تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1888

در سده‌های بسیار، معماری و مهندسی ما با عناصر 4 گانه آب، باد، خاك و آتش، هم‌خوانی و هم‌نشینی بسیار داشته است، خاك كه عنصر اصلی معماری است، در فرم و شكل‌هایی مانند طاق، گنبد، دیواره‌ها، فضاهای معماری اصلی ما را ساخته‌اند. آتش، كه در جای‌جای میهن ما، ایران‌زمین، به نشانه احترام به فروزش آن آتشكده‌های بی‌شماری را بنا كرده‌اند و باد كه با ساختن بادگیرهای كویری كه در زیر تابش بی‌امان نور خورشید كویر، گرمای طاقت‌گیر را به آرامش كشیده‌اند، شرح آنها داستان‌های طول و درازی دارند كه باید هر یك در طی گفتار و نوشتاری طولانی و با حوصله بسیار به زبان و قلم در آیند. در این یادداشت كه در مورد پل‌های ایرانی است فرصت پرداختن به آن‌ها نیست، اما آب، این شوینده و پاك‌كننده كه مظهری است از تضادها،‌ آرامش و صفا،‌ غرش و توفندگی، آبادانی و سرسبزی، داستانی دیگر دارد كه در بحث پل‌ها (به‌ویژه پل‌های زندگی به تعبیری) اهمیت بسیار می‌یابد.

چه چیز بیشتر از آب، در عطش سوزان سرزمین كویر می‌تواند گرامی باشد. روان و جاری، خنك و آرامش‌بخش، شوینده و توفنده.
آب در بركه‌ها و آبگیرها، پاكی و زلالی و در رودها پویندگی و حركت، جنبش و جهندگی و در دشت‌ها، سرسبزی و خرمی را به محیط زیست انسان‌ها ارمغان می‌دارد.

با این تعبیر وقتی كه آب را می‌ستاییم و آن را از عناصر چهار گانه زندگانی و زندگی بخش می‌دانیم آیا برای عبور از روی آن باید به ساختن پل آن هم به شكل كنونی آن‌ها بسنده كنیم؟
ایرانی، پل‌سازی را با ستایش آب آمیخته است. اگر به سال‌های دیرین برگردیم، پل در ایران، فرم و شكل نماد گونه‌ای را پیدا می‌كند كه در آتشكده‌ها و بعدها در بادگیرها و گنبدهای خشتی، این فرم تجلی یافته‌آند.
پل در ایران یك نماد معمارانه است. همان‌طور كه بادگیر، همان‌گونه كه آتشكده و طاق و گنبد چنین هستند و بدین‌گونه در سرزمین‌ ما ایران، پل‌سازی از دیرباز با معماری آمیخته است. از دیرباز و از زمان پارت‌ها، هخامنش‌ها، ساسانی‌ها ك با نام پل‌دخترها و بندها و در چند قرن اخیر سی وسه پل خواجو شناخته شده‌اند.

وقتی كه قرار شد چهار باغ كه به احترام و صفای 4 فصل سال بنا نهاده شده بود به سوی دیگر زاینده‌رود به‌پیوندد، نه تنها نمی‌توانست از معماری زاینده عصر خود، صفای چهارباغ و آرامش زیباشناختی نقش جهان و بازار قیصریه فاصله بگیرد، بلكه باید این همه، جلوه‌های هنر و زیبایی و معماری را با خود به آن سوی رود همراه ببرد. بدین علت در‌می‌یابیم كه چگونه سی‌وسه‌پل، صفای چهارباغ را و پل‌خواجو، صلابت و لطافت نقش‌جهان و مسجد شاه و چهل‌ستون و بازار را به آن سوی پل، با زیبایی و هم‌نواختی تحسین برانگیز، انتقال می‌دهند.

هر چند این پل‌های زندگی، زاینده‌رود را كه هر لحظه و ساعت و روزش یك زندگی است، با انسان می‌آمیزند، انسان از پل‌ها تنها گذر نمی‌كند، بلكه می‌ماند و تامل می‌كند و به فكر فرو می‌رود و با رود و محیط اطراف آن زندگی می‌كند و زندگی را در صفا و شویندگی و در آرامش و پویندگی زاینده‌رود تجربه می‌كند. در شب‌های مهتابی آسمان را، ستاره‌ها و ماه را، ابرها را درون آب می‌جوید. در روزهای گرم تابستانی، هرم آفتاب را با آب رود، پر از لطف و دلگشا می‌یابد. بدین معنی است كه پل‌های ساخته شده بر روی زاینده‌رود، پل‌های زندگی نامیده می‌شوند، چرا كه انسان‌ها در حجره‌های آن‌ها می‌نشینند و به صفای رود می‌پیوندند و هر آنگاه كه بخواهند با پله‌هایی كه به آب می‌رسند، طراوت آب را به جان و دل می‌نشانند. چنانچه پل‌های چنین ساخته شده را كه به میراث برده‌ایم با پل‌هایی كه در 50 سال اخیر بر روی همین رود ساخته‌ایم مقایسه كنیم به تفاوت فاحش میان آنها و ارزش‌های از دست داده پی‌ خواهیم برد.

چندی پیش، وقتی كه كتاب (The in habited bridges past present and future) پل‌های زندگی (یا زیستاپل) را ورق می‌زدم و در صفحات اول، عكس و تفصیل پل‌خواجو را یافتم،‌ احساس غریبانه عجیبی به من دست داد. غربت‌ هویت ملی، گلویم را فشرد كه با داشتن چنین پل‌ها، چنین افتخارات و میراث غنی معماری، در كجای كار هستیم.

هر روز یك پل زشت و بی‌قواره و ناموزون را به‌عنوان یك عنصر مهندسی بدون رعایت هیچ اصلی از اصول زیباشناسی رج می‌زنیم و توسط وزیر و وكیل و مقام‌های بالاتر و پایین‌تر نوار افتتاح آنها را قیچی می‌كنیم و عكس و خبر در رسانه‌ها به گزاف پخش می‌كنیم، بدون آن‌كه لحظه‌ای به میراث‌ها، ارزش‌های فرهنگی و به هویت ملی اندیشیده‌ باشیم.

امیدوار هستیم مهندسان ما و مسئولان، به‌ویژه وزراء و مقامات بالای مملكتی به نویسنده این نوشتار خرده نگیرند كه چرا مدعی است. آن‌ها 400 سال از حسن‌بیگ (سازنده پل‌ها) و از الله‌وریخان (وزیر و سردار شاه عباس مجری طرح این پل‌ها) عقب‌تر مانده‌اند.

امروزه در جهان، پل‌های بزرگ همانند پل‌های 400 سال پیش در ایران طراحی می‌شوند. طراحی این‌گونه پل‌ها را معماران مشهور جهانی به عهده دارند. در مسابقات بین‌المللی طرح این‌گونه پل‌ها به مسابقه گذاشته می‌شوند و این در حالی‌است كه ما سالیان دراز (به استثنای پل‌های اوایل پهلوی اول) پل‌های فاقد رعایت اصول زیباشناختی، حتی نه براساس تكنولوژی روزآمد، بی‌روح و بدقواره می‌سازیم.

سی‌وسه‌پل و پل خواجو و بندامیر و پل‌دخترها را ما به میراث برده‌ایم و با داشتن چنین میراث و فرهنگی اقدام به ساختن پل‌هایی می‌كنیم، نظیر آن‌چه كه شهرداری تهران بر روی بزرگ‌راه‌های داخل شهر می‌سازد و یا وزارت راه بر بزرگ‌راه‌ها و راه‌های سراسر كشور.‌ چنانچه خوب بیاندیشیم در خواهیم یافت كه تا چه حد از ارزش‌های بالنده دیرینه خود به‌دور مانده‌ایم.

كمی توجه به یك یا همه آن‌ها (در مقایسه با سی‌وسه‌پل و پل‌خواجو و پل‌های دخترها) به افول صنعت و هنر پل‌سازی كشورمان ایران در سال‌های اخیر واقف خواهیم شد. نگارنده فقط مایل است توجه مسوولان را به بی‌توجهی كه اعمال می‌دارند، جلب كند. بی‌توجهی به هویت فرهنگی، معماری و مهندسی كشورمان و این در حالی است كه در كشورهای دیگر، پل‌های بر روی رودهایی مانند تیمز،سن، ذاهاحدید و دانوب را معماران بزرگ مانند «نورمن فاستز، ذاهاحدید» و در ژاپن پل شهر تویوتا را معمار شناخته شده جهانی «كیشو كوروكوا» طراحی می‌كنند. زیبایی آن‌ها چنان چشمگیر است كه نه تنها ساكنان اطراف پل‌ها، بلكه میلیون‌ها گردش‌گر و پژوهنده زیباشناس، ظرافت و هم‌نواختی و زیبایی این پل‌ها را ستایش می‌كنند و سالیانه میلیون‌ها دلار به درآمد ملی كشورهای صاحب آن‌ها افزوده می‌شود. اتفاقی كه می‌تواند در مورد پل‌های زیبای ایرانی هم رخ دهد.

بیژن كاموری مقدم
عضو هیئت امناء انجمن مفاخر معماری ایران

موضوعات مرتبط : پل سازی    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید