تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1750

نبض آفرینش در هنر معماری

در آیینه هنر ایرانی مدارج و مراتب روح انسان همان گونه که مقتضای خلقت است نشان داده می شود . سرشت او منطبق با نبض آفرینش است و به گسترش وحدت میان انسانها گرایش دارد. پس هر گاه هنرمند همت ورزیده و چهار وجه آیین زیبایی شناسی و جمال ، فطرت و مظاهر طبیعت را پاس داشته ، هنر متعالی عرصه وجود یافته و مقبول خاص و عام شده است .

ایرانیان که همواره ستایشگر نیک اندیشی ، راست گفتاری ، درست کرداری ، آزادی و عدالتخواهی بوده اند ، با توجه به ذوق و قریحه سرشار خود و در طول تاریخ توانسته اند هنرهای عصر خود را به نسلهای بعد و به طرق مختلف منتقل کنند ،کما اینکه هجوم اقوام بیگانه و دشمنی ها هیچ گاه ایرانی را از فرستادن پیام خود باز نداشته است . هزاره سوم قبل از میلاد و رواج سفالگری و فلزکاری دستی نخستین جلوه های این هنر را عرضه می دارد . اشیای مفرغی در لرستان مربوط به 700 تا 900 سال قبل از میلاد به ویژه در شیوه ریخته گری و تزئینات ، منحصر به فد است . حجاری و تندیس پردازی در دوره هخامنشی به سبب تشویق صنعتگران ، به هنرهای قبل افزوده می شود و پس از آن گچبری ، دیوارنگاری رنگین ، نقاشی روی بشقاب ها ، جام ها و گلدان ها و آثار فلزی در دوره ساسانی که شهرت جهانی دارد . سفالگران و لعابگران ، خوشنویسان و طراحان نقوش تزئینی در سده های بعد از ظهور اسلام و با دریافت جدید از شرایط و پیشرفت فنون انقلابی در عرصه های گوناگون هنر ملی به وجود آورده اند .

تذهیب و هنر کتاب سازی ، کتاب آرایی ، معرق کاری ، گچبری و تزئینات اماکن مقدس در سده های پنجم تا هفتم هجری قمری به همراه معماری ، فلزکاری ، نساجی ، کنده کاری روی چوب و نشاندن فلز در آنها و کاشیکاری از جمله هنرهای به جای مانده از آن عهد است .

در دوره صفویه تجدید حیات بسیاری از هنرهای ملی را شاهد هستیم . معماری ، نقاشی ، فرش بافی و نساجی در این دوره به اوج رسید و زیبایی و ظرافت تذهیب و خط در دوره صفویه تا اوایل قرن چهاردهم ، معرف هنرمندان بزرگ در این عرصه ها بود .

خوشنویسی و ایرانی ترین نوع آن نستعلیق که در دوران معاصر نیز از جمله هنرهای با ارزش ملی ماست دارای آنچنان غنا و رابطه پیامی با شکوه است که در طول قرن ها یکی از ماندگارترین وجوه میراث فرهنگی به شمار می آید .

رمز هنر ایرانی

هنرمندان ایرانی به طرزی باور نکردی در جست و جوی حقیقت و یافتن وحدت در فراز و نشیب تاریخ و قرون و اعصار بوده اند و دل مشغولی آنان نه آنکه کسب روزی بلکه درک و نمایش روزی و روزی رسان بوده است . از مظاهر معنا هنرهایی چون فرش بافی ، کاشیکاری ، تذهیب و خوشنویسی ، قلم زنی ، خاتم کاری و ... است که توانایی و خلاقیت قوم ایرانی و هنرمندی او را نشان می دهد . در این آثار علاوه بر حضور طبیعت ، با بیانی رمزگونه ، پیوندی خاص با جهان هستی و معمار آن به چشم می خورد و از ذوق پرورش یافته و هنر شناس ایرانیان حکایت دارد. هنر ایرانی اگر چه ریشه در اعماق تاریخ دارد ، می تواند از کارکردی صرفا آرکئولوژیک خارج شود و از موزه و نمایشگاه به میان مردم باز گردد . امروزه هنری مقبول جامعه است که اختصاصات زمانی و مکانی به روز داشته باشد و سنت و تجدد را ماهرانه و هنرمندانه در مجاورت هم گردآورد . این از رموز هنرمند و هنر ایرانی است که با تکیه بر ارزشها و هویت تاریخی خود می تواند حضور خود را در عصر ارتباطات چنان به عرصه بگذارد که تعالی و تعامل و وحدت انسانها به واسطه آن حصول یابد و بر گنبد مینایی دهکده جهانی قرن بیست و یکم کماکان آوازه سرودهای باربد ، بناهای فاخر صفوی ، حجاری های با شکوه هخامنشی ، اشعار حافظ و مولانا ، فرش های تیسفون ، خوشنویسی میر علی هروی ، مفرغ های لرستان ، کاشی های سده دهم ، نقاشی کمال الملک غفاری ، ظروف صدفی سلجوقی و ... در کنار موسیقی ، سینما ، معماری ، خط و سایر هنرهای ایرانی ایت عصر پر طنین بماند .

انوشه منصوری

موضوعات مرتبط : هنر معماری    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید