در میان حیاط می آید، امکان پذیر گشته است.

در این خانه هاست که روح و جسم انسان به کمک تخیل شتافته، از نقش و رنگ و موسیقی، عاشقانه تصویری خلق می کند که او را تا بلند ای زیبایی و نهایت آرامش می برد.
اینجاست که صفای باطن، رویا را به حقیقت بدل می سازد و تصویر بهشت تمامی می یابد و «زیبایی نقشی می گردد که شما می بینید اگرچه چشم هایتان را ببندید و آوازی می شود که می شنوید اگرچه گوش هایتان را بگیرید.»5

تکیه بر دل و صفای باطن در کشف و شهود زیبایی در فرهنگ ایرانی چنان است که حافظ رخ زیبای یار را جلوه گاه و مظهر زیبایی دانسته و در چشم او نرگس رعنا و در روی او باغ را می بیند.
گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست را
وز رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شیشه های دیده ما پر گلاب کن

و یا در قصه صوفی که در میان گلستان سر بر زانوی مراقبت نهاده بود و یارانش او را شماتت می کردند که تفکر کن بر گلستان، شاعر می گوید:
گفت آثارش دلست بوالهوس
آن برون آثار، آثار است و بس
باغ ها و سبزه ها در عین حال
بر برون عکسش چو در آب روان
آن خیال باغ باشد آندر آب
که کند از لطف آب آن اضطراب
باغ ها و میوه ها اندر دل است
عکس لطف آن بر این آب و گل است

«پس اینگونه بودکه هنرمندی عاشق و شیفته و حساس شاخه گلی را می چید در اتاق پیش روی خود می نهاد و به آن خیره می شد و به یادش می سپرد و بعد که روی کاغذ می کشیدن، گلی می شد مظهر و نشانه همه گل های عالم... .» 6 نقش بستن منظر طبیعت و باغ در خیال انسان با کمک گرفتن از عناصر تجریدی و استعاری، تفکری مشترک در بسیاری از فرهنگ ها از دوران های گذشته تاکنون است. این شیوه نگرش را در خلق تصویر طبیعت در ذهن، یا به عباراتی دین همه گل های دنیا را در یک گل، در سرزمین ژاپن مشاهده می کنیم که ارتباط مستقیم با عقاید فسلفی و مذهبی و ریشه در فرهنگ آنان دارد. پیروان آیین «شینتو»7 در ژاپن اعتقاد دارند که عملاً در هر عنصر یا پدیده در طبیعت از کوه ها گرفته تا درختان، سنگ ها و آبشارها تصویر خدا را می توان دید، بنابراین احترام و اهمیت طبیعت به قدری است که در طراحی خانه، فضای درونی و فضای بیرونی، دو فضای جداگانه محسوب نمی شوند و از نظر طراحی، تلفیق فضاهای باز، بسته و نیمه بسته به شکلی صورت می گیرد که این دو فضا به صورت پیوسته دیده شوند، در این خانه ها ارتفاع پنجره طوری طراحی می گردد که انسان در حالت نشسته طبیعت بیرون را به راحتی مشاهده می کند. در استمرار همین نحوه تفکر در باغ سازی، «باغ هایی که به کانشو8 یا ذاکان9 به معنای تفکر و عبادت معروف اند به صورتی طراحی می گردند که بیننده در اتاقی در عمارت می نشیند و چشم انداز باغ را که طوری ساخته شده که به یک تصویر شباهت دارد، چونان یک پرده نقاشی عالی که مستلزم تماشای دقیق و طولانی است، به نظاره می نشیند.»10 تمایل به همسان سازی باغ ها با تصوراتی که از بهشتی به نام جوئودو11 به معنای سرزمین پاک در ذهن اشراف ژاپنی بود، سبب شد باغ ها در قرن دهم با طرح ها و تزئیناتی ساخته شوند که در متون مقدس از آن بهشت توصیف شده بود.

تلفیق چشم اندازهای طبیعت بکر با باغ های ساخت بشر نیز در این نوع باغ سازی معمول بوده، به طور مثال برکه و گیاهان اطراف باغ را که به شکلی نامنظم با هم ترکیب شده بودند طوری در مقابل کوهستانی که در پس زمینه آن بود قرار می دادند، که با استفاده از خطای چشم کاملاً با هم تلفیق شده و در هم آمیخته دیده شوند.

در طراحی باغ های ژاپنی دو روش دیگر نیز در نظر گرفته می شد که شامل میناتوری و کوچک کردن اندازه ها و تجرید یا استفاده از عناصر استعاری در فضا بود، این اصول با کمک مدل ها و تکنیک های مختلف سبب ایجاد تاثیری ناخودآگاه در ذهن بیننده می گردید. در این باغ ها که گاهی به کوچکی حیاط یک خانه هستند اگر انسان توقف کند و متمرکز بنگرد و فارغ از زمان و مکان ذهن را در دست استعاراتی که در ساخت و ترکیب عناصر تجریدی و یا اجزای مینیاتوری باغ است رها کند، شکوه، وسعت و عظمت طبیعت را در ابعاد کوچک و محدود آنها می بیند و همهمه و شور زندگی را در سکون و بی صدایی آنها می شنود و این لحظه ای است که زمان می ایستد و او فارغ از هر چه قید و بند است تا بی نهایت سیر می کند. «این نوع تفکر در ژاپن برمی گردد به تعالیم فرقه های بودایی و ذکر گرفتن و تکرار نام بودا و تصور تولد دوباره در بهشت و یا غور و تعمق که از تعالیم مکتب ذن12 بودا است.»13

راهبان ذن و فرقه های مشابه آن توجه بیش از حد و تاکید بر بزرگی ابعاد و اندازه و دیگر مشخصات فیزیکی مثل ارتفاع یا شکل را نمی پسندیدند. آنها و جنگاوران انجام مراسم ساده را در خانه هایشان به مراسم اشرافی در باغ ها ترجیح می دادند، بنابراین منظره باغ ها را در فضای درونی خانه ها ایجاد می نمودند. به دنبال این نوع تفکر سبکی از باغ سازی در ژاپن مرسوم شد که ویژگی عمده آن استعاری بودن کامل اجزاء آن بود. در این روش سنگ ها و صخره-های کوچک به جای کوه و شن سفید نماد سطح مواج آب در نظر گرفته می شد، این شکل از باغ فقط مختص ژاپن است و در هیج جای دیگر دنیا دیده نشده است.

در این جا در حیاطی کوچک، بدون حضور آب اگر با خلوص و فارغ از قیود این دنیایی بنگری دریا و حرکت امواج را در تقابل با صخره های خیالی می بینی، حرکتی که در ایستایی، سکون و آرامش مطلق در باور ذهن بیننده جریان دارد، یک استاد ذن شعر زیر را با همین معنا سروده است:

«چند مشت از سنگ های زیرکانه شکل داده شده
که بر روی هم مانند کوهی دندانه دندانه کومه شده اند،
آب های یک دریاچه که
در یک موج کوچک آرمیده اند،
حس محدود ناپذیری طبیعت
را اعلام می کنند،
آنها پاک و ساکنند
در مقابل چشم های او،
و به بیشتر از آن نیازی نیست.»14
>

در باغ های ژاپنی مینیاتور طبیعت را در کوچک ترین اندازه و در کم وسعت ترین فضاها به وجود آورده اند، و استفاده از استعاره ها، سمبول ها و نشانه ها در خلق فضاهای لازم مهم ترین نقش را دارند، نشانه هایی که حکایت از تحقق مناظری می کنند که انسان هرچه به آنها بنگرد و در کشف و شهود خود پیش رود، طبیعت خرد برای وی عظیم تر و بزرگ تر می گردد که اوج این تفکر را در هنر بونسایی15 در پرورش درختان می بینیم.

«ژاپنی ها باورهای قوی قدیمی خود را با فلسفه ای که می گوید بین انسان، روح و طبیعت هماهنگی وجود دارد، ترکیب کردند و مفهومی از بونسایی را برای خود به وجود آورند.»16 بخشی از این ایده، با این اعتقاد شکل گرفت که زیبایی طبیعت و درخت فقط و فقط وقتی تحقق می یابد که با ایدهآل های انسان در یک راستا قرار گیرد. این تفکر که اگر یک درخت تحت مراقبت قرار نگیرد، دارای کمبود احساس و روحیه می گردد در اوسط قرن دهم در رمانی به این شرح بیان شده است که «درختی که در وضعیت طبیعی خود اجازه رشد داشته باشد زمخت و خشن می گردد، این گیاه فقط در حالتی که نزدیک انسان است تا به آن فرم بدهد و عاشقانه از آن مواظبت کند، توانایی لازم برای حرکت دادن مخاطب خود را دارد.»17 همین حس تاثیرگذاری درختان مینیاتوری را راهب ژاپنی در شعرش اینگونه بیان می کند:

«درخت پیر است و پیچ خورده،
هر چند دارای توان و خلوص
یک آهن تازه گداخته است.»18

آنها اعتقاد دارند که یک درخت بونسایی در داخل ظرفش نشان دهنده یک صحنه نمایش جنگل طبیعی است و نماد دنیای مرموز نباتات و حتی در برخی مواقع القا کننده حس ابر و برف.

«یک درخت تنها در ظرفش همراه من است.
سایه سبز هزار ساله اش بر من افتاده،
که می تواند بگوید چه حجم بزرگی
از دنیا را در بر گرفته؟
در این فضای کوچک،
یک کهکشان در یک دانه ماسه.»19
پی نوشت:
  1. دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد یازدهم سازمان چاپ و انشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381، ص. 206.
  2. لطیف ابوالقاسمی، «هنجار باغ ایرانی در آیینه تاریخ.» مجموعه مقالات اولین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد دوم 1374، ص. 285.
  3. داراب دیبا و مجتبی انصاری، «باغ ایرانی»، مجموعه مقالات اولین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد دوم، 1374، ص. 31.
  4. نادر اردلان و لاله بختیار، حس وحدت، ترجمه شاهرخ، نشر خاک، 1380، ص. 68.
  5. جبران خلیل جبران، پیامبر، ترجمه حسین الهی قشمه ای، نشر روزانه، 1380، ص. 90.
  6. آیدین اغداشلو، آقا لطفعلی صورتگر شیرازی، نشر سازمان میراث فرهنگی کشور، 1376، ص. 38.
  7. Shainto
  8. Kansho
  9. Zakan
  10. دانستنی هایی درباره ژاپن، باغ، مرکز فرهنگی و اطلاعرسانی سفارت ژاپن در تهران، ص. 3.
  11. Joudo
  12. Zen
  13. نک به: پانوشت 10، ص. 2.
  14. Nippon Bonsai Association Classic Bonsai of Japan Kodansha international 2003. 1470
  15. Bonsai: بونسایی در زبان ژاپنی از دو کلمه بن (Bon) به معنای ظرف و سایی (Sai) به معنای سبز، سبزه و سبزی تشکیل شده است که اصلاحاً معنی آن ظرف سبزه می باشد.
  16. «چگونه گیاهان مینیاتوری بسازیم.» روزنامه جام جم، یکشنبه 21 اردیبهشت 1382.
  17. 18، 19- نک به: بانوشت 14، صص 140. 145.

به نقل از وب سایت موسسه مطالعات منظر پایدار
محمدمهدی محمودی : دکتری معماری DPLG از دانشگاه UPA تولوز فرانسه، استادیار دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
نیلوفر نیکقدم : کارشناس ارشد معماری از دانشگاه تهران، عضر هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب

عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید