Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3351

هویت ملی و معماری معاصر

سید هادی میرمیران
نگاهی اجمالی به تاریخ معماری ایران و سایر تمدن‌های جهان نشان می‌دهد كه هیچ اثر بزرگ معماری وجود ندارد كه براساس اندیشه‌ای مدون و روشن شكل نگرفته باشد. این اندیشه گاهی ریشه در جهان‌بینی دارد (گاه اسطوره و گاهی هم در سنت‌ها و عادت‌ها) به این ترتیب می‌توان گفت كه هر تمدن یا قومی در دوران‌های مختلف معماری خاصی را ارائه می‌دهد. به‌طور مثال بناهایی نظیر مسجد امام اصفهان براساس اندیشه روشن فلسفی پدید آمده‌اند.

با این‌كه پیشرفت علوم و انتقال منظم اندیشه‌ها، تمدن‌های مختلف را به هم نزدیك‌تر كرده‌ است ولی هنوز هم برخی از اندیشه‌ها جهان را روشن و برخی سیاه مجسم می‌كنند وطبعاً معماری‌ای كه از این دو اندیشه حاصل می‌شوند با یكدیگر متفاوت خواهد بود به‌عبارت دیگر معماری در طول تاریخ بشری براساس اندیشه‌های معین شكل گرفته است كه الزاماً حامل آن معماران نبوده است. این اندیشه‌ها با یكدیگر تفاوت داشته‌اند و امروزه به‌رغم نزدیك شدن اندیشه‌ها باز هم با هم متفاوت‌اند.

یكی از دلایلی كه باعث شده است معماری امروز ایران در یافتن هویت خود سردرگم باشد این است كه اكنون اندیشه بانی این معماری چندان روشن نیست شرایط امروز با زمان صفویه بسیار متفاوت است در آن دوران تفكر فلسفی معینی حاكم بود یا در عهد باستان اندیشه اسطوره‌ای روشنی حاكم بود، ولی امروزه آن گونه نیست یعنی در حوزه اندیشه با بلاتكلیفی هویت مواجه‌ایم كه شاید باید آن‌را پیش از معماری در دستور كار قرار دهیم.

در معماری هم این تفاوت‌ها قابل مشاهده است به‌عنوان مثال روحی كه بر معماری ژاپنی حاكم است با معماری اسكاندیناوی تفاوت زیادی را به‌رغم عنوان مشترك معماری مدرن، نشان می‌دهد.

اگر بتوانیم به درستی به اندیشه زمان خود مسلط شویم یا به عبارت بهتر اگر اندیشه روشنی برای امروز ما وجود داشته باشد، شاید معماری ما راحت‌تر بتواند هویتش را بازیابد.
تردیدی نیست كه كشور ما چند هزار سال جریان معماری ممتد و بسیار نیرومندی را داشته است كه روح آن در طول تاریخ ثابت بوده است. نمی‌توان نسبت به این میراث بزرگ بی‌اعتنا بود، این میراثی است كه حرف می‌زند معماری آپادانا زبان گویایی دارد، می‌گوید: من به طرف نوعی معماری شفاف و سبك و شاد حركت می‌كنم. حالا اگر معماری امروز جهان در بخش‌های غمگین، سرد و یأس‌آور است، چرا باید معماران ما آن‌را دنبال كنند؟

اگر ازمعماری اصیل خود دست بكشیم به چه نقطه‌ای می‌رسیم؟ مسلماً در فضای معماری امروز جهان رها خواهیم شد اگر قرار باشد بی هیچ‌ پیش زمینه‌ای خود را در كنار نسل معماران مطرح دنیا قرار دهیم، معلوم نیست كه چه وضع بحرانی و غیر متعارفی پیدامی‌كنیم. مثلاً اگر بخواهیم از»فرانك گری« پیروی كنیم چه امتیازی نسبت به یك جوان بیست و پنج ساله نیویوركی داریم؟ هرچقدر بخواهیم »فرانك گری«را بشناسیم منبعی جز كتاب نداریم، در حالی كه آن جوان معلمش »فرانك گری« بوده است و او در معماری روز مملكتش مشاركت و حضور فعال دارد، پس ما در این مسابقه بازنده‌ایم. نتیجه دنبال كردن معماری از نوع »فرانك گری« قطعاً بسیار الكن خواهد شد.

اگر ما نگاهمان را به خودمان معطوف نكنیم اصولاً جایی در معماری جهان نخواهیم داشت و صرفاً دنباله‌رو خواهیم بود كه در این صورت بهتر است اصلاً معمار نباشیم. اگر ما می‌خواهیم مؤلف باشیم باید برگردیم به معماری و تمدن خودمان، البته گریزی از جهانی شدن نیست اما با دنباله‌روی صرف از آن‌ها دست‌مان به جایی بند نخواهد شد. برای ایرانی حتی آفتاب‌ دارای صفتی است كه معمار ایرانی باید بتواند این صفت را در معماری‌اش بیان كند. اگر ما در این حوزه‌های معماری عمل كنیم خواهیم دید كه حرف‌های زیادی برای گفتن داریم و دیگر در مقابل معماری »فرانك گری« احساس فرودستی نمی‌كنیم. فرهنگ ما با آسمان آبی به‌وجود آمده است كه با آسمان آبی لندن بسیار متفاوت است، مه معماری ما شاد است، مسجد شاه را با كلیسای نتردام مقایسه كنید یكی مهربان و شاد و دیگری ترساننده و سنگین!

موضوعات مرتبط : هویت معماری   معماری معاصر    
عضو مرتبط : سید هادی میرمیران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید