تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1162

تنها سه روز هوای پاك در سال

به مناسبت 29 ديماه روز هواي پاك 

هفته پيش گروهي با پيامك به هم گره خوردند تا با تپش دلها‌يشان پرهام بابايي 4 ساله را ياري دهند با بيماري سرطان بجنگد...  شايد دوست به تپش دل آنها گوش دهد و پرهام را پيروز كند...  همبستگي ميان افزايش شمار سرطاني‌ها بويژه كودكان سرطاني با زندگي كلانشهري مدرن اثبات شده است. بگفته مديركل محيط زيست استان تهران، سالانه 2700 نفر بگونه مستقيم از آلودگي هواي تهران مي‌ميرند. پرهام‌هاي بيگناه پيش از آنكه زيبايي‌ها و شادي‌هاي زندگي را بچشند به دام هولناك بيماري سرطان مي‌افتند چون ما نمي‌دانيم چه بلايي داريم سر خودمان و سرزمين‌مان درمي‌آوريم.. دلمان نمي‌خواهد حتي به آن بينديشيم.. اي بابا بذار زندگيمونو بكنيم... چرا اشك مارو در مي‌آري؟؟؟

روز هواي پاك  هرسال در 29 دي‌ماه برگزار مي‌شود اما وضع هواي كلانشهرها  سال به سال بدتر و زمين روز به روز ناخوش‌تر مي‌شود. سال 1952 بود كه در لندن باران اسيدي باريد و تنها در چند روز 4 هزار نفر كشته داد.  زندگي انسان مدرن با سودطلبي بي‌مرز و مصرف‌زدگي مغاير با هويت انساني گره خورده است.  اين شيوه زندگي در كلانشهرهاي مصرف‌زده،  بهره‌برداري شديد منابع زمين و توليد گازهاي خطرناك گلخانه‌اي يعني متان، اكسيدهاي گوگرد، اكسيدهاي نيتروژن، اكسيدهاي كربن، كلرو فلوئورهاي كربن و.. را در پي داشته است.  از سوي ديگر ساخت‌وسازهاي آزمندانه مهندسي و سدسازي، رودها، روددره‌ها، تالاب‌ها، و درياچه‌ها را خشكانده و ريزگرد از بستر خشكيده آنها روزها و روزها مدرسه و كارخانه را تعطيل مي‌كند.  گاه در آذربايجان حتي چند متري را هم نمي‌تواني ببيني چون اورميه بزرگترين درياچه شور غرب آسيا با ساخت بيش از 50 سد خشكيده است. غبار نمك كشتزارها را مي‌پوشاند و برداشت محصول را كاهش و كاهش مي‌دهد. راه‌سازي‌هاي ژرف انديشي نشده و نالازم هم كار خودمان است. مانند ميانگذر اورميه كه پرهزينه‌ترين روش در برابر قطار  كم پيامد و كم هزينه است.  راه تهران شمال ته مانده جنگل‌هاي كشور را درو مي‌كند و شش‌هاي سرزمين‌مان يعني  جنگل‌هاي هيركاني و زاگرسي تخريب شده‌اند.

آيا ما صاحبان صنايع مسئوليت خودمان را مي‌شناسيم يا هر بلايي دلماني خواست سر طبيعت درمي‌آوريم؟ آخرش هم داد و فرياد برمي‌داريم كه كارمان سود كافي ندارد و كارگاه يا كارخانه تعطيل.  هر پساب و پسماندي را دور از چشم سازمان محيط زيست در طبيعت خالي مي‌كنيم. هر دود آلوده‌اي را به گلوي آسمان مي‌فرستيم. مردم كم‌درآمد محله بايد پول بگذارند يك دستگاه تهويه هوا براي ما بخرند تا شايد كمتر هوا را آلوده كنيم.  يادمان باشد: وفا و عهد نكو باشد ار بياموزي/ وگرنه هر كه تو بيني ستمگري داند...

آيا ما صاحبان شركتهاي بسازبفروشي به پيامدهاي كارمان فكر كرديم يا جنگل‌هاي پيرامون شهرها و بويژه تهران را براي مال‌اندوزي بيشتر تراشيديم و كسب و كار پرسودمان را پرسودتر كرديم؟  آيا ما كه جنگل شيان تهران را تكه تكه كرديم و با فروش قوطي‌هايي بدون آسايش بنام خانه ثروت‌ها اندوختيم مقصرتريم يا آنها كه با ما همكاري كردند و يا حتي آنها كه تنها سكوت كردند؟ مي‌گوييم شيان چون از آخرين دسته‌گل‌هايي است كه در همين دهه به آب داده‌ايم.

آيا ما صاحبان صنايع خودروسازي و شركت‌هاي اقماري‌ به جز سود به چيز ديگري مي‌انديشيم؟ چرا هنوز خودروهاي با فناوري خارج از رده با سوخت فسيلي مي‌سازيم درحاليكه خودروهاي برقي خورشيدي و يا حتي خودروهاي آبي كه با آب حركت مي‌كنند فناوري روز بشمار مي‌روند؟ آياطرح تحقيقاتي خودروي خورشيديكه جواناني خلاق در دانشگاه تهران آن را ساخته‌اند ارزش پشتبياني نداشت يا سود ما در آن نبود؟ چرا حاضر نشديم براي اين  كار تحقيقاتي مايه بگذاريم؟ اگر نيسان و تويوتا خودروهاي برقي خورشيدي مي‌سازند به ما مربوط نيست؟ اگر كارخانه بي ام و خودروهايي كاملا قابل بازيافت مي‌سازد تا از آلودگي كره زمين پيشگيري كند به ما چه مربوط است؟ نه هر كه طرف كله كج نهادو تند نشست / كلاهداري و  آئين سروري داند...

 آيا ما شهروندان معتاد به خودرو شخصي نبايد كمي به خود آييم؟ همه به ياد داريم چند سال پيش را كه اعلام شد مي‌خواهند يارانه بنزين را بردارند و فرداي آن روز اصلا خبري از شلوغي خيابان‌ها نبود و همه راحت به كارهايشان رسيدند. هوا سالم بود و آسايش انگار به شهر رو كرد.  چقدر غرغر كرديم و فرياد زديم تا يارانه سوخت سرجايش بماند. آخر اين حق ماست كه از توي رختخواب با خودرو تا سركوچه يا آنسوي شهر برويم. مردم‌سالاري هم يعني اين كه من هركاري خواستم بكنم. به ما چه مربوط است كه نروژي‌ها بخشي از نفت گراتبهايشان را براي نسل‌هاي آينده نگه‌مي‌دارند يا.. و نماينده مجلس هم متاسفانه به جاي آنكه به فكر كودكان بيگناه و سعادت جامعه باشد به فكر رفتن دوباره به مجلس و مردم سالاري مدرن است پس براي رضايت من به حقيقي شدن قيمت سوخت راي منفي مي‌دهد.

آيا ما شهرسازان نبوديم كه همه رودها و روددره‌ها را صاف كرديم؟ كاركرد رودخانه‌ها و دره‌ها به مثابه دالان‌هاي هوايي كه در تصفيه هوا بسيار موثرند از نظر ما معنا و مفهوم داشت؟ چرا همه را تخريب كرديم؟  رودها ناپديد شدند و به درون آبراهه‌هاي زيرزميني فرستاده شدند تا ما  بستر رودها و دره‌ها را به قيمت بسيار گران بسازيم و بفروشيم.  اگر كسي هم حرفي زد از  نخوت فن‌سالارانه پُر مي‌شويم و مي‌گوييم پس ما مهندسان چگونه نان بخوريم؟ غافل از آنكه هزار نكته باريكتر زمو اينجاست/ نه هر كه سر نتراشد قلندري داند...

آيا ما تصميم‌گيران توسعه اشتباه نكرديم؟ آيا آنچه كه دهه‌هاي طولاني به نام توسعه به جامعه معرفي كرده‌ايم در حقيقت ضد توسعه و اشتباه نبوده است؟ تصميم‌گيري از بالا به پائين درست است؟ چه كسي به ما حق مي‌دهد كه براي همه مناطق دور و نزديك اين سرزمين پهناور با تنوع اقليمي شگفت‌انگيز و بسيار كميابش يكسان تصميم‌گيري كنيم؟ يا يك شيوه زندگي را به جوامع كهن با خرده‌فرهنگ‌هاي غني و سازگار با محيط‌شان تحميل كنيم؟  چرا بايد قيمت سوخت و حامل‌هاي انرژي در همه جاي كشور يكدست باشد؟ چرا بايد سوخت با يارانه به مصرف‌‌ كننده كلانشهرها عرضه شود تا ديگر در اين شهرها حتي نشود نفس كشيد؟  چرا بايد قيمت سوخت براي ناوگان عمومي (اتوبوس، تاكسي ..) و براي تك سرنشين‌هاي پرمصرف خصوصي تفاوت معني‌داري نداشته باشد؟ با توجه به خطراتي كه سواري‌هاي شخصي و خصوصي براي سلامت مردم و بويژه كودكان دارند آيا بهتر نيست قيمت سوخت آن‌ها 10-5  برابر قيمت سوخت ناوگان عمومي باشد؟  اگر در برخي شهرهاي اروپا رفت و آمد خودروي خصوصي كاملا ممنوع است ما چرا درتصميمات‌مان بازنگري نمي‌كنيم؟

 سهم ما تصميم‌گيران وزارتي و مجلسي در آلودگي هوا چيست؟ آلودگي هوا با ريزگردهايي كه از بستر خشكيده رودها و تالاب‌هاي كشور برمي‌خيزد و ناشي از تصميم‌گيري ما براي ساخت سدهاي ناسازگار است تشديد نشده است؟  درياچه اورميه، بختگان، درياچه حوض سلطان، تالاب اشك، تالاب ميغان، تالاب گاوخوني.... همه در سلامت هوا تا دوردست‌ترها موثر نبودند؟ سد ساختيم بدون آنكه فكر كنيم تهران با 500 -400 قنات پرآب به سد نيازي ندارد. اگر اينهمه سد نساخته بوديم جمعيت تهران اين اندازه زياد نمي‌شد و بلايي بدتر از كم‌آبي‌هاي محدود بر سرش نمي‌آمد. زاينده‌رود با شبكه انديشمندانه طراحي‌شده‌ شيخ بهايي بسيار بهتر بهره‌برداري نمي‌شد تا با ساخت سدهايي غول آسا مانند زاينده رود كه خشكيدن سراسري رودخانه و گاوخوني را رقم زد؟  هنوز هم دست برنداشته‌ايم و داريم با بهانه آب شرب سد 1.8 ميليارد مترمكعبي بهشت‌آباد را دراين حوضه مي‌سازيم تا اين حجم آب را از حوضه كارون انتقال دهد.  اين راه بسيار پرهزينه حوضه كارون را به بحران و حوضه زاينده‌رود را  به بن‌بستي ديگر  خواهد رساند و لازم است مديران اين طرح ناكارآمدو فرمايشي و نيز پشتيبانان آن در دولت و مجلس پاسخگو باشند. يادمان نرود كه به سبب شمار بسيار زياد سدهاي در دست ساخت در دهه 70 ابتلا به سرنوشت درياچه آرال و خشكيدن اورميه در دفتر فني آب پيش بيني شد.  در سازمان برنامه و بودجه نيز  اين خطر گوشزد شد. اما گوش شنوايي نبود و پيامدهايش را مردم متحمل شدند.

آيا برخورد لحظه‌اي و ناپايدار با مشكلات درست است؟ بدون ژرف انديشي و جامع‌نگري هر روز يك تصميم ناپخته براي يك مشكل يا تامين آب شرب يا صنعت يا كشاورزي فلان جا مي‌گيريم دو سال بعد منبع تامين كننده كه خشكيد به دست و پا مي‌افتيم كه حالا از جاي ديگري براي اين يكي آب تامين كنيم و...  آيا درست است كه تهران را جابجا كنيم يا...

مديركل محيط زيست اعلام كرد كه امسال تنها سه روز هواي پاك در استان تهران داشتيم.   وقت آن نشده كه مساله حكمراني خوب و الگوي توسعه بومي را جدي بگيريم؟ تا هم مشكل هواي آلوده وهم مسائل رودها و درياچه‌ها حل شود. تا كشاورزي به خودكفايي ميل كند و توسعه پايدار در اين خاك عزيز جايگزين پولپرستي و الگوي تقليدي توسعه شود.  باشد كه پرهام‌ها بتوانند همه روزهاي سال هواي سالم تنفس كنند.  باشد تا گروه پيامكي به او پيام بفرستد:  تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد/ وجود تازكت آزرده گزند مباد.......

فاطمه ظفرنژاد - پژوهشگر توسعه پايدار و مديريت آب

موضوعات مرتبط : هوای پاک    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید