تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1365

پرسه درباغ

سه مجلس در دوازده پرده :

زباغ ای باغبان مارا همی بوی بهار آید      کلید باغ مارا ده که فردامان بکار آید

 

در یک بعد از ظهر پایان اردیبهشت ماه وبطور دقیقتر در ساعت 4 بعد ازظهر31 اردیبهشت ماه سال 1393 تصمیم گرفتم سری به باغ موزه قصر بزنم وهمراه با شیفتگان هنر در باغی که به همت موسسه جهان باغ ایرانی درآن به تصویر کشیده میشد پرسه ای بزنم . وچون درباغ گشودم عده ای مشتاق تر از خود دیدم که جای بر دیگران تنگ میکنند که خود جای گیرند . همه جوانانی پر شور وشوق که چهره خندان وبشاش آنها جان در بدن می دمید وآینده ای نوید بخش برای بزرگداشت طبیعت را رقم میزد. وگهگاه چهره ای سالخورده با چشمانی مشتاق دیدن وگوشهایی آماده برای شنیدن .دمی آسودم وسپس بتنهائی راه خویش در پیش گرفتم وبه پرسه در باغ دل بستم.

مجلس اول:

پرده اول:

در کوچه باغی سایه دار گلشنی دیدم پرآب ودرخت وگل وریاحین . با نوای دل انگیز چهچهه بلبلان وصدای بال پرندگان خوش آب ورنگ وعطر خلسه آور سوسن ونسترن که بقول حضرت سعدی بوی گل چنان مستم کرد که دامن از دست برفت.

پرهیبی پر رمز وراز از چهارباغ ایرانی که اگر چهار باغ نبود حتما چار باغ بود که از دوجهت آن جویهای آبی روان که چون آب زمزم تلولو داشت وتصویر فرشتگان آسمانی درآن قابل دیدن ودرختان سرو وکاج وچنار در راستای اصلی استوار برزمین خیال رابه ابدیت میبرد وچه کیفی داشت لختی آرمیدن درسایه آنها که فرصت کم بود ووقت مستعجل . چشم انداززیبای راسته درختان چنان مسحورکننده بود که انسان وجود آن را باور نمی کرد که اگر میکرد حتما بهشت بود . باغهایی با یک راسته ویا بیشتر که راسته هایی نیز عمود بر آنها محور های فرعی راتشکیل می دادند که در چهار سوق آنها مظهر آبی بود درحوض ویا آبنمایی چها ر گوش ویا دایره وگهگاه چند ضلعی که در تموج زیبای زلال اب . نقش آسمان در آن پیدا وانعکاس گلدانهای شمدانی احساس عطر دل انگیز آنها را دوچندان که تا عمق جان رسوخ می کرد . با راهنمایی استاد باغ شناس باغ شاهزاده کرمان وارم شیراز وتفت یزد را پرسه زدیم وافسوس خوردیم که چگونه باغهای زیبای شمیران ما تهرانیها دستخوش هجوم بولدوزر ها میگردد بدون آنکه دل مسئولی بطپد.

پرده دوم:

سرخوش از گشت وگذار بعد ازظهر وقبل از غروب آفتاب دری نیمه باز درکوچه باغی ما را بدرون کشید .باغی بود از همه جهت حساب شده .کوشکی خوش ساخت در وسط وتختی بر آن استوار وبزمی آراسته با رامشگرانی خوش آب ورنگ که نوای روحبخش ساز وآواز با ترنم صدای آب در هم می آمیخت و روح را به به سر زمین های افسانه ای چین وماچین می برد استاد نقاش زبردست .ما را در دنیای مینیاتور باغ ویا باغ مینیاتوری چنان غرق نمود که مکان وزمان را فراموش ودل به خنکای طرب انگیز مجالس رزم وبزم سپردیم ودر خیال نیز به افسانه های منقوش درصفحات کتاب باغ خوش کردیم و عجب آنکه در هر باغ که سرمیکشیدیم ساختمان کوشک . آّب وآبنما وراسته درختان همه به قاعده در جای خود بود ولی حال وهوای دیگری داشت که با باغ همسایه فرق میکرد همه به چشم آشنا وبه دل نزدیک که شاید همه باغی ایرانی بودند که در دل می نشستند . تنگنای وقت پرسه نگذاشت تا حال و هوای باغ ایرانی را از چشم نقاش چیره دست بیشتت بکاویم وبه ناچار راه به کوچه باغی دیگر سپردیم.

پرده سوم:

و چون خوب نظر کردیم دریچه ای باز بر دیواری گلین دیدیم که چشم انداز باغی بس خرم را قاب نموده بود .که هرچند هوای خنکی از درون چشم انداز نمی دمید لیکن مناظر زیبایی از نقش باغ بر سفال وچینی و صدای آوای پرندگان ازتوضیحات هنر شناس راوی احساس میگردید .او ایمان داشت که باغ ایرانی را از دریچه چشم هنرهای تجسمی نیز می توان دید ولمس کرد. درختان سرو خمیده بر صحنه مکعبی گلین ویا سیب وانار وانگور بر زمینه دیواری کاشی شده وبرگهای سبز بهاری وزرد وسرخ پاییزی در زمینه ای از برهوت که اگر گویای باغ ایرانی نبود حتما گویای بازمانگان باغی بودکه روزی وجود داشته است .

پرده چهارم:

وآفتاب غروب کرده بود . درانتهای کوچه باغی تنگ با دیواره هایی بلند وگلی . ته مانده فروغ آفتاب مغربی خود نمایی میکرد بااینکه هنوز هرم آفتاب کویری یزد را بدنبال داشت مع الوصف نوید بوی رطوبت از آن حس میگردید رطوبتی که حاصل دسترنج مردانی با چهره آفتاب سوخته در کنار چرخ چاه ودرون تاریک آن بود که برای قطره آبی که باغات وکشتزارهای آنان را زنده نگهدارد از خروس خوان صبح تا تاریکی شب عرق میریختند وشبانگاه با امید فراوان برای یافتن قطره آبی کلنجار رفتن با خاک وسنگ باقیمانده را به روز بعد موکول میکردند . شاید آنها نیز خبر دار شده بودند هنر وفن ایجاد قنات بنام ایران وایرانی ثبت جهانی شده است ونباید بگذارند که این میراث کهن فراموش گردد راوی خوش صحبت دربیان اهمیت قناتها در زنده نگهداشتن باغ ایرانی آنچنان شوقی در مستمع ایجاد می کرد.

که صعوبت و سختی کندن قنات شیرین مینمود که مسلما این طور نبود که اگر بود همه جا آباد بود . راوی سخنگو هندوانه های شیرین وسرخی را برای ما از بوته ای چید که بامشقت فراوان وبادستهای پینه بسته روستائی شریفی تخم آن در رطوبت خاک نشسته بود ودائم چشم بدان که شایدثمری دهد برای قوت فرزندان چشم بر راه خود وحیف بود که دسترنج یکسال وی به لختی خورده شود که اگر نمی شد حتما دل دریائی این دهقان عزیز یزدی گرفته میشد وحق براین بود که نعمتی راکه او ازخدا بزور گرفته بود باهمان لذتی که انتظار او بود میخوردیم وزحمات اورا بزرگ می داشتیم . در پایان پرده چهارم و مجلی اول مفاهیم زیبای اشعار حافظ .سعدی مولوی وفردوسی وشعرا وادیبان سرزمین هنر پرورایران در جلوه گری نمودن باغ ایرانی بابیان رسای استاد کاری زبر دست پایان بخش یک روز گشت وگذار درباغی بود که هنوز نمیتوانست بدلیل ابهامات غیر قابل لمس آن الگوی ثابت شده ای برای باغ ایرانی باشد .شاید در مجلس دوم وسوم وپرده های روزهای بعد بتوان به جوهره باغ ایرانی آگاهی مطمئن تری پیدانمود امیداست فرصتی باشد تا درروزهای دوم وسوم همایش در باغهای دیگری که دست اندر کاران موسسه جهان باغ ایرانی درهای آنهارا برروی ما خواهند گشود پرسه ای بزنیم ومجالس خود را ادامه دهیم .امید است در مجلس دوم وسوم استادان فن بابازگو کردن مفاهیم کلی باغ ایرانی وکشت وکار درختان وگلهای خاص ایرانی ونام وخاصیت غذائی ودرمانی گیاهان باغهای ایرانی دریچه های خوبی را برای ما بازنمایند و لازم میداند در درخدا حافظی پایان روز31اردیبهشت سال 1393 زحمات هیئت مدیره جهان باغ ایرانی و تلاش عاشقانه مدیر عامل آن را پاس نهیم که اگر این تلاش نبود این پرسه امکان پذیر نمیشد.

 

یزدان هوش ور

بیاد استاد مهندس هوشنگ سیحون اولین استاد درس باغسازی در اولین دوره دکترای شهرسازی دانشکده هنرهای زیبا . روانش شاد ویادش گرامی

موضوعات مرتبط : باغ ایرانی    
عضو مرتبط : یزدان هوش ور   هوشنگ سیحون  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید