Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1027

پا به طبیعت گذاشتن لباس احرام می خواهد

(مقالات گذشته - مهر  1385)

گفت و گو با کاووس داوودی

به این جمله خوب دقت کنید:" با تحقق چشم انداز 20 ساله ی گردش گری مبنی بر جذب 1.5 در صد گردش گران بین المللی که تقریبا معادل 20 میلیون گردش گر خواهد شد، وابستگی کشورمان به اقتصاد تک محصولی نفت کاهش یابد."
جمله ی بالا و سخنان مشابهی از این دست معمولا نقل مجالس سخن رانی و مصاحبه های مدیرانی است که پس از ادغام سازمان های میراث فرهنگی، گردش گری و صنایع دستی هم اکنون داعیه دار تشکیل وزارت گردش گری اند تا با قدرت هر چه تمام در جهت جذب سهم کشور از یک هزار میلیارد دلار گردش جهانی در آمد حاصل از توریسم تلاش کنند!

این در حالی است که دوستان مرکزنشین اما در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از این نکته غافل اند که بیخ گوششان در همین تهران و نه در فلان شهر استان خراسان شمالی که بهمان شاهکار گچ بری تبدیل به آغل شده، مردم بی گناهی که تا کنون حتی یک جمله از لزوم حفاظت از آثار تاریخ مملکتشان نخوانده و ندیده اند، مشغول امضا زدن، زیر کتیبه ی معروف فتحعلی شاه در تنگه ی واشی اند!

بگذریم، در آغاز گفت و گو هدف این بود تا موضوع گردش گری را به طور کلی و از منظر معضلات و مشکلات مبتلا به بررسی کنیم. اما ناخودآگاه، جهت این پرسش و پاسخ به سوی اکوتوریسم و پتانسیل های موجود طبیعی در ایران کشیده شد.

اتحاده ی جهانی حفاظت(IUCN)، اکوتوریسم را سفری"مسئولانه" به طبیعت به منظور لذت بردن از محیط با هدف حفاظت از آن در "تعامل سازنده" با بومیان منطقه تعریف کرده است. به این ترتیب اکوتوریسم برنامه و طرحی است که بر اساس آن درهای طبیعت به روی مردم به شکل صحیح و اصولی باز می شود تا ضمن انجام تفریح سالم و نه مخرب، آموزشی و ملموس از طبیعت فرا گیرند، ارزش های آن را لمس و درک کنند و نسبت به حفظ طبیعت حساس شوند. ما در این گفت و گو کوشیده ایم تا میزان انطباق وقایع جاری در حوزه ی اکوتوریسم کشورمان را با تعریف IUCN بررسی کنیم. کاووس داوودی که دانش آموخته ی معماری است یکی از علاقه مندان گردش گری، به ویژه در حوزه ی اکوتوریسم است که در کنار رشته تخصصی خود در این زمینه نیز فعال است. وی پرسش های ما را با دید انتقادی پاسخ گفته و در لا به لای آن نیز گوشه هایی از جذابیت طبیعت ایران را معرفی کرده است.

به عنوان صاحب نظر بخش خصوصی، به طور کلی وضعیت گردش گری در ایران را چگونه ارزیابی می کنید و چه نمره یی به آن می دهید؟

نمره ای که ما به گردش گری می دهیم به فاکتور های زیادی بستگی دارد. بخشی پتانسیل های موجود است که ایران از این جهت بسیار غنی است. چرا که سرزمینی بسیار کهن است و یکی از قدیمی ترین تمدن های جهان را در خود جای داده است، به خصوص که نخستین شهر های مهم جهان در ایران شکل گرفتند.

مانند شهر یزد و تمدن کاریزی که نخستین نشانه های شهر نشینی بر مبنای علم مهندسی و مهندسی آب در آن پیدا شده است، بنابراین نکاتی در آثار و بافت های تاریخی ایران است که تقریبا در هیچ جای جهان موجود نیست.

از روی سفال هایی که در ایران پیدا شده و دست افزار هایی که مربوط به دوران غارنشینی است، می توان گفت که فلات ایران از نقاط بسیار کهن در دنیا بوده و از این جهت جاذبه های کم نظیری دارد. از سوی دیگر از نظر اقلیمی، ایران کشوری است که در گستره یی محدود، تنوع آب و هوایی فراوانی دارد طوری که در تمام فصول سال بین سردترین و گرم ترین نقاط ایران حدود 40 درجه اختلاف دما وجود دارد. از نظر جغرافیایی نیز ایران، هم کویر دارد هم کوهستان؛ هم دره های سرسبز و جنگل دارد و هم مرتع. این تنوع طبیعی خود یک جاذبه ی مهم گردش گری است.

پا به طبیعت گذاشتن لباس احرام می خواهد

 

جنبه ی فرهنگی و تنوع قومی ایران نیز جاذبه های بی مانندی دارد و مورد توجه بسیاری از مردم جهان است. این در حالی است که موارد یاد شده در زمره ی داشته ها و پتانسیل های موجود است، ولی در گردشگری مانند هر کار دیگری باید با توجه برنامه ریزان اهل فن، این پتانسیل بارور شود که در این زمینه ما بسیار ناتوانیم. به نظر من در بخش پتانسیل ها ما اگر نمره ی 96 بگیریم در زمینه عرضه، نمره مان شاید از 4 هم کمتر باشد! ما حتی در زمینه ی نگه داری این داشته ها نیز بسیار ضعیف ایم.

 در زیر ساخت ها شامل جاده، ناوگان حمل ونقل، از هوایی و زمینی گرفته تا در یایی، مخابرات، اینترنت و همه ی امکاناتی که گردش گران به آن نیاز دارند به جز نقاط معدودی مانند کیش، مشهد و سرعین کاستی بسیار داریم. یعنی انعطاف پذیری در سخت افزار خدمات وجود ندارد و در حوزه ی نرم افزاری نیز خود باوری و اراده ی مدیریتی لازم از طرف مسئولان وجود ندارد که با اراده ی مردمی ترکیب شود و بتواند زمینه میهمان پذیری خوبی را پدید آورد.

به جاذبه های طبیعی اشاره کردید؛ وضعیت اکوتوریسم در کشور را چگونه ارزیابی می کنید. به نظر شما چه میزان از نقاط طبیعی ایران ناشناس مانده و چه بخشی معرفی شده است و با توجه به ناتوانی در زیرساخت هایی که برشمردید آیا اصلا معرفی مناظر طبیعی به عموم را به مصلحت می بینید؟

در تمام دنیا به دلیل این که بشر به شدت در گیر زندگی ماشینی است و یک گسستگی فیزیکی و معنوی با طبیعت وجود دارد، اکوتوریسم روز به روز جایگاه تثبیت شده و وزین تری در گردشگری را به خود اختصاص می دهد. ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. شما می بینید که در نوروز مردم به سمت اصفهان، شیراز، خوزستان، و شمال می روند.

یکی از مبانی گردشگری، بخش روی کرد طبیعی آن است. اکوتوریسم شاخه های متعددی دارد ولی آن چیزی که بیشتر مورد نظر است محیط هایی است که از بابت دست نخوردگی نمره بالاتری می گیرد. در این مورد می توان هم اکوتوریسم ناب طبیعی در محیط های دست نخورده را در نظر گرفت و هم اکوتوریسمی که نوعی بار فرهنگی دارد بدین معنا که در محیط های روستایی که به نوعی بازگو کننده ی وضعیت فرهنگی هم هستند و دچار دگرگونی های خیلی شدید نشده اند_که البته این موضوع در ایران خیلی کم است_به برنامه ریزی بپردازیم.

این در حالی است که به دلیل سیاست های ساختار شکنانه یی که در حدود اواخر دهه 40 یعنی سال های 1335 به بعد در مورد اقتصاد ایران به کار بسته شد مهاجرت های زیادی از روستاها به شهر ها و از محیط های طبیعی تر به شهر هایی که در حال رشد بودند و جاذبه های بسیار زیادی به ویژه از نظر اشتغال و رفاه داشتند شکل گرفت و باعث شد تا اختلاف فرهنگی عجیب و غریبی به وجود بیاید که یک سری آلودگی های کالبدی_فرهنگی و اختلاف بسیار شتابان و هضم نشده یی را بین زندگی شهری و روستایی در پی داشت.

الگوهای شهر نشینی ما هم در این دوران یعنی از سال های 1335 به بعد که عمدتا الگوهای وارداتی بودند باعث شد محیط های روستایی ما بدون استثنا در تمامی نقاط کشور_مگر جاهای خیلی دور افتاده که اتومبیل به آنجا نرفته بود یا هنوز نرفته_تحت تاثیر قرار بگیرد. بنابراین به دلیل مهاجرت ها جمعیت به طرف شهر های بزرگ آمده، پایه های اقتصادی سست شده، روستاها به شدت از نیروی جوان خالی شده و آن سرزندگی و شادابی واقعی که باید وجود داشته باشد از بین رفته است.

شما دیگر کمتر جاذبه هایی چون صنایع دستی، بافت، ساختار کالبدی، معماری شهر های کوچک یا روستاها و کشتزارها و مناظر طبیعی را مشاهده می کنید. ما از این بابت آسیب زیادی دیده ایم و پی آمد های منفی آن تنها در گردشگری و اکوتوریسم ما نیست. به این ترتیب بسیاری از محیط هایی که می توانسته جاذبه ی گردش گری داشته باشند نابود و یا بسیار کم جاذبه شده اند. وقتی هم که این اتفاق می افتد هزینه کردن برای زیرساخت ها هم دیگر اهمیت خود را از دست می دهد.

در بخش اکوتوریسم روستایی همواره شماری از گردشگران دنبال این بوده اند که ببینند مثلا مردم روستاهای آذربایجان، ساکنان روستاهای جنوب خراسان یا عشایر غرب کشور چگونه زندگی می کنند و به بهانه ی این موضوع، حرکت در طبیعت منطقه هم جریان پیدا می کرد و لذت دوگانه یی از این گردش حاصل می شد یا مثلا ماسوله، اسکو، ابیانه، میمند کرمان و جاهایی مانند این ها تنها به دلیل روستا بودن و یا خوش آب و هوا بودنشان مورد توجه مردم نیستند بلکه به خاطر ویژگی های فرهنگی و معماری و حفظ اصالت و هویتشان است که توانسته اند مورد توجه واقع شده، گردشگران را به خود جذب کنند.

از این بخش که بگذریم در محیط های طبیعی دست نخورده، ما تجربه ی بدی داریم. متاسفانه برخی پیش قراولان گردگ گری طبیعی، محیط های طبیعی تازه کشف شده را بدون آگاهی بخشی در خصوص استفاده از آن ها به مردم معرفی کردند.

این که می گویم متاسفانه به این معناست که تجربه ی شهر نشینی یک فرآیند تدریجی است که در مردم پدید می آید و تعاملی که باید بین مردم و طبیعت باشد نیز باید تدریجا صورت گیرد، کسی که یک باره از روستا کنده شده و میان یک زندگی شهری پرتاب می شود نمی داند که در کجای این محیط ایستاده است، نه در شهر می تواند درست زندگی کند و نه در روستا. او به محیط روستا که می رود تخریب می کند و در محیط شهر هم ناخواسته این اتفاق می افتد چون مال آن محیط نیست.

نمونه اش کسانی است که به تنگه ی واشی می روند و آداب لازم را به جا نمی آورند، کسی که می خواهد پا به محیط طبیعی بگذارد باید به نوعی لباس احرام بپوشد و باید بداند به کجا می رود و هر چه دارد از طبیعت گرفته است اما این اتفاق نمی افتد. وقتی مردم شهر ورو کرده یی مثل تهران فرصتی پیدا می کنند که از این جهنم فرار کنند، آن وقت است که محیط های طبیعی آسیب زیادی می بیند.

گردشگری، طرح جامع می خواهد که این طرح جامع به هیج عنوان یک موضوع مجرد نیست و با تمامی عرصه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ارتباط دارد و باید ببینیم که چرا باید به گردشگری بپردازیم. اگر بخواهیم گردشگری در جهان را به لحاظ درآمد زایی رتبه بندی کنیم جزو 5 رتبه پر درآمد مهم اقتصاد جهان قرار می گیرد. در کشور ما با توجه به پتانسیل ها و داشته های موجود مان گردشگری اهمیت زیادی دارد و می تواند کمک زیادی به اقتصاد ما کرده ما را از وابستگی به اقتصاد تک محصولی نفت نجات دهد. این در حالی است که چنان چه یک نگاه عمیق و جدی موجود نباشد ما نمی توانیم به عمق موضوع پی ببریم، آسیب شناسی کنیم و بتوانیم برنامه های تازه ی عملی و میتنی بر واقعیت را پایه ریزی کنیم. به نظر من یکی از چیز های مهمی که داریم اکوتوریسم ما است.

 به خصوص که بسیاری از مقولات تاریخی و فرهنگی ما به دلیل وضعیت طبیعی شکل گرفته و آمیختگی کاملی با طبیعت دارد. بنابراین پرداختن به این مقوله خیلی مهم است، با خصوص این که ایجاد زیرساخت برای چنین پتانسیل توان مندی خیلی سرمایه بر نیست و نیازی به سرمایه گذاری خارجی هم ندارد.

 یکی از ویژگی های اکوتوریسم روستایی ما این است که چون مشارکت مردم را شدیدا می طلبد، می تواند با سرمایه های خردی که درگیر می شوند اقتصاد روستایی را شکوفا کند و سهم سرمایه گذاری بخش دولتی را به شدت کاهش دهد. از بعد فرهنگی و اجتماعی نیز پرداختن به اکوتوریسم روستایی در شرایط حاضر عملی تر و امکان پذیرتر است تا این که ما برویم گردش گری را در محیط های ساحلی گسترش دهیم. از این جهت ما می توانیم سریع تر به بازدهی برسیم.

با این همه اگر بخواهیم گردش گری را به دو بخش نرم افزاری و سخت افزاری به لحاظ نقشه ی راه، راهنما، نیروی انسانی و بعد تجهیزات و تاسیسات مثل هتل ها تقسیم بندی کنیم وضعیت گردشگری را چگونه ارزیابی می کنید؟

اگر بخواهیم به صورت کلی ارزیابی کنیم و به آن نمره بدهیم بی شک نمره ی خوبی نمی گیریم. ما در زمینه نرم افزار، دست اندر کاران کم و انگشت شماری داریم که در زمینه گردش گری تولید اطلاعات می کنند معمولا به دلیل اینکه تولید کنندگان نمی توانند به صورت حرفه یی درگیر این کار شوند بازار با ثبات گردشگری وجود ندارد تا حرفه یی ها وارد آن شوند.

خود خدمات رسانان مثل هتل ها و آژانس های مسافرتی دست به کار می شوند و نقشه و بروشور چاپ می کنند. سازمان های دولتی ذیربط هم براساس نیاز واقعی وارد این مقوله نمی شوند. چرا که ضعف دانش و بودجه دارند. در زمینه سخت افزاری هم به دلیل اینکه برنامه ی جامعی وجود ندارد و سرمایه ی زیادتری می خواهد و به بازگشت سرمایه هم اطمینانی نیست کار خاصی انجام نمی شود.

وظیفه ی تولید اطلاعات در زمینه گردش گری بر عهده ی کیست؟

ما نباید این طور به موضوع نگاه کنیم. مثلا در سنگاپور نقشه ی راهنمای سنگاپور که دقیق و خوب است و فکر می کنم مقیاسی در حدود یک پنج هزارم دارد را اتحادیه ی هتل داران به سفارش یک موسسه ی حرفه یی تهیه کرده است.

آیا در ایران چنین موسساتی داریم؟

بله.

مثل چه موسساتی؟

مثل شرکت خدمات اطلاع رسانی گردش گری ویلا گشت که اختصاصادر زمینه ی تولید نرم افزار گردش گری فعالیت می کند.

 البته شرکت های دیگری هم هستند که تولید کننده ی نقشه اند اما نه به طور ویژه برای گردشگری، ما انتشارات یساولی را داریم که بیشتر در زمینه ی چاپ پوستر و کارت پستال یا امثال آن کار کرده و یا برخی از انتشارات خانه ی فرهنگ و هنر و گویا کتاب هایی در این زمینه چاپ کرده و یا کسانی هستند که در زمینه ی گردشگری ایران کتاب های مختلفی را چاپ کرده اند به هر حال اگر بخواهیم به صورت نرم افزاری به قضیه نگاه کنیم این یک مقوله ی جامع است.

به نظر من در مورد گردشگری باید به صورت نایژه یی عمل کرد. یعنی بر اساس سلسله مراتب باید وارد جزئیات شد و از نقشه ی راه ها گرفته تا معرفی تک تک بناها، تاریخچه ی آن ها، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، مردم شناسی و ... کار را به طور کامل انجام داد.

یکی دیگر از مباحث گردشگری، حفاظت از جاذبه های فرهنگی است. به عنوان نمونه در خبرهای روزهای عید نوروز آمار وحشتناکی از شمار بازدید کنندگان تخت جمشید آمده بود و من فکر می کردم که چنین حجم جمعیتی چرا باید اجازه ی حضور در مکان را داشته باشد.

بحث حفاظت از محیط زیست بسیار مهم است چرا که جاذبه های ما تجدید شدنی نیستند. یکی از مشکلات شهرهای تاریخی و فرهنگی اروپا این بود که فضولات کبوتر هایی که روی مجسمه ها، بناها و نماهای ساختمان ها می نشستند، بر روی بناها فرسایش ایجاد می کرد که این ها آمدند و روی بناهای با ارزش، توری هایی کشیدند که کبوتران روی آن ها ننشینند چرا که اگر بناها فرسوده شوند ترمیم آن ها بسیار دشوار، پرهزینه و گاه نشدنی است. مثلا در کلن که یکی از بزرگترین کلیسا های اروپا در آن جاست همیشه بخشی از این ساختمان داربست دارد چرا که مرمت این ساختمان همیشگی است. در مناطقی که رطوبت بالاتر است مثلا در شمال ایران، این فرسایش بیشتر است.  ما از کاخ "آق اولر" در تالش باید مدام حفاظت کنیم برای اینکه رطوبت بالاست و فرسایش و هوازدگی زودتر اتفاق می افتد. از سوی دیگر فرسایش ممکن است بر اثر نوع استفاده اتفاق بیفتد.مثلا ما یک اثر بسیار برجسته در بیرجند به نام "حسینیه نواب" داریم. این بنا یک زیر گنبدی دارد که بسیار باارزش است و کار دوره ی قاجاریه و جزو یکی از چند اثر نفیس در زمینه گچ بری زیر گنبد است. درب ساختمان یاد شده در حال حاضر بر روی گردش گران بسته است و در زیر این گنبد تعدادی بوقلمون و گوسفند نگه داری می شود! یک بخش از بنا هم در اثر بر پا کردن آتش، دود زده و غیر قابل رویت است.

پا به طبیعت گذاشتن لباس احرام می خواهد

این دیگر قابل بخشش نیست که اثری که امکان تکرار ندارد این گونه نگه داری شود. ممکن است ما در حال حاضر نتوانیم از این پتانسیل ها استفاده کنیم ولی شاید 50 سال بعد، مملکت بتواند این پتانسیل ها را بارور کند و از آن بهره های منطقی و متوازن و بسیار ارزشمندی را بگیرد.

ما نمی توانیم و حق نداریم نسبت به نگه داری این ها بی توجه باشیم من فکر می کنم بناهای ما جز مقولات بسیار مهم گردش گری است چرا که جاذبه ها مقاصد را می سازند و تا مقصدی وجود نداشته باشد، سفری نیز وجود ندارد حالا جاذبه می خواهد طبیعی، فرهنگی، تاریخی یا تفریحی باشد.

این جاذبه ها باید پس از شناسایی براساس ارزش معماری در نقشه ها با یک ستاره و بعضی ها با دو ستاره مشخص می شوند.

البته برخی آثار هم هستند که به دلیل رخ داد یک واقعه ی تاریخی یا حضور یک مقوله ی فرهنگی ارزش دارند مانند آرامگاه حافظ در شیراز که به دلیل خود حافظ است که اهمیت پیدا می کند تا معماری اش، هر چند که معماری اش هم جذاب و زیباست.

در مجموع، نگه داری آثار با قدمت و باارزش رشته یی است که متخصصان، متولیان و بودجه ی خاص خودش را طلب می کند و باید به این موارد توجه بیشتر داشت حتی اگر برنامه یی برای چنین کاری نداشته باشیم.

اگر موافق باشید، بپردازیم به فعالیتی که شما در حوزه ی گردش گری، به ویژه اکوتوریسم انجام داده اید.

حدود شش سال پیش کارمان را شروع کردیم و در آغاز هم بیشتر بر مناطق شمالی کشور، خصوصا استان مازندران که از نظر گردش گری مورد توجه است تمرکز کردیم. شمال کشور شاید از نخستین مناطقی باشد که از نظر سخت افزاری و نرم افزاری دچار نابسامانی هایی است، بنابراین این منطقه زیر ذره بین قرار گرفت و یک پایگاه اینترنتی راه اندازی شد که در آن اطلاعات مربوط به ویلا های منطقه با هدف اطلاع رسانی به گردش گران جمع آوری شد تا کسانی که در این بخش سرمایه گذاری کرده اند بتوانند راحت تر امکاناتشان را به مخاطبان خود معرفی کنند.

چگونه این سایت را معرفی کردید تا صاحبان ویلا بیایند و امکانات خودشان را معرفی کنند؟

از طریق چاپ یک سری بروشورها و تعدادی آگهی در روزنامه و مقداری تبلیغات محلی در سطح رستوران های منطقه که البته با وجود کمبود امکانات تبلیغاتی، شروع خوبی داشتیم.

کل استان را پوشش دادید؟

بیشتر بخش غربی استان را از بابلسر تا چابک سر پوشش دادیم و پس از مدتی اطلاعات نسبتا زیادی با جزییات در مورد راه ها و نقاط مسکونی منطقه در اختیار ما قرار گرفت که این ها در اولین نقشه ی ما که از مازندران غربی بود با استقبال نسبی رو به رو شد.

نقشه ها را هم خودتان تهیه کردید؟

بله، جمع آوری اطلاعات، فرآوری، گرافیک، اجرا و چاپ آن را خودمان انجام دادیم.

آیا در نقشه ها با راه های فرعی هم پرداخته اید؟ مثلا این که فلان راه به فلان چشمه منتهی می شود؟

در نقشه اول ما خیلی وارد جزئیات راه های فرعی نشدیم، مگر راه های فرعی که شناخته شده تر بودند و یا ما اطلاعات آن را داشتیم. پس از این که با استقبال نسبی رو به رو شدیم تصمیم گرفتیم نقشه ی کلاردشت و بعد از آن نقشه ی گیلان را تهیه کنیم. سپس به این فکر افتادیم تا اولویت های کشور را بیابیم و بر آن شدیم تا به مناطق اولویت دار گردش گری در کشور بپردازیم که به همین جهت نقشه ی اصفهان و شیراز را تهیه کردیم.

از سوی دیگر با توجه به این که احساس کردیم شناخت کافی نسبت به کار ما وجود ندارد بر آن شدیم تا با سازمان های مربوط مانند میراث فرهنگی و گردشگری که هنوز ادغام نشده بودند به نوعی همکاری کنیم که به دلایل مختلف موفقیتی حاصل نشد چرا که در سازمان میراث فرهنگی، چندین بار مسئله ی ادغام به وجود آمد که این ادغام ها یک سری نابسامانی های تشکیلاتی و مدیریتی در پی داشت. از سوی دیگر بحث تغییر دولت پیش آمد وسیستم های مدیریتی و ساختاری در سازمان خیلی تغییر کرد و در چند ماه گذشته نیز صنایع دستی زیر مجموعه ی سازمان قرار گرفت.

این تغییر ساختارها سازمان را خیلی به خود مشغول کرد اما با این وجود ما ارتباطمان را با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان های مختلف حفظ کردیم و تعدادی نقشه با آن ها انجام دادیم که هم اکنون حدود 90 درصد استان های کشور را شامل می شود.

سپس این موضوع را با اتحادیه ی صنفی گردشگری، خانه ی هتل داران ایران و انجمن صنفی آژانس های مسافرتی و خدمات جهانگردی مطرح کردیم تا چنان چه آن ها سفارش هایی دارند با ما به عنوان یک موسسه ی حرفه یی که در این زمینه کار می کند مطرح کنند. اما در یک سال گذشته به دلیل رکود کلی که در زمینه اقتصاد وجود داشت و دامان گردشگری را نیز گرفت خیلی استقبال نشده است.

شما در نقشه هایتان فقط به تعریف جاذبه های گردش گری داخل شهرها پرداختید یا حاشیه ها را هم معرفی کرده اید؟ مثلا در استان فارس، آبشار مارگون یا بهشت گم شده معرفی شده اند؟

بله، در نقشه های ما روی استان ها تمرکز شده است و در مورد شهرهای مختلف هر استان، جاذبه های طبیعی و اکوتوریسم آن ها به تفکیک، اطلاع رسانی شده است.

 

بررسی و نوشته: فهیمه مزینانی
منبع : ماهنامه شهر و ساختمان-مهر 1385
به نقل از وب سایت موسسه تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید