تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3619

پروژهای صنعتی را باید معماران طراحی کنند

کیومرث بیات :
پروژهای صنعتی نظیر کارخانه ها، مراکز تولیدی یا هر مجموعه ای که در آنها موادی از شکل خام و اولیه با عبور از فرآیندی مکانیزه و مشخص، به محصول مورد نظر تبدیل میشوند به دلایلی که در این نوشتار خواهد آمد بایستی توسط معماران صنعتی و معماران آشنا با اینگونه مجموعه ها طراحی شوند .

مجموعه های صنعتی غالباً پروژه های حساس با ارزش بالا از نظر سرمایه گذاری اولیه همراه با پیچیدگیهای ویژه از نظر مشخصات عمومی و خصوصی هستند .معمولاًدر اکثر پروژه های پس از اقناع گروه سرمایه گذار نسبت به مثبت بودن ایده ایجاد طرح ،مهمترین اقدامات بعدی اخذ مجوز های لازم ،تهیه زمین و بلافاصله شروع مرحله طراحی بر اساس ضوابط محلی و بعضاً فرامحلی است. در حالیکه در پروژهای صنعتی (کارگاههای کوچک موردنظر نیستند) ضمن آنکه مراحل پیش گفته بسیار پیچیده تر و با تامل و مطالعه بسیار وسیع تر طی میشوند ،شروع طراحی امکانپذیر نبوده و پیش نیاز آغاز مطالعات منجر به طراحی ،انجام مسیر طولانی و دقیق انتخاب ماشین آلات ،اجزا خطوط تولید ،بازدید از مراکز مشابه داخلی یا خارجی و مطالعه و سنجش پارامتر های عدیده، ضروری و تعیین کننده دیگر خواهد بود .

بطور معمول زمان ورد و شروع بکار گروه طراح در پروژهای صنعتی مراحل پایانی انتخاب ماشین آلات یا همزمان با نهایی وقطعی شدن آن است . زمان انتخاب مشاور طراح پروژه (به شرط آنکه مشاور در مرحله انتخاب ماشینها و تجهیزات حضور نداشته باشد) زمانی است که ابعاد هندسی ،سطح اشغال ،میزان انرژی مصرفی،تعداد شاغلین و شیفت های کار و مشخصات کلی و ظرفیتهای طرح برای کار فرما یا سرمایه گذار روشن شده و احتمالاً زمین مورد نیاز طرح نیز پس از مطالعات مکانیابی،خریداری شده و در اختیار میباشد . مشاور طراح پروژه در بدو ورود به موضوع با حجم عظیمی از اطلاعات مواجه میشود که ممکن است به علت بی سابقه بودن طرح در کشور ،که معمولاًنیز همین گونه است ،این اطلاعات تنها شناختی تئوریک و غیر قابل لمس از موضوع را به او بدهد .

واقعیت آنست که هیچ سرمایه گذار عاقلی (معمولاًسرمایه گذاران بسیار عاقل هستند) سرمایه خود را در احداث واحد تولیدی که باروش حتی 5 سال قبل کار کند هدر نداده و غالباً سعی دارند تا حتی الامکان واحدی را راه اندازی کنند که کاملاً مدرن و حتی پیشرفته تر از فنآوری روز اروپا باشد. برخی از صنایع نیز مطلقاً در داخل سابقه نداشته یا قبلاً به حس نیاز یا آمادگی لازم برای دریافت آنها نرسیده بوده ایم که بدیهی است طراحی اینگونه صنایع که کم هم نیستند روندی به مراتب مشکل تر ،پیچیده تر و همراه با مطالعه وسیع تر ودقت و وسواس بیشتر را می طلبد . بعنوان مثال ما تایر اتومبیل تولید میکنیم ولی تایر هواپیما خیر . یا تا همین اواخر هیچیک از انواع هواپیما را تولید نمیکردیم یا در حال حاضر اگر تولید میکنیم در مراحل شروع این راه هستیم .حتی اگر محصولی را دهها سال تولید کرده باشیم امروزه چاره ای نداریم جز آنکه همگام با پیشرفت لحظه به لحظه صنعتی دنیا اشکال جدید آن را با فناوری متفاوت تولید کنیم .

به یک معنا در جهان امروز ما نیازمند و محکوم به ورود تکنولوژیهای جدید، ارتقاء سطح تولیدات و محصولا ت قبلی و همچینین برخورداری از دانش فنی تولید محصولاتی هستیم که پیش نیاز یا نیاز حتمی عرصه های نوینی است که هر روزه به روی ما گشوده میشوند . از سوی دیگر دوران فروش و صدور مواد اولیه خا م سپری شده و ما بایستی به سمت ایجاد صنایع جانبی و تبدیل و فرآوری منابع عظیم خدادی کشوررفته و ثروت ملٌی خود را با بالاترین ارزش افزوده ممکن عرضه کنیم .

آن چه تاکنون گفته شد تعریف کلی و ساده ای از مشخصات و تفاوتهای ورود به عرصه طراحی پروژه های صنعتی بود. متاسفانه در اکثر پروژه های صنعتی بدلیل عدم شناخت نقش و تاثیر معماری ،مرحله انتخاب و تامین ماشینها و پاسخگویی به مصارف و فضای مورد نیاز، طراحی پروژه تلقی و انسان بعنوان حیاتی ترین عامل شکل دهنده پروژه از محاسبات طراح و سرمایه گذار حذف یا در مقام چندم اهمیٌت قرار میگیرد .

این که ما تعدادی ماشین در هر مقیاس را زیر سقف بلندی قرار دهیم و سطوح مربوط به تامین انرژی، ماشین ها را نیز در حاشیه آنهاپیش بینی کنیم و بعد فکر کنیم کارخانه یا واحد تولیدی را ساخته ایم که تعدادی انسان بنابر ضرورت و ماموریت در نقاط مختلف این ماشین می ایستند و در شیفتهای یکنواخت روزانه ،ماهها و سالها با ماشین کار میکنند ظالمانه ترین ،زیان آورترین وغلط ترین نوع نگاه به یک مجموعه صنعتی است که تبعات عدیده آن هر لحظه در ناکارآمدی واحد تولید خود را نشان داده و غالباً تا همیشه مجموعه را از بازده مورد انتظار دور خواهد ساخت . متاسفانه غالب واحدهای صنعتی ما از این نقیصه در عذابند لیکن بدلیل عدم توجه شایسته به نقش انسان و عدم ارائه پاسخ مطلوب برای آن توسط معماران یا گروههايی که به ماشین ،انسان و محیط، همزمان اهمیت داده و وزن و نیاز هر یک را در جای خود لحاظ کنند، راه برون رفت از این مشکل حیاتی را نیافته یا در رفع آن ناموفق میباشند . غالباًفکر میکنند معماری صنعتی سوله است در حالیکه سوله عنصری است که میتواند برای پاسخگویی به نیاز های بخشی از پروژه صنعتی بکار آید . بگذریم که حتی اکثر ما سوله و خواص کارکرد و قابلیت های بسیار زیاد و مثبت آن را نیز نشناخته ایم و روش استفاده از آن را نمیدانیم.

بعد از مرحله شناخت اجزاء خط تولید و نیازهای جانبی آن ،همه چیز حتی استقرار خطوط تولید و غیره بایستی دقیقاً با لحاظ کردن حضور و نقش انسان بررسی و تثبیت شوند.
ماشین ها بنابر دقت و مطالعه ای که توسط متخصصان مربوط در شناخت و انتخاب آنها بکار رفته و همچنین با تامین فضا و پشتیبانی مناسب و تامین انرژیهای لازم بالقوه بایستی بازده و راندمان مورد انتظار را داشته باشند لیکن آنچه این باز دهی مورد انتظار را تضمین میکند انسان است . انسان در رده های مختلف کار اعم از مدیریت کلان ،مدیریت فنی و تجربی و کارهای ساده و به موازات آن پشتیبانی مواد ،پرسنل و بازار، تعیین کننده نحوه فعالیت و سرنوشت یک واحد صنعتی و تولیدی هستند . بسیار کارخانه ها و مجموعه های تولیدی را میشناسیم که علیرغم برخورداری از ماشین آلات پیشرفته از کار آیی و بهر ه وری پائین رنج میبرند. متقابلاً واحدهای صنعتی وجود دارند که علیرغم در تنگنا بودن از ماشین آلات مدرن ،کارکرد و بهره وری قابل قبول و مثبت دارند. ممکن است گفته شود مدیریت قوی ، ایجاد انگیزه برای پرسنل ،انعطاف محصولات در برابر بازار مصرف ،استفاده از امکانات و تسهیلات قانونی و نظایر آن موجب ارتقاءبازدهی واحد صنعتی خواهند شد، تمامی این عوامل بدرستی در بازدهی تاثیر گذارند ولی نباید فراموش کرد که در این میان فضا و محیط مناسب بیش از بقیه در کار آمدی واحد تاثیر داشته و هر یک از اقدامات پیش گفته را در بستر مناسب خود قرار خواهد داد .

معمار صنعتی با درک کامل از طبقه اجتماعی و