تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1380

نمونه ای "سهل و ممتنع" در کالبد معماری ایرانی.

سهل و ممتنع نامی بود که یک معمار از دوستان دکتر میرفندرسکی و خانم ایشان، فتانه نراقی به پروژه ی مسابقه ی بانک شاید صادرات در تهران داده بود. و ایکاش ساخته می شد چون این پروژه ی ناکام کیفیات زیادی در بر داشت. در آن زمان؛ شاید نیمه ی دوم سالهای 70، دانش و مفهموم اکولوژی در معماری مدرن زیاد برسر زبان ها نبود و کسانی که معماری سنتی را پاک کنار گذاشته بودند نیز در هیچ جایی آن را لحاظ نمی کردند. بخاطر نمی آورم داریوش و فتانه در این باره ی اکولوژیکی بودن پروژه صحبتی کرده باشند اما خود معنای کالبدی پروژه، به نوعی ایرانی و درونگرا، اکولوژیکی بود. بیشترین صحبت این معماران خوب ما در باره ی مفهوم خود بانک بود. آن ها در برابر بانک های شیشه ای و شفاف موضوع  بانک را مانند"صندوق" مطرح می نمودند. و این موضوعی درست بود زیرا مکانیزم بانک به هیچ وجه شفاف نیست که کالبد معماری آن بتواند باشد و شفافیت کالبد بانک ها در دنیا یک کذب، دروغ و فاجعه ای در مخ طراحان چاپلوس آنهاست، هرکه می خواهد باشد. سهولت طرح در این بود که همه چیز از یک مکعب مستطیل بلند آغاز می شد. یک چهارم از آن جدا شده و روی قطر مربع لغزیده و به فاصله ای در همان محورها قرار می گرفت. آنگاه یک چهارم از همین "یک چهارم" جدا شده حذف می شد تا یک فضای بینابینی و یک حیاط سبز نسبتا بزرگ شیشه ای میان این دو کالبد، که حالا به شکل L بودند، ایجاد شود. پوسته ی "صندوق" از بیرون سخت و تقریبا دربسته و گاه عبوس و تهاجمی،  درست مانند سرمایه ی مالی سرمایه داری بخصوص که قصد دارد از نوع صادراتی اش در بازارهای جهانی باشد، اما در درون نرم و شفاف بود. این جا فضای بزرگ ورودی ها قرار داشت، با ارتباطات و پل ها و تسمه ها در طبقات. در طبقات درونی فضاهای خالی و دوپلکس زیاد بود و کف ها را از پوسته جدا می کرد. یک معماری مدرن اما با ماهیتی برگرفته از معماری درونگرای فلات کویری ایرانی و با داشتن یک باطری آفتابی بزرگ زمستانی، یا باغ سرسبز پر از سایه ی تابستانی در میان. برنده نشد. که اگر ساخته می شد نمونه ای در کنار موزه ی بزرگ خراسان در مشهد می شد تا کمکی برای هوویت یابی معماری بد بخت ما باشد. و چون "به همین سادگی" و به همین سهولت بود منع شد. ممتنع بودنش در سهل بودنش نهفته بود که بر آن چیره شد. طراحی آن شارت و شاید دو هفته بیشتر طول نکشید. فرصتی برای نگاهی مجدد پیش نیامد و در آخر کار این فکر که L  کوچکتر، که مکان مدیریت و دیوانی بانک بود، می توانست کمی بچرخد و از دو محور X-Y  بیرون برود تا شاخص تر و گیرا تر گردد. در آنصورت گوشه ای از یک دکانستراکشن در معماری مدرن از نوع ایرانی خلق می شد. اما نه این شد و نه آن. 
بهمن 1392- فرخ باور
عضو مرتبط : فرخ باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید