تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3556

پیدایش تاریخی میدان

از قرن نهم هجری واژه میدان در ادبیات ایرانی واژه هایی چون میدان رزم ، بزم ، میدان جنگ و جدال ودر نهایت جایی برای گردهمایی و جمع شدن مردم آن دیار به دور هم بوده است .
در قرون بعدی با شکل گیری میادینی همچون میدان نقش جهان اصفهان ، میدان گنجعلی خان کرمان ، میدان خان یزد ، ..... میدان به صورت عنصری قوی وارد عرصه های اجتماعی - سیاسی و اقتصادی مردم ایران گردید .میدان صاحب آباد تبریز یکی از میادین اولیه ایران بود که با کارکرد نظامی و به خاطر سان دیدن حسن شاه از لشکریان خود به وجود آمد و در دوره های بعدی رشد و گسترش یافت .
ساخته شدن این میدان به نبود چندین قرن فضای باز شهری در سیستم شهرسازی در شهرهای ایران پایان داد و فضای میدان با شکل و فرم جدید را وارد شهرهای ایران کرد.

میدان کنونی موجود بسیار کوچکتر از میدانی است که در متون تاریخی ذکر شده است که خود این مطلب دلیلی بر این ادعاست که تغییرات معماری و شهرسازی روی این عنصر هم تأثیرات ژرفی گذاشته است .

میدان به عنوان فضای مرکزی هر شهر در زمان حیات اصلی خود در عرصه های مختلف مانند سیاسی ، فرهنگی ، نظامی ، اقتصادی و حتی ورزشی فعل بوده و محلی برای انجام تمامی این کارها ،اما از نظر فرم و شکل فاقد هر گونه بدنه سازی و جداره سازی (مانند میدان نقش جهان ) بوده است و تنها با قرارگیری عناصر معماری از قبیل مسجد ، کاخ ، بازارو کلیسا در اطراف آن تعریف می شده است .

ميدانهاي موجود را در مباحثي همچون مكان يابي (تعريف مكان ) ، هويت و در نهايت شكل ميدان مي توان دسته بندي كرد.

تعریف مکان :

مکان بخشی از فضاست که به وسیله شخص یا چیزی اشغال شده و دارای بار معنایی و ارزشی است . اگر فضا امکان وقوع حرکت را می دهد ، مکان درنگی پدید می آورد .
هویت یک مکان ، آمیزه ای خاص است از روابط اجتماعی و بدین خاطر همواره بدون ثبات ، مجادله ای و چندگانه می شود .

متمایز شدن خصوصیات یک مکان از مکانی دیگر باعث می شود که افراد ساکن احساس نمایند که مکان زندگی آنها دارای کیفیات خاص است و ضمن علاقه به آن ، تمایل به تامین نیاز در داخل محدوده آن مکان داشته باشند ، چنین احساسی نسبت به محل زندگی احساس تعلق به مکان گفته می شود که جان لنگ آنرا به عنوان حس شهروندی نسبت به مکان تعبیر کرده است .

بدین ترتیب مکانها ، کانون های فضایی هستند که به کمک حوادث و رویدادهای معنی دار هستی در آنها تجربه می شود .
مرز و آستانه ، عناصر مکان را بنیان می نهند و آنها فضای گذاری را از یک قلمرو به قلمرو دیگر بوجود می آورند که می تواند در نوع خود بی نظیر باشد .یک آستانه ، مفصلی است که بین قلمرو گروه های مختلف قرار می گیرد .این مکان می تواند به صورت حد و مرزهای قطعی و روشن ، نظیر میدان مطرح شده و شکل و مفهوم خاص به خود گیرد که در این صورت در ارتقای هویت آن گستره ، تآثیری مثبت دارد .

وضعیت موجود :

در حال حاضر با تعریفی که از میدان وجود دارد و با تاریخچه موجود از این عنصر شهری ، کارکرد درستی از آن وجود ندارد ، چراکه میدان جایی است برای انسان و با انسان شکل می گیرد و با حرکت انسان حرکت را تعریف می کند .

در میادین امروزی که در ایران وجود دارد تعریفی جدید از آن به وجود آمده و آن حرکت دایره ای ماشینها به دور آن است ، که این مسئله با تعاریف میدان مطلبقت ندارد و اینکه نقش انسان در این میادین چه می شود ؟

ميدان امروزي ديگر جايي براي زندگي ندارد ، كسي را در داخل ميدان در حال حركت نمي توان ديد ، ديگر كسي در فضاي ابنماي ميدان و در زير سايه درختان آن استراحت نمي كند و تني آسوده نمي كند حال اين عنصر مطلوب ديگر رمقي براي جبران اين همه كاستي را ندارد و در نهايت تسليم شده است.

هویت :

امروزه شاهد این مسئله هستیم که هرجا میدانی در راستا و محور خیابانی شکل می گیرد ، آن میدان محلی می شود برای حرکت وسیله های نقلیه به دور آن و در نهایت آبنمایی و شاید فضای سبزی در میان آن که به کل صورت مسئله را پاک می کند و به جای آن سؤال جدیدی را ایجاد می کند که در واقع هدف از ایجاد این آبنما و فضای سبز که عملا هیچ دسترسی هم به آن نیست چه بوده و انسانی که روزی میدان را جایی برای جمع شدن ، شنیدن اخبار شهر ، مسابقات ورزشی و.... می دانسته ، امروز با این شکل جدید چه کند ؟

در اکثر میادین استفاده از المانهایی مانند مجسمه هایی نا مزون ، آبنماهایی نا متناسب ، فضای سبزی بی استفاده که فقط جهت تزئین استفاده شده و هیچ انسانی حتی اجازه ورود به آن را نداشته و در صورت ورود به آن با برخورد مواجه می شود .همین میادین روزگاری مردم را دور هم جمع می کردند و جایی برای تفریح و سرگرمی آنها بوده اند ، اما امروزه میدان جایی برای گذر است و نه جایی برای ماندن ،تفکر ، شادی و .....

نتیجه اینکه :

برای شناخت هر فضای معماری تعریفی وجود دارد که با آن تعاریف معنی کاربردی به آن فضا جنبه عملی می دهد و ما آنرا مبانی نظری می نامیم که به نظر می رسد در مورد میدان مبانی نظری ،تعریفی جدید پیدا کرده و دیگر به تاریخچه آن نظری نداریم و کاربری تازه ای نیز برای آن ساخته ایم .

امروزه اگرچه دیگر میدان فضایی برای تأمل برایمان پدید نمی آورد ، محلی شده برای گذر از زمان که ما نیز به نوعی به آن عادت کرده ایم و میدان را با این وضعیت قبول کردیم و ارتباط یکسویه ای نیز برقرار شده است . دلیل چنین مطلبی اینست که ، شناخت و معرفت معماری سنتی ،علوم و دانشهای مختلف را در غالب محدوده های محصور و بریده شده از دیگر مطالب می دانیم و نه در جهت تمام علوم و برای رساندن به کمال متعالی .

هرچه شناخت ما از گذشته کمتر باشد و علوم ما مقطع ، باید شاهد چنین مواردی نیز باشیم ، تمام عناصر معماری با یکدیگر در ارتباطند ، چه بسا میدانی بی هویت خیابانی بی هویت را پدید می آورد و خیابان ،ساختمان و فضای شهری بی هویت تری را . برای رسیدن به کمال باید خلق متعالی داشت و در سایه تفکر متعالی معماری را بنا کرد حال آنکه آن فضا ، فضایی شهری مانند میدان باشد ، که نمود بارزی از تفکر ، هویت و پیشینه معماری سنتی ما باشد .

ساغر كرم - محمد علي عرفانيان



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید