Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3757

نقش موزه ها در رشد و تعالی فرهنگی جوامع

(مقالات گذشته-زمستان 1378)

امروز وجود «موزه»، بویژه موزه های باستان شناسی و هنری در هر شهر، نماد و مظهر رشد و کمال فرهنگی مردم آن شهر محسوب می شود.

با این فرض، در ابتدا سخنی کوتاه در تبیین جایگاه و نقش موزه ها در حیات، تداوم و رشد و توسعه فرهنگی و معنوی جامعه و ضرورت توجه به برنامه ریزی و توسعه موزه های فرهنگی خواهیم داشت تا بر همین مبنا کم و کیف رویکرد ما نسبت به موزه و شأن و جایگاه فرهنگی آن روشن شود.

اعتقاد نگارنده بر این است که بستر فرهنگ معاصر ما به دلیل برخی کم توجهی ها و عدم عنایت لازم، بسیار متزلزل و لغزنده می نماید و قشر نوجوان و جوان جامعه از نظر فرهنگی بسیار آشفته و نامطمئن پیش می رود. لغزش ها و انحرافات به سمت و سوی فرهنگ نامأنوس و ناآشنای بیگانه به راحتی شکل می گیرد.

این قشر حساس جامعه که به خوبی از طریق بستر فرهنگی و ریشه های عمیق فرهنگ و اندیشه ملی و تاریخی خود تغذیه و حمایت نمی شود و با تجارب فرهنگی - تاریخی مردم و جامعه خود آشنا نیست - و در واقع مجهز به سلاح اندیشه عمیق و «شرقی» بویژه «ایرانی» خود نیست -، در مواجهه با تحریکات فرهنگ بیگانه مخصوصاً «غربی» آسیب پذیر است.

Mooze -va -taalie -farhangi -2نگارنده بر این عقیده است که چنانچه منابع تغذیه فکری و فرهنگی نسل جوان را در خصوص مبانی دینی و اعتقادی، و فرهنگی ارتقا دهیم و از نظر آموزشی در این حوزه برنامه ریزی و هدایت صورت پذیرد، مسایل و مشکلات فرهنگی آنها نیز به راحتی قابل حل خواهد بود. به عبارت دیگر باید سعی شود، پشتوانه و توشه فرهنگی لازم برای نسل جوان جامعه فراهم گردد. توشه ای که هم حرکت مطلوب و شایسته انسان کمال طلب و حقیقت جو را تضمین کند و هم رشد و پویایی لازم را بر اساس تجارب گذشتگان در این قشر به وجود آورد.

اگر این استدلال را بپذیریم، موزه ها به عنوان مراکز آموزشی، عملکرد و مکانیزم قابل توجهی خواهند داشت و می توانند نقش بسیار مهمی در معرفی تجارب فکری، فرهنگی و هنری و القا و انتقال احساس و بینش و اندیشه ایرانی و هویت ملی داشته باشند.

موزه، آزمایشگاه عینی تجربه های فنی و تکنیکی و عملی و ... نیز هست که در آن ابداعات و اختراعات بشر از آغاز تا به امروز علی رغم گذر هزاره ها و قرن ها، یکجا گرد آمده است و به بازدیدکنندگان عرضه می شود.

در کشور ما متأسفانه صرف نظر از تهران، اغلب شهرها حتی فاقد یک موزه هستند. این مسأله مؤید این نظر است که اولاً مردم این شهرها به ارزش و اهمیت چنین مراکز علمی - فرهنگی واقف نیستند، چرا که کمتر مشاهده شده است مردم به صورت خودجوش و مصرانه، پی گیر تأسیس یک موزه باستان شناسی، مردم شناسی، هنری و ... به عنوان یک نیاز فرهنگی باشند. دوم آنکه مسئولین نیز چندان میل و رغبتی به ایجاد موزه، مخصوصاً موزه های فرهنگی - هنری از خود نشان نمی دهند.

Mooze -va -taalie -farhangi -3به عنوان مثال در سه شهر استان خراسان، یک بنای تاریخی را برای ایجاد موزه باستان شناسی و مردم شناسی تا حدود زیادی مهیا و آماده سازی کردیم. به دلیل کمبود اعتبارات، لزوماً رایزنهی های زیادی با مسئولین این شهرها جهت مساعدت و حمایت مالی داشتیم ولی چندان توفیقی در ترغیب مردم و مسئولین اجرایی و فرهنگی در این رابطه نداشتیم. در جایی که بیش از 95% اعتبارات عمرانی در غیر از موارد فرهنگی هزینه می شود، ظاهراً جایی برای تأسیس یک موزه یا مجموعه فرهنگی - تاریخی (به اعتراف یکی از فرمانداران) نیست. تنها در شهر قوچان حمایت بی دریغ و مشارکت جالب توجهی در راه اندازی و تأسیس یک موزه محلی مردم شناسی (با اهدا زمین، ساختمان و اشیای مردم شناسی) از طرف فرمانداری وقت شهرستان و مردم مشاهده شد و بس. در سایر شهرها کمترین عنایتی از این نظر دیده نشد.

در مشهد که از نظر جمعیت و وسعت بعد از تهران در رتبه دوم قرار گرفته، ظاهراً نه مردم و نه مسئولین هیچ یک خلاء یک موزه بزرگ منطقه ای یا محلی را احساس نمی کنند و موزه کوچک نادری بویژه در زمانی که این شهر پر از مسافر و زایر است، بسیار حقیر می نماید. سایر موزه های این استان همچون موزه های نیشابور، گناباد و ... به هیچ وجه در شأن یک موزه متوسط و معمولی نیز نیستند. این موزه ها بسیار دور از استانداردهای جهانی است و حتی قابل مقایسه با موزه های متوسط تهران هم نیستند و بیشتر به انبار عتیقه و گرانقیمت شباهت دارد تا مراکز علمی، آموزشی و فرهنگی.

در معدوود موزه های آراسته یا نیمه آراسته ما، اشیا با شیوه های غیرعلمی بدون طبقه بندی بایسته و علمی و اعمال کمترین سلیقه و ابتکار ارائه شده اند. در حالی که می باید هم در طراحی و طبقه بندی ویترین ها و هم در شیوه های عرضه و نمایش اشیا، ضمن رعایت استانداردها و اصول کلی موزه آرایی، دقت نظر لازم در هرچه گویاتر و قابل درک و فهم تر کردن آنها صورت گیرد و حتی المقدور سعی شود ابعاد مختلف زندگی گذشتگان به صورت بازسازی شده و عینی و ملموس عرضه گردد.


اکثر موزه ها به دلایل مختلف فاقد مدیریت کارا و پویا هستند. اصولاً مسئولین و راهنمایان موزه ها به توصیف ظاهر اشیا و در واقع رفع تکلیف اکتفا می کنند و به نظر، کلاً موزه های ما توان معرفی و انتقال ارزش ها و ظرایف و زیبایی های ملازم با آثار و اشیای فرهنگی بازمانده از گذشته را ندارند.

Mooze -va -taalie -farhangi -4

بدیهی است که باید موزه ها را از این موضع و مکانیزم منفی و انفعالی خارج کرد و با ایجاد تغییر و تحولات مقطعی و تبلیغ و معرفی درست، جاذبه های لازم را برای مردم ایجاد کرد و به قول معروف با ایجاد «حوادث فرهنگی» در موزه های هر شهر، مردم را به موزه ها کشاند. با ایجاد یک بخش جانبی و نمایشگاه موقت و مقطعی (ادواری) و یا برخی حرکت های تحولی مشابه در موزه ها، این مهم حاصل خواهد شد.

آرامگاه های مشاهیر و مفاخر نیز در حوزه کار میراث فرهنگی است و کاربری آموزشی دارند، متاسفانه امروزه تنها به مقابری تبدیل شده اند که اکثر بازدیدکنندگان تنها به قرائت فاتحه ای بر مزار آن فقی (صاحب مزار) قناعت می کنند.

واقعا انتظار و توقع ما از این آرامگاه ها و یادمان های فرهنگی، تاریخی همین است؟ آیا نقش و شأن فرهنگی این آرامگاه ها در همین حد و اندازه است؟

یکی از بهترین راه های بهره برداری بهینه فرهنگی از این آثار، ایجاد موزه یا نمایشگاه دائمی در کنار آرامگاه بزرگان ومعرفی این مشاهیر است تا مردم با فرهنگ و جامعه ای که چنین برگانی در خود پرورده است، آشنا شوند.

متاسفاه در هیچ یک از آرامگاه های مشاهیر خراسان از جمله آرامگاه فردوسی، خیام و عطار، اقدام به چنین کاری نشده است.

شایسته است علاوه بر اقدامات فوق برنامه های منسجم تری به هدف عرضه و انتقال اندیشه و تجارب بزرگان علم و ادب و هنر به نسل جوان، در ایام و مقاطعی مثل سالگرد تولد یا مرگ آنان همایش های رسمی و غیر رسمی برگزار شود و از کارشناسان و یا پزوهشگران ذیربط دعوت به عمل آید تا ابعاد مختلف زندگی و اندیشه آنها را مورد ارزیابی و نقد قرار دهند.

Mooze -va -taalie -farhangi -5متاسفنه امروز نسل جوان ما کمترین شناخت را از مشاهیر و بزرگان علم و اندیشه و ادب و هنر دارد و در مقابل، اندیشمندان و هنرمندان بیگانه را بهتر می شناسد.

چنانکه می بینیم اکثر مردم و بویژه نسل جوان جامعه، داستان ها، رمان ها، فیلم ها و سریال های خارجی را بر معدود آثار ایرانی ترجیح می دهند.

بنده معتقدم بخش مهمی از سوالات و نیازهای فکری، روحی و فرهنگی جامعه را که در موارد ذیل مستتر است، از طریق توسعه نقش موزه ها می توان پاسخ داد.

1- حاصل و نتیجه کاوش های علمی باستان شناسی که توسط گروهی متخصص به دست می آید، می باید از طریق موزه ها به همه مردم عرضه و معرفی شود.

2- شیوه زندگی اقوام و طوایف، آلات و ادوات سنتی زندگی، هنرها و صنایع دستی و بومی آنها و ... از طریق موزه ها به مردم معرفی شود تا شناخت درستی از ارزش های قومی و فرهنگ هر ملت حاصل شود و بدین وسیله از بسیاری از توطئه های فرهنگی داخلی و خارجی جلوگیری شود. متأسفانه در گذشته اقداماتی در جهت تضعیف و تحقیر اقوام و طوایف مختلف اعمال می شد. بدیهی است ارائه شناخت درست و پالوده، نقش بسیار ارزنده ای در جهت وفاق و تفاهم هر چه بیشتر ملی در بر خواهد داشت.

3- مراتب مختلف تحول و تطور زندگی بشر، علم و دانش، تکنولوژی، هنر و ... همه از پرتو پژوهش های مختلف در موزه ها، قابل عرضه هستند.

4- آثار و اشیای موزه ها به عنوان یادمان ها و یادگاری های گذشتگان همیشه باعث عبرت و از طرفی افتخار و غرور و مباهات ملی است.

5- بازسازی مظاهر تاریخ فرهنگ و تمدن و پاسخگویی حس کنجکاوی فطری بشر و ... نیز ازاین راه حاصل خواهد شد.

در استان خراسان ضمن مکاتبه با اداره کل آموزش و پرورش و دانشگاه های استان و معرفی پتانسیل های آموزشی و فضاها و مجموعه های فرهنگی و تاریخی و بررسی راه های بهره برداری آموزشی برای نسل جوان و ضمن آن پیشنهاد کردیم کلاس های برخی دروس مرتبط از قبیل تاریخ و علوم اجتماعی و تاریخ شناسی (پیش دانشگاهی) و ... را در محل موزه ها و یا آرامگاه­های مشاهیر تشکیل دهند و یا از حضور یک کارشناس متخصص در تدریس موضوعات فوق در محل مدارس که عموماً با فیلم و اسلاید و ... است، استفاده کنند.

خوشبختانه با پیگیری های اداره کل آموزش و پرورش استقبال خوبی شد و روز به روز بر تعداد دبیران و مسئولان مدارس «متقاضی همکاری» افزوده می شود. برای دانشجویان نیز بازدید و مسافرت های سیاحتی و علمی قابل توجهی در این خصوص تدارک شد.

در پایان پیشنهاد می شود در مراتب عالی سیاست گزاری و تصمیم گیری فرهنگی کشور، برنامه ریزی لازم جهت فراهم شدن زمینه های ایجاد موزه های بزرگ منطقه ای در مراکز استان ها و سپس موزه های موضوعی و محلی در تمامی شهرها انجام شود، البته با حفظ اولویت موزه های فرهنگی و تاریخی.

برنامه ریزی لازم، جهت برقراری ارتباط بهتر بین دانش آموزان و دانشجویان با موزه های کشور صورت گیرد و ارزش های علمی و فرهنگی آثار و اشیای موزه ها توسط کتاب های درسی، رسانه های گروهی و ... منعکس شود و نویسندگان، داستان سرایان، خالقان رمان های علمی - تخیلی و فیلم های سینمایی و نقاشان و طراحان به گونه ای تشویق و هدایت شوند که در حوزه مضامین فرهنگی - تاریخی موزه ها، به خلق آثار فرهنگی و هنری بپردازند.

 

بررسی و نوشته: قدیر افروند

ویژه نامه موزه و توسعه -شماره 22- زمستان 1378
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید