Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :9245

نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

(مقالات گذشته - زمستان 1380)


تا چهل سال قبل تعداد کمی از اشیای مفرغی لرستان در موزه های جهان وجود داشت. تا این که برحسب تصادف از مقابر لرستان تعداد زیادی از این اشیا توسط کشاورزان به دست آمد. از آن پس بر سر تاریخ ساخت این اشیا و قومی که آنها را به وجود آورده اند بحث های فراوان صورت گرفته است.

نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

نکته ای که بررسی موضوع را مشکل و بغرنج می کند وجود خطوطی به خط میخی است که بر روی بعضی از این اشیا به سبک کنده کاری یا به طور برجسته، نقش بسته اند و تاریخ این مفرغ ها را خیلی عقب می برند. محتوای این خطوط اکثراً اسامی سلاطین سومری و بابلی و ایلامی است.عده ای از باستان شناسان معتقدند که این اشیا از ممالیک دیگر به طور غنیمت یا احیاناًً به عنوان هدیه و باج به لرستان آورده شده اند، ولی مسلماً بهترین این مفرغ ها که بیشترین آنها را نیز تشکیل می دهند، در قرن های 7 و 8 ق.م در شمال لرستان فعلی تا حدود کرمانشاه و پشت کوه ساخته شده انند.

شاید بهترین تحقیق در مورد تاریخ ساخت این مفرغ ها، مقاله «دوبن سومه» متخصص خطوط آرامی و باستان شناس معروف فرانسوی است. او ثابت می کند که نوشته های آرامی روی مفرغ های لرستان متعلق به قرن های 7 و 8 ق.م هستند.

نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

عده ای دیگر از مورخان از جمله گیرشمن معتقدند که اکثر مفرغ های لرستان اشیایی هستند که از معابد و قبور در حین جنگ به دست آمده اند و به لرستان آورده شده اند. اکثر این اشیا از گورستان ها به دست آمده اند و به مردان تعلق داشته اند و با جسد آنها دفن شده اند.

نکته مهم و اساسی این است که ما نمی توانیم تمام مفرغ هایی را که از اواخر هزاره سوم ق.م تا زمان هخامنشیان ساخته می شدند، متعلق به یک قوم بدانیم؛ زیرا که یک قوم مشخص نمی توانست در حدود 2500 سال پیش به صورت یک واحد سیلسی برقرار بماند. در واقع اشیای مکشوفه از گورستان های  این ناحیه در هر زمان دارای خصوصیات مشخصی هستند و این امر شاید حاکی از این باشد که این اشیا برای اقوام مختلف و صاحب عقاید مذهبی و اجتماعی مختلف ساخته شده اند.

در زمان سامسو-ایلونا، کاسی ها در ایران پخش شده بودند، مرزهای خاوری کشور بابل را تهدید کردند ولی شکست خورده به کوهستان های خود یعنی، کوه های زاگرس رانده شدند. مقارن سال 1350ق.م از موقع مساعد استفاده کرده دوباره به طرف جلگه سرازیر شدند و آن سرزمین را تسخیر کردند وکمی پس از آن در سال 1500ق.م سلسله کاسی بابل را تاسیس نمودند و چند قرن پابرجا ماندند تا در سال 1168ق.م توسط پادشان ایلام، شوتروک ناهونته، برای همیشه به داخل زاگرس رانده شدند و بعد از آن دیگر نقش مهمی در سیاست به دست نیاوردند. کاسی ها اندک اندک با مردم آریایی نژادی که بیش از آن به فلات ایران آمده بودند آمیخته شدند، اما این آمیزش چنان بود که به هیچ وجه یگانگی اصلی مردمی بومی را دگرگون نکرد. بیشتر آنان اغلب فصول سال را در دشت های مرتفع خاوه، الشتر و ماهیدشت به بیابانگردی و پرورش اسب می گذراندند. از

نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

 همین دشت ها در لرستان و گورستان های همجوار از سال 1307ش به بعد، اشیای بی شمار مفرغی، زرین و سیمین و حتی آهنی به دست آمد.

با تجمع هنرمندان قوم کاسی در لرستان، هنر مفرغ کاری در این خطه صورتی ابداعی و تازه یافت. محصولات مفرغی این زمان به دلیل علاقه این قوم به تربیت اسب و چابک سواری بیشتر به ساز و برگ اسب مربوط می شوند. بسیاری از اشیایی که از قبور آنها به دست آمده اند، از جمله تبرهای زینتی، شباهت فراوان به همانندشان در بین النهرین دارند و این احتمالاً مبوط به زمانی است که کاسی ها بین النهرین سفلی را تحت تسلط خود درآورده بودند.

در آذربایجان مفرغ های عالی مربوط به سال 2000 ق.م به دست آمده که نشان می دهند، مفرغ کاران از ناحیه آذربایجان و ارومیه به جنوب یعنی لرستان رفته بوده اند و این صنعت را در آن جا رواج داده اند. لواز به دست آمده از لرستان مانند لوازم زنانه، لوازم اسب، تبر و نیزه های مختلف متعلق به هزاره دوم ق.م نشان می دهند که لرستان مرکز اصلی مفرغ کاری ایران بود. اولین طرز استفاده از مفرغ به صورت «ریخته گری» بود و این حکایت از آن دارد که در هزاره دوم ق.م کوره ذوب فلزات وجود داشته است و روش قالب گیری در داخل ماسه یا به احتمال بیشتر در داخل سفال متداول بوده است. بعد از ابزارهای ریخته یی قطعات چکشی دیده می شوند. چکش در ابتدا یک قطعه سنگ بوده و سپس چکش های مفرغی با دسته چوبی ساخته شده اند.

وسایل آهنی و اسلحه ساخت لرستان در هزاره اول ق.م به مقادیر زیاد پیدا شده اند. در این دوره ظروف، طلسم، لگام، تبر، دهنه اسب، روکش تیردان و اشکال حیوانات، بخوردان و مجسمه افراد از مفرغ ساخته می شده اند. کاوش های سرخ دُم لرستان نشان می دهند که کنده کاری روی فلزات از 800 سال ق.م رایج شده است.

تقسیم بندی مفرغ های لرستان

مفرغ های لرستان را می توان به چند دسته تقسیم بندی کرد:

الف) قطعات زین و برگ

1. لگام های اسب شامل لگام ساده، لگام سبک عالی و تزیینی Naghshe Gilgamesh L4

به شکل حیوانات؛

2. چنبر لگام؛

3. مهار؛

4.زنگوله؛

5.آویزهای مخصوص لگام؛

6.سرتخته مال بند.

ب) اسلحه

1. خنجر

الف) خنجرهایی که دسته آنها شیار داشته و از چوب یا استخوان ساخته شده اند؛

ب) خنجرهایی که دسته آنها سر یک انسان یا سر حیوان را به شیوه مخصوص هنری ادوار باستان نشان می دهد.

2.شمشیر

الف) شمشیرهای بلند و ساده؛

ب) شمشیرهای بلندی که دسته آنها مزین به تصویر یک انسان یا سر یک حیوان به شیوه مخصوص هنری عهد باستانی است.

3.تبر

الف) تبرهای ساده؛

ب) تبرهای مشبک؛

ج) تبرهایی که پشت دسته آنها مجهز به چند شاخه گرز است؛

د) تبرهایی که تیغه آنها از دهان باز یک حیوان خارج می شود؛

و) تبرهای دسته بلند.

4. نوک پیکان نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

5. سرگرز

الف) سرگرز صاف؛

ب) سرگرزگره دار؛

ج) سرگرز مزین به اشکال حیوانات.

6. سپرها

7. تیردان ها

ج) اشیای زینتی

1. گردن بندها؛

2. آویزهای گلابی شکل؛

3. گوشواره های مختلف؛

4. گردن بند به شکل مخصوص؛

5. انگشتری

6. دستبندها؛

7. حلقه های پرده؛

8. کمربندهای فلزی؛

9. قزنقفلی؛

10. سنجاق هایی که سر آنها به شکل صفحه ای یا به شکل سر حیوانات ساخته شده اند؛

11. آیینه

د) اشیای نذری

1. طلسم های کوچکی که به شکل حیوانات ساخته شده اند؛

2. اشیای مقدس و مورد پرستش (بُت ها)؛

3. لوح های مختلف؛

4. بت هایی که تصویر روی آنها از دو شخصیت متفاوت تشکیل شده و با دست هایش دو غول را که او را احاطه کرده اند نگهداشته است؛

5. سنجاق هایی که انتهای آنها مسطح و تزیین شده است. نقش گیلگمش در مفرغ های لرستان

و) ظروف مختلف

1. ساغرها

2. ظروف قوری شکل؛

3. آبخوری

4. لیوان های مخصوص.

نقش گیلگمش

گیلگمش موجودی بود که بر هر چیز دانایی داشت و پادشاهی بود که همه سرزمین های گیتی را می شناخت، به ژرفای رمزها پی برد و رازهای نهان را درمی یافت. آنگاه که خدایان او را آفریدند به او شکوهمندترین تن را بخشیدند و سرامد همه خدایان گردید. دو سوم از هستی او ایزدی و یک سوم مردی آفریده شد.

او در اُروک (Uruk) باره ای ساخت و در میان آن باره دژهایی پی نهاد و پرستشگاه «اِی آننا» ی پاک را برای «آنو» خدای تارک آسمان ها و برای ایشتار ایزدبانوی مهر بنا نهاد. برطبق مدارکی که از کاوش ها به دست آمده اند از گیلگمش به عنوان جوانی هم عصر «سانه پادا»، که گویا در نیمه هزاره سوم می زیسته، سخن رفته است. او جانشین شهریاری غیر بشری می شود و 126 سال تاج برسر داشت ودیگران نیز که در پی او آمده اند همگی دوران زیستن و پادشاهیی در مرزهای میانگین بشری داشته اند.

در حماسه گیلگمش آمده است که او پسر ایزدبانوی «نین سون» است که شوهرش پادشاهی به نام «لوگل بنده» بوده است، اما فهرست پادشاهان سومری حاکی از آن است که پدر او یکی از کاهنان بلندمرتبه «کول لاب» بوده است. معروف ترین کار او ساختن دیوارهای اطراف شهر اُروک بوده که یکی از فرمانروایان بعد شهر به نا «انام» آن را تایید کرده است.

منشاءِ نقش قهرمان اسطوره ای به نام گیلگمش بر روی آثار هنری ایران از جمله مفرغ های لرستان را باید در هنر بین النهرین جست و جو کرد. بر روی مهرهای اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم ق.م در موضوعات اساطیری، حیوانات به اشکال مختلف ظاهر می شوند. گاهی شیر و گاومیش در مقابل یکدیگر روی دو پا ایستاده اند یا با  یکدیگر گلاویز شده اند. در بعضی از صحنه ها گیلگمش به صورت مردی قوی با شیر و گاومیش در جدال است. نقش گیلگمش فاتح غولان و حامی انسان و حیوان که پس از قدرت نمایی ها در سومر، در ایلام نیز جزء خدایان درآمده است، در سایر نواحی ایران مانند لرستان نیز پذیرفته شد و مقام ممتاز خود را حفظ نمود. در آثار مفرغی لرستان و مهرها از هزاره دوم ق.م تا حدود اوایل هزاره اول ق.م این قهرمان لخت است یا با کمربند نشان داده شده و کلاه شاخدار بر سر و دامن بر تن دارد که به رام کردن شیر و مار مشغول است. گاهی در بعضی صحنه ها مار تهدیدکننده حیوانات وحشی و گله و رمه است که معمولاً قهرمانان یا خدای حیوانات برای حمایت آنها و دفاع در کنار مارها دیده می شوند.

یکی از خصوصیات صنعت کاسی وجود بت های مفرغی است که معمولاً به شکل گیلگمش هستند که در طرفین او دو حیوان مانند بزکوهی، شیر با مرغ های نوک باریک قرار گرفته اند. بعضی از اوقات گیلگمش با دو دست خود گردن آنها را گرفته و مانند این است که حیوانات از روی شانه های او بالا می روند، گاهی حیوانات وجود ندارند و فقط خود گیلگمش با ریش یا بدون ریش و با دو چهار شاخ که علامت خدایی اوست نقششده است. پس می توان نتیجه گرفت که گیلگمش که در بین النهرین جزو نیمه خدایان به حساب می آمده در لرستان جزو یکی از خدایان می شود و بیشتر از همه مورد پرستش قرار می گیرد.

گیلگمش در لرستان عموماً به شکل مردی است که روی سر او دو شاخ دیده می شود و باید دانست که شاخ در میان اهالی جلگه بین النهرین و قبایل شمالی که از مرکز آسیا به سمت غرب مهاجرت کردند و در قرن پنجم ق.م قسمت مهم اروپای شمالی و مرکزی را مسکون نمودند، علامت مخصوص خدایان بوده است. گیلگمش حامی حیوانات و گله های بزو گوسفند بود و چون بیشتر مردم لرستان گله بان بودند به این رب النوع علاقه زیاد پیدا کردند و در تصاویر و مجسمه ها او را به شکل انسانی که با دو دست دو شیر را گرفته مشغول خفه کردن آنهاست مجسم می نمودند. بعدها به جای دو شیر در طرفین گیلگمش، دو بز قرار دارند که گیلگمش مشغول نوازش آنهاست. به هر حال نقش گیلگمش که منشأ آن از بین النهرین است بیشتر از سایر موضوع ها مورد توجه قرار گرفت هر چند که در این نقش تغییراتی هم دادند. این قهرمان سومری که فرمانروای حیوانات و پیروز بر غولان است نزد این قوم حشم دار به محافظ و نگهدارنده مبدل شد و اغلب او را با دو چهره نمایانده اند در حالی که با دست هایش دو غول را در دو طرف از یکدیگر دور نگهداشته است.

تصویر قهرمانی که حیوانات وحشی را رام می کند یکی از اندیشه های اساسی شرقی است که در دوره هنر هخامنشیان به کرات ملاحظه می شود.

گیلگمش در  نقش بت و مظهر مذهبی نیز ظاهر شده است که گاه در طرفین او دو حیوان مانند بزکوهی، شیر یا مرغ های نوک باریک قرار گرفته اند. بعضی اوقات گیلگمش با دو دست خود گردن آنها را گرفته و گاهی حیوانات وجود ندارند و فقط خود گیلگمش با ریش یا بدون ریش و دو یا چهار شاخ که علامت خدایی اوست نقش شده است.

تقسیم بندی نقش گیلگمش در صحنه های مختلف

طبق بررسی و تحقیق های انجام شده بر روی مفرغ های لرستان، نقش گیلگمش را در هفت صحنه می توان شناسایی کرد:

1. صحنه جنگ

در این نوع صحنه ها گیلگمش معمولاً مشغول نزاع با حیوانات وحشی است از قبیل شیر، و گاهی اوقات مشغول نیرد با غولان است. ر بعضی از صحنه ها گیلگمش با دو دست خود گردن حیوانات را گرفته است و مانند این است که حیوانات از روی شانه های او بالا می روند. در بعضی صحنه ها گیلگمش را در حالی که دو شیر را گرفته و مشغول خفه کردن انهاست می بینیم. به هر حال در این گونه صحنه ها گیلگمش درگیر و مشغول جنگ و نبرد با حیوانات است.

2. صحنه اساطیری

در صحنه های اساطیری معمولاً گیلگمش دور از واقعیت مجسم شده است، از جمله در یک بت مفرغی با نقش گیلگمش و دو مرغ که به طور مصنوعی و اساطیری ساخته شده اند، یا در روی بت دیگری با نقش سه صورت گیلگمش و دو حیوان، دو مرغ به سبک مصنوعی، که صحنه کاملاً اساطیری است. و یا در یک صحنه قهرمان رام کننده چندین برابر انسان معمولی در وسط صحنه خوابیده است و با دو دست ببر و مارال را به فرمان خود در می آورد. در این صحنه اساطیری بر پشت گیلگمش در یک طرف دو شیر به دو بز کوهی حمله ورند، و در قسمت پایین خدای رستنی ها بر تخت نشسته و خادم به او شاخه ای می دهد.

3. صحنه رام کردن حیوانات

کاسی ها تعدادی بت مفرغی ساخته اند معمولاً به شکل گیلگمش که در طرفین او دو حیوان مانند بزکوهی، شیر و یا مرغ های نوک باریک قرار گرفته اند که مشغول رام کردن آنهاست. تصویر قهرمان در حالی که حیوانات وحشی را رام می کند از اندیشه های اساسی شرقی است. در بعضی از صحنه ها نیز گیلگمش در حالی که با دست هایش دو غول را در دو طرف از  یکدیگر دور نگهداشته تصویر شده است به این معنی که آن دو را رام کرده و از ستیز باهم باز می دارد.

4. صحنه پهلوان خیالی

دراین صحنه نیز مانند صحنه اساطیری گیلگمش به نحوی دور از حقیقت و واقعیت تصویر شده و به صورت پهلوان خیالی دارای اشکال عجیبی است که ظاهراً شباهت به انسان دارد ولی به سبک های گوناگون مجسم شده که مشکل می توان شباهت او را به انسان تشخیص داد.

5. صحنه پهلوان شاخدار

گیلگمش در لرستان عموماً به شکل مردی تصور شده است که روی سر او دو شاخ دیده می شود، و باید دانست که شاخ در میان اهالی جلگه بین النهرین و قبایل شمالی که از مرکز آسیا به سمت غرب مهاجرت نموده انند علامت مخصوص خداوندان بوده است و در بعضی از صحنه ها، قهرمان شاخدار با دو مار تصویر شده است. در این صحنه قهرمان گوش هایی همانند گوش گاو دارد که در خاطره ها شباهت به تصویر دیوان دارد و پاهای رب النوع نماینده کوشش فوق العاده وی برای مغلوب کردن مارهاست.

6. حامی حیوانات

گیلگمش در صحنه هایی نیز در مقام حامی، حیوانات و گله های بز و گوسفند مجسم شده است. چون که بیشتر مردم لرستان گله بان بودند به این رب النوع زیاد علاقه پیدا کردند و گیلگمش را به گونه ای که حامی گله های بز و گوسفند در مقابل شیران وحشی است به تصویر درآوردند. کار مهم حامی حیوانات، دور کردن شیران و نزاع با آنها بوده است.

7. صحنه نوازش

این صحنه کم کم جای صحنه های قبلی را گرفته است به این نحو که ابتدا تصویر گیلگمش را در حالی که با دو دست دو شیر را گرفته و مشغول خفه کردن آنهاست مجسم کرده اند و بعد به جای دو شیر در طرفین او، دو بز قرار دادند که گیلگمش مشغول نوازش آنهاست.

کتابنامه

- احسانی، محمدتقی، هفت هزار سال هنر فلزگری در ایران، تهران، علمی فرهنگی، 1368.

- پرادا، ایدت، هنر ایران باستان، ترجمه یوسف مجیدزاده، تهران، دانشگاه تهران، 1357.

- خوب نظر، حسن، تمدنهای پیش از تاریخ، تهران، بی نا، 1346.

- ژرژ رو، بین النهرین باستان، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، نشرآّبی، 1369.

طلایی، حسن، باستان شناسی و هنر ایران در هزاره اول ق.م، تهران، انتشارات سمت، 1374.

علایی، علی اکبر، «اشیاء مفرغی لرستان»، مجله هنر و مردم، دوره جدید، شماره 45 و 46.

- کالمایر، پیتر. مفرغهای قابل تاریخگذاری لرستان و کرمانشاه، ترجمه محمد عاصمی، تهران، سازمان میراث فرهنگی، 1376.

- گاف، کلر، «لرستان در نیمه نخست هزاره اول ق.م» ترجمه فرخنده اعتصام، بررسی های تاریخی، شماره 4، سال 12.

- گدار، آندره، هنر ایران، ترجمه بهروز حبیبی، تهران، بی نا، 1358.

- گیرشمن، رمان، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، ترجمه عیسی بهنام، تهران، بی نا، 1346.

- معصومی، غلامرضا، «ساغرهای مفرغی لرستان»، بررسی های تاریخی، شماره 1-3، سال 1340.

- واندنبرگ، لویی، «کاوشهای باستان شناسی در پشتکوه لرستان». مجله باستان شناسی و هنر ایران، شماره6، بهار 1350.

                       ،باستان شناسی ایران باستان، ترجمه عیسی بهنام، تهران، بی نا، 1340.

 

 

بررسی و نوشته: سیما یداللهی

نشریه موزه ها  -شماره 29- زمستان 1380
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

استان مرتبط : لرستان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید