تاریخ آخرین ویرایش : پنج شنبه،18-9-1395
تعداد بازدید :101

پیش درآمدی بر تعامل محیط کالبدی و محیط اجتماعی

 

سخن ماه مهر:دکترغزال راهب - رئیس پژوهشکده معماری و شهرسازی، مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی

در زندگی اجتماعی نوع بشر، پدیده‌های عینی یا مفاهیم ذهنی‌ای وجود دارد که افراد یا گروه های انسانی ملهم از خاستگاه‌های تاریخی، اقلیمی، فرهنگی یا حتی روانی خود تفسیرهایی متفاوت و متکی بر «برساخت» های ذهنی خود ، از آن پدیده های عینی یا ذهنی کم و بیش واحد می‌کنند.
ساماندهی «فضا»، مشتمل بر فضای درون و برون که به «معماری و شهرسازی» تعبیر می‌شود، در این دامنه قرار می‌گیرد. مقوله‌ی معماری و شهرسازی را گروهی در ساحت هنر جای داده، برخی، صناعت برمی‌شمارند و گروهی دیگر در پیوند با علوم، قرار می‌دهند.
نوشتار حاضر قصد ندارد به تحلیل تاریخی و واژه‌شناسی مسأله بپردازد. بلکه به‌دنبال آن است که نگاهی مجمل بر تأثیر خاستگاه‌های فکری و تعبیر و تفسیر مقوله‌ی معماری و شهرسازی بر مسیر رشد و کیفیت محیط مصنوع داشته‌باشد. معماری و شهرسازی، ظرف زندگی است. اعتقاد به این‌که این ظرف، یک کلیت پایان یافته نیست و همگام با مظروف خود درحال شکل‌گیری، تکمیل و حتی تغییر دائم است، شرط لازم برای ورود به بحث حاضر است که در قالب سلسله مباحثی پی‌گیری خواهد شد.
این نگرش، به‌نحوی در قالب دیدگاه «دوگانگی ساختار» آنتونی گیدنز معنا می‌شود که ساختارها را برآمده از عاملیت انسان می‌داند و هم، لازمه‌ی عاملیت انسان.
به عبارتی‌، فقط محیط‌های مصنوع اعم از شهر، روستا و ساختمان نیستند که بر حد حرکت و بالندگی ساکنان تأثیرگذارند؛ بلکه ساکنان به واسطه آن‌چه طلب می‌کنند، آرمانشهری که می‌جویند و برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند نیزقد و اندازه‌ی سکونتگاه خود و میزان مطلوبیت آن را تعیین می‌کنند و محیط مصنوع همواره حاصل کنش متقابل کالبد و اجتماع است. این کنش متقابل در دو مرحله بروز می‌یابد: اول در شکل‌گیری فضاهای کالبدی در مقیاس شهر و روستا و محله و ساختمان و در پاسخگویی به خواست‌های ساکنان و جریان جاری زندگی و دوم، در پذیرش و گسترش الگوها در بستر جامعه.
چنین رویکردی، معماری و شهرسازی را از مقوله‌ای «ذهنی» خارج ساخته و تبدیل به امری اجتماعی می‌کند. معیارهای ارزشگذاری در این نگرش، صرفاً معطوف به عالم خیال و تجلی آن در عالم واقع و پذیرش آن در زمره‌ی هنر نشأت گرفته از مفهوم خیر ، نیست. برخلاف رویکردی که به‌عنوان مثال، دنیس دنوگو در تعریف هنر مطرح کرده و آن را مکاشفه‌های رازگونه و فارغ از تحلیل‌های علوم طبیعی برمی‌شمرد. در این دستگاه فکری، میزان پیوند با عالم الوهیت و امر قدسی (به‌عنوان شاخصه‌های هنر والا از ساحت ذهنی)، چنانچه در ناخودآگاه جمعی جامعه پذیرفته شده‌باشد، در دو مرحله‌ی وقوع و پذیرش و گسترش، بروز یافته و حتی به اعتلا می‌رسد. یعنی، معیارهای سنجش اثر خوب در این دستگاه فکری، در پیوند با بستر حدوث اثر معنا می‌یابد.
از طرف دیگر، این رویکرد به‌دنبال یک ذهن خلاق و نبوغ فردی هنرمند نیست؛ آثار هنری شاخص، در این نگاه گرچه به‌عنوان نمونه‌های ارزشمند تلقی می‌شوند؛ اما شاخص نقد کیفیت عمومی‌محیط مصنوع به‌شمار نمی‌روند و نمی‌توان آن‌ها را به‌تنهایی به‌عنوان نماینده اجتماع پذیرفت.
این دستگاه فکری- که به‌جرأت می‌توان گفت می‌تواند نقش سازنده‌ای در بالندگی ظرف زندگی، یعنی مقوله معماری و شهرسازی داشته باشد- در یک وجه، نیازمند پیوند حوزه‌ی هنر و صناعت و حتی علوم در محمل طراحی محیط اعم از شهر و ساختمان و پرداختن به آن، به‌عنوان یک پدیده عینی، در کنار حفظ اهمیت خاستگاه‌های ذهنی آن است که این موضوع را باید در ساحت عمل متخصصان و برنامه‌ریزان دنبال کرد. اما، در وجه دیگر که به نظر اثرگذارتر و از درجه‌شمولیت بالاتری برخوردار است، وابسته به متن جامعه است؛تبلور این اندیشه در متن جامعه که هریک از ساکنین باید خود را در مقام تحلیل‌گر محیط مصنوع به‌شمار آورد و کیفیت مطلوب فضای زندگی، اعم از فضای خصوصی و عمومی‌را حق خود برشمرد و برای احقاق این حق تلاش کند.
مایه‌ی شکل‌گیری و قوام و رشد این نگرش بر «آگاهی جامعه» استوار است که اگر نباشد یا طرح موضوعی صورت نمی‌گیرد و اگر هم بگیرد، مانند بسیاری موارد دیگر در جامعه، موجی خواهد بود که بادهای سوگرایانه آن را به هرسو که بخواهد خواهد برد و نهایتا به فنا خواهد کشاند…
فقط آگاهی از مفاهیمی‌همچون «حقوق شهروندی»، «کیفیت زندگی»، «کیفیت محیط کالبدی»، «خانه مطلوب»، «حس تعلق»، «حس ایمنی و امنیت» و بسیاری از مفاهیم دیگر است که جوششی درونی در جامعه برمی‌انگیزد، ساکنان را نسبت به اتفاقات پیرامون خود حساس می‌کند؛ معماری و شهرسازی را به واقع، تبدیل به امری اجتماعی می‌کند و ساختارهای علمی، صنفی، مدنی و اجتماعی را به ادای احترام به خواست‌های برحق ساکنان وامی‌دارد تا در مقام پاسخگو به دنبال راهکارهای واقع‌گرایانه برآیند و این موضوع به خودی خود به اعتلای همه‌ی وجوه مرتبط با حوزه‌ی معماری و شهرسازی در ساحت علم، حرفه و صناعت نیز خواهد انجامید.

موضوعات مرتبط : سخن ماه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید