تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3939

نور و رنگ (قسمت دوم)

تحلیل نور و رنگ در معماری اسلامی

یكی دیگر از ویژگی های معماری اسلامی ایرانی را می توان در انتخاب، كاربرد و تركیب مواد مشاهده كرد. مطالعه نمونه‌های مختلف آثار اسلامی نشان می دهد كه هنرمندان این عرصه دانش زیادی در خصوص قابلیت‌های طبیعی مواد مختلف دارند و تلاش خود را برای استفاده از آنها به كار می گیرند. مواد برای معماری سنتی ارزش زیادی دارند. معمار سنتی در انتخاب و به كار بردن مواد بسیار دقیق عمل می كند و به خواص ساختاری و ساختمانی مواد آشنایی كامل دارد و قوت‌ها و ضعف‌های هر كدام را ارزیابی كرده و از هر كدام در جای مناسب و به مقدار مناسب استفاده می كند. اما زمانی این موضوع معنا پیدا می کند كه هنرمند در حال كار كردن با مواد است برای اینكه در این حوزه بر خلاف معماران مدرن، معمار سنتی علاقه ای به استفاده از مواد خام طبیعی ساده ندارد. هنرمند ماده خام اولیه را آماده مي‌كند و ویژگي‌های آن را پالایش می كند و با الگوها و خطوطی آن را آراسته مي‌كند تا زمانی كه ماده خام قدم به قدم به درجات بالای كمال برسد. در این روش، كیفیت مواد خام كه نامطبوع، كدر، سنگین و دست نخورده هست تغییر مي‌كند و به مواد با ویژگي‌های مطبوع، روشن، ظریف و باروح تبدیل مي‌شوند. می دانیم كه در حوزه اندیشه و فرهنگ اسلامی، تمركز بر این حقیقت است كه واقعیت هر چیزی پنهان و نهان است. اگر نمود و جلوه ظاهری خشن، بي‌روح، سخت، محنت‌آور، تیره و بدشكل باشد، پس اندرون آن واقعیت آن شی بوده و قادر است به کمک نیروهای بیرونی وابسته ماده را ظریف، شفاف، درخشان، روشن، زنده و شكیل کند. علاوه بر این، در این زمینه همواره بحث هایی وجود داشته كه ماهیت ماده اولیه اشیا استعداد نهانی و پنهانی آن چیز است كه درجات صعودی رو به كمال را طی می کند و از نوعی به نوع دیگر و از حالتی به حالت دیگر تبدیل مي‌شود تا جایی كه به حد ایده آل برسد. در این حالت روشن‌تر و ظریف‌تر خواهد شد و نور روشن‌ترین و بهترین در بین دیگر چیزهاست. در متون ادبی و فلسفی، داستان های بسیاری در مورد تبدیل شدن، تغییر و دگرگونی در قالب ضرب المثل وجود دارد، مثل تبدیل شدن مس به طلا و فلز به آینه. آن چیزی كه قابل توجه است، اینكه معماری ایرانی اسلامی به دنبال كمال در وجود طلا و آینه است (قاسمی، 2005). نور، رنگ و همچنین آب، عناصر زیبایی شناختی معماری اسلامی به شمار می روند. نور یكی از جنبه های متمایز معماری ایرانی است و عنصر حكمت الهی به شمار می آید. رنگ كه در انكسار نور ایجاد می شود و آب بازتابنده طبیعت در معماری اسلامی است. برای توصیف این عناصر به طور خلاصه می توان گفت كه نور چهره‌ خداست كه تجلی آن در مسجد است. الله نور آسمان و زمین است (سوره نور)؛ و این نور سختی و سردی ساختمان و سنگ ها را كاهش مي‌دهد. تجلی جنبه‌های معنوی نور در جنبه های فیزیكی ساختمان، اصلي‌ترین محور زیبایي‌شناسی معماری اسلامی در عرفان است. در كف ساختمان یا سطح دیوارها، مواد درخشنده و روشن به كار می رفتند تا نور را جذب كنند و آن را مانند الماس كه عنصری بازتابنده است، انعكاس دهند. نور كیفیتی پویا به تزیینات می دهد. نور و سایه، اثر متقابل شدیدی را از بافتی به بافت دیگر ایجاد مي‌كند. نور عنصری است كه از خلال بخش‌های متخلخل چوبی و شیشه‌های رنگی به فضاهای داخلی منتقل مي‌شود و شكل‌ها و محرك‌هایی را در سمت دیگر دیوار منعکس مي‌كند.

رنگ نیز در معماری ایرانی و عرفانی اسلامی تعریف های عمیقی دارد كه جنبه های مختلف آن متعاقبا بیان مي‌شود. رنگ از تنوع و گوناگونی (multiplicity) نور ایجاد می شود و دارای ذات و ماهیت وحدت و یگانگی (unity) است. برخی علمای اسلامی بر این باورند كه رنگ سفید نماد خداست (وجود مطلق) و رنگ سیاه رنگ كعبه (خانه خدا) است و نماد اصلی تعادل متافیزیكی است كه كعبه در ارتباط با آن است. آبی، رنگ فیروزه ای و طلایی در نقاشی های ایرانی اسلامی در میان رنگ های دیگر دارای درخشش و جلوه خاصی هستند. به این رنگ‌ها در قرآن نیز اشاره شده است. برای مثال، زرد نماد شادی و آسایش است. سفید رنگ مورد علاقه پیامبر(ص) بود. در مجموع می توان چنین بیان کرد که رنگ به عنوان یک ویژگی مهم در معماری اسلامی در نظر گرفته می شود. فرد با تنوعی از رنگ های شگفت انگیز در معماری اسلامی ایرانی مواجه می شود. کاربرد فراوان این مقدار از رنگ جنبه برجسته معماری اسلامی ایرانی است. چنین کاربردی، عنصری برای لذت بردن یا مایه مسرت نیست و همچنین به عنوان امری زینتی كه ما امروزه استفاده می كنیم محسوب نمی شود؛ بلكه روشی برای ایجاد كیفیت‌های مطلوب فضایی است كه طراح هنرمند به دنبال ایجاد آن است و با صیقل دادن سطح ساختار تلاش می كند كه آینه ای برای انعكاس زیبایی درونی طبیعت بسازد. اثر این كار آنقدر قابل توجه است كه می توان به جرات گفت یكی از پایه های اساسی دستیابی به كیفیت مطلوب فضایی است. طراح نیز سبك خود را برای اضافه كردن رنگ دارد و به دنبال هدفی است كه مورد بحث قرار مي‌گیرد. یكی از عناصر اساسی در استفاده از رنگ در ساختمان‌های معماری اسلامی، محدودیت استفاده از تعداد رنگ ها از بین خیل زیاد رنگ هاست. هنرمند می خواهد كه از گروهی خاص از رنگ ها استفاده نكند و به شدت خود را به برخی رنگ‌های خاص محدود می كند و در واقع در انتخاب خود از یك رنگ در طیفی از رنگ‌ها قاطع و استوار است. از سوی دیگر، معمار سنتی دوست دارد كه رنگ های متضاد را تركیب كند. با توسل به این سبك، بازده نتایج مثبت است: رنگ ها درخشان تر و روشن‌تر مي‌شوند. برای مثال نواری از كاشی های زرد در سطح آبی تیره، دسته ای از گل های ریز طلایی و سفید را در یك زمینه تیره ایجاد می كند و درخشندگی ستاره ها را به یاد می آورد. هر رنگی با حضور یك عنصر مخالف برجسته تر و درخشان تر می شود و محیط رنگارنگی را ایجاد مي‌كند، اگر چه استفاده از رنگ به شدت محدود است. درخشش هر رنگ در اینجا و آنجا گوناگونی و کثرت را ایجاد می کند و به نمایش می گذارد. این نوع كار، جهان‌های چندگانه (multiple worlds) را نشان می دهد كه در آن همه عناصر مختلف به هم پیوسته هستند و هر چیزی با عنصر مخالف خودش ارزش پیدا می كند. اگرچه در این دنیای كوچك تعارضی بین رنگ های متضاد وجود دارد، چیزی كه شگفت انگیز است این است كه احساس سردرگمی پدید نمي‌آورد. تركیب رنگ‌ها به نوعی به جای سردرگمی نوعی یكپارچگی و وحدت را ایجاد می كنند كه لذت غیرمحسوس و غیرعینی به بیننده مي‌دهد.

کاربرد نور طبیعی و رنگ در فضاهای عمومی و خصوصی معماری سنتی ایران

در ایران، معماری در ارتباط مستقیم با مسائل مذهبی، فرهنگی و عرفانی بوده است. این مسائل با كاركردهای مختلف به طور جداگانه در فضاهای عمومی یا خصوصی دیده می شوند. به همین دلیل كیفیت معماری در این فضاها كاملاً متفاوت بود. خانه ها به عنوان فضای خصوصی و مسجد و مدرسه (نوع سنتی مدرسه) به عنوان فضاهای مذهبی مورد تحلیل قرار خواهد گرفت و مسائل فرهنگی در این فضاها مطالعه می شود. پیكربندی های معماری با روشنایی سطوح پیوسته به وجود مي‌آید. نورگیر سقفی روشنایی خاصی ایجاد مي‌كند كه خود به عنوان بخش‌ جدایي‌ناپذیر فضای حجمی است. عیوضیان (2005) بیان كرد كه این روزنه ها ارتباط مستقیمی با ساختار، دیوارها و حجم‌ها دارند. نور به صورت عمودی با كمك گیرنده‌ عمودی وارد مي‌شود و دوباره پیوستگی و ارتباطی با كل برقرار می كند كه از دیدگاه‌های مختلف اهمیت نمادینی مي‌یابد و جنبه ویژه‌ای به آن می دهد. در معماری ایرانی استعاره نور معانی متافیزیكی به وجود مي‌آورد در جایی كه نور الهی همیشه حاضر است. نور همیشه فضیلتی از آسمان، بهشت، حقیقت و تحقق است؛ حتی اگر روشنایی گاهی به وسیله سایه یا تاریكی پنهان شده باشد. نور و سایه برای ادراك فضا هستند، در حالی كه هرگز در تعارض واقعی با یکدیگر نیستند (عیوضیان، 2005). طبقه بندی کردن راهبردهای روشنایی مختلف و نحوه ورود نور در معماری سنتی در سه طبقه بررسی می شود: نظم فضایی ساختمان، انواع مختلف روزنه ها یا منحرف کننده های نور یا سایر چیزهایی که شفاف نیستند اما به ورود نور به داخل کمک می کنند.

ایران به عنوان یك كشور اسلامی در شهرهای مختلف مساجد گوناگونی دارد. این مساجد كه همگی مثل هم هستند به شیوه‌ای طراحی شده‌اند كه معماری خاصی را در مقابل نور دارند. تعیین موقعیت مساجد از جنبه های زیبایی شناختی و کاركردی مهم بوده است. نشان دادن غروب و طلوع آفتاب برای یادآوری زمان نماز از کارکردهای روشنی روز بود. با استفاده از فضاهای باز و روزنه‌های اطراف گنبدهای مساجد یا با استفاده از كاشی های بازتابنده در داخل و خارج، میزان نفوذ نور را افزایش می دادند. دیوارهای متخلخل در مقابل نور وضعیت ویژه ای را ایجاد می كند كه فرد مسلمان خود را در مقابل پروردگار بزرگ تهی می یابد. در مساجد روشی كه برای داخل كردن نور استفاده مي‌شود، متفاوت از سایر معابد و فضاهای مذهبی است. برای مثال، در معابد هندو بر این باورند كه مسیر عشق و یافتن خویش در مسیر تاریك میسر است. وقتی نوری وجود ندارد، هیچ چیز دیده نمي‌شود. بنابراین چیزی وجود نخواهد داشت كه مردم را از خودشان منحرف کند. در تفكر اسلامی، خدا نور است و تمام خلقت از نور الهی است. مسیر نوری كه در مساجد یا سایر مكان‌های مذهبی اسلامی دیده مي‌شود گذرگاهی از تاریكی به نور است؛ اما این نور هیچ وقت منحرف نمي‌شود، چون دلیل زندگی است. نور و رنگ در مساجد ایران مثل مسجد شیخ لطف الله در شهر اصفهان كه یك نمونه منحصر به فرد است، به صورت تركیبی و مرتبط با هم به كار گرفته شده‌اند. عناصر مختلف در شهر اصفهان كه یك نمونه منحصر به فرد است به صورت تركیبی و مرتبط با هم به كار گرفته شده‌اند. عناصر مختلف در این مسجد معرف تعاریف عرفانی هستند. این عناصر در ابتدا به عنوان تزیینات ساده ای در نظر گرفته می شوند، اما مفاهیم عمیقی در ورای آنها نهفته است. دیوارهای متخلخل، كاشي‌های بازتابنده، آثار متنوع روی آجرها، همگی مفاهیم مختلفی را منتقل می کنند.

ناسازگاری های فرهنگی عناصر سنتی در معماری معاصر

دو ایراد مهم را می توان در مورد این تداعی مطرح كرد. مورد اول این است كه بپذیریم معماری تاریخی ایران نقطه مقابل معماری غربی است. چنین دیدگاهی غرب را به عنوان موجودیتی كه از نظر فرهنگی یكنواخت و متجانس است ارتقا می دهد. ایراد دوم این است كه ما در حال جستجوی هویت خودمان از طریق اشاره به پدیده‌هایی هستیم كه با شرایط فعلی ما سازگار نیست و تا حد زیادی برای ما ناشناخته است. این امور خود نتیجه نوعی نگرش اشتباه و مغشوش به معماری است. در معماری سنتی تفاوت اصلی میان یك كار سنتی و كار مدرن بیشتر در روند و روش اجرای كار است تا در محصول نهایی. بنابراین، اگر ما امروز از الگوها و اشكال متعلق به معماری تاریخی مان تقلید مي‌كنیم موفق نخواهیم شد (چنانچه در عمل هم ثابت شده است)، به این دلیل كه فرایند طراحی و ساخت ساختمان‌ها به روش سنتی انجام نمی شود.

از سوی دیگر، گرایش هایی وجود دارند كه در مقابل استفاده از هر نوع معماری سنتی قرار دارند و تلاش می كنند كه همگام با تحولات معماری مدرن باشند. این گرایش ها از سبك های خارجی كپي‌برداری می كنند. با این حال، معماران ایرانی باید از وضعیت ناسالم «بودن در تقاطع‌ها» رهایی پیدا كنند و به اختلافات بر سر انتخاب منبع الهام (inspiration) یا تعلق داشتن كار به گرایش‌های خاص پایان دهند. حتی اگر ما موضع خاصی را به عنوان نقطه حركت خود قرار دهیم، چیزی كه در بحث مهم است خود معماری است. معماران ایرانی در دوران باستان مثل دوره هخامنشی و همچنین در اواخر دوره قاجار نشان دادند كه چگونه عناصر معماری خارجی می تواند برای ساخت آثاری كه در هماهنگی كامل با روح و فرهنگ ایرانی است به كار گرفته شوند. با این حال، امروزه در استفاده از عناصر معماری سنتی، ساختمان های ساخته شده كاملاً نامتجانس با روح و فرهنگ ملت‌هاست. در معماری معاصر ایران، برگشت به معماری سنتی روشی برای دستیابی به هویت ایرانی معماری است. معماری سنتی با وجود جنبه های فرهنگی و مفاهیم ارزشمند، فقط با وسایل تزیینی و عناصر سنتی معرفی شده است. این تقلید از معماری سنتی نه تنها معرف معماری سنتی نیست، بلكه تعاریف ناب آن را نیز تخریب كرده است. یكی از مؤثرترین روش ها در معماری معاصر استفاده از اصول معماری سنتی در حوزه ساخت و ساز معاصر است. استفاده از رنگ و نور در معماری سنتی چنانچه قبلاً نیز مطرح شد، عمیقاً با فرهنگ و معماری آمیخته شده و نمی توان آن را از بافت خود جدا كرد. با این حال، در معماری امروز برای مثال در مساجدی كه جدیداً ساخته شده‌اند، ورود نور از اشكال مختلف پنجره‌ها به این دلیل است كه صرفاً فضا را روشن كند یا یك عنصر تزیینی باشد و عنصری مفهومی یا عرفانی برای تعریف فضا نیست. در كل، این نوع مشكلات به دلیل عدم وجود افكار متعلق به معماری سنتی و اصول استفاده از این عوامل است.

نتیجه‌گیری

جایگاه نور و رنگ در معماری ایرانی از تركیب فرهنگ، مذهب و هنر ایرانی كه در طول زمان تغییر كرده، سرچشمه می گیرد. استفاده از عناصر طبیعی در معماری ایرانی بیشتر یك روش استعاری بوده است. نور و انكسار رنگ ناشی از نور در معماری سنتی به منظور ایجاد فضاهای شاخص و دادن مفاهیم ویژه به کارآمدی مكان بود. در ساختمان‌های مذهبی مثل مساجد، نور و رنگ در كنار هم كیفیت معنوی و متافیزیكی به فضا می دهند. همان‌طور كه قبلاً اشاره شد در معماری سنتی و در فرهنگ اسلامی، نور نمادی از خدا و نور الهی است. كاربرد انتخابی سایه و نور و نور غیر مستقیم در فضاهای مذهبی در ارائه حالتی عرفانی به فضا مؤثر است. در ساختمان های دیگر مثل فضاهای مسكونی، فقط رنگ قابلیت‌های زینتی نداشت؛ بلكه عناصر دیگر هم به جای رنگ برای رنگارنگ كردن فضا استفاده مي‌شدند و استفاده از آینه­های شكسته در فضا منعكس­كننده رنگ محیط به فضای داخلی می شد. نور با كیفیت های مختلف بر فضای روانشناختی و اجتماعی فرد در زندگی تأثیر می­گذارد.

طیف وسیع كاربردهای نور، چه به صورت كاركردی، فیزیكی یا معنوی به طور آگاهانه در معماری سنتی ایرانی به كار گرفته شده است. با این حال، در معماری معاصر ایران تقلید كوركورانه از ظاهر معماری سنتی كه بیشتر سلیقه شخصی معمار هم در آن نقش دارد، صورت می گیرد (تلیس چی و انصاری، 2000). تغییر این وضعیت تنها با انتقال اطلاعات و تعاریف انگیزه های اسلامی و ارزش‌های مفاهیم سنتی به نسل بعدی ممكن است. به این دلیل كه استفاده آگاهانه از عناصر طبیعی به خصوص نور و رنگ در معماری، کیفیت فضاهای محل سکونت و حضور معنا در فضا را به شیوه ای که در معماری سنتی داشتیم افزایش می دهد.

برای مطالعه قسمت اول مقاله نور و رنگ کلیک کنید



ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت دی ماه 1393
بررسی و نوشته: هانیه ارجمندی و دیگران مترجمین محمد مهدى میرلو، سمیه اسدزاده
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید