تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،17-10-1397
تعداد بازدید :16

هنرها جاودان هستند .

 ( الگوبرداري -برداشت - خلاقيت -اصالت -تعالي  در معماري)

 قبل از پرداختن به موضوعات فوق بايد اشاره شود كه در فرهنگ عامه كلماتي در مورد هنرها ومخصوصا" معماري بيان ميشود كه عامه پسندبوده وليكن داراي جايگاه لازمه نيستند از اين رو نگارنده را برآن داشت پيرو جلساتي كه در اين مورد تشكيل در برخي از محافل هنري با حضور اساتيد وهنرمندان  مخصوصا" معماران بزرگ تشكيل شد و در مقوله هنر ها مخصوصا"معماري سخنراني  مبسوط و پرباري ايراد ومقالات بسيار ارزنده ارائه  نمودند كه ضمن تشكر ازآن اساتيد و پيرو مطالب بيان شده آنان ديدگاه هاي شخصي خودرا بطور مختصر در مورد آن مطالب(الگوبرداري-خلاقيت -اصالت درمعماري-تعالی )  بيان مي دارد هرچند ممكن است در برخي موارد  با نظرات آن اساتيد و هنرمندان مغايرت بسيار داشته باشد  شايد در گفته هاي نگارنده  اساتيد وهنرمندان مذكور به مواردي كه از ديد وقلم ونظر آنان حذف شده و يا ناديده گرفته شده دست يابند    .

سخنرانان محترم در جلساتي سخنان خود را در مورد الگوبرداري  اختصاص داده آن را يك امر طبيعي و مجاز برشمرده وخلاقيت را در الگوبرداري و اصالت را درراستاي اصليت منبع دانسته اند .

مقصود آن است كه نقدوبررسي در هر زمينه اي می تواند باعث تبلورفكروانديشه و مخصوصا" درزمينه هنرها گردد .

در مورد هنرها مخصوصا" در نقاشي ومعماري و.... پيشرفت آن را بيشر از  پيشرفت تكنولوژي ذكرنمودند كه نگارنده ضمن احترام به نظريات آن اساتيد ديدگاه خود رادر آن موارد بيان مي دارد هرچند ممكن است كه چندان مورد توجه قرار نگيرد اين است وليكن هرچه باشد نظريه نگارنده است  .

 الگو برداري در معماري

برخي هنر مندان در زمينه هاي هنري الگوبرداري از اثر فاخري را مجاز ميدانند و همانگونه كه الگوبرداري در آثار موسيقي ويا ساير هنرها  بسيار اتفاق افتاده است .

 برخي از معماران الگوبرداري در معماري را امري بديهي ميدانند و از آن الگو در  پروژه اي ديگر پياده ميكنند كه بنظر نگارنده در اين مورد بايد اين پروسه چندان مناسب ودر شان يك معمار ويا هنرمند نيست زيرا آن طرح در زمان خود بامطالعات محيطي واقليمي ومحتوايي وبرنامه داده شده طراحي وبه اجرا در آمده است والگوبرداري از آن بنظر عقب گرد در معماري ويا ساير هنرها  است  .

 در اينجا مطلبي كه مطرح است الهام گرفتن از طرحي ميتواند قابل قبول باشد ياخير ؟.

بابرداشت والهام گرفتن از هر طرح ويا پروژه اي مي توان زواياي نشناخته ونديده ويا قوت وضعف  آن طرح را مورد تحليل قرارداده ودر طرح جديد آنان را اعمال نمود و با شناخت آن زوايا ويا قوت وضعف ها ممكن آن طرح متعالي شود  تعالي در جهت شناخت هنري آن  .

بهترين اثر هنري شناخته شده كه در ديد مكاني وانساني قرارميگيرد داراي ارزش و رمز و راز براي خود مي باشد  والگوبرداري از آن هرچند همان اثر بوجود آيد نمي تواند داراي آن رمز و راز باشد.

 نمونه اين مطلب را می توان در هنر نقاشي به وضوح ديد كه بعنوان مثال تابلوي معروف لبخند ژوكوند اثر ميكل آنژ مي باشد كه هنوز نتوانسته رمز وراز آن لبخند را با گذشت چندين سال دريابند . در معماري نيز اين چنين است.

بنظر برخي از بزرگان الگوبرداري ويا كپي كردن امري طبيعي است اگر اين فرض را به اصل تبديل كنيم نياز به فكر وخلاقيت نداريم .

 

 

برداشت در معماري وصنعت

معماران براي طراحي يك اثر معماري خوب وقابل بررسي  بايد معماري هاي شاخص رااز نظر كتابخانه اي وميداني  بازديد ومورد بررسي قرار دهند و نقاط قوت وضعف آن را به سليقه  برداشت نموده ودر طرح خود پياده ميكنند يا بعبارت ديگر معمار خميرمايه طرح هاي معماري خود را  براساس شناخت وبرداشت ازيك  اثر  يا اثرهاي فاخر معماري قرار ميدهد. .

الهام از طبيعت در صنعت ومعماري

اگر نيم نگاهي به طبيعت وحيوانات وحشرات داشته باشيم مشاهده ميگردد كه انسان از آنها الهام گرفته ودر در طراحي صنعتي و هنرها بكاربرده و ميبرد كه كاربرد آن درطراحي  بناها ويا دربرخي صنايع داراي جايگاه ويژه اي هستند كه ميتوان معماري بيونيك رابرشمرد كه خلاقيت براساس برداشت از طبيعت است .

الهام از طبيعت وحشرات  در طراحي صنعتي جايگاه ويژه اي داراست كه درطراحي و ساخت هواپيما و اتومبيل برداشت از طبيعت و جانوران الهام گرفته شده است .

در معماري نيزمعماري  بيونيك جايگاه ويژه اي پيدا نموده و برخي از معماران آز آن بهره جسته ودر طرح خود گنجتانده اند .

 مقايسه الگوبرداري وبرداشت  در معماري   

دوكلمه الگوبرداري و برداشت در دو وادي مختلف هستند يكي معماري وجودي وديگري معماري غير وجودي . ميتوان گفت كه معماري وجودي با معماري غيروجودي قابل قياس نيست وهرگونه خلق اثر در اين مورد بامعماري گذشته كه الگوبرداري شده است و متعلق به معماري آينده است كه هنوز دروادي بصرديده نمي شود .

خلاقيت در معماري

هرمعمار داراي انديشه ها وتفكرات خاص خودميباشد و در زمان طراحي آن موارد رامد نظر قرارميدهد وخلق اثر ميكنندو هرچه عميق تر فكر كند و هرچه محتوي  ذهن خودرا به روز تبديل نمايد وهرچند موضوع را در ذهن خود بررسي كند  ميتوانند ديد گاه هاي خودرا با محتوي ذهني خود عجين كندو يك اثر  معماري بديع  خلق ميكند وخلاقيت خودرا در چهار چوب هنر معماري پياده ميكند  . 

خلاقيت در انسان ها متفاوت است وليكن زمانيكه پرورش فكر انجام و مطالعات كتابخانه اي وميداني باديد هنرمندانه انجام شود  ميتوان گفت كه آن هنرمند ويا  معمار توانسته اثري خلاقانه بيافرينند .

اصالت در معماري

اصيل در لغت يعني خود بودن و مبنابودن يعني پر محتوي واصالت داشتن يعني داراي فرهنگ اصل بودن است .

اگر خلاقيت از برداشت موضوعي انجام گيرد بطوريكه اگر در اثر جديد بتوان ردپا وشاخصه هايي از اصل  را پيدانمود ميتوان گفت كه اين اثر داراي اصالت است .

 اصالت داشتن يعني داراي پشتوانه هنري و فكري و فرهنگي و... بودن ميباشد .

تعالي در هنر ها

همانگونه كه همگان ميدانند هنر هادر يك وادي و تكنولوژي وصنعت  در وادي ديگر است  وقابل  قياس وسنجش با يكديگر نيستند ونميتوان گفت كدام برديگري ارجح است  . تكنولوژي پيشرفت ميكند و هرروز شاهد پيشرفت آن هستيم .

تكنولوژي در زمينه هاي مختلف صتعت  ميدان دار شيوه وتكنيك جديد است .

 با ورود تكنولوژي جديد تكنولوژي قديم جايگاه خود را ازدست ميدهد و ديگر پاسخگو نيست و بطوركلي ميتوان گفت كه تكنولوژي سلف خود را قبول ندارد .

تكنولوژي روز ( نه تكنولوژي گذشته )  در صنعت وكار و پيشه كاربرد دارد واما در هنرها اين چنين نيست .

مطلب بسيار مهم آنكه هنرها در گذر زمان توسط هنرمندان متعالي ميشوند و سلف آنان داراي جاودانگي ميباشند وهنرمندان ومردم آن را قبول داشته ودارند  .

اگر نظري به آثار هنري قديمي مخصوصا" معماري بناهاي تاريخي شاخص بياندازيم خلاقيتهاي هنري بسيار در آن خواهيم ديد در صورتي كه در سير تكامل صنعت اين چنين نيست .

تمايز هنرها باصنعت وتكنولوژي  

در دنيا بيش از دويست كشور با  رسم وسنت ها وفرهنگ هاونژادهاي مختلف وجوددارند كه با ملت خود  زندگي ميكنند و در هركشوري هنر و فرهنگ وسنت آن ديارجاري است وليكن در تمام كشور ها هنر ها در وادي مخصوص بخود ميباشند در برخي اوقات بدليل موضوعي هنري وهم خانواده بودن تشابه بسيار در اثر ها ديده ميشود   .

هنر نقاشي - هنر مجسمه سازي - هنر معماري وهنر تئاتر و... همگي داراي ويژگي يكسان هستند وهمه هم عرض اند ودر تمامي كشور ها آثار اين هنر ها قابل رويت وسنجش هستند  .

همه كشورها از اتومبيل در مدل هاوكارخانجات مختلف استفاده ميكنند ولي  پس ازچندي اتومبيل جديد را در خدمت ميگيرندو اتومبيل قبلي را كنار ميگذارند  وليكن هيچگاه كشورهاسوابق تاريخي و فرهنگ وهنرها خود را كنار نگذاشته بلكه آنان  را پاس مي دارنددرحاليكه صنعت جديد راجايگزين صنعت قبلي ميكنندبنابراين مشخص ميشودكه همه ملت ها معتقدبه حفظ هنرهاوسنت هاي خود ميباشند    .

  پايان سخن

دوربين عكاسي تصويربرداري مي كند تصويري با جزييات وليكن  هيچگاه نميتواند ونخواهد توانست  جايگاه  هنر نقاشي را بگيرد. تصوير برداري از يك اثر ويا بنا  هرگز نمی تواند جايگاه يك  اثرهنري  اثر يك هنرمند نقاش را بگيرد واين  بدليل آنكه هنر وصنعت  دردوادي مختلف هستند .

صنعت سينما هيچگاه نميتواند جايگاه هنري يك اثر نمايشي تئاتريك را بگيرد زيرا هنر تئاتر هنري زنده است و عقب گردندارد در صورتي كه در صنعت سينما حذف واضافه صحنه ها وبرداشت هاي مكرر وجايگزيني آنان امري لازم است  .

 بازيگران سينما نمی توانند جايگاه هنر و خلاقيت يك هنرمند تئاتر را كه زنده اجرا ميكند رابگيرند زيرا در سينما بيشتر اوقات صحنه ها تكرار وبرداشت هاي گوناكون انجام ميگيرد وهر برداشت كه بنظر كارگردان هنري بهتر تشخيص داده شود آن سكانس ويا برداشت مورد بهره برداري قرار ميگيرد .

درهنر مجسمه سازي نيز همين موضوع صادق است زيرا اثري از مجسمه سازي خلق شد ديگر نه امكان ونه زمان دگرگوني آن اثر است  .

اگر در صنعت ساختمان سري سازي انجام گيرد ميتوان گفت كه  با صنعت ساختمان نسبت به احداث   چندين بلوك ساختمان در كمترين زمان اقدام گرديده وليكن سري سازي را مي توان مرگ تدريجي معماري حاكم  برنمونه اول  دانست. خلاقيت ها در هنر ها  هيچگاه سري سازي نميشود بلكه متعالي ميشود .

مابايد هنرها را پاس بداريم و درحفظ وتعالي آن كوشا باشيم واز معماري تجاري(  به ظاهر عامه پسند) بپرهيزيم .

 

 

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید