تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،12-7-1396
تعداد بازدید :283

چالش فرهنگی جوان‌گرایی مدیران

 

درحالی‌که با فرارسیدن فصل بازنشستگی مدیران نسل انقلاب اسلامی، شاهد تأکیدهای فراوان سران کشور بر اصل جانشین‌پروری با تحول به سوی جوان‌گرایی در رده‌های ارشد مدیریت دولتی و قانون‌گذاران مجلس شورای اسلامی هستیم، مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی در معافیت مقامات کشوری از قانون عدم به‌کارگیری بازنشستگان، لزوم بررسی همه‌جانبه امکان حضور جوانان در مناصب ارشد اجرائی را بیش‌ازپیش آشکار می‌کند. 
نگاه به چنین تغییر و تحولی حدودا از ١٠ سال گذشته آغاز شده، اما در عمل محصول این نگرش، میوه نارسی است که هنوز آن‌طور که باید کام جوانان مستعد و توانمند کشور را شیرین نكرده است. آنچه در این سال‌ها شاهد بوده‌ایم، حضور انگشت‌شمار جوانان در مناصب مدیریتی و تصمیم‌سازی کشور، تحت نفوذ روابط ژنتیکی دو جریان سیاسی غالب بوده است. اینک نیز در دولت دوازدهم روایت‌های گسترده‌ای از مقامات درباره لزوم به‌کارگیری جوانان در حوزه‌های ارشد اجرائی شنیده می‌شود. 
حال باید دید در قرن بیست‌ویکم که بنابر نتایج مطالعات بین‌المللی در باب شاخص سرمایه‌های انسانی، «استعداد» عامل اصلی رشد، رقابت‌پذیری و نوآوری خواهد بود و توسعه اقتصادی کشورها در گرو حفظ استعدادها، جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی و توسعه زیرساخت‌های فناورانه بوده و دسترسی عموم به اطلاعات و اشتراک محتوا بر بسترهای نوین ارتباطی از الزامات آن است، چگونه می‌توان با ذهن دیروز، فردایی بهتر ساخت که توان رویارویی با رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی را داشته باشد. 
در شرایطی که متأسفانه کشور ما با رقم بالایی از خروج متخصصان و نخبگان علمی به‌عنوان یکی از معضلات اجتماعی، اقتصادی و آموزشی مواجه است، مهارت‌مندی، دریافت اصول حرفه‌ای و تعلیم و تحصیل علم مدیریت برای مستعدانی که هنوز از کشور مهاجرت نکرده‌اند تنها با آموزش همگانی به دست نمی‌آید. باید پذیرفت که توجه و کشف جوان دارای ژن مدیریت به‌سادگی توصیه و اعتماد به ژن خوب نیست و باید ایمان آورد که اولی را عمدتا در میان فعالان بخش خصوصی و دانشگاهی و دومی را در بخش حاکمیتی و دولتی می‌توان یافت. اینجاست که باید از خود بپرسیم چگونه است در کشورهای توسعه‌یافته، افراد کاردان از بخش خصوصی و مستقل برای مقاطعی به بدنه دولت جذب می‌شوند، ولی در کشور ما مدیران سابق و اسبق دولتی هستند که به‌وفور در سطوح مدیریتی بخش خصوصی و دولتی حضور دارند. 
از سوی دیگر صلاحیت و شایستگی، عامل گماردن جوانان در مناصب مدیریتی و سپردن امور به آنها به‌شمار می‌رود، اما سؤال اصلی اینجاست که مبنای احراز شایستگی جوانان برای تصدی سطوح اجرائی و قانون‌گذاری چیست؟ تخصص، مهارت، توانمندی و اعتقادات، یا جنسیت، سوابق، گرایش‌ها و توصیه‌ها؟ آیا توانسته‌ایم از بدیهیات عبور کنیم یا کماکان دل در گرو کارگروه‌های گزینش حراست سازمان‌ها بسته‌ایم؟ 
در سال‌های اخیر که شبکه‌های اجتماعی رفته‌رفته از ابزاری برای سرگرمی تبدیل به اصلی‌ترین راه ارتباطی در دنیا شده‌اند و بستر بسیاری از کسب‌وکارها و روابط بین‌المللی را فراهم آورده‌اند، در کشور ما ضریب نفوذ استفاده از شبکه‌های اجتماعی حدود ٨٠ درصد تخمین زده می‌شود. در این شرایط به‌سادگی می‌توان بخش زیادی از نخبگان و جوانان مستعد را که ظرفیت اداره فردای کشور را دارا هستند، با استناد به تصاویر و محتوای شخصی موجود در شبکه‌های مختلف اجتماعی ناصالح خواند. برای نمونه از این دست می‌توان به حاشیه‌های اخیر برکناری رئیس يكي از فدراسیون‌ها یا رد صلاحیت نماینده جوان منتخب یکی از کلان‌شهرهای کشور، هر دو به بهانه انتشار عکس‌های خصوصی‌شان اشاره کرد؛ موضوعی که هنوز هم به نتیجه نرسیده است. آیا براساس این قاعده قرار است مدیریت کشور در آینده فقط به گروهی از طیف فرهنگی خاصی از جوانان کشور تعلق داشته باشد؟ اگر چنین باشد بازهم با تهدید انتصابات ژنتیکی و گزینشی روبه‌رو خواهیم بود و طیف گسترده‌ای از نخبگان و جوانان مستعد را به دایره امور مملکتی راه نخواهیم داد. بنابراین اصلح است به موازات آموزش الگوهای سالم فرهنگی به کاربران شبکه‌های اجتماعی و تأکید بر حفظ آداب و حریم خصوصی و آموزش سواد رسانه‌ای به جوانان، اندکی فضای کلی حاکم بر نسل‌ هزاره و پس از آن نسل را در محاسبات مربوط به امور جانشین‌پروری ملحوظ نظر قرار داده و ارزش‌های متفاوت فرهنگی و اجتماعی جوانان را بپذیریم و برخوردی واقع‌گرایانه و حمایتی با آن داشته باشیم. 
بی‌شک نگرانی از نفوذ ارزش‌های غلط در میان صاحبان آینده مناصب کشور شرط عقل است، اما اندیشیدن و به‌روزرسانی افکار مدیران ارشد و تصمیم‌سازان امروز در کنار آموزش و اعطای فرصت به جوانان، تنها مسیر پیش‌روی توسعه کشور است. فرصتی که نتایج ملموس آن را در دستاوردهای هسته‌ای دانشمندان جوان خود شاهد بوده‌ایم. همچنین هرگز از یاد نخواهیم برد که نسل مدیران جوان انقلابی دیروز، بدون چشمداشت و با کمترین تجربه‌ها، در عرصه‌های بزرگی مدیریت کرده‌اند که برخی از آثار آن در تاریخ این کشور همواره جاودانه خواهد ماند. کافی است استعدادهای جوان را دریابیم، پرورش دهیم، بپذیریم و به آنها اعتماد داشته باشیم. 

 

توفان عزیزی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید