تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :648

نوروز به‌مثابه حق فرهنگی

نوروز به‌عنوان یک رخداد فرهنگی، اجتماعی ، هنری و تاریخی که شکل بین‌المللی دارد، تاکنون از منظر حقوق بین‌الملل مورد بررسی قرار نگرفته است. نوروز میراث‌فرهنگی و معنوی بشر محسوب می‌شود، چنانکه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نشست 4 اسفند 1388 نوروز را در چارچوب ماده 49 و تحت‌عنوان فرهنگ صلح  با ریشه ایرانی به رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب‌رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی است که قدمتی بیش از سه هزار سال دارد و امروزه بیش از 300 میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند. نوروز که مجموعه‌ای از آداب و رسوم، فرهنگ و سنن، رفتارها، هنر و فرهنگ محسوب می‌شود به‌عنوان یک حق فرهنگی تلقی می‌شود و می‌توان آن را از  این منظر مورد بررسی قرار داد.  نوروز، یک فرهنگ است. در باب تعریف فرهنگ عده‌ای آن را محدود به زبان و هنر یک قوم و ملت دانسته‌اند درحالی که دیگران تمام رفتارهای اعضای اجتماع حتی آداب و رسوم و تجارت را از این جنس می‌دانند. در فرهنگ معین از مفهوم دوم فرهنگ به دانش، علم و ادب اشاره شده در حالی که در معنی سوم به‌عنوان مجموعه‌ای از علوم و معارف و هنرهای یک قوم نام برده شده است. از منظر دیگر فرهنگ عبارت است از مجموعه‌ای از آداب و رسوم و رفتارهای زندگی که گاهی در شکل امور مادی نیز متبلور می‌شود و از آن به‌عنوان آثار فرهنگی یاد شده که از قبل آن حقی نیز برای مردم نسبت به این آثار ملحوظ می‌گردد، مقوله‌ای که به‌عنوان میراث‌فرهنگی شناخته می‌شود. واژه فرهنگ بر چه چیزی حمل می‌شود؟ فقدان تعریف موجزی از فرهنگ یکی از موانع اصلی در حوزه حقوق بین‌الملل است. سازمان آموزشی، اجتماعی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با توسل به قیاس، در گزارش مایکل لریس با عنوان نژاد و فرهنگ، فرهنگ را دارای پیوند ناگسستنی با سنت تعریف می‌کند.  

حق فرهنگی

حق فرهنگی افزون بر اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948، درسایر اسناد حقوق بشر مانند میثاقین 1966 نیز به تفصیل مورد تاکید واقع شده  است. هردومیثاق بین‌المللی حقوق مدنی- سیاسی و نیز اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معترض این مقوله شده‌اند. این دو سند که درشکل میثاق‌های بین‌المللی به همراه نظام اجرایی آنها طی قطعنامه 2200 در6 دسامبر 1966 به تصویب رسیده از اعتبار بیشتری از اعلامیه 1948 برخوردار بوده به دلیل آنکه هر دو آنها به شکل کنوانسیون و با مشارکت دولت‌های امضاکننده به تصویب رسیده و به‌عبارت دیگر رضایت صریح و اراده آشکار آنان را بر انجام مفاد آن می‌رساند. دو میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق مدنی- سیاسی به‌همراه پروتکل اختیاری میثاق مدنی- سیاسی مجموعه این اسناد را شکل می‌دهد. علاوه براسناد فوق می‌توان به اعلامیه جهانی حقوق مردم 1976 الجزایر اشاره کرد که به روشنی حقوق فرهنگی را مورد توجه قرار داده است. همچنین می‌توان به اعلامیه وین 1993 اشاره کرد که در ماده 2 و با شناسایی حق خود مختاری کلیه مردم تعیین سرنوشت اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی را مورد تاکید قرار داده است. علاوه بر آن شایسته است به کنوانسیون منطقه‌ای اروپایی راجع به مسائل فرهنگی مصوب 1954 اشاره کرد که به‌عنوان یک تلاش دسته‌جمعی در ارتباط با حفظ آثار و حقوق فرهنگی ملل اروپایی قلمداد می‌گردد و خود حاکی از آن است که حقوق فرهنگی ملل گوناگون می‌تواند با ابزارهای بین‌المللی مورد حمایت واقع گردد.

اعلامیه جهانی یونسکو

اعلامیه جهانی یونسکو مربوط به تنوع فرهنگی (2 نوامبر 2001) با نگرشی ویژه به تفصیل دولت‌های عضو را ملزم به تضمین حقوق همه افراد وگروه‌های انسانی در برخورداری از حقوق و تعلقات فرهنگی خویش کرده است. در اعلامیه مذکور، ضمن قائل‌شدن به تحقق کامل حقوق بشر وآزادی‌های اساسی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر ودیگر اسنادحقوقی بین‌المللی شناخته شده و با یادآوری دیباچه اساسنامه یونسکو مبنی بر انتشار فرهنگ و تبادل صوتی و تصویری اندیشه‌ها، تاکید بر این شده است که فرهنگ باید به عنوان مجموعه اوصاف بارز معنوی، مادی، فکری، عقلانی و عاطفی آمیخته و معرف یک جامعه یا یک گروه اجتماعی و پوشش‌دهنده هنرها، نوشته‌ها، شیوه زندگی و مجموعه ارزش‌ها، سنت‌ها و اعتقادات جدایی‌ناپذیر از آن جامعه یا گروه، همواره مدنظر قرار گرفته شود. مفاد اساسی اعلامیه تنوع فرهنگی به ترتیب زیر است:1- تنوع فرهنگی دراصالت وکثرت هویت‌هایی عینیت دارد که توصیف‌کننده گروه‌ها و اجتماعات متشکل انسانی و منبع مبادلات، نوآوری‌ها و خلاقیت‌ها و میراث مشترک بشری برای نسل‌های حال و آینده است (ماده 1)  2-تنوع و تکثیر فرهنگی، گوناگونی جوامع وهویت‌های ناشی از آنها با درک مراتب همبستگی اجتماعی، دریک فضای دموکراتیک می‌تواند زمینه‌ساز احترام، مدارا، گفت‌وگو و مبادله فرهنگی و همیاری در فضایی از اعتماد و تفاهم متقابل و در نتیجه بهترین تضمین صلح وامنیت باشد (ماده 2).3-دفاع ازتنوع فرهنگی، درجای خود نوعی الزام اخلاقی جدایی‌ناپذیر از احترام به کرامت انسانی است. این دفاع متضمن تعهد بر احترام به حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین به‌ویژه حقوق اقلیت‌ها و وابستگان به قبایل بومی می‌باشد.(ماده 4)4-حقوق فرهنگی رکن اصلی حقوق بشر به‌شمار می‌رود. شکوفایی ناشی از تنوع آفریننده فرهنگی مستلزم تحقق گسترده حقوق فرهنگی، آنچنانکه در ماده 27 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مواد 13 تا 15 میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمده است، می‌باشد، بدین‌سان، هرکس باید بتواند به زبان انتخابی و به‌ویژه به تناسب و مقتضیات کامل هویت فرهنگی خویش حق بر آموزش و تعلیم و تربیت را دارا باشد و ثالثاً از حق مشارکت در زندگی و رسوم فرهنگی انتخابی خویش، در محدوده مراعات و احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی برخوردار باشد (ماده5).5-ضمن تضمین آزادی انتشار اندیشه‌ها به‌صورت صوتی و تصویری باید مراقب بود که تمام فرهنگ‌ها بتوانند قابل بیان و معرفی باشند و آزادی بیان، کثرت‌گرایی وسایل ارتباط جمعی، تعدد زبانی، برابری همگان به آزادی ابراز عقیده دینی و فرهنگی، بی‌هیچ محدودیت تبعیض‌آمیزی، باید برای همگان میسر باشد.7 (ماده 6)نوروز به‌عنوان یک فرهنگ و در قالب یک حق فرهنگی برای 300 میلیون نفر در یک حوزه جغرافیایی وسیع، هرساله توانسته است با برگزاری این فرهنگ، جامعه جهانی را به سوی صلح و دموکراسی سوق دهد. برگزاری این مراسم و پاسداشت آن به‌عنوان یک حق فرهنگی ملل مذکور می‌تواند راهگشای ملل به سوی صلح و امنیت جهانی تلقی شود.
حسین احمدی‌نیاز - به نقل از آرمان
 


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید