تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1118

هنر پس از تیمور

در خلال قرون نهم و دهم هـ ق قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی جهان اسلام به نقطه اوج خود رسید، در مغرب مدیترانه نیروی اسلام رو به افول نهاده و سقوط سلاطین گرانادا در اواخر قرن نهم به انقراض تمدن اسلامی در اسپانیا منجر شد، این اضمحلال با توسعه سرزمین های شرقی جهان اسلام همزمان بود، جایی که پس از سال 800 هـ ق با پیشروی فاتح بزرگ آسیای مرکزی، تیمور، شاهد توسعه تمدن اسلامی شد. اگر چه امپراتوری گسترده ای که تیمور ایجاد کرده بود، به سرعت پس از مرگ اش مضمحل شد، اما حمایت تیمور و فرزندانش از هنرمندان، بر جانشینان و همسایگان وی تاثیر بسزایی گذارد. شیوه نقاشی مینیاتور، تذهیب، جلدسازی و خط نستعلیق که از دربار تیموریان در سمرقند، هرات و شیراز منشأ گرفته بود، بر هنرمندان و خوش نویسانی از استانبول تا آگرا تاثیر گذارد.

سبک و سیاق تیموری حتی پس از سقوط این سلسله در قرن نهم هـ ق در میان هنرمندان رواج داشت و به نسل بعدی آنان در قرن دهم هـ ق نیز راه یافت. یعنی دورانی که سلاطین عثمانی در شرق مدیترانه، سلسله صفویه در ایران و مغول ها در هندوستان بر مسند قدرت بودند. هنر هر یک از این سرزمین ها ویژگی های خاص خود را دارا بود، با این وجود آثار هنری همه این مناطق به خاطر بهره گیری از شیوه تیموری دارای خصائص مشترک فراوان است.

در سال 802 هـ ق تیمور به عنوان بزرگترین فاتح آسیای میانه، پس از چنگیزخان، جایگاه خویش را مستحکم کرد و شهر سمرقند را پایتخت قرار داد. او از این شهر به عنوان پایگاهی برای فتح هندوستان، سوریه و آناتولی، همچنین یورش به ولایاتی چند در ایران و عراق استفاده کرد.

تیمور بی تردید موجودی بی رحم و خود بزرگ بین بود، اما سلسله ای که او به قیمت رنج ومحنت عظیم انسان های بی شمار بنیان نهاد، پس از مرگ او در 808 هـ ق تنها تا دو نسل بعد پایدار ماند.

در آن زمان هرگونه سوگواری بر قربانیان تیمور در آناتولی، سوریه و هند ممنوع اعلام شد، عراق و قسمت غربی ایران نیز به مدت 50 سال تحت سیطره ترکمانیان قره قویونلو و آق قویونلو بود. در سال 907 هـ ق تنها خاندان صفوی قدرت را از ترکمانان غرب و تیموریان شرق فراچنگ آورد و به مدت دو قرن تنها سلسله ای شد که بر سراسر ایران حکومت کرد.

در دوره ای که تیمور آناتولی را تحت اشغال داشت، بخش اعظم این سرزمین زیر سلطه سلاطین عثمانی بود. اگر چه ارتش عثمانی در جنگ آنکارا به سال 804 هـ ق شکست خورد، اما این واقعه تنها موجب وقفه ای موقت در به قدرت رسیدن آنان شد. در سال 857 هـ ق کنستانتینول از ارتش بسیج شده عثمانیان شکست خورد، در سال 920 هـ ق صفویان در جنگ چالدران منهزم شدند و در سال های 922 و 923 هـ ق حکومت ممالیک رو به اضمحلال نهاده، قلمرو آنان در مصر و سوریه به اشغال عثمانیان درآمد. عثمانیان در مبارزات بعدی شان در عراق و آذربایجان هماره پیروز بودند و ثابت کردند که می توانند حتی ارتش های اروپایی را هم در قلمرو خود شکست دهند. این واقعه، پس از فتح سیسیل و شبه جزیره ایبریا توسط اعراب، نخستین پیروزی مسلمین در رویارویی با اروپا به شمار می آمد. با اشغال شهرهای کوچک متعدد و شکست مجارستان توسط عثمانیان، مناطق وسیعی از جنوب شرق و شرق اروپا تحت سیطره مسلمان قرار گرفت.

سومین امپراتوری بزرگ اسلامی که در قرن دهم هجری قمری ایجاد شد، سلسله مغول ها در هند بود. این مغول ها خود را میراث­دار فرهنگی تیمور نمی دانستند، اما از این که او را جد و نیای خویش بنامند، افتخار می کردند. زیرا بنیان گذار سلسله آنان، بابور، یکی از اختلاف تیمور فاتح در نسل پنجم فرزندان او بود. تیمور برای مدت کوتاهی شمال هندوستان را تحت اشغال خود داشت و این امر باعث شده بود تا بابور این قلمرو را از آن خود بداند. پس از پیروزی ها و شکست های چند و گذشت 30 سال، مغول ها جایگاه شان را در خانه جدید خود مستحکم کردند و از نیمه قرن دهم هـ ق بخش های شمالی شبه قاره کاملاً تحت سلطه آنان قرار گرفت. قرآن ها و دیگر دست نوشته های متعلق به بخش شرقی جهان اسلام در سال های پس از سال 802 هـ ق ویژگی مهم خاستگاه و محل کتابت شان را بازتاب می دهند.

هنر پس از تیمورایران در توسعه هنر اسلامی این دوران نقش مهمی را ایفا کرد. دست نوشته های ایرانی که برای تیموریان و رقبای ترکن آنها، یعنی آق قویونلوها و قره قویونلو، کتابت شد، از نظر تعدد، کیفیت و ویژگی در سبک و سیاق، نمونه های قابل توجهی محسوب می شود. این وضعیت در دیگر مناطق به گونه ای متفاوت بود: در امپراتوری ممالیک سطح کیفی دست نوشته ها در مقایسه با آثار قرن هشتم هجری بسیار نازل تر بود، و نقوش ابتکاری این آثار تنها تقلیدی بود از نقوش نمونه های ایرانی. در عثمانی چندین سبک و سنت به طور همزمان رواج داشت، از این رو دست نوشته هایی که در استانبول کمی پس از اشغال کتابت شده، از نظر فنی کامل، اما از نظر سبک و سیاق ناهماهنگ می نماید؛ دست نوشته های به دست آمده از این دوره در هندوستان چنان کم تعداد است که نمی تواند معیاری برای سنجش توسعه این سیاق در هند به دست دهد.

ظهور صفویان در طلیعه قرن دهم هـ ق باعث بروز تغییر و تحولی در سبک و سیاق نسخ دست نویس ایرانی نشد، اما در ربع آخر همان قرن ویژگی های جدیدی همچون طرح طوماری گل دار و رنگارنگ با برگ های درشت پدیدار شد. ظاهراً در آثار هنرمندانیکه در خدمت شاهان صفوی بودند، نشانی از ویژگی های سنت تیموریان در کتابت قرآن و هنر تذهیب نمی بینیم، به دیگر سخن این هنرمندان تحت تأثیر سنت تیموری قرار نگرفته بودند. در نتیجه این امر، وجوه تمایز میان این دو گروه از آثار، رفته رفته از میان رفت، نمونه ای از این دست، استفادهبی رویه از نقش تسمه دندان موشی در دست نوشته های دینی و ادبی چینی است که در رنگ های مختلف ولی با حفظ همان ترکیب همیشگی ترسیم شده است.

برآمدن صفویان، اتفاقاً موجب شد تا سنت هنری تیموریان و ترکمانان در امپراتوری عثمانی و هند تداوم یابد، چرا که بسیاری از هنرمندان ایرانی با انگیزه های مذهبی، سیاسی و اقتصادی به این سرزمین ها مهاجرت کرده بودند. در نیمه دوم قرن، در تذهیب قرآن های عثمانی از آرایه هایی که بیش تر در کتب دست نویس غیر دینی به کار می رفت، استفاده شد. این امر شامل طرح های سنت صفوی نیز می شد: نقوشی چون تسمه دندان موشی و یا حتی آرایه هایی که در آثار تیموریان نیز مورد استفاده قرار نگرفته بود. یکی از معروف ترین این نقوش، آمیزه ای از گل های درشت و نیز برگ دندانه دار درخت «ساز» است. یکی از جالب ترین تحولات از این دست، نقش گیاهان با رعایت جزییات بود که اول بار توسط استاد مذهب قره ممی ترسیم شد، او قرآن های متعددی را تذهیب کرد، اما شیوه وی چندان نپایید و در پایان همین قرن تذهیب قرآن های عثمانی به واسطه استفاده مکرر از نقوش پیشین یکنواخت و کسل کننده می نمود. از انجا که تعداد قرآن های کتابت شده برای امپراتوران قرون نهم و دهم هـ ق هند بسیار اندک است، بررسی سنت تیموریان در این ناحیه دشوار می نماید، اما احتمالاً این سیاق، به سنت امپراتوری عثمانی شباهت فراوان دارد. آثار بهترین مذهبان عثمانی را می توان در دربار سلطنتی استانبول جست و جو کرد، اگرچه بدون تردید بسیاری از هنرمندان برای سفارش دهندگانی در بیرون از دربار نیز به تذهیب می­پرداختند. در ایران اما، بهترین مذهبان تنها در پایتخت ساکن نبودند، در سراسر قرون نهم و دهم هـ ق، شهر شیراز یکی از مراکز اصلی تدوین کتب دست نویس به شمار می آمد. برخی از آثاری که در شیراز کتابت شده، از نظر کیفیت و سبک و سیاق، با نمونه های متعلق به تبریز یا قزوین برابری می کند.

تعدادی از قرآن های شیراز احتمالاً به سفارش دربار تهیه شده، اگر چه بر هیچ یک از آن ها گواهی یا نوشته ای حاوی نام سفارش دهنده نمی توان یافت. با این همه می دانیم که بهترین کاتبان و مذهبان شیرازی در اواخر قرن نهم هـ ق به استخدام دربار آق قویونلو در تبریز درآمده بودند، یکی از برجسته ترین آثار این هنرمندان نمونه 8 در همین مجموعه است. این فرآیند با برآمدن و تثبیت صفویان پایان نیافت زیرا برخی از بهترین قرآن های قرن دهم هـ ق شیراز تنها به سفارش دهندگان درباری اختصاص دارد. یکی دیگر از نمونه های این مجموعه (نمونه 43) به تاریخ 959 هـ ق تعلق دارد و احتمالاً پیش از آنکه به امپراتوران مغول هدیه شود، به شاه تهماسب تعلق داشته است.

در خوشنویسی قرآن در ایران قرن نهم و دهم هـ ق دو تحول عمده را می توان برشمرد. نخست پیدایش خط نسخ به عنوان اصلی ترین خط برای نگارش قرآن بود، خط نستعلیق نیز در همین دوران بلافاصله در قرآن بود، خط نستعلیق نیز در همین دوران بلافاصله در قرن نهم پدیدار شد، اما از این خط تنها برای نگارش متون ادبی و دیوانی استفاده می شد. دومین تحول، تقسیم متن هر صفحه به دو فضای جداگانه بود که هر کدام با خطی متفاوت از آن دیگری نوشته می شد. این تقسیم بندی با استفاده از تسمه ای متشکل از خطوط طلایی و رنگارنگ صورت می گرفت تا برای هر قسمت کتیبه ای مجزا به وجود آید. معمولاً در کتیبه های بزرگ تر این گونه صفحات، متن با نسخ با تک سطرهایی به خط محقق یا ثلث درشت نوشته می شد. پیشینه این سیاق به قرن ششم هـ ق باز می گردد، اما این روش تنها در قرن نهم هـ ق بود که رواج و عمومیت یافت. تا آنجا که در قرن دهم ه ق این گونه صفحه آرایی در قرآن های نفیس به کار گرفته شد.این دو ویژگی در قرآن های عثمانی نیز دیده می شود. گرچه استفاده از دو نوع خط متفاوت در یک صفحه بسیار نادر است.

خوش نویسی قرآن های عثمانی به وسیله شیخ حمدالله مقبولیت یافت، کسی که نسخ منحصر به فردش،مدت کوتاهی پس از وفات او در سال926 هـ ق الگویی برای دیگر کاتبان قرار گرفت.

تقریبا در همین دوران، در قرآن نگاری هند تحولی اساسی به وقوع پیوست، یعنی هنگامی که خط«بیهاری»- نوعی دست خط مختص هندوستان -جای خود را به خط نسخ با آمیزه ای از نسخ و محقق بخشید.

در قرن دهم ه ق، کاتبان ایرانی به انتهای دست نوشته های قرآنی یک یا دو متن ضمیمه کردند.

یکی از این ضمایم «دعای ختم» نام داشت که شکرانه ای برای به پایان رساندن قرائت قرآن است، ضمیمه دیگر «فال نامه» نام داشته و رساله ای در شرح ارزش حروف عربی و چگونگی پیش گویی آینده با استفاده از این حروف است. این متون غالباً دارای دست خطی بسیار خوش و تذهیب عالی بود. تزیین این ضمائم گاه در دیگر قسمت های دست نوشته نیز دیده می شد.

تا قرن نهم هـ ق فضاهای تذهیب شده قرآن های نفیس معمولاً شامل صفحات آغازین، دو صفحه ابتدا و انتهای متن اصلی، عنوان سوره ها و گاه صفحات پایانی می شد، اما در قرن دهم هـ ق آرایه های دیگری نیز بر این ها اضافه شد، از جمله یک جفت شمسه پیش از صفحه آغازین و صفحه ای که میانه متن را مشخص می کرد. از دیگر سو، از فضاهای تذهیبی قرآن های عثمانی قرن دهم هـ ق کاسته شد، به گونه ای که در پایان این قرن، تذهیب قرآن های عثمانی به دو صفحه ابتدایی و انتهایی متن اصلی محدود شد.

تحولاتی که در تدوین و تهیه قرآن های قرن دهم هـ ق رخ داد، خود تعیین کننده ویژگی های قرآن هایی بود که یک قرن بعد از سال 1009 هـ ق، یعنی دوران تحکیم قدرت سه امپراتوری بزرگ جهان اسلام، کتابت شد. اما پس از سال 1112 هـ ق هرسه این امپراتوری ها در عرصه اقتصاد، قدرت نظامی و هنرهای بصری تحت تاثیر اروپا قرار گرفتند. در ترکیه این امر به ظهور چندین سبک منجر شد، سبک هایی که در آن ها عناصر هنر اروپایی و اسلامی درهم آمیخته بود.

حتی هنر تذهیب نیز از این امر مستثنی نماند، به گونه ای که خصائص دو مکتب باروک و روکوکو هم در تذهیب دست نوشته های دینی و هم در آرایه های معمایر پدیدار شد. خوش نویسی اما وضعیت استثنایی و دیگرگون داشت و تحولات اش در بستر زمانی متفاوتی اتفاق افتاد. برخی از بزرگترین اساتید این هنر در قرون 12 و 13 هـ ق می زیستند.

 

روزنامه اطلاعات - خرداد 1393

بررسی و نوشته: دکتر ناصر خلیلی

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید