تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1542

پیشینه کوچ در بختیاری

سخن آغازین

 خانه به دوشی و سرگردانی هزاران ساله انسانهای اولیه که از راه شکار و ریشه گیاهان ارتزاق می کردند زمانی  به پایان رسید که اوضاع و شرایط اقلیمی و جغرافیایی به آن ها اجازه داد دور هم جمع شوند و به پرورش حیوانات و کشاورزی بپردازد.

پیشینه کوچ در بختیاری

اولین روستاها در آسیا در نواحی مرتفع مشرف بر دشتها- مانند نواحی زاگرس در امتداد جلگه بین النهرین- بوجود آمد زیرا در فصول سرد می توانستند در دامنه های دشت خوزستان به سر ببرند و در تابستان از هوای خنک و چشمه ساران کوهستان استفاده کنند.

     در عهدی که می توان آن را بین 10000تا 15000 سال ق .م قرار داد ، تغییر تدریجی آب و هوا صورت گرفت و عهد بارانی از بین رفت و عهدی که اصطلاحاً آن را عهد خشک می نامند و هنوز هم ادامه دارد ، جانشین آن گردید.

در این عهد ، انسان پیش از تاریخ که بیشتر در نجد ایران می زیست ، در سوراخهایی که در جوانب پر درخت کوهها حفاری می شد و به وسیله شاخه های درختان مسقف می گردیدند ، زندگی می کردند  و یا غالباً یکی از غارها یا پناهگاههای سنگی متعدد را ، که اغلب آنها عبارت از بستر زیر زمینی رودهای کهن بود، اشغال می نمود

     خشک شدن روز افزون دره ها که معلول پیشرفت دوره بی آبی بود، موجب تغییراتی ژرف در شرایط زندگانی انسان گردید . دریاچه عظیم مرکزی کوچک شد.

جانوارانی که در کوهها می زیستند به سمت چمنزارهایی که تازه پدید آمده بود فرود آمدند و انسان بوسیله شکار زیست می کرد و آنها را تعقیب می نمود و در دشت اقامت گزید و از این عهد که تاریخ آن را می توان در حدود هزار ه پنجم ق.م قرارداد می توانیم پیشرفتی را که در تمدن مادی ساکنان  نجد ایران رخ داده تقریباً بدون انقطاع تعقیب کنیم. 3 گریشمن ص35

     قدر مسلم و بنا به گفته ی بسیاری از محققان از جمله پیر آمیه ،جورج کامرون ، والترهینتس و... از اویل هزاره ی چهارم قبل از میلاد زندگی شهر نشینی در دشت سوزیان (خوزستان) و ادامه آن در شمال و شرق یعنی سرزمین کاسی ها و اوکسیان (بختیاری فعلی) که امتداد طبیعی بین النهرین و مرکز یکی از اولین تمدن های جهان به مرکزیت انزان و سیماش بود،  در سرزمین بختیاری آغاز گردیده است.

     پیر آمیه می نویسد: ... بابلی ها قسمت مرتفع سرزمینی را که در مشرق بابل قرار داشت، الامتو یاالام، یعنی کوهستان، و شاید کشور طلوع خورشید ، یعنی مشرق می نامیدند. کشور عیلام شامل خوزستان و لرستان امروزی، پشتکوه و کوهها و سرزمین بختیاری بوده است.

 بدین معنی که از مغرب به دجله، از مشرق به قسمتی از فارس ، از شمال به بابل، و از مشرق به اصفهان می رسیده است وچنانکه مشاهده می شود از دوقسمت کوهستانی و دشت تشکیل می شده است. قسمت اول که در شمال مملکت قرار داشته، (یعنی منطقه سردسیری فعلی بختیاری) بمناسبت وضع جغرافیایی، دست نخورده تر و باصطلاح ابتدایی تر مانده، در حالی که قسمت دشت، که دائماً با ملل متمدن زمان در تماس ، و در همسایگی آنها واقع بوده است، مرکز یکی از مهمترین تمدنهای ایران کهن گردیده است. ص2 تاریخ عیلام

  بطور قطع تمامی جمعیت جهان در ادوار اولیه بصورت نیمه یکجانشینی و کوچ نشینی زندگی می کردند. ولی در حال حاضر بخش عمده ای از جوامع انسانی در نقاط مختلف جهان در دو شکل شهرنشینی و روستا نشینی زندگی می کنند ولی در بسیاری از کشورها هنوز سکونت موقت و فصلی یا به عبارت دیگر، کوچ و مهاجرت در فصول مختلف از جایی به جای دیگر کم و بیش وجود دارد.

ایرانی ها نیز در سه شکل شهر نشینی روستا نشینی و کوچ نشینی زندگی می کنند، این امر در مورد اقوام مختلف (سه گروه عمومی آریایی ، سامی و ترک ) ساکن در ایران از جمله ترک ها، اعراب، بلوچ، کُرد  و همچنین قوم لر و بختیاری و... صدق می کند.

از آنجا که موضوع مورد بحث ما زندگی کوچ نشینی و سابقه آن در  بختیاری است در ادامه به بررسی علل و سابقه کوچ نشینی در بختیاری که هم اکنون در زاگرس میانی واقع در جنوب غرب ایران سرچشمه بزرگترین رودخانه های ایران یعنی زاینده رود و کارون و در غرب و شرق زاگرس میانی ساکن هستند می پردازیم.

علل کوچ در بختیاری

      آنچه مسلم است در گذشته های دور بشر قدرت و فن آوری لازم و کافی برای آن که تمامی مظاهر طبیعت و عوامل طبیعی مانند سرما و گرما را در تسخیر خود در آورد، نداشت و برای تأمین آب ، غذاو سایر ملزومات زندگی که استفاده از آنها اجتناب ناپذیر بود، مجبور بود خود را با شرایط طبیعت پیرامون وفق دهد و به همین دلیل زندگی در مناطق مختلف با توجه به فصول گرم و سرد را وجه همت خود ساخت که امروز ما به آن کوچ نشینی یا زندگی عشایری می گوییم.

 این طرز زندگی در میان تمام اقوام و در مناطق مختلف جهان و ایران وجود داشته و هنوز نیز - ولو بسیار اندک - وجود دارد. تمام قراین ، اسناد و منابع حکایت از آن دارد که بختیاریها از همان ابتدا  یکجانشین بوده اند و بعدها به دلایل مختلف، گروههایی از آنها زندگی کوچ نشینی را برگزیده اند.

     گروهی از پژوهشگران معتقدند که شیوه زندگی کوچ نشینی نخست از اروپا و شرق آسیا شروع شده است.دکتر وثوقی  می نویسد: از حدود 12000 سال پیش در پاره ای از نقاط جهان مانند خاورمیانه انسان به اهلی کردن حیوانات و نباتات پرداخته و وارد مرحله تازه ای از تکامل فرهنگی که دوره "تولید خوراک" نامیده می شود گردید.

شیوه زندگی چادر نشینی نخست در اروپای شرقی سپس در شمال شرقی آسیا پدیدی آمد و به زودی در دشتهای علفزار آسیای مرکزی و سرانجام در ناحیه بالکان دیده شد. جلگه های علفزار سراسر اروپا و آسیا ، اوکراین و حتی سرزمین مجارستان که تا کناره های دریای ژاپن گسترده است ، در جریان تاریخ تشکیلات سیاسی و کانونهای تمدنی پیاپی به خود دیده است که در نخستین هزاره پیش از میلاد بر بنیاد و اقتصاد عشایری بوده است.(گودرزی ص13 به نقل از کوچ نشینی امان الهی  مبانی ثروتی)

    فرانک هول ضمن بررسی دشت دهلران ، دشت رامهرمز و دشت ایذه می گوید: زیستگاه واقع در دشت رامهرز در سراسر نیمه دوم هزاره پنجم ق.م تغییراتی شبیه تغییرات بحث شده در ناحیه دهلران را نشان می دهد . در اینجا نیز همانند ناحیه دهلران مدارک باستانشناسی حاکی از کوچ روی یا چراگاه گردی به دست نیامده است. . . علاوه بر آن چشمه های بزرگ بسیاری در دشت رامهرمز وجود دارد و به نظر «سرتولی» زیستگاه اصلی نیمه هزاره پنجم بوده است .

 بر خلاف نواحی حاشیه ای خشک و سراسر جلگه ای نواحی واقع در کوهپایه های جنوبی بارندگی شدید داشت. در نزدیکی دشت ایذه [بختیاری] شیبهای کوهستان پوشیده از درختان بلوط است و تردیدی نیست که جنگلهای بلوط در نیمه هزاره پنجم ق.م دست کم بر همین روال بوده است.

    به هر حال در دشت قلعه تل [بختیاری] در 25 کیلومتری خود ایذه بر اثر شخم زدن و فرسایش و سنگهایی ترک خورده در آتش، سفالهای شوشان جدید در دشت وسیعی آشکار شد. از این روی، اگر هم محوطه های اردوگاهی احتمالاً بر جای مانده باشند تعداد شان مسلماً اندک است .

 بطور کلی از این دوره مدارکی بدست آمده که کاهش جمعیت ناحیه ایذه و بدنبال آن جابجایی در زیستگاه به همراه نشانه هایی از چراگاه گردی فصلی و شاید نوعی کوچ نشینی را نشان می دهد. (14) ص 292- 293 باستانشناسی غرب ایران - هول دفتر 10 ص 40

    رایت متذکر می شود که ویژگی این دوره[دوره عیلامی در سرزمین بختیاری] وجود شاخه های مجزای زیستگاههای کشاورزی در امتداد دامنه زاگرس بود، این زیستگاهها همراه با مدارکی از حضور رو به گسترش جوامع شبانی و احتمالاً کوچ نشین مستقر در دره های میان کوهی مانند پشتکوه و ایذه بود ، که اینک بر اساس سلسله مراتب سازمان یافته بودند. پس کوچ نشینی فزاینده احتمالاً یک واکنش عمومی در مقابل بی ثباتی سیاسی نیمه دوم هزاره چهارم بوده است ؛ این واکنش بعدها اهمیتی مستمر در ارتباطات کوهپایه و دشت داشت . ((15) فرانک هول باستانشناسی غرب ایران ص577دفتر 10 ص47 )

    در کتاب سیری در قلمرو بختیاری آمده است : مال امیر که هم اکنون ایذه نام دارد ، زمان عیلامی ها دارای اهمیتی بسزا بوده است و در دوره ساسانی نیز یکی از شهرهای آباد و پر جمعیت ایران بشمار میرفته است. حمد الله مستوفی می گوید: کرسی لر بزرگ [بختیاری] شهر ایذج بوده که "مال امیر" هم به آن گفته اند. مقدسی در قرن چهارم آنرا یکی از آبادترین شهرهای خوزستان نام برده است و گوید این شهر در دامنه کوهها قرار گرفته و عمارت حکومتی در محلی بنام "اسد آباد" واقع شده است. (16 سیری در قلمرو..192) دفتر2ص124)

     طبق نظریه مینورسکی (1945،ص 73) در دامنه زاگرس مرکزی حکومتهای متعدد و نه چندان بزرگی وجود داشته است . بلندیهای زاگرس در مناطق مرکزی با آبگیرهای فراوان و دره های مستعد برای کشاورزی می تواند کفاف تغذیه سالانه مردم بسیاری را بکند. اما برای کافی بودن محصولات ، استفاده صحیح از زمین شرط است . اقوام هند - آریایی که بدین نواحی روی می آورند ، مجبور بودند که (مانند ساکنان خوزستان و بختیاری) برای امرار معاش خویش ، طرز زندگی نیمه کوچ نشینی را پیشه کنند. این طرز زندگی بی شباهت به نظام زراعت در ییلاق نبود . (9) دیتر56

     بررسی اسناد و منابع حاکی از آن است که اقتصاد، تمدن و حکومت عیلام مستقر بخصوص در دوره دوم یا عصر طلایی این حکومت (بین 2225ق.م تا745ق.م) در سرزمین بختیاری متکی بر کشاورزی بود که از رودخانه های دامنه های زاگرس (کارون، زاینده رود، دز، جراحی و ...) مشروع می شده است در همین خصوص دیاکونف می نویسد: تأمین دولت عیلام که یکی از قدیمی ترین جوامع بوده و از لحاظ فنی بر زراعت مشروب از آب رود مبتنی بود. تاریخ ماد ص131

    همین منابع اشاره دارند که در دوره عیلامی در دامنه های زاگرس علاوه بر کشاورزی و مبتنی بر زراعت که لازمه زندگی یکجا نشینی است انواع درختان میوه نیز کاشته می شده است در همین خصوص در تاریخ جهان باستان آمده است: در دامنه زاگرس درختان میوه مانند سیب، گلابی ، به، گیلاس، هلو کاشته می شد. آ.کاژدتن نیکولسی و دیگران تاریخ باستان ج1ص250

    در علل شکل گیری زندگی عشایری و کوچ نشینی در جهان نقطه نظرات مختلفی ذکر شده است. گروهی علل و شرایط سیاسی و اجتماعی را عامل گسترش زندگی چادر نشینی می دانند. در همین خصوص درکتاب سیمای عشایر شرق لرستان آمده است: برخی از دیگر نظرات حاکی است که شرایط سیاسی اجتماعی زمان باعث راندن ده نشینان از روستا و پناه بردن به کوهها و دشت ها شده است و در نتیجه زندگی چادر نشینی بوجود آمده است. گودرزی ص13

    اینگه دمانت در خصوص نقش حکومت مغول درگسترش و تغییر وضعیت سکونت بختیاری از یکجانشینی به کوه نشینی و کوچ نشینی می نویسد: "در خلال حکومت اتابکان [لر بزرگ ،بختیاری] تمدن موجود به دست مهاجمان مغول  به کلی منهدم گردید." اینگه دمانت ص68 دفتر 11ص19

استاین یکی از پژوهشگران سکونتگاههای ماقبل تاریخ در همین خصوص می گوید: لرها که در چند قرن اخیر نیمه یکجا نشین بوده اند حیات یکجا نشینی داشته اند. (منابع جامعه شناسی، ثروتی ص260 گودرزی ص14 - دفتر آبی ص6(

    دیترامان نیز در مورد شیوه زندگی نیمه کوچ نشینی در قرن هفتم هجری و تأثیر حکومت مغول در رواج کوچ نشینی در بختیاری می نویسد : چنین برمی آید که درحدود قرن دهم میلادی (چهارم هجری) مردمان این منطقه بصورت دسته های کوچک اما متعدد و با طرز زندگی نیمه کوچ نشینی می زیسته اند جالب این است که عشایر کوه نشین با کوچ خود به مناطق دوردست (فارس) خو گرفته بودند. دفتر2 ص215 دیتر63 وی در ادامه می نویسد: خلاصه این که زندگی عشایری پیش از قرن 13میلادی در فارس شکل گرفته است.درمقابل،در بختیاری آن زمان زندگی ونحوه امرارمعاش مردم به شکل نیمه کوچ نشینی بود.تاثیرمغول درنواحی بختیاری بیشترتشکیلات سیاسی- اجتماعی ایل را دربرمی گرفت. دیترامان ص66 دفتر2ص216

    همین نویسنده در جای دیگر می گوید : نواحی زاگرس نشین مرکزی و یا بختیاری از نقاط کم جمعیت ایران محسوب می شود. شهرستانهایی چون ایذه، الیگودرز، فریدن، شهرکرد و بروجن که سرزمین های بالنسبه وسیعی را در بر می گیرد. در سال 1966 (1345ه.ش) تراکم جمعیتی حدود 6/17 نفر در هر کیلومتر مربع داشت ... این آمار نشان می دهد کوه نشینان فقط قسمتی از مردمان مناطق بختیاری را تشکیل می دهد. دفتر 2 ص226-

 اصغر کریمی نیز یاد آورمی شود: گویا بیابانگردی و کوچ نشینی این قوم [بختیاری] در زمان استیلای مغول و متأثر از فرهنگ آن ها بوده است. سفر به دیار بختیاری ص133 دفتر1 ص129

     از بررسی اسناد و منابع چنین برداشت می شود که زندگی کوچ نشینی زاییده زندگی یکجا نشینی مبتنی بر کشاورزی وزراعت است. با توجه به همین شواهد و قراین باید گفت که از لحاظ بوم شناسی گیاهی، وجود بعضی گیاهان مانند "فلومیس پرسیکا" در منطقه زاگرس بویژه زاگرس میانی - سرزمین  بختیاری وقوم لر -  شاهدی بر این مدعاست که کوچ نشینی در زاگرس میانی و سرزمین بختیاری برخاسته از ده نشینی مبتنی بر زراعت و کشاورزی می باشد.

 به عبارت دقیق تر زندگی کوچ نشینی بخشی از جمعیت بختیاری  یک امر ثانویه و چنانچه در سطور پیشین گفته شد معلول علل و عوامل سیاسی و اجتماعی بوده است. در این زمینه علاوه بر آنچه گفته شد شواهد و قراین دیگری نیز وجود دارد ، به عنوان مثال در زمان حکومت صفویه یکی از مناطق بختیاری که امروزه به بخش بازفت  نامبردار است بسیار آباد و دارای روستاهای زیادی بوده است. بطوریکه در حمله افغان ها حدود سیصد وشصت روستای این منطقه توسط سپاه افغان با خاک یکسان شده بود.

    دیتر امان در خصوص این واقعه تاریخی هنگامی که بختیاری ها در دفاع از اصفهان و حکومت صفویه به تنهای به مقابله سپاه محمود افغان پرداختند چنین می نویسد:

    تفرقه بین عشایر بختیاری و اختلاف با همسایگان و با حکومت مرکزی. برای اولین مرتبه بختیاریها در کشمکش اصفهان شکست سختی از محمود افغان خوردند (1722/ 1101ه.ش) در این زمان خان بزرگ  و فرمانده بختیاریها، حسن خان بختیاری بود که حدود دو هزار نفر از افراد وی کشته شدند.

"از بازفت خبر می رسد که 360 آبادی بختیاری در اثر حمله افغانها با خاک یکسان شده است."... البته شکست بختیاریها موقتی بود و به همین ترتیب استیلای نواحی صعب العبور و کوهستانی بختیاری نه برای پاشای موصل در دراز مدت ممکن بود و نه برای پادشاه. دیتر امان ص71 دفتر2ص219

    با توجه به این روایت چنین استنباط می شود که سرزمین بختیاری در آن زمان بسیاری آباد تر از روزگار ما بوده است و متأسفانه هرگز نتوانست آن عمران و آبادانی دیرین را بازیابد و این امر معلول ، مظالم و سیاستهای ویرانگر سلاطین ایران بوده است به دلیل اینکه علیرغم توسعه نسبی زیر ساختها در دهه های اخیر در منطقه فوق ، هنوز تعداد روستاهای این بخش به 30 روستا نمی رسد.

  بررسی اسناد و منابع تاریخی از ابتدای تاریخ تا امروز حاکی از آن است که سرزمین بختیاری مهد شکل گیری اولین حکومت ها و تمدن ها ، یعنی تمدن عیلام بوده است و شهرها و ایالتهای شوش ، انزان(ایذه) سیماش، پارسوماش (مسجد سلیمان) از مهمترین دولت شهرهای این تمدن بوده اند در دوره مادها نیز مهمترین بخش و حوزه حکومت مادها همان ماد بزرگ (ایالت پارتارکنا، پریتکان) که حوزه سردسیر بختیاری را در بر می گیرد و شامل استان فعلی چهارمحال بختیاری به انضمام شهرستان فریدن و ازنا الیگودرز می شده است - دو ناحیه اخیر به دلایل سیاسی در دوره رضا شاه از سرزمین بختیاری جدا و ضمیمه اصفهان و لرستان شدند، به طوری که شهر اصفهان یکی از روستاهای این ایالت محسوب می شده است.

پیشینه کوچ در بختیاری

 در دوره امپراتور جهانی هخامنشی چنانکه می دانیم دو دولت شهر پارسوماش (مسجد سلیمان) و انزان (ایذه) بختیاری مرکز استقرار و شکل گیری حکومت هخامنشیان بوده و کوروش خود را در کتیبه هایی از جمله کتیبه بابل پادشاه انزان (ایذه) می خواند.

در دوره اشکانیان و ساسانیان و ادوار بعد تا عهد  مغول نیز منابع مختلف حکایت از زندگی یکجا نشینی بختیاری دارد این موارد شاهد مثالی است که بختیاریها از ابتدای تاریخ بصورت دائمی ساکن شهرها و روستاها بودند. در دوره حکومت درخشان اتابکان بر سرزمین بختیاری (لر بزرگ) که منابع زیادی به شرح و توصیف آن پرداخته اند این سرزمین آنچنان آباد بود که بسیاری از گروههای ایرانی و غیر ایرانی مانند اعراب که بدلایلی در حوزه های قدیمی امپراتوری ایران از جمله سوریه که جزو امپراتوری ایران بود به سرزمین بختیاری مهاجرت کردند، که به گفته حمد اله مستوفی به دلیل آبادانی و وفور نعمت مورد «رشک بهشت » گردیده بود.بنا به گفته ابن بطوطه سرزمین بختیاری در دوره اتابکان و بخصوص در قرن هشتم بسیار آباد و پر نعمت بوده است بطوری که تعداد 150 مدرسه یا به عبارت دقیق تر یکصد و پنجاه مرکز علمی دینی و رفاهی وجود داشته که اولین آنها در شوشتر (مدرسه امام شوشتری) و آخرین آنها در فرخ شهر واقع در مرز بختیاری و اصفهان بوده است.

نقش حکومت هاو عوامل سیاسی در کوچ بختیاریها

     این شیوه زندگی آرام و پر رونق ، یکجا نشین و مبتنی بر اقتصاد کشاورزی و دامداری در سرزمین بختیاری ادامه داشت تا اینکه هجوم ویرانگر و فتنه انگیز مهاجمان ترک و مغول به راه افتاد و پای آنها از شرق و شمال شرق به ایران باز شد و سپس به مرکز و غرب ایران و از جمله سرزمین بختیاری نیز کشیده شد. هر چند که چندین جنگ بین سلجوقیان ، مغولان و اخلاف آنها یعنی  تیموریان با بختیاریها رخ داد ولی آنها هرگز بر سرزمین بختیاری مسلط نشدند و حکومت نکردند .

    ولی تمام شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که رسم و شیوه کوچ نشینی مغولان در اقوام مختلف از جمله بختیاری  ها تأثیر گذاشت و گروهی از این مردم شیوه کوچ نشینی پیش گرفتند که شاید دلیل مهمتر، برگزیدن این شیوه زندگی این بود که دشمن نتواند بر آنها دست یابد و لاجرم مجبور شوند حکومت مغولان را بپذیرند.

    از جمله شواهد و دلایل دیگر نقش عوامل سیاسی وحکومت ها در شیوه اسکان بختیاری ها می توان به دوره حکومت پهلوی اشاره کرد.

هنگامی که رضا شاه پهلوی به توصیه انگلیسی ها اقدام به سرکوب و مهار بختیاری ها کرد. ازجمله بخش کوچ نشین بختیاری را با اهداف سیاسی مجبور به تخت قاپو و اسکان اجباری کرد ولی بعد از آن که اربابان انگلیسی اش وی  را همانطور که به قدرت رساندند از قدرت ساقط و از ایران اخراج کردند ،گروههایی از بختیاریها که به زور مجبور به خانه سازی و اسکان اجباری در منطقه ای که مورد علاقه آنها نبود ، شده بودند، خانه های را که ساخته بودند خراب کرده و به عنوان یک اعتراض سیاسی ، شیوه کوچ روی را پیش گرفته اند.   

موارد و نمونه های یاد شده شواهدی هستند مبنی بر اینکه زندگی کوچ نشینی حداقل در بختیاری علل و عوامل سیاسی داشته است.

    در اینجا بد نیست روایت دیگری از دیتر امان آلمانی را که به خوبی نقش ویرانگر حکومت و عوامل سیاسی و جفاهای ایشان بخصوص حکومت پهلوی نسبت به بختیاری و واکنش سیاسی این قوم به این حکومت را ذکر نماییم:

   تغییر ساختار مجتمع های مسکونی ویژه، خود یادگار مهاجرت های اجباری دوران رضا شاه است. گستردگی منطقه های پر جمعیت در خوزستان و بطور کلی در فلات ایران ، محدوده طبیعی بختیاریها را تنگ تر کرده است.

 پیشرفت و توسعه ایران نوین بدون بختیاری ها ادامه داشت و کینه دیرینه[بختیاری ها از حکومت پهلوی] مانند سدی نمی گذاشت که جامعه بختیاری با سایر اجزا ایران یکپارچه شود. عشایر زندگی خود را هنوز هم به طریق یکصد و پنجاه سال پیش می گذرانید. دفتر 2ص236 عشایر کونشین ص183

سخن آخر

    چنانچه به استناد منابع مختلف گفته شد علل و عوامل کوچ نشینی و حرکت بین مناطق سردسیری و گرمسیری در فصول مختلف توسط بخشی از جمعیت بختیاری در درجه اول معلول علل و عوامل سیاسی و حکومتها بوده است . در این میان، حکومت وحشیانه مغولان در ایجاد این نوع زندگی نقش اصلی داشته است . بطوریکه در ادوار مختلف و با توجه به شیوه ونوع برخورد حکومت های مرکزی با بختیاری ها که همواره دارای حکومت محلی مستقل و گاهی نیمه مستقل تاسال (1316ه.ش) بوده اند در تعداد جمعیت کوچ نشین تأثیر داشته است.

بطوری که در دوره عیلامیان ، مادها، و هخامنشیان بیشتر جمعیت بختیاری یکجا نشین (شهر نشین و روستا نشین) بوده اند ولی در دوره حکومت های مهاجرین ترک و مغول (سلجوقیان و مغولان و تیموریان)  بدلیل آن که، این مردم نمی خواستند زیر بار این حکومت ها بروند جمعیت کوچ نشینی افزایش یافته است. ولی در دوره حکومت سیصد ساله اتابکان و یا دوره صفویه جمعیت بختیاری بیشتر یکجا نشین بوده اند.

 نتیجه اینکه پدیده کوچ نشینی حداقل در میان بختیاری یک پدیده ثانویه و تابع علل سیاسی و نوع حکومت ها بوده است.

     درخاتمه بد نیست بدانیم ؛ سرزمین واقعی بختیاری شامل استان چهارمحال بختیاری فعلی و بخش های مهمی از استان های اصفهان، خوزستان، لرستان - اگر کهگیلویه و بویر احمد ، بوشهر و بخشی از استان فارس را نادیده بگیریم- واقع در زاگرس میانی که از شمال و جنوب به فلات مرکزی (اصفهان) و جلگه خوزستان محدود می شود از همه گونه امکانات زندگی مانند آب فراوان ( رودخانه های کارون ،زاینده رود ، دز  و...  ) دشت های حاصلخیز، جنگلهای انبوه برای تأمین سوخت و چوب برای مصارف ساختمان و سایر موارد ، انواع وحوش برای شکار تآمین غذا و ... همچنین قرار گرفتن در منطقه ای که ضمن داشتن ویژگیهای منحصر به فردی که شرح آن گذشت خود به کشوری می ماند که از لحاظ آب و هوایی گرمترین و سردترین و پر بارش ترین مناطق را در خود دارد.

سردسیرترین و پر بارش ترین نقاط مانند کوهرنگ و شهرکرد در سردسیر و گرمترین نقاط کشور و پر نعمت ترین شهرها مانند اهواز (جلگه خوزستان) در جنوب آن قرار دارد. علاوه بر همه اینها همجواری با جلگه بین النهرین - مرکز اولین تمدن ها در جهان - باعث شد اولین تمدن ایرانی یعنی حکومت و تمدن عیلامیان (انزان سوسونکا) و پس از آن ماد و هخامنشی در این سرزمین بوجود آید.

      می توان زندگی نیمه یکجا نشینی بخشی از جمعیت بختیاری ها را الهام گرفته از شیوه زندگی اسلاف آن ها یعنی عیلامی ها، و بخصوص هخامنشیان دانست ،که علیرغم برخورداری حکومت هخامنشی از مدنیت بالا و پیشرفته و با وجود توان مهار قوای طبیعی ،خود را با شرایط آب و هوایی وفق داده ودر فصول سرد و گرم تغییر مکان داده و دارای پایتخت های زمستانی در ایذه و پارسوماش و بعدها فارس و تابستانی در همدان و پارتاکنا بودند.

      نکته مهم دیگردر مورد کوچ بخشی از بختیاری (که ممکن است در دیگر اقوام مصدلق نداشته باشد) این جابجایی بین سردسیر و گرمسیر علاوه برای تأمین علوفه برای چرای دام ، این است که بختیاری هم در گرمسیر و هم سردسیر دارای زمین کشاورزی و خانه مسکونی هستند و در هر دو محل علاوه بر دامداری به کشت وزرع نیز می پردازند و دارای مالکیت زراعی هستند واقدام آنها به کوچ از گرمسیر به سردسیر وبالعکس  علاوه بر تأمین علوفه و رهایی از سرما و گرما برای برداشت محصولات کشاورزی در این دو منطقه می باشد.

منبع: نشریه پژوهشی تاریخ و فرهنگ سرزمین بختیاری
بررسی و نوشته: داوود حیدری(محقق و نویسنده بختیاری)ـ 1391
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

استان مرتبط : چهارمحال و بختیاری  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید