Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1638

نوروز جهانی مبارک -

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم وطرحی نو دراندازیم

شاید کسی نتواند به یقین و دقیق بگوید حضرت حافظ در چه برهه ای از سال، این شعر را سروده ، ولی آنچه که به وضوح از کلام شاعرانه و سحرانگیز او قابل درک میباشد ، اینست که جهان بینی ایرانیِ او چه خالص و چه بی نقص است و چه خوب همانند اجدادش نشانه های هستی را به چشم دیده و به جان حس کرده و مهمتر آنکه چه خوب عزم آن دارد که دعوت کننده ای باشد به برپائی این باور دیرینۀ "نوگردانی" وخود نیز برای ادای این آئین ، عزم شکافتن افلاک کند تا در سرنوشت خویش سهیم باشد.

نمی دانم در گاهشماری کیهانی ، که زمان وفواصل با سرعت نور سنجیده میشود،از چند صدم ثانیۀ نوری به اینطرف ، بشر نشانه های نوگردانی را در کرۀ خاکی درک کرد و آنرا شناخت و مورد توجه قرار داد؟ چه اهمیت دارد ، هر چقدر که میخواهد گو باش. اکنون ما جمعیت میلیونی ، در این منطقه از کرۀ زمین، در منطقۀ معتدلۀ شمالی، در مدار 25-40 درجۀ عرض شمالی، در سرزمینی به نام ایران، در یک لحظه ، شاید به اندازۀ شنیدن یک صدای بنگ ، یا مثل عبور از یک آستانۀخیالی ، نو شدن زمین و زمان را ترسیم افلاکی میکنیم و خود را به آن می سپاریم؛ یک حلول نیرومند ، آنقدر شکوهمند و نافذ که از عواطف کودکی ما نیز عبور میکند و ردی بجا میگذارد که وادارمان میکند روح و قلبمان را در بست در اختیار آن قرار دهیم.

از آن دلبستگی دارد دل ما با سر زلفش
که هر تاری ز گیسویش، رگی با جان ما دارد

اعتدال بهاری را شاید نشناسیم و ندانیم که درست اول فروردین، طول روز و شب به طور مساوی در تمام نقاط جهان 12 ساعت است ولی چه غم که:
عشقبازی ، نه به بازیست، که دانندۀ غیب
عشق، در طینت آدم، نه به بازیچه سرشت

و چه چیزی زیباتر که این حال واین بازی عشق ، در پای سفره ای روی میدهد که برای برکت یافتنش ،آن را به چندین وچند نشانۀ هستی شناسانه مزین میکنیم و برای نامگذاری آن از اعداد مقدس یاری میگیریم. و نیک میدانیم که نشانه ها و اعداد در تحریک احساسات چه نیرومند عمل میکنند.

آب به نشانۀ دانش اندوزی ،میوه جات به نشانۀ مهر وفروتنی ،سبزه و گل به نشانۀ درکِ اکنون ولاجرم جاودانگی ،سکه به نشانۀ اقتدار و شهریاری بر خویش ،شیر و تخم مرغ به نشانۀ پاکی و سفیدی و زاد و رود ،شمع به نشانۀ راستی و درستی و پاکی، و در نهایت، مجموع این نشانه ها، نشان از هفتمین آنها دارد،" خدای بزرگ یا سَروَر دانائی "

اینک با آگاهی به همۀ اینها ، بعد از خانه تکانی ها، پیشواز رفتن ها، برپا کردن مراسم چهارشنبه سوری که به روایت تاریخ، گفته میشود یادمان روز از میان رفتن و شکست دشمنی نژادپرست"متوکل" میباشد(به نشانۀ این اتفاق مردم بر بامهای خود آتش افروخته اند)

خرید کردنها، نوکردنها و... اکنون پای سفره ای با در بر داشتن آنهمه نشانه های عروج می نشینی در حالیکه لباس نوئی به تن داری که مادرت آنرا دوخته و از بقچه ای که بوی آویشن و گل سرخ آن در لحظۀ باز شدن تا اتاق بغلی هم میرسد، به در آورده شده و توئی و لبخندهای کم رنگت، حتی گاهی کج و کوله و نگاهی که آنچنان هم نگاه نیست،ولی در دلت غنجی هست که هیچکس جز خودت آنرا نمی شناسد ودرک نمیکند؛ فقط با صداهای نامشخصی که از گلویت خارج میشود ذوق و نشاطت رابروز میدهی.

و چه لحظۀ غیر قابل شرح وترسیمی است آن زمان که میخواهد سال تحویل شود؛ سفره با افراد خانواده احاطه شده درحالیکه هریک دست دیگری را به نشانۀ همازوری (همبستگی و اتحاد) در دست گرفته و حلقه ای تشکیل داده اند و آنگاه کسی با صدائی سوخته دعای "تندرستی" میخواند و اینکه از آسمان "نیک وِواراد (ببارد) و از زمین نیک بَر آیاد".

شمعها روشن است ، بوی عود و کندر و لوبان واسفند همه جا را پر کرده، به کاسۀ آبی نگاه میکنی که در آن یک دانه انار، روی آب وآویشن شناور است و میگویند در لحظۀ تحویل سال تکان میخورد که هیچوقت هم ندیده ای ولی باز هم سال بعد نگاهت به این کاسۀ سحرآمیزاست که از هم اکنون میدانی در روز ششم فروردین، بادام و پسته وفندق آن که همراه انار و چند سکه در این ظرف ریخته شده، باید کاشته شوند. و با همین تصورات به خلسه ای فرو میروی که وقتی آوای یا "مقلب القلوب" را میشنوی انگار ادامۀ دعای خودت میباشد.

منزل ار یار قرین است ،چه دوزخ چه بهشت
سجده گه، گر بی نیاز است چه مسجد چه کِنشت
جای آسایش مشتاق ،چه هامون و چه کوه
رهزن خاطر عشاق ،چه زیبا و چه زشت

طبیعتا ،احساساتی چنین متعالی همراه با فر و شکوهش ،میتواند آنچنان نیرومند عمل کند که از پس هزاره ها، همچنان ماندگار باشد و سببی باشد که دل و دست از آن بر نداریم ،تا جائی که پای به عرصۀ فکری جهانی بگذارد که ، "اِیدَریاد باد" آنان که با همت سرشارشان این مهم را به جا آوردند.

خاتم لعل گهر پوش پری رخساران
پیش ارباب نظر، ملک سلیمان ارزد

کاری سهل و ممتنع است ،اکنون که میخواهم نوروز را با تمام عشقم ، به پهنۀ جهانی تبریک بگویم، چرا که پهنۀ سینۀ کوچکی دارم و در آن دلی کوچکتر. ولی خاطری جمع دارم از اینکه، خاک گذر مردم پاکیزه سرشتم، که با ناچیزیش ، به همت همان پاکیزه سرشتان، میتواند در این زمان، به هرجا سری بزند و دری بکوبد و مشتاقانه بگوید "نوروز مبارک"

انجمن مفاخر معماری ایران - خوبچهر کشاورزی نوروز 1392

عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید