تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :806

نیازمند انقلاب در موزه‌ها هستیم

بنفشه رنجی: وضعیت موزه‌ها با آنچه در رابطه با تاریخ و فرهنگ غنی و چند هزار ساله کشورمان گفته می‌شود همخوانی ندارد و موزه‌های ایران با مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند. برخی موزه‌ها تعطیل و برخی پس از سال‌ها هنوز راه اندازی نشده‌اند،برخی دیگر ساختمان‌های قدیمی دارند که نه تنها محافظی برای اشیای تاریخی قلمداد نمی‌شوند، بلکه آنها را در معرض خطر نیز قرار می‌دهد. همچنین، مشکلات بودجه‌ای و ناتوانی در جذب بازدید‌کننده نیز مشکل دیگری است که به گفته کارشناسان با اختصاص یافتن تمامی درآمد موزه‌ها به‌خود موزه‌ها می‌تواند قابل حل باشد، در نهایت تمام این مشکلات منجر به آمار پایین بازدید از موزه‌ها در کشور شده است. 18 می‌(28 اردیبهشت) روز جهانی موزه‌ها است و این هفته نیز هفته بزرگداشت میراث فرهنگی است. به نظر می‌رسد که مشکل موزه‌ها در ایران تا جایی پیش رفته است که مدیر کل امور موزه‌ها در سازمان میراث فرهنگی بر این عقیده است که موزه‌ها نیازمند انقلاب هستند و اصلاحات در این زمینه دیگر پاسخگو نیست. به گفته محمد رضا کارگر، موزه‌های ما از نظر حجم، تجهيزات، بزرگي و استفاده از روش‌های جدید وضعیت مناسبی ندارد.

چه تعداد موزه در ایران وجود دارد و آمار بازدید کنندگان سال گذشته چیست؟

از پنج استان تا به حال نتوانستیم آمار دریافت کنیم، اینکه كدام استانها هستند را نمي دانم اما معمولا استانهاي پر بازدید هستند که ارائه آمارشان مدت زمان بیشتری می‌برد. سال گذشته در کل کشور 16 ميليون نفر بازديد كننده از موزه‌ها داشتیم. تعداد كل موزه‌ها در كشور 500 موزه است. اگر کاخ سعد آباد را يك موزه در نظر بگیریم و نه 18 موزه، از این 500 موزه، 250 موزه تحت پوشش سازمان میراث فرهنگی است و 250 موزه نیز زیر نظر سازمان ها، نهادهای دولتی،عمومی و افراد حقیقی است. تعداد موزه‌های تهران تحت پوشش سازمان میراث فرهنگی 29 موزه و 5 كاخ موزه است.

در حال حاضر اعتبار این بودجه‌ها از کجا تامین می‌شود و چه مقدار از درآمد آنها به خودشان باز می‌گردد؟

كل بودجه موزه‌ها یعنی موزه هاي دولتي از طريق سازمان هاي مربوطه تامين مي‌شود. موزه‌هایی که زير نظر سازمان ميراث فرهنگي هستند از طریق این سازمان و آنهایی كه زير پوشش سازمان محيط زيست هستند از این سازمان بودجه شان تعیین می‌شود و موزه‌هایی هم هستند که زیر نظر دولت اند. اين موزه‌ها خودشان نیز درآمد دارند . طبق قانون برنامه ريزي، سازمان مربوطه باید زمان تصویب و تعیین بودجه پیش بینی کند که سال آینده چقدر درآمد خواهد داشت. سازمان ميراث فرهنگي درآمد از موزه‌ها و اماكن تاريخي مانند تخت‌جمشيد و پاسارگاد را براي سال 40،93 ميليارد تومان پیش بینی کرده است، یعنی سازمان پیش بینی می‌کند تا سقف 40 ميلياردی به خزانه دولت ریخته می‌شود، سپس برنامه ریزی می‌شود که این بودجه چطور میان موزه‌ها تقسیم شود. ممکن است يك موزه دچار معضل باشد و 100‌درصد بودجه را بدهند و به موزه‌ای دیگر 20‌درصد تعلق گیرد. زماني در ميراث فرهنگي چنین بود كه 60‌درصد درآمدها به موزه‌ها داده می‌شد و 40 درصد در اختیار سازمان و سیاست‌های آن قرار می‌گرفت تا به هر طریقی که می‌داند بهتر است آن را خرج کند. در حال حاضر، بستگی دارد به سیاست‌های سازمان میراث فرهنگی، هنوز يك سال از عمر دولت نگذشته است اما چیزی که باید به آن پایبند باشیم اظهار نظرهای آقای سلطانی فر است.

گفته می‌شود که در فروردین سال جاری تعداد بازدیدکنندگان از موزه ملی 29 هزار نفر بوده است، در حالی که در همین بازه زمانی میزان بازدید از موزه بریتانیا 650 هزار نفر بوده است، فکر می‌کنید چرا موزه‌های ما به حد و اندازه موزه‌های دیگر رشده نکرده اند؟

این مساله چند علت دارد. اگر گستردگي را در حجم توريسم یا بازدید کننده ببینیم، باید بگوییم که ما تعداد زيادي توریست جذب نمی‌کنيم. فرانسه و انگليس سالانه 60 تا 70 ميليون توریست دارند، اما ایران سالانه 2 یا 3 میلیون توریست دارد. مساله دیگر سياست ها، زیر‌ساخت ها، موقعیت جغرافیایی و آب و هوا است. اما اگر از نظر حجم، تجهيزات و بزرگي موزه و مسائل ديگر نگاه کنیم موزه‌های ایران از این لحاظ وضعیت خوبی ندارد. مساله دیگر این است که آثاری که در موزه‌های ما هستند آثار بلا منازع اند، یعنی عموما از حفاري هاي علمي به دست آمده اند، این مفهومش اين است که هر كدام از این اشيای سند بي بديل علمي برای پژوهشگران است. این در حالی است که بخش بزرگي از آثار در موزه هاي بريتانيا و لوور پاریس خریداری شده‌اند و فاقد شناسنامه علمی هستند. موضوع دیگر این است که این موزه‌ها در سطح جهاني آثار دارند و ما در سطح ملي. آنها در دوره اي ارزش این آثار را دانسته‌اند و آنها را از سراسر دنيا جمع آوري کرده‌اند و گنجينه‌ای ارزشمند تشکیل داده اند، این در حالی است که ما به اشیای خود بسنده کرده‌ایم که این هم بر می‌گردد به سياست، نوع نگاه و هم كنشي ما نسبت به تمدن هاي ديگر. علاوه بر این، باید در نظر گرفت سهمي كه دولت انگليس وفرانسه براي موزه‌ها در نظر می‌گیرد چقدر است و ما چقدر بودجه و اعتبار داریم، چقدر از ما حمایت می‌شود و سیاست هایمان در كدام جهت است. در جامعه ایران همه چيز با هم رشد مي كند، ما جامعه در حال توسعه هستیم و بنابراین موزه هایمان نیز در حال توسعه است.

بازگرداندن آثار تاریخی ایران که در موزه‌های دیگر کشورها هستند تا چه میزان در رونق موزه‌ها نقش دارند؟

اينها به عنوان یک اتفاق در بازه زماني خاص تاثیر‌گذار است، برای مثال دو ماه، سه ما یا شش ماه ابتدایی که اشيا در موزه به نمايش گذاشته می‌شود، اما در دراز مدت تاثير چنداني ندارد.

برخی معتقدند آثار تاریخی مربوط به ایران باید در داخل کشور نگهداری شود، امروزه هنگامی که از یک اثر باستانی مانند کاخ آپادانا بازدید می‌کنیم چیزی جز ویرانه نمی‌بینیم، در حالی که هنگامی که به موزه لوور پاریس مراجعه می‌کنیم، آثار مربوط به این بنا در آن موزه دیده می‌شود، آیا بازگرداندن این آثار اهمیتی دارد؟

بستگی دارد که از کدام منظر نگاه كنيم . یک نگاه تحلیلی است این است که می‌گوید اعتبار يك شيء به ميزان مخاطب است، همچنین اگر مخاطب را از این لحاظ که از جامعه و فرهنگ ديگر باشد با اهمیت تر بدانیم چون با تمدن ما آشنا مي شوند، باید بگوییم تا زماني كه موزه هايمان به آن ابعاد گسترده نيست و جذب مخاطب نمي كند، حضور این آثار در موزه‌های دیگر کشورها موثر تر است. از طرف دیگر، خيلي‌ها معتقدند اثر هنري در خاستگاه خود معنا پيدا مي كند، مثلا يك گيوه یا حصیر گیلانی در این شهر بيشتر معنا دارد و گيوه‌اي كه در يزد درست مي‌شود در این شهر معنا دارد و با اقليم، فرهنگ و نگاهی که در آنجا وجود دارد معنا پیدا می‌کند، پس هنگامی که این گیوه به تهران می‌آید تبدیل به موضوعی تفنني و تزييني مي‌شود و صد در صد كاربردي است. اگر اثری که متعلق به اهرام مصر است را در اهرام مصر و جایی که از ابتدا قرار داشته است ببینیم، ارزشش بیشتر است تا اینکه آن را حرکت دهیم. ديدگاه بعدي بحث تعصبات است، برخی می‌گویند چيزي كه متعلق به ما و توسط پدران ما خلق شده است باید در این کشور بماند. آنها می‌گویند خاطره هاي ما و يادگاري پدران ما باید نزد ما باشد، کشورهای دیگر که نقشی در آن نداشته‌اند که این آثار در آنجا نگهداری شود. اما همانطور که گفتم از ديدگاه تحليلي و اثر گذاري می‌توان گفت که برای مثال موزه لوور روزي 30 هزار بازدید‌کننده دارد و از این تعداد اگر 10 هزار نفر آثار تاریخی مربوط به ایران را ببینند، با تمدن و نام ايران آشنا شوند و نگاهشان به ایران تغییر کند موثرتر است.

فکر می‌کنید برای تغییر وضعیت موزه‌ها در ایران باید چه اقدامی انجام شود؟

بايد انقلاب در موزه‌ها شكل گيرد، حركت هاي سطحي و رفورميستي خيلي جواب نمي دهد و دوره اش تمام شده است. موزه‌ها باید جمع‌آوری شود و دوباره ساخته شود، یعنی بايد موزه‌های جديد با تکنولوژی و روش‌های جدید در همان كالبد بنا شود. در واقع ظرف همان ظرف است ولي مظروف باید تغيير كند و معماري داخلی،چيدمان، نور و ویترین‌های جدید باید ساخته شود که در خدمت تفکر جدید است.

 بنفشه رنجی - به نقل از روزنامه آرمان

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید