تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-6-1397
تعداد بازدید :38

نوار سبزی که هر روز باریک‌تر و زردتر می‌شود

 

زیستگاه‌های شمال کشور در حال نابودی‌اند و رودخانه‌های شمال در شرایطی به دریا می‌ریزند که تقریباً دیگر موجود زنده‌ای در آنها وجود ندارد، زیرا شیرابه‌ها همه موجودات زنده داخل آب را نابود کرده‌اند. پسماند‌ها هم آلودگی شدید بهداشتی در این بخش از کشور به‌وجود آورده‌اند و بوی پسماند شمال را فرا گرفته است. دیگر جایی برای دپو و دفن زباله‌ها باقی نمانده است، اغلب دره‌ها و جنگل‌های بکر به مدفن زباله تبدیل شده‌اند و شیرابه زباله رودخانه‌ها را فرا گرفته است .
رئیس جمهوری سال گذشته اختصاص ۳ ر۱میلیارد دلار برای بازیافت پسماندهای شمال، از محل صندوق توسعه ملی درخواست کرد اما مجلس این مبلغ را حذف کرد.عیسی کلانتری، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست نیز اعلام کرد: در حال ازدست ‎دادن شمال ایران با پسماندها هستیم. حاکمیت و دولت باید خیلی سریع و جدی برای این مسأله فکری کنند تا زباله‌های تولیدی بازیافت شوند ، زیرا بهداشت، طبیعت و مردم شمال در حال قربانی‌شدن با پسماند هستند.
دامنه البرز، دامنه خاطرات کودکی و بزرگسالی و کهنسالی نسل در نسل ما ایرانیان هم هست. چه کسی را سراغ دارید با دریا و جنگل و ساحل و پلاژ و ویلا و متل و هتل در شمال ایران عکس نینداخته باشد یا عکسی از اطرافیانش در این باره ندیده باشد؟ اینها به یک طرف، خرید و مصرف جنون آسای کلوچه و مربا و ترشی و سیر و ماهی و انواع غذاهای شمالی، بخش دیگری از رسوم شمال رفتن هستند که سفر کردن بدون اینها چنان است که گویی، امر واجبی ترک شده است. اصلا تاچندین سال پیش در فرهنگ عمومی سفر یعنی شمال، دریا یعنی شمال، تفریح یعنی شمال و خلاصه کمتر کسی به جنوب و شرق و غرب و مرکز ایران پیش از رفتن به شمال ایران فکر می‌کرد.
شگفتا که تعریف سفر و فرهنگ آن اما به تدریج در این مدت تغییر کرده است؛ تفریح با پلاستیک و ظروف یک‌بار مصرف برای هر کاری استفاده کردن، در هر وعده غذای بسیار خوردن و دورریز آن را در نظر نداشتن، حتما بساط کباب و آتش و منقل در طبیعت ولو در مکان نادرست برپا کردن و ته‌مانده همه چیز را در همان منطقه‌گذاشتن و سبک‌بار و سبک‌دل برگشتن تعریف شده است.حالا دیگر خاطرات سبز شمال با وجود جاده‌ها و جنگل‌ها و کوه‌هایی که ردیفی از زباله‌ها و گل‌های پلاستیکی بر آن‌ها روییده‌اند، با گاوهایی که کیسه‌ها و کاغذها و پسماندهای انسانی را می‌بلعند، با مزارع برنج و چایی که دیگر نیستند، با ویلاها و مراکز خرید شیشه‌ای و سیمانی که چشم‌انداز دریا را از همه دزدیده‌اند، با بوی شیرابه و زباله که جایگزین عطر کلوچه و نم دریا و بوی جنگل شده‌اند، با زرجوب و گوهررود و تالاب و مرداب و درختان و مرغان و ماهیانی که فقط یادی از آنها در مناسبت‌ها باقی مانده، زرد و دلگیر در ذهن آیندگان تداعی خواهند شد. 
یادمان بماند شیرابه، رطوبت و آب روان شده از پسماندهای به جای مانده از ما در طبیعت است که تولید گاز و مایع سمی می‌کند و آب و خاک و هوا را آلوده و خطرناک می‌سازد. پسماند، باقیمانده همان مواد مصرفی ماست که با افتخار در طبیعت رها می‌کنیم و انتظار داریم غول چراغ جادو پس از حضور ما در هر محل ازآستین بیرون بیاید و آن را غیب کند و دست آخر این که زمین، تنها زیستگاه ما، تنها خانه ما و تنها مأمن و آرامگاه ماست که بدون طبیعت سالم و بدون وجود سایر زیستمندانش، گور جمعی بزرگی، بیش نیست که ممکن است به زودی همه ما را در اثر قحطی و قطعی منابع حیات، در خود جای دهد.

 

وجیهه تیموری

برگرفته از روزنامه اطلاعات



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید